گفتید ندا را انگلیس کشت ، سکوت کردیم . گفتید سهراب را منافق کشت سکوت کردیم. گفتید صانع ژاله بسیجی بود ، سکوت کردیم. در مورد هاله چه دارید رو کنید؟ ای وای بر شما. ای وای بر سکوت ما
لعنت خدا بر شما قوم ظالمین که تشویش اذهان عمومی میکنید . . .
- سید مقداد خان !
منابع خبری موثق جرس از تهران و لواسان تاکید می کنند و گواهی می دهند که هاله سحابی و شماری دیگر از حاضران در مراسم تشییع و تدفین مهندس سحابی، مورد خشونت شدید و ضرب و شتم نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی قرار گرفته اند. ماموران امنیتی فشار زیادی را متوجه خانواده مهندس سحابی کرده و می کنند که خبر ضرب و شتم زنده یاد هاله سحابی و کیفیت درگذشت وی را تکذیب کنند. اما منابع خبری موثق و شماری از...
more...
- همصدا
عجبا! بیگناهی را از حق حیات محروم میکنند و راست راست سرشان را بالا میگیرند و میگویند تشویش اذهان عمومی میکنید! آفرین که بر مرام و منش اسلاف برحقتان یزبد و شمر و ابن زیاد عمل میکنید. خون بیگناه میریزید و داغداران را دق مرگ میکنید و مظلوم را ظالم مینامید! بدا به حالتان که دوزخ به درستی در همین دنیا بر شما مسلط است.
- میرامین
بلاک کنید این بیماران روانی نیاز مند توجه رو. اگر قرار بود با گفتگو تغییری در این ها حاصل بشه توی این دو سال اتفاق میفتاد. وقتی خودشون رو زدند به اون راه. چرا بلاک نمیکنید؟
- MissGordi
تو را چه سود فخر به فلک برفروختن هنگامیکه هر غبار ِ راه ِ لعنت شده ، نفرینت میکند؟
تو را چه سود از باغ و درخت که با یاس ها به داس سخن گفته ای؟
باش تا نفرین ِ دوزخ از تو چه سازد که مادران ِ سیاه پوش - داغ داران ِ زیباترین فرزندان ِ آفتاب و باد - هنوز از سجاده ها سربرنگرفته اند
تصوير
سرهنگ جلیل بزرگمهر، وکیلمدافع تسخیری دکتر محمد مصدق، در کنار دکتر مصدق در دادگاه نظامی بعد از کودتای 28 مرداد که در سن ۹۳ سالگی در تهران درگذشت.
این وکالت سبب شد که وی با گروههای فعال ملی آشنایی یابد و نیز به نهضت ملی شدن نفت و شخص دکتر مصدق علاقهمند شود و برخلاف انتظار حکومت وقت, در دفاع از دکتر مصدق بکوشد
دکتر مصدق در نامهای به بزرگمهر در قدردانی از او نوشته بود: « شما وکیل تسخیری بودید، تسخیر نشدید و از اجرای اوامر مافوق، سر باز زدید. سخنی برخلاف وجدان نگفتید و هرگونه مدارکی هم که مورد احتیاج اینجانب بود از نظر انجام وظیفه، برایم تهیه نمودید که نمیدانم چگونه تشکر کنم و این انجام وظیفه سبب شد که بعد از ختم محاکمه شما را از کار خارج کنند و یک عمر صحت عمل و درستکاری شما را ندیده بگیرند. به عقیده اینجانب، شما چیزی گم نکردید و چنانچه نام نیک خود را با ثروتی که بعضی از راه خیانت به مملکت بهدست آوردهاند مقایسه کنید، معلوم خواهد شد کدام گواراتر و وزینتر است.
- ژان کريستف
بزرگمهر در طول خدمت بازنشستگی خود تا لحظه مرگ که بیش از نیمقرن بود به پژوهش مسائل تاریخی و نوشتن خاطرات خود از محکمه فرمایشی دکتر مصدق و تحلیلهایی از نهضت ملی شدن صنعت نفت دست زد که امروز جزو مستندترین مدارک تاریخی آن دوران است. بعضی از آثار و کتابهایی که از بزرگمهر انتشار یافته است از این قرارند: تقریرات مصدق در زندان، دکتر مصدق در محکمه نظامی، دکتر مصدق در دادگاه تجدیدنظر نظامی،...
more...
