“سیر نمیشوم ز تو ای مه جان فزای من ... جور مکن جفا مکن نیست جفا سزای من ... با ستم و جفا خوشم گر چه درون آتشم ... چونک تو سایه افکنی بر سرم ای همای من ...(بعد می پرسی چرا پایان نامه ام رو در مورد مولانا می نویسم؟) یه بار اینو بخون. من که ملحد سرگردونم ته دلم میلرزه،تو دیگه تکلیفت معلومه مرد مومن”