Sign in or Join FriendFeed
FriendFeed is the easiest way to share online. Learn more »
ابتدایی که بودیم یکی از بچه ها که باباش دکتر بود نمی ذاشت با دست آب بخوریم.یه لیوان خریده بود،همیشه اول خودش آب می خورد میداد به بعدی،از طرف دیگه اش که دهنی نیست آب بخوره.همین جوری بیست نفر آب می خوردیم همه هم فکر میکردیم دهنمون رو جای دهن دیگه ای نذاشتیم و دیگه وبا نمی گیریم
یکدیگر را می آزاریم بی آنکه بخواهیم،شاید بهتر آن باشد که دست به دست یکدیگر دهیم بی هیچ سخنی.
شما یادتون نمیاد تو مدرسه تا یه ماه بعد تغییر ساعت،هر روز همه یه ساعت دیر می اومدن،هی اعلام می کردن به ساعت جدید بیایین،باز نمی فهمیدیم.آخرش گفتن پدسگاساعتی که رادیو میگه.تلویزیون هم نبود که
یه دختره گریه میکرد امروز.امروز از دانشگاهمون اخراجش کردن.یه دختره بهش دلداری میداد.یه پسره که من بودم داشت نگاهشون میکرد.یه چیزایی هست که اشک آدمو درمیاره.اخراج شدن نه،اما دیدن اینکه یکی واسه اخراج شدن به یکی دلداری بده از اون چیزاس.
دست خدا وجود داره.تقدیر هست وگرنه چقدر امکان داره وقتی تو میری یه جا یکیو ببینی اون فقط پنج دقیقه رفته باشه دستشویی و تو دوستشو ببینی و زندگیت قشنگ از این رو اون رو بشه. این قصه اصلا هم عاشقانه نیس.مزخرفه.روزمره است.اما دست خدا که توش هست اذیتم می کنه
کلی عاشقتم مونده تو قلبم که اگه بگمشون همه میگن:عشق دروغی.همه مطلب مینویسن که عشق چقدر هرز شده.الکی شده.هیشکی نمیگه چه قلب گنده ای.شاید اصلا قلب گنده وجود نداره.ولی قلب من پر از عاشقتم هاست که یه چیزای مسخره ای مثه عرف جلومو میگیره
... هیشکی بدم نمیاد که همه ادم باشن؟ همه واسه همدیگه ادم باشن. هیشکی دختر نباشه،بیوه نباشه،پیرپسر نباشه،مطلقه نباشه. به هر خوشتیپی بگن خوشتیپ،به بعضی خوش تیپا نگن بزک کرده و به بعضی ها ... همه ادم باشن.چه دختر چه پسر
از ناموس بدم میاد و از هر چیزی که منو یاد حرفای ضد زن و ضد مرد بندازه.اگه یه پسری رو خیره به یه دختر ببینم از پسره بدم میاد.اگه دختره بیاد بشینه کنار یه پیرزن که یواشکی داره زیر چادرش ذکر میگه و خودشو جمع کنه،از دختره بدم میاد.پیرزنه اگه زل زنه به ماشین اخرین مدل یه مرتیکه ی خوش تیپ،از پیرزنه بدم میاد. دیوونم نه؟ من دیوونم که میگم فقط وقتی از...
اصلا مهم نیس امروز روز خوبی داشته ام یا نه.با یه میل،یه اهنگ غمگین حالم بد میشه.یاد تمام کسایی می افتم که بهم بد کردن.کافیه دوباره یه جوک بخونم تا هار بشم تا یاد همه ادم خوبای دورم بیفتم.سست عنصر کلمه احمقانه ایه.من سست نشدم دنیا خیلی وحشی شده.مزخرف نمیگم وحشی بودنو فقط می تونی با گلوت حس کنی
خیلی سخته کسی به یه جایی برسه که فکر کنه ادمای دور و برش همه عوضی ان.می خوام خوب باشم فقط واسه اینکه به ادمای دو و برم بگم اقا معرفت هنوز نمرده. خیلی مهمه که اخرین کس دور و بری هات باشی.یه روز اخرین بودنت همه چی رو به اونها برمی گردونه
عشقو گدایی نکن.تا حالا صدبار اینو شنیدم.تو فیلما ،کتابا.حتی ادمای معمولی هم اینو یاد گرفتن.حالم از این جمله بهم میخوره همون قدر که از سیاست.وقتی دلت هوای یکیو کرده حتی اگه باهات مثله یه سگ رفتار کرده باشه باید بببنیش و اینو بهش بگی.خودخواهیه.می دونم.ولی از این سیاست بازیا بهتره.هر چی باشه می ارزه به اشک ریختن با دیدن یادگاریا
حالم بده،ولی نمی خوام با کسی حرف بزنم.اخه هر کی تا اینو بشنوه یه پیشنهاد چرند میده.نمی خوام کسی بگه چیکار کنم که حالم خوب بشه.می خوام وقتی اینو شنید.ساکت تو چشمام نگاه کنه.اینقدر نگاه کنه که هردوتامون گریه مون بگیره.