- ژان کريستف
در سال 1373 به کوشش ناصر زراعتی، فیلمی مستند از زندگی ایشان با نام "وکیل عاشق" ساخته شد. در این فیلم، پس از بيش از چهل سال، سرهنگ بزرگمهر همراه همسر سالخوردهاش (منيژه صالح، برادرزاده الهيار و دكتر جهانشاه صالح)، در كنار يادگارهاي دكتر مصدق (عكسها و نامههاي او)، در خانهاي قديمي در يكي از خيابانهاي فرعي تختطاووس تهران زندگي ميكند و از خاطراتش از مصدق و اينكه چگونه وكيل مدافع او شد، سخن ميگويد.
- ژان کريستف
I'm sorry but I don't want to be an emperor. That's not my business. I don't want to rule or conquer anyone. I should like to help everyone if possible; Jew, Gentile, black men, white. We all want to help one another. Human beings are like that. We want to live by each others' happiness, not by each other's misery. We don't want to hate and despise one another. In this world there is...
more...
- پــرواز
برگردان فارسی: «من متاسفم٬ اما نمی خواهم امپراتور شوم! کار من نیست. من نمی خواهم به کسی دستور دهم یا جایی را فتح کنم. من دوست دارم به همه کمک کنم، اگر امکانی باشد. یهودی، بی دین، سیاه، سفید؛ ما همه می خواهیم به همدیگر کمک کنیم؛ نوع بشر چنین است. ما همه می خواهیم در شادی یک دیگر زندگی کنیم؛ نه در رنج و بدبختی یک دیگر. ما نمی خواهیم از یک دیگر متنفر باشیم و همدیگر را تحقیر کنیم. در این...
more...
- پــرواز
یکی از نشانههای مملکتی که قانون نداره اینه که کل مملکت رو جار و جنجال و حرف زدن درباره «جریان انحرافی» و مفاسد و جنایاتش پر میکنه، اما حتی یه دادگاه تشکیل نمیشه برای حتی یک نفر از اینا.
Mercedes Sosa - Gracias a La Vida (San Miguel de Tucumán, 9 de julho de 1935 — Buenos Aires, 4 de outubro de 2009) /***/ Gracias a la Vida que me ha dado tanto / me dio dos luceros que cuando los abro / perfecto distingo lo negro del blanco / y en el alto cielo su fondo estrellado / y en las multitudes el hombre que yo amo. /***/ Gracias a la vida, que me ha dado tanto / me ha dado el oido que en todo su ancho / graba noche y dia grillos y canarios / martillos, turbinas, ladridos, chubascos / y la voz tan tierna de mi bien amado. /***/ Gracias a la Vida que me ha dado tanto / me ha dado el sonido y el abedecedario / con él las palabras que pienso y declaro / madre amigo hermano y luz alumbrando, / la ruta del alma del que estoy amando. /***/ Gracias a la Vida que me ha dado tanto / me ha dado la marcha de mis pies cansados / con ellos anduve ciudades y charcos, / playas y desiertos montañas y llanos / y la casa tuya, tu calle y tu patio. /***/ Gracias a la Vida que me ha dado tanto /...
more...
- giga
English: Thanks to life , which has given me so much. / It gave me two beams of light, that when opened, / Can perfectly distinguish black from white / And in the sky above, her starry backdrop, / And from within the multitude / The one that I love. / /***/ Thanks to life, which has given me so much. / It gave me an ear that, in all of its width / Records— night and day—crickets and...
more...
- giga
شناسايی موسیقی ايرانی، کلاس اساتید مرتضی حنانه، علیاصغر بهاری، حسین قوامی (فاختهای) و جلیل شهناز در توضیح و تبیین موسیقی ایرانی با توجه به مشخصات دستگاه شور . تهیه شده توسط تلویزیون ملی ایران
http://www.youtube.com/watch...
