ممنون بانو سیما عزیز ،دارک بلو عزیزو نادر خان گل که همیشه مشوق و راهنمای من بوده ،هست و خواهد بود
- apar(اپر)
عالی شده اپر جان، اما جای اولی خالیه، به نظرم اونقدر خوب بود که رو هوا بردنش:)
- شوالیه ناموجود
اپر کارت خیلی قشنگه، یه سوال! تاحالا بافت سلولهای بدن رو زیر میکروسکوپ دیدی؟ اینا خیلی زیبا شبیه سلولهای بدن هستن زیر میکروسکوپ. برا هر تابلوت من میتونم بگم به بافت کدوم قسمت بدن نزدیک تره
- jingil
نه نادر خان اونو خیلی دوست دارم .اونو زدم تو اتاق الان ی فید موقت میدم ببین &ممنونjingilعزیز
- apar(اپر)
گفتم که اون و یکی رو هوا برده، نگو خودت از همه خوش سلیقه تر بودی، ضمن اینکه کار اول همیشه معنای دیگری برای آفرینندهاش داره/// همه کارش رو خودت کردی و من فقط از ذوق زدگیهام برات گفتم، بازم ممنون
- شوالیه ناموجود
آقا من يه نكته كنكورى بگم: يه پارتنر خوب ميتونه تا دويست گيگابايت براتون صرفه جويى كنه :دى
- jandark
فتوشاپ رو باز کنید، اول یک کپی از عکس بگیرید (تا عکس اصلی دست نخورده باقی بمونه)، بعد ایمیج سایز و «دی پی آی» این فایل کپی را پایین بیارید تا به حجم دلخواه برسید، البته کیفیت نسبت به عکس اولیه به شدت پایین میاد.
- بامداد
تبدیل فوریه بگیر. سیگنالشو ذخیره کن. هم رمز نگاریه هم کاهش اطلاعات
- ◄نرمولک!
from FFHound(roid)!
یک اسکریپت جمع و جور بنوییسن که تک تک عکسها رو بده به دستور convert که عکس رو کوچیک می کنه یا کیفیتش رو می یاره پایین یا هر چیزی که می خوای
- جادی
دقت کن که سوال دو بخشه: حجم یک عکس رو چطوری می شه کم کرد (از طریق پایین آوردن کیفیت یا از طریق کوچیک کردن ابعاد). سوال دوم اینه که چجوری می شه همون کار رو روی چند ده / چند صد عکس پیاده کرد
- جادی
اگر بخوايى من يه اكشن ميتونم برات بنويسم تو فتوشاپ كه اعمال دسته جمعى بكنى براى كاهش حجم، ولى يه سرى مشخصات راجع به عكسها بده
- jandark
apar(اپر) جان منظور جناب "حضرت" از gz همون gzip هست که یک روش فشرده سازی فایلها توی لینوکسه فک نمیکنم بتونی استفاده بکنی - من نسخه ویندوزشم ندیدم/ولی کلاً کارش درسته ! خیلی درست -دی
- shekarlab
ممنون از همه دوستان عزیز(جودی,شکوفه* دختر بهار* ,jandark ,ووووزلا,بامداد,◄نرمولک!,جادیshekarlab, ) که راهنمایی کردند .حجم عکس ها بین ۱ مگا بایت تا ۳ مگا بایت است که توی ۱۳۰ فایل ذخیره شده .یکی یکی سالها طول میکشه :)همون بخش دوم سوال جادی عزیز مورد نظر میباشد :)فتوشاپ هم بلد نیستم jandarkجان :)
- apar(اپر)
بدون افت کیفیت و تغییر اندازه میزان فشرده سازی خیلی کم خواهد بود. برنامه رایگان زیر رو نصب کنید، کل فایل ها رو انتخاب کنید، کیفیت و اندازه رو هم مشخص کنید. برنامه به صورت گروهی فایل ها رو پردازش میکنه
- Jinus
بگرد ببین برنامه ای برای تبدیل عکس به سیگنال پیدا میکنی یا نه. اینجوری حجم عکس هات بدون افت کیفیت یک سوم میشه. من دسترسی به نت درست حسابی ندارم
- ◄نرمولک!
from FFHound(roid)!
