جکومت هاي ديکتاتوري با ترس است که حکومت مي کنند. حکومت هاي ايدئولوژيک بر فکر مردم حاکمند، پوپوليست ها بر شکمشان. ديکتاتورها اما تنها بر جسم مردم حکومت مي کنند با ترس از شلاق از زندان از چماق و از گلوله. بعد فکر مردم رها مي شود از جسم در بندشان، غوطه ور مي شود در روياي آزادي و آنقدر به عمق مي رود که ديگر در بند جسم نيست.
- Ali
محمد تقی کروبی، فرزند مهدی کروبی، در گفتوگو با رادیو فردا از حمله نیروهای انتظامی و حکومتی و شلیک مستقیم گلوله گاز اشکآور به پدرش در راهپیمایی ۱۳ آبان خبر داد و مسئولیت هرگونه اتفاق برای این نامزد معترض انتخابات را به عهده مقامات جمهوری اسلامی دانست. محمد تقی کروبی گفت: «آقای کروبی مطابق با وعدهای ک به مردم داده بود، در راهپیمایی روز ۱۳ ابان حضور یافت و به سمت میدان هفت تیر حرکت کرد اما متاسفانه نیری انتظامی و بخشهایی از نیروهایی که در آنجا حضور داشتند مانع رفتن وی به میدان هفت تیر شدند و درگیریهای نیز صورت گرفت.»
- Ali
مگر نبودند بلاگنویسانی همچون سمیه توحیدلو، وحید آنلاین، حنیف مزروعی، مهدی محسنی و… که در این راه دربند شده اند و در به در گردیدهاند؟! آیا اهدای این جایزه، به نویسنده وبلاگ “خانه دلبر” – که به صراحت میتوان گفت اکثریت قاطع بلاگنویسان و بلاگخوانان فارسی، وی را تا این زمان نمیشناختند! – نوعی کم ارزش جلوه دادن تلاش این عزیزان نیست؟! آیا بهتر نبود، که اصلاً این جایزه به شخص خاصی اهدا نمیشد تا اینکه به دم دستترین فرد تعلق گیرد؟!
- Ali
من که عمری درد دين داشته ام و درس دين داده ام. از بيداد اين نظام استبداد آئين برائت می جويم و اگر روزی به سهو و خطا اعانتی به ظالمان کرده ام از تو پوزش و آمرزش می طلبم.
- Ali
اگه فک میکنی بازجو به تاریخ خیلی اهمیت میداده و یا ابطحی پارسال تو زندان بوده یا پارسال این عکس رو این لباس ها رو محض خنده پوشیده بوده کاملا درست میگی!
- *مطلع*
مطلب فوق کاملاً جدی است و اگر خودم با گوش خودم از شبکه یک تلویزیون نشنیده بودم باورم نمی شد یک رئیس دولت اینها را بگوید. اما من در این رابطه 4 سوال دارم
- Ali
خواندن متن های بلند کار آسانی نیست. اما وقتی متن ارزیدنی است باید خواند. حالا من مصاحبه حمید دباشی را خوانده ام. خیلی طولانی است (20 صفحه /12 هزار کلمه). اما نکته های درخشانی دارد. فکر کردم این نکات را از دید خودم برگزینم، فشرده کنم و تیتر بگذارم و آسانخوان تر در دسترس دوستان بگذارم. حمید دباشی در این مصاحبه به طور قطع خود را در مقام یک اندیشور جنبش سبز تثبیت کرده است:
- Ali
لاريجاني: « براي اثبات آزار جنسي بازداشت شدگان، كروبي مدرك بياورد.» جماعت در صف طولانی مرغ کوپنی ایستاده بودند. زنی که نفر اول بود به فروشنده گفت(با لهجهٔ مامانم اینا): «آقا من مرغ استرالیایی میخوام!»
