نويسنده هايي که ناشرها سراغ شان رفته اند و براي کتاب نوشتن و رمان نوشتن هل شان داده اند کم نيستند. برايتان پيش آمده نوشته هايي را خوانده ايد و با خود گفته ايد اي کاش از نويسنده اش رماني، داستاني چيزي مي خوانديد، اي کاش از نويسنده اش الان کتابي توي کتابخانه تان بود. بعد حتماً برايتان پيش آمده که به آدمه بگوييد چرا نمي نشيني رمان بنويسي؟ طرف حرفتان را جدي نمي گيرد. مي گويد مرا چه به رمان نوشتن. مي گويد کو وقت؟ اما اگر شما يک ناشر درست و حسابي بوديد و ازش مي پرسيديد چرا نمي نشيني رمان بنويسي، کارت را ول کن و از من حقوق بگير و در عوض تا فلان تاريخ رمانت را تحويلم بده، طرف جدي تان مي گرفت و روي پيشنهادتان فکر مي کرد و کلي هم ذوق زده مي شد. اگر شما ناشر بوديد فکر مي کرديد اين کار هزينه زيادي مي خواست؟ هزينه زيادي مي خواست که در سال روي چهار پنج نويسنده سرمايه گذاري کنيد و بعد کتاب هايي منتشر کنيد که هم بازار خودش را داشته باشد و هم چيزي گير ادبيات بيايد؟ اصلاً کدام نويسنده ايراني را ديده ايد که ناشري کشفش کرده باشد؟
- alimali