گیرم جمهوری اسلامی سرنگون شد، فکر میکنید ایرانی که پیش از آن بود برای همیشه نابود نشده؟
- مـیـرزا-MɪʀᴢA
نه آرش جان. اعراب ۲۰۰ سال جنایت کردند و تمدن ساسانی رو نابود ولی ایرانیان دوباره تمدنی جدید بوجود آوردند. مغولها هم حمله کردند و تمدن ایران رو نابود، کتابخونههارو آتش زدند و ... ولی باز هم ایران نابود نشد و بدست ایرانیان تمدنی جدید ظهور کرد. این «روح ایرانی» بود که نابود نمیشد و مونتسکیو قرنها بعد سعی در شناختش داشت
- همای
ناگفته نماند که هم مونتسکیو و هم گوته در شناخت «روح ایرانی» ناتوان بودند
- همای
نمیدانم همای جان، تا پیش از اینها ایران همیشه توسط غیرایرانی تسخیر شده بود و پس از مدتی فاتح مغلوب شکست خورده شد، اما اینبار ایران توسط بخوبریدهترین بخش خود ایرانی تسخیر شده است. یعنی خودمان خودمان را از بین بردیم. امیدوارم اما آنچه تو میگویی باشد
- آرش خان
آرش خان فکر می کنم تنها شانس و یا ابزاری که داریم در جمهوری اسلامی همین اینترنته که اگه نبود هممون الان امامزاده پرست کامل بودیم. چاره نداریم که از این طریق جبران مافات کنیم
- سکولارArash
آرش جان موافقم که اینبار ایران میان چنگال پلید خودفروشان سالوس گرفتار شده. هر چند بیشترین این خودفروشان یا ایرانی نبودند و یا با فرهنگ بیگانه پرورش یافتن. به گمان من الان در دوره گذار هستیم. خوشبختانه انقلاب اسلامی موفق شد بعد ۱۴۰۰ سال وجود منحوس اسلام و خرافات اسلامی در ایران رو نیست و نابود کنه. درسته ما و نسل ما سوخت و سپوخت ولی نسلهای بعد ما میتونن به آزادی و پیشرفت برسن
- همای
همای جان، باز هم امیدوارم که حق با تو باشد
- آرش خان
کمانگیری جان، البته یار و یاور است اینترنت. زبان فارسی هم هست البته
- آرش خان
بله کاملن موافقم. ولی چه راهی را پیشنهاد می کنید برای زبان فارسی که استفاده بهتری بشه ازش در مقابل این رژیم؟
- سکولارArash
امکانات پنهانش را گسترش دادن، با توشههایی که از زبان و فرهنگهای غربی اندوخته ایم ظرفیت فکر کردنش را افزایش دادن، پرهیز از شلخته نویسی
- آرش خان
کمانگیری جان، یکی از کارهایی که این رژیم کرده ترویج بیسوادی بوده، فارسی آن راحل که یادت هست. مقابله با اين کژی ها خودش کاری است
- آرش خان
من بعضی وقتها رباعیات خیام به دوستان هدیه می دم
- سکولارArash
هم به خاطر زبان فارسی هم به خاطر افکارش
- سکولارArash
http://www.youtube.com/watch... آرش جان نمیدونم این سخنرانی رو شنیدی یا نه؟ سخنرانی ژاله آموزگار با موضوع «تواناییهای زبان فارسی». شنیدنش خالی از لطف نیست
- همای
میرحسین: با قامتی سرافراز، گرچه شلاق خورده، مجروح و حبس کشیده ایستاده ایم. با مطالباتی برای نیل به آزادی، عدالت اجتماعی و تحقق حاکمیت ملی و مطمئن از پیروزی به یاری حضرت حق، چرا که جز احقاق حق ملت چیزی نخواسته ایم
- امید فردا
به یقین فجایع کهریزک و آدم کشی های روزهای ۲۵ و ۳۰ خرداد و عاشورای حسینی از خاطره جمعی ملت پاک نخواهد شد و نباید هم پاک شود که خیانت به خون شهدا و بی گناهان است. ما چگونه می توانیم تیرهای مستقیم به مردم و زیر کردن آنها توسط ماشین پلیس را از یاد ببریم.