طرفدار زیاد داری ها (: اگر هنوز نشده وارد فاز دایرکت بشو (:
- جادی
ممنون ژينوس جان، اق سهيل و نرمولك عزيز/دارم همه رو امتحان ميكنم(:/خودم هم نميدونستم جادي جان(: /سپاس از لطف همه، بوس واسه همتون :***
- apar(اپر)
from iPhone
اپر جان، حضور ندارم. میبینی که چجوری فید میفرستم. :دی
- فرخزاد
فدات بشم بافومه جان ،دوتا کار قبلی رو هم اگه وقت داشتی ببین .نظرت برام مهمه .اگه وقت کردی کامنتای تابلو اول رو نگاه کن که اینا چجوری خلق شدن .منتظر میمونم تا هر وقت که تونستی ;)
- apar(اپر)
یک لحظه تصور کردم تصویر امام نقی را کشیدید، لپ تاپ را سر و ته کردم دیدم نه
- pirzad javani
خیلی خوبه..این فیدارو ادامه بده اپر..دنبالش میکنیم
- میلاد آبادانی
علی جان از اینکه خوشت اومد خوشحالم .همیشه به من لطف داشتی;)
- apar(اپر)
خواهش اپر جان، واقعا خوشحالم که دوستی مثل تو دارم :)
- ﻋﻠﯽ.ﺑﺎ
رامتین جان من اصول نقاشی رو نمیدونم .قبلا با مداد طرح میکشیدم ولی اینا رو بدون فکر میکشم .به قول نادر خان نویی خط خطی رو کاغذ بدون فکر .بعد از اتمام تازه میبینم چی شد .چیزای زیادی توش پیدا میکنم :)
- apar(اپر)
ددد اینم که همش اسپرم داره ، خیلی بانمکه ، ایول ، آفرین
- Hadi
علی جان دوستی با شما واسه من افتخاره :)
- apar(اپر)
ممنون بهرام جان .این همه چیز اون تو هست ،فقط به اسپرمها توجه نکن ;)
- apar(اپر)
آره ، برداشت من ، یه آقا هست که اسپرم ها دارن میرن ازش بیرون ، چندتا تخمک با قیافه های نگران و ترسیده
- Hadi
نمیدونم چرا، ولی با دیدن این نقاشی ناخودآگاه به یاد پارچه های باتیک افتادم. مخصوصا باتیک های اندونزی،
- آرام
هم از نظر نوع طرح و ایده و حس و هم از نظر نوع نقاشی
- آرام
مجموعه کاملش رو میشه ببینی آرام جان بعد نظرتو بگی ؟
- apar(اپر)
فکر میکنم که نظرم خیلی عوض نشده باشه؛ هنوز هم به نظرم بسیار زیبا هستند :) همه رو دیدم، البته این رو هم بگم که من سررشته ای در هنر و خصوصا نقاشی ندارم. و خصوصا سمبل شناسی. اما خیلی برام جالب بود، نمیدونم چرا، ولی همون حسی رو به دست آوردم که از دیدن هنرهای مردم اندونزی بهم دست داد. استفاده از نمادهای خوب و بد، خیر و شر. نمادهایی که به طبیعت نزدیک هست. این حس رو هم در بعضی نقاشی هاشون، و...
more...
- آرام
درضمن، یک سوال، :) چرا یکی از نقاشی ها رو امضا نکردید؟
- آرام
ممنون آرام جان .)نه نرفتم ولی اینارو بدون فکر کشیدم ،توی تابلوی اولم توضیحش رو دادم .ممنون از راهنماییت .حتما یه نگاهی به طرح هاشون میندازم.امضا کردم آرام جان :)
- apar(اپر)
بالی/ اندونزی یک فرهنگ خیلی خاصی داره، به احتمال زیاد براتون باید جالب باشه. // یکی شون هست که امضا نداره
- آرام
میرزا آقا خان کرمانی: اگر یک جلد کتاب از 24 جلد کتاب بحار الانوار علامه مجلسی را در هر کشوری انتشار بدهند ، دیگر امید نجات برای آن ملت کم است . حالا تصور کن که هرگاه 24 جلد از این کتاب در میان ملتی منتشر شود
- apar(اپر)
به محض ازدیاد بصیرت, یکی از حدیث های مهم این بحارالانوار را نقل می کنم که مُشت نمونه خروار باشد . علی علیه السلام در غزوه صفین ، قصد عبور از نهر فرات را داشت ولی معبرش معلوم نبود . به نصیر بن هلال فرمود برود کنار فرات ، واز طرف من ماهیی به نام کرکره را صدا کن ، و از او محل عبور را بپرس . نصیر اطاعت نمود و بر کنار فرات آمد و فریاد برآورد که یا کرکره ، بالفورهفتاد هزار ماهی سر از آب بیرون...