از یاداوری خاطرات بدم میاد که اگه تلخ باشن ناراحتت می کنه و اگه شیرین،تموم شدنش عصبیت.فقط خوبیش اینه که وقتتو پر میکنه.هر چی تندتر این زندگی نکبتیو بگذرونه خوبه.خوبه که سرم شلوغه،خوبه که هزار تا کار دارم و هزار تا فکر و خیال.خوبه که هزار تا دوست دختر داشته باشی و چون نمی دونی با کدوم بری سینما،همیشه تنهایی بری فیلم ببینی.هم اینا خوبه و منم خوبم...
ما ادمای بدبختی هستیم.وقتی میگم ما نمی دونم منظورم،ما ایرانیاس یا ما نسل سومیا یا هر گروه دیگه ای که منم جزوشم.ما بدبختیم چون همیشه شب نداریم که تو تاریکیش زل بزنیم به چراغا.همیشه روز نداریم تا بشینیم زیر سایه درختا.همیشه تولد دوستمون نیس که سورپرایزش کنیم.ما بدبختیم چون همیشه همه چی میگذره.بدبختیم چون بدبختیامونم می گذره و نمیشه توش خفه شیم.
-اقا!سر کلاس جای اس ام اس بازی نیس -اس ام نیس دکتر،توییت می کنم -پس اشکال نداره،ادامه بده! خنده حضار
عجله کن.تا دوازه وقتی نمونده.عجله کن ثانیه هات داره تموم میشه.نباید بدون تلف شدن بگذرن.خوابت میاد به درک.باید وقتتو تلف کنی.یالا زنگ بزن به دوست دخترت.یالا عبادت کن.یالا کتاب بخون.یالا عوضی.دارن میگذرن.خسته ای که به درک.اصلا بیا گریه کنیم.اینجوری به سرعت رویا تلف میشن.گریه کن بدون اشک.
خسته میشیم از زندگی.مهم نیس قهوه تلخ خوب بود یا نه.مهم نیس شام خوب بود یا نه.مهم نیس زندگیت داره سگی پیش میره یا پروانه ای.مهم نیس یه کسیو که دوستش داشتی و نابودت کرده.الان داری هر روز می بینیش یا نه.مهم نیس کارای اداریت خوب پیش بره یا نه.خسته می شیم و خسته که باشیم باید زار بزنیم،تا جلو عوق زدنمونو بگیره.فقط همین
تولد هر کس باید جزو چرند ترین روزاش باشه.که ندونه از اینکه داره عمرش میره شاد باشه یا از اینکه این زندگی چرت زود می گذره شاد.بیست و سه سالمه.بیست و سه سال خیلیه و تا اخر عمرمم خیلی مونده.این خیلی،واقعا حوصله هر کسی رو سر میبره.روز تولدمه و دوست دارم به عنوان کادو اجازه داشته بشم عوق بزنم به همه روز تولدا
حرف،حرف میاره و اینقدر این ادامه پیدا می کنه که به زر زدن می رسه.بدم میاد خوشمزگی کنم چون اخرش مجبور میشم معذرت خواهی کنم.اصلا به من چه یه دختر ار کلمه ی چشمک ناراحت میشه.حوصله ندارم حد خودمو رعایت کنم.گو بابای همه ناراحتا.حس حرف زدن بیشتر از این نیس.حرف،حرف میاره پس لطفا همه بنویسین.تا هوای ازاد بیاد
حرف،حرف میاره و اینقدر این ادامه پیدا می کنه که به زر زدن می رسه.بدم میاد خوشمزگی کنم چون اخرش مجبور میشم معذرت خواهی کنم.اصلا به من چه یه دختر ار کلمه ی چشمک ناراحت میشه.حوصله ندارم حد خودمو رعایت کنم.گو بابای همه ناراحتا.حس حرف زدن بیشتر از این نیس.حرف،حرف میاره پس لطفا همه بنویسین.تا هوای ازاد بیاد
فردا یکه مهره.بعدشم دوم مهر.یعنی تولد من.نمی دونم تولد من تو شلوغی یک مهر گم میشه.با برعکس.چه اهمیتی دارن هر دو.اولین روزی که یه جای گندی به اسم مدرسه و دانشگاه باز میشه همون قدر روز مزخرفیه که اولین روزی که من پامو دنیا گذاشتم.دوس ندارم کسی هم بهم تبریک بگه اخه مجبور میشم روز تولدشو حفظ کنم تا منم تبریک بگم.چه رسم گهی.
