“شده بود وقتايي که شمال مي ريم زير بارون جوجه درست کنيم.. ولي امروز تو خونه خودمون، زير نم نم بارون... روي زغال آتيشي منقل، جوجه سرخ کرديم! اونم با کره... واي که چه دودي راه افتاد.. دود لاي قطرات بارون ويراژ مي داد و مي رفت به آسمون... جاي همتون خالي”
November 7 at 8:03 am
-
Link