more...
- روشنگر
رفتم ، مرا ببخش و مگو او وفا نداشت.... راهی بجز گریز برایم نمانده بود.... این عشق آتشین پر از درد بی امید.... در وادی گناه و جنونم کشانده بود.... رفتم ، که داغ بوسه پر حسرت ترا.... با اشک های دیده ز لب شستشو دهم.... رفتم که نا تمام بمانم در این سرود.... رفتم که با نگفته بخود آبرو دهم.... رفتم مگو ، مگو ، که چرا رفت ، ننگ بود... عشق من و نیاز تو و سوز و ساز ما... از پرده ی خموشی و ظلمت ، چو نور صبح... بیرون فتاده بود یکباره راز ما... رفتم ، که گم شوم چو یکی قطره اشک گرم... در لابلای دامن شبرنگ زندگی..... رفتم که در سیاهی یک گور بی نشان.... فارغ شوم زکشمکش و جنگ زندگی.... من از دو چشم روشن و گریان گریختم.... از خنده های وحشی طوفان گریختم..... از بستر وصال به آغوش سرد هجر.... آزرده از ملامت وجدان گریختم.... ای سینه در حرارت سوزان خود بسوز.... دیگر سراغ شعله ی آتش زمن مگیر.... می خواستم که شعله شوم سرکشی کنم.... مرغی شدم به کنج قفس بسته و اسیر.... روحی مشوشم که شبی بی خبر ز خویش.... در دامن سکوت به تلخی گریستم..... نالان ز کرده ها و پشیمان ز گفته ها.... دیدم که لایق تو و عشق تو نیستم
- apar(اپر)
این اجراش را هم من خیلی دوست دارم http://www.youtube.com/watch... خدا در خواب رؤیا بار خود بود ، بزیر پلکها پنهان نگاهش ، صدایم رفت و با اندوه نالید ، میان پرده های خوابگاهش ؛ ولی آن پلکهای نقره آلود ، دریغا،تا سحر گه بسته بودند ، سبک چون گوش ماهی های ساحل ، به روی دیده اش بنشسته بودند ...
- NIA
بیا عزیزم بیایک تکه هیزم دیگر در آتش بینداز،کمى گوشت و لوبیا بار کن،بعد برو سراغ اتومبیل و چرخ هایش را عوض کن،بعد جوراب هایم را بشور،بعد لباس هایم را رفو کن،بعد بیا کنارم بنشین !و پیپ ام را پر کن،اما نه!اول پیژامه ام را بیاوربعد یک قورى چاى دیگر دم کن،همه اینکارها را که کردى،حالا به من بگو:دردت چیه که مى خواى طلاق بگیرى؟من با بچه خواهرت بازى...
نکردم؟هر شب او را ماشین سوارى نبردم؟به تو اجازه ندادم ماشینم را بشویى؟به تو نگفتم که دارى چاق مى شوى؟چرا نمى فهمى ؟که همه اینها از نظر یک مرد یعنى عشق؟حالا بیا و کنارم بنشین،اما نه!لطفاً قبل از آن لباس هایم را اتو کن،پیژامه ام را بیاورغذایم را بپزبعد یک قورى دیگر چاى دم کن، بعد به من بگو:دردت چیه که مى خواى طلاق بگیرى؟لعنت بر هرچه فمینیست!/شل سیلوراستاین
- apar(اپر)
سوداه چرا اینقدر خشنی :) آماده بلاک و انساب..با گفتگو میشه همه چی رو حل کرد خب /راستی چرا فمنیستا عمدتا پرایوتند؟ مگه مبارزه نمیکنید؟ چرا زیر زمینی آخه..آها یاد منبود..انقلابات عظیم دنیا هم از هسته های زیرزمینی شروع شد
- میلاد آبادانی
با توام....................روت رو کم کن و بیا بغلم کن!
