نويسنده هايي که ناشرها سراغ شان رفته اند و براي کتاب نوشتن و رمان نوشتن هل شان داده اند کم نيستند. برايتان پيش آمده نوشته هايي را خوانده ايد و با خود گفته ايد اي کاش از نويسنده اش رماني، داستاني چيزي مي خوانديد، اي کاش از نويسنده اش الان کتابي توي کتابخانه تان بود. بعد حتماً برايتان پيش آمده که به آدمه بگوييد چرا نمي نشيني رمان بنويسي؟ طرف حرفتان را جدي نمي گيرد. مي گويد مرا چه به رمان نوشتن. مي گويد کو وقت؟ اما اگر شما يک ناشر درست و حسابي بوديد و ازش مي پرسيديد چرا نمي نشيني رمان بنويسي، کارت را ول کن و از من حقوق بگير و در عوض تا فلان تاريخ رمانت را تحويلم بده، طرف جدي تان مي گرفت و روي پيشنهادتان فکر مي کرد و کلي هم ذوق زده مي شد. اگر شما ناشر بوديد فکر مي کرديد اين کار هزينه زيادي مي خواست؟ هزينه زيادي مي خواست که در سال روي چهار پنج نويسنده سرمايه گذاري کنيد و بعد کتاب هايي منتشر کنيد که هم بازار خودش را داشته باشد و هم چيزي گير ادبيات بيايد؟ اصلاً کدام نويسنده ايراني را ديده ايد که ناشري کشفش کرده باشد؟
- alimali
مشايي تاکيد کرد؛ اگر اين نگاه را داشته باشيم که قد انسان تا خدا کشيده مي شود بنابراين بايد عميق تر به تاريخ نقد وارد کنيم و انگشت اتهام را به تاريخ نشانه ببريم. وي با انتقاد از کساني که تاريخ را آن گونه که هست پذيرفته اند، گفت؛ هر کسي تاريخ را آن گونه که هست پذيرفته است، نسبت به خدا توهم دارد. مشايي تاکيد کرد سخنم مربوط به گذشته نيست بلکه براي آينده است و ادامه داد؛ اتفاقي جديد در دنيا در حال وقوع است و شرايط کاملاً تازه و جديد است. رئيس دفتر احمدي نژاد معتقد است اين شرايط کاملاً ناشناخته است و گفت؛ جهان تا امروز مديريت نشده است. ظاهراً راننده هست اما مسير معين نيست. مبدأ مشخص نيست. مقصد هم مشخص نيست و وقتي مسير اين گونه هست چه کسي مي تواند مسير تحولات فزاينده را که در سراشيبي تندي هم قرار گرفته است و سرعت تحولات هم به دليل شتاب فزاينده اش بيش از گذشته است، مديريت کند؟
- alimali
علیرضا there are so many songs in me that won't be sung/ I feel the bitter taste of tears upon my tongue/ the time has come for me/ to pay for yesterday/ when I was young.