- امید فردا
اگر از هزینههای سنگین و عملیات عظیم خود نتیجه نمیگیرید شاید صحنه درگیری را اشتباه گرفتهاید؛ در خیابان با سایهها میجنگید حال آن که در میدان وجدانهای مردم خاکریزهایتان پی در پی در حال سقوط است. ۱۶ آذر دانشگاه را تحمل نمیکنید. ۱۷ آذر چه میکنید؟ ۱۸ آذر چه میکنید؟
- امید فردا
خونها و رنجها اما پرده های فریب و ریای تمامیت خواهان را دریدند و فساد نهادینه شده پشت پرده های قدیس نمایی را نمایان کردند و این رویدادهای تلخ و نحوه تعامل دولتیان با مردم به همه اقشار ملت ما از کارگران، معلمان، دانشجویان، روزنامه نگاران، استادان، روحانیون، کارآفرینان، بازاریان، زنان، مردان، جوانان و پیران و همه فعالین جنبشهای اجتماعی و اقشار مستضعف و میانه نشان داد که ریشه مشکلات آنها در کجاست.
- امید فردا
عین جمهوری اسلامی که میومد دهنمون رو بو می کرد که الکل نخورده باشیم، راه نیافتیم دنبال آدمای مذهبی و تا یه "خدا" گفتند تو حرفهاشون مسخره شون کنیم. تفتیش عقاید نکنیم. "امر به معروف و نهی از منکر ضد دینی" (فضولی) نکنیم. اگر معتقدیم "دین امری خصوصیست"، به حریم خصوصی مومنان احترام بذاریم، و بی اجازه و میلشون واردش نشیم.
دین هیچوفت امر خصوصی نبوده و نیست دوست من. وقتی دین یک نفر، وجود من رو انکار می کنه، چطور می تونه امر خصوصی تلقی بشه؟ باید شاشید به دین و دیندار و امثالش
- babak ★ eskandar
دوست عزیز، اگه این چیزها سرمون میشد که جمهوری اسلامی بالای سرمون نبود!
- علیرضام
"البته دین دار با دین کار فرق داره - d.agnostic"---> چه جوری فرقشون رو متوجه میشی اگنوستیک جان؟ از روی شانس، بخت، اقبال و ارتباط با ماورای طبیعه تفاوتشون رو تشخیص میدی؟ یا مثلن با دائم دم از "خدا" زدنشون مشکوک میشی؟ با بررسی عقایدشون("تفتیش عقاید") به این نتیجه می رسی؟ با ورود به "حریم خصوصی" اعتقاداتشون؟ پس از اینکه فرقشون رو متوجه شدی و دین کار رو از سایر دین داران جدا کردی، چه کار می...
more...
- وارش
دوست عزیز، قوانین مذهبی تمامیت خواهانه پیش از تولد شما محیط ما رو به تسخیر خودش در آورده، بین اذانی که لحظه تولد زیر گوشت می خوانند تا آن نجوایی که لحظه مرگ زیر گوشت می کنند، تمام کار و زندگی و ازدواج و آموزش و شادی و غم و خواب و بیداری و پوشش و خوردن و نشستن و دستشویی رفتن و سخن گفتن و حیات و ممات شما در چنگ و حلقه بسته این قوانین و فرهنگ و رسوم اسیر است. خلاصی از آن مرگ است، ماندن در...
more...
- وارش
بابک جان، شما خشن ترین تفسیر از دین اسلام (دینی که تا به حال بر عکس یهودیت و مسیحیت اصلاح نشده) رو ملاک قرار دادی، و بر اساس اون می خوای حمله کنی به همه دین داران. مادر بزرگ های ما هم دین دار بودند، و بسیاریشون با این که می دونستند ما کوچکترین اعتقادی به دین نداریم، ما رو نجس یا کثیف نمی دونستند. ما باید دین رو به عرصه خصوصی "ببریم" نه این که سعی کنیم وارد حریم خصوصی مومنان شیم، و به زور تمسخر اونها رو از خودمون و سکولاریزم زده کنیم.
- d.agnostic
سمیرنف جان همه دین داران مثل هم نیستند، به تعداد آدم های روز زمین تفسیر از دین هست، و نکته مهم دیگه اینه که 87 درصد مردم جهان مذهبیند! راه مقابله با دخالت مذهب در عرصه های دیگر مثل سیاست، تفتیش عقاید مومنان و حمله کلی به تدین نیست. اگر راه این بود، غربی ها هم همین کار رو می کردند، ولی دیدم که نه تنها این کار رو نکردند، بلکه بعد از 300 سال از رونسانس هنوز مساجد و کلیساها در غرب ساخته می شند و اتفاقا غالبا هم پر هستند.