می دانم به چه داری فکر می کنی ... تنها راه این است که سعی کنی با چشم یک #زن دنیا را تماشا کنی.آن وقت می بینی کارها چه راحت پیش می رود . زن ها قبول کردند شکست خورده اند از مردها و زندگی.چون این طوری راحت تر می توانند پیروز بشوند بر آن ها و مشکلات شان . آن ها بلدند از دردهای شان شادی ،و از خشم شان آرامش ،و از شکست های شان پیروزی ، و از نفرت شان عشق...
و از نقطه ضعف شان ، نقطه ی قوت بیرون بکشند . یک اندام عجیب در آن ها هست که دردها و زخم های شان را با بزاق شان تبدیل به لذت و زندگی می کند . اگر نسل بشر امروز این جاست فط کار آن هاست . نامردها آن قدر باهوش اند که حتا این را به رخ خودشان و صاحب احمق شان نمی کشند . زن ها غول هایی هستند که از ترس مان توی چراغ های جادو حبس شان می کنیم و بعد می خواهیم ازشان که ما را به آرزوهای مان برسانند ."
- apar(اپر)
یه خانمی با ماشین خودش تو جاده داشت رانندگی میکرد.یه آقایی هم داشت با ماشین خودش تو همون جاده تو باند مخالف رانندگی میکرد.وقتی این دو به هم رسیدندخانم شیشه ی ماشینش رو پایین میکشه و خطاب به آقا فریاد میزنه حیووووووووون.آقا هم بلافاصله داد میزنه میمووووووون. هر دو به راه خود ادامه دادندو آقاهه کلی به خاطر واکنش سریع و هوشمندانه ای که نشون داده...
بودخوش به حالش شده بود فقط وقتی سرپیچ بعد رسید..................نتیجه ی اخلاقی:مردها هیچوقت واقعا نمی فهمند که #زن ها دارن تلاش میکنند چی بهشون بگن!!!!!!!
- apar(اپر)
خیلی دردناک بود. گاو بیوفته رو آدم بدتر از تصادف با تریلی هست. یادم باشه اگه خانمی موقع رانندگی بهم گفت حیوون بهش بگم ممنون بابت حسن توجهتون :))
- Roozb3h بابای خشی
در زمان های بسیار قدیم ، #زن و مردی پینه دوز ، یک روز به هنگام کار بوسه را کشف کردند . مرد دستهاش به کار بود ، تکه نخی را با دندان کند .به زنش گفت : بیا این را از لب من بردار و بیانداز . زن هم دستهاش به سوزن و وصله بود.آمد که نخ را از لب های مرد بردارد ، دید دستش بند است ، گفت : چه کار کنم ، ناچار با لب برداشت ؛ شیرین بود ، ادامه دادند!
مردها بی دل و جراتن ، نمی خوان با مشکلات زندگیشون رو به رو شن ، دلشون می خواد فکر کنن که همه چی رو به راهه . در حالی که زن ها روشونو بر نمی گردونن . زن ها با مشکلات مواجه می شن، ولی نمی دونم چرا بیشتر فکر می کنن که مشکل از خودشونه . فکر می کنن دلیل فرسودگی زندگیشون از کم شدن جذابیتشونه ، خودشونو مسئول و مقصر می دونن و گناه همه چیزو گردن خودشون می...
مخالفم، همه آدمها خود خواه هستن و تفاوتی در مرد و زنش نیست! علت اینکه زنها با افزایش سن احساس بی فیدگی و سرخوردگی می کنن ( به خصوص در جوامع سنتی ) اینه که توانایی ایفای نقشی رو که جامعه براشون تعریف کرده ( وظیفه بارداری و باروری ) رو از دست میدن! این مشکل در جوامع پیشرفته به علت تغییر نسبی نقش زن در جامعه تا حدودی کمرنگ تر ه
- علیرضام