- Ali
میشه بگی چطور عکس و فیلم می ذاری منکه هر چی عکس و فایل اینجا آپ میام کنم ارور میده
- mohamadsd
این رو من در خوشمزه (دلیشس) به لینکهام اضافه کردم و فرفر اتوماتیک ویدئو رو اضافه می کنه. تا جایی که می دونم اگه از بوکمارکلت استفاده کنید خیلی راحت می تونید ویدئو رو اضافه کنید
- Ali
آقای سعادتی اتاق طرف را نشانم می دهد. وارد می شود. جوانک به زحمت روی صندلی بند شده. زیر یکی از چشمهایش کبود است. چند جای صورتش زخمی است و روی پیراهنش لکه های خون هست. موهای فکلش که همیشه حرصم می داد به هم ریخته و مجعد است. روی یک صندلی روبرویش می نشینم. قبل از اینکه من زبان باز کنم با نیشخندی می پرسد: - «کار اداریت که می گفتی اینه بابا؟»
- Ali
- اگر شما تا کنون عکس دیجیتال گرفتته اید به احتمال قریب به یقین جاسوس هستید. 2- اگر تا کنون اخبار و عکسهای حوادث اخیر را برای دوستانتان ایمیل کرده اید قطعاً جاسوس هستید. 3- اگر تاکنون سایت یا وبلاگ ساخته اید نوکر بیگانگان هستید. 4- سایتهای فیسبوک و توییتر عوامل صهیونیسم جهانی هستند و اگر شما عضو آنها هستید پس خیانتکار هستید.
- Ali
به نظر من از روز روشن تر است که نیروهای نظامی و سپاهی که باید پشتیبان نظام باشند به محلی برای خطرهای آتی نظام تبدیل شده اند. آنها به نمونه رضایی دارای فکر استراتژیک و منطق روشن اند، یا مانند قالیباف دارای مدیریت شهری قدرتمندی هستند، یا مانند لاریجانی مردان دیپلماسی کشورند. طبیعی است که نتوانند درک کنند این تازه از راه رسیده ها که دور آقا جمع شده اند از چه صلاحیتی برخوردارند؟
- Ali
من به رفیقم می گم اینها کین؟این مردم که اینقدر هستن؟ که اینقدر خسته نمی شن؟ که اینقدر انرژی دارن و خشم؟ که اینقدر نمی ترسن. خانم چادری کنارم از ته جون داد می زنه:" دولت کودتا، استعفا ، استعفا" من خسته ام. گارد ویژه یه اسپری فلفل می زنه توی چشم. یکی دورتر یه گار اشک اور شلیک می کنه سمتمون. من هنوز ایستاده ام. همه صورتم گر گرفته. یکی دستم را می کشه چشمهام دارن کور می شن. من ولی نمی ترسم.
- Ali
این روزها و با شرایطی که در صدا و سیما وجود دارد لزوم یک رسانه که واقعا ملی باشد مطرح شده. دوستانی در این زمینه پیشقدم شدهاند و در حال فعالیت هستند. در گفتگویی که با چند تن از دوستان داشتیم ایدهی یک بازی وبلاگی پیشنهاد شد که در آن انتظارات خودمان را (بعنوان افرادی که مخاطب چنین رسانهای خواهیم بود) از رسانهی ملی بنویسیم. در این بازی سعی بر این خواهد بود که به این سوالات جواب دهیم:
- Kamangir
عکسهایی از تجمع تحاد برای ایران در دوسلدورف
- Ali
from Bookmarklet
عکس سمت راست خانمی بود که از فامیل های سهراب اعرابی بود. متنی که این خانم به آلمانی خواند اشک به چشم خیلی ها منجمله من آورد. عکس های دیگر را می توانید در وبلاگ ببینید
- Ali
تجمعات مختلفی برای روز شنبه ۲۵ جولای (سوم مرداد) در نقاط مختلف دنیا ترتیب داده شدهاند. من به همراه چند تن از دوستان در تجمع دوسلدورف شرکت خواهم کرد. شما کجا میروید؟
- Ali
from Bookmarklet
می گویید بی بی سی هست. صدای امریکا هست. هست. درست. اما حرف من این است که با همه احترامی که به هر دوی این شبکه ها می گذارم ما بعد از سی سال نباید منتظر انگلیس و آمریکا باشیم تا صدا و تصویر ما و جنبش ما باشند. امروز ایرانیان به اندازه کافی از نظر عدد و ثروت و البته از نظر آگاهی و همبستگی در حدی هستند که بتوانند رسانه ای ایرانی تاسیس کنند. و باز با همه احترامی که به هر دو شبکه دارم باید بگویم اگر فیلمها و تصویرهایی که مردم از جنبش خود فراهم کردند نبود این دو شبکه چه داشتند که نشان دهند؟ مردم آنها را تغذیه کردند. ولی هر دو رسانه در دایره نیمه بسته ای از کارشناسان خود و در چارچوب محدودیت هایی می چرخند که رنگ جنبش را و رنج مادران و جوانان و کوشندگانش را نمی تواند نشان دهد.
- Ali