- d.agnostic
وارش جان، فرق دین کار (که البته منظورم کسی بود که دین رو وارد عرصه سیاست می کنه) با دین دار رو خیلی راحت می شه فهمید! کافیه طرف در عمل و سخن به سکولارزم معتقد باشه. و حق و حقوق مساوی برای غیر مذهبی ها قائل باشه. شما تو غرب می بینی که هیچ کس به زندگی خصوصی دیگری کاری نداره. شما می تونی هر چه قدر می خوای آبجو بخوری، نایت کلاب بری، یا نماز بخونی و از خدا و الله و مسیح بگی! ولی کافیه یکی تو...
more...
- d.agnostic
آیا کسی که اعتقاد داره خانومها باید پوشش و حجاب داشته باشند را دین کار میدونی؟آیا کسی که اعتقاد داره توهین کنندگان به پیامبر و معصومین رو باید کشت یا زندانی کرد یا حد زد و یا دست کم جریمه کرد، رو دین کار میدونی؟
- وارش
سمیرنف جان، من مخالف نقد (و حتی تمسخر) اعتقادات مذهبی "در جای خود" نیستم، مثلا هر وقت بحث علمی پیش اومد و یکی لینک کرد به "مذهب" و "کلام خدا" باید با تمسخر و هر چیز دیگه نگاه غیر علمی طرف رو شست. یا هر جا مثلا بحث مذهبی بود، می شه هر جور که طرف می پسنده دین رو نقد کنه (هجو، هزل ، تمسخرو ...). ولی چیزی که مورد پسند بنده نیست، اینه که می بینم فضایی رو به وجود اوردیم که کسی می گه "خدا کمکم...
more...
- d.agnostic
وارش اگر اون آدم این اعتقاد به حجاب رو برا خودش به عنوان یه انسان نگه داره هیچ مشکلی نیست، ولی اگر بخواد دیگری رو مجبور کنه (حتی کودکش رو) حتما باید باهاش برخورد بشه. و این همون معنی بردن دین به حوزه خصوصیه. در مورد "اعتقاد به کشتن محارب"، این دقیقا همون قسمتیه که دین اسلام داره از حوزه شخصی خارج می شه، قطعا باید با این بخش از اسلام به شدت مخالفت و مبارزه کرد.تا جایی که مجبور کنیم علمای این دین رو این بخش ها رو از این دین به هر طریقی که می تونند حذف کنند.
- d.agnostic
تفتیش نادرست است، اما نقد و به چالش کشیدن باورها اشکالی ندارد. اگر یک عنصر دینی - مذهبی زندگی همه را تحت تأثیر خودش قرار داده باشد، آن دیگر حیطه خصوصی نیست.
- بافومه - بایگانی شده است
اول اینکه جملات شما تناقض داره چون گفته بودی "کافیه طرف در عمل و سخن به سکولارزم معتقد باشه" در حالی که میزان قابل توجهی از مسلمانان دست کم در "سخن"، اعتقاد دارند که خانومها باید پوشش و حجاب داشته باشند، توهین کنندگان به پیامبر و معصومین رو باید کشت یا زندانی کرد یا حد زد و یا دست کم جریمه کرد و مثالهای دیگه دوم اینکه چه میزان از مسلمانان به این شکل که گفتی هستند؟ یعنی با توسل به متون مقدسشان، دخالتی در حوزه شخصی شما نمی کنند.آن کامنت دوم من،که همان حرف اصلی من هم هست، کماکان بی پاسخ ماند
- وارش
وارش جان جواب رو در کامنت های بالا دادم: تفاسیر از اسلام به تعداد آدم های روی زمین متفاوته، به جای حمله به "خدا" (که موجودی ساخته ذهن مومنینه، و کشتنش غیر ممکنه) می شه از تجربه غربی ها استفاده کرد، و به مبارزه با بخش های خلاف حقوق بشر دین، و مجبور کردن علمای دین به اصلاح دین پرداخت. سنگسار هم یه دوره ای خیلی رایج بود در اسلام. ولی الان می بینیم روز به روز داره کمتر می شه در دنیا و الان فکر کنم غیر از ایران و افغانستان در هیچ کشوری این کار انجام نشه.
