با وجود اصابت گلوله های مستقیم وقتی بعثی ها می فهم اند وی زنده است پس از شکنجه و شکستن دنده ها تیر خلاص به وی می زنند و یک ماشین را روی می رانند .. /////// .. جاده ماندهِ ست و منو این سرِ باقی مانده ... رمقی نیست در این پیکر باقی مانده .. نخل ها بی سرُ شط از گل و باران خالی ست ... هیچ کس نیست در این سنگر باقی مانده ... گر چه دستُ دلُ چشم ام همه آوار شده ... باز شرمنده ام از این سر باقی مانده ... روز و شب گرم عزاداری شب بو ها ایم ... منو این باغچه ی پر پر باقی مانده ... پیشکش باد به یک رنگی ات ، ای مرد ترین ، آخرین بیتِ در این دفتر باقی مانده ... تا ابد مرد ترین باش و علمدار بمان ... با تو ام ای یَل نام آور باقی مانده
- 4visit