تو دلم رخت می شورن.کاملا بی صدا.بدون کوچکترین لرزش.دلم یکی از بهترین لباسشویی های دنیاش.فقط اب چرک ها رو پمپاژ می کنه تو چشام.حالم به هم می خوره از همه چیز،اخه نمی دونم چیکار کنم.چقدر بده هر کسی خودش مسیول گندایی که زده.خیلی بده.من میخوام برگردم به کودکی که کسی گندام رو به دل نگیره،اخه من یه گند تمام عیارم
یه جمله ای بود می گفت اگه نمی تونی کسی رو فراموش کنی بدون اونم به یادته.گوینده اش یه احمق به تمام معناس.چون امید الکی داره میده.واقعا چرند گفته.می تونم حتی ثابت کنم.چرند گفته ولی کاش حتی این چرند رو نمی گفت.
یه وقتایی اتفاقایی می افته که ادم میگه کار خدا رو ببینا.ولی ایناش مهم نیس.یه دوستی که عاشقشی خیلی وقت پیش بهت گفته گمشو.توام گم شدی،که اون شاد باشه.جوری گم شدی که هیچ خبری ازش نداشتی.امروز صبح یکی زنگ میزنه و میگه اون دوستت بود.امروز جلسه دفاع داره.یه دفه همه چیز از جلو چشات رد میشت.مثه فیلما.مثه فیلما میری تو فکر.بدیش اینه نمی دونی خوشحال باشی یا...
هی باید به خودم یاداوری کنم که اینجا دنیاس.گور بابای جوجه فیلسوفا که الان میگن مگه خودت به خودت یاداوری کنی.می خوام بکنم.شما هنوز تو جواب خالق مورسو موندین ولی هنوز دهنتون بازه. اینجا دنیاس،بوی پست مدرن داره.مهمم نیس جزو چرندیات پست مدرنه یا نه.مهم اینه که اینجا دنیاس یعنی تو می میری.به زودی.
شاید باورت نشه ولی من هیچوقت عصبی یا خوشحال نمیشم.همیشه خودم انتخاب می کنم که الان عصبانی باشم یا شاد.سختیش همین جاس،گاهی نمی دونم کدومو انتخاب کنم.کدوم نقشو.شایو من یه دیوونیه مضخرف باشم ولی بودنم دست خودم که نبوده پس ببند دهنتو.
هیچ چی جالب تر از این نیس که خودت می تونی به خودت فکر کنی.به حرفات،کارهات.خودت می تونی در مورد خودت بنویسی.من به این میگم فکر کردن.واسه همین همیشه می پرسم تو می تونی فکر کنی؟
بعضیا ادم بدی نیستن ولی لجنن.اخه حوصلتو سر می برن.بعضیای دیگه قابل پیش بینی ان.اینا چرند ترین ادمان.اگه یکی اونقدر ساده باشه که حوصلت سر بره که سرش کلاه بذاری میگن ادم خوبیه.اما اگه زبل باشه و اون سرتو کلاه بذاره و نتونی تلافی کنه افسرده میشی.حالا هر دوتاتونو همه کثیف می دونن.
Other ways to read this feed:Feed readerFacebook