- d.agnostic
خیر در بسیاری از کشور های عربی از جمله عربستان، سودان،و و و حتی قوانین برده داری به طور کامل بر نیفتاده چه رسد به شلاق و قطع دست و عدم دخالت در حوزه های شخصی افراد و احترام به آزادی بیان و غیرو. ضمن آنکه این موارد که شما می گویید به سخن اولیه این فید چطور مرتبط هست؟با وارد نشدن در حریم خصوصی مومنان که دامنه این حریم خصوصی شان تا خصوصی ترین حریم های جان و مال و زندگی و مرگ ما گسترده شده،...
more...
- وارش
وارش جان، همه این مواردی رو که شما مثال می زنید، غربیها هم داشته اند و دیده اند و تجربه کرده اند! دوست عزیز، این امور و توحش مختص اسلام نیست و در هر دین حکومتی وجود داره! چرا باید تک به تک راه ها رو خودمون امتحان کنیم که هزار سال دیگه به جایی برسیم یا نه! غربیها امتحان کردن و به نظر من هم بهترین راه اینه که همون راه اونها رو بریم! احترام به حقوق همه مردم و عدم دخالت مذهب در حوزه امور اجتماعی...
- علیرضام
وارش جان، مطلب فید در مورد حمله بسیاری از دوستان سکولار و بی دینه، که وقتی آدم سکولاری مثل رضا پهلوی یا مجتبی واحدی اسم خدا رو در یک مقاله غیر دینی میارند حمله می کنند بهش که "دین حماقت است و ..." این به نظر من خودش عین اون "امر به معروف و نهی از منکر" ایست که خودمون ازش متنفریم. تا وقتی که طرف اعتقادات شخصیش رو داره، چه نیازی به حمله به اون اعتقادات هست؟ در مورد عربستان و وارد شدن دین...
more...
- d.agnostic
علی رضا و آگنوستیک جان؛ کامنت دوم مرا خواندید؟ آنجا که خیلی پیشتر و کاملن شفاف نوشتم که "ایده ال انسانی و حقیقت همانطور که خودت هم به درستی اشاره کردی این هست که "ورود به حریم خصوصی و تفتیش عقاید" عملی زشت است"؛ اگر این اتفاق بیفتد که آنها که مشغول مبارزه و روشنگری با دین اسلامند،علی رغم تمایلات شبه فاشیستی غالب خوانشهای اسلام، در نهایت ادب و دور از توهین و تفتیش عقاید مسلمانان، به این...
more...
- وارش
در مورد آن نوشته پهلوی و حمله به اعتقادات مذهبی او و مطالب این چنینی هم که آگنوستیک جان من چندان طرفدار این قیل و قالها نیستم. عملکرد نادرست در همه گروه ها است
- وارش
کلام آخر اینکه در مورد امر دین و سرنوشت حکومت دینی در ایران هم "به نظر من"، تا دو سه نسل آینده برداشتهای آسمانی، معنوی، روحانی و دست نیافتنی از دین بسیار کمرنگ و به جای آن خوانشهای این زمانی، زمینی، و غیر مقدس بسیار پر رنگ می شود و پروسه سکولاریزیسیون در عمل و آنچنان از پایین در جامعه تسری می یابد و ریشه می زند که پس از آن در عمل دیگر امکان تشکیل حکومت دینی نخواهد بود اما مشکلات "بزرگتر"ی هستند که حتی با وجود سکولار شدن فضای جامعه، بر جای می مانند که کمتر کسی به فکر آنهاست.سکولاریزیسون همه چیز نیست
- وارش
وارش جان من با بیشتر قسمتهای حرفت موافقم. من فکر کنم نتونستم منظور رو درست منتقل کنم، و شما موضوع رو با چندین مسئله کلی دیگه اشتباه گرفتید. ببین تو همون جمله داخل فید نوشتم: ** اگر معتقدیم "دین امری خصوصیست"، به "حریم خصوصی" مومنان احترام بذاریم .** فکر کنم همین جمله خودش مشخص می کنه که بخشهایی از دین که خارج از "حریم خصوصی مومن" باشه، نیاز به احترام نیست. منظورم هم ابدا تایید "احترام...
more...
- d.agnostic
پرسه جان اگر منظورت منه، بنده هیچ قصدی برای حذف کردن اعتقادات دیگری، تا وقتی خودش مایل نباشه ندارم. حالا هر چه که می خواد باشه اون اعتقادات. اما به هر حال اسلام امروزی آموزه هایی داره که در تناقض با حقوق بشره، و باید جلوی "تبلیغ" یا "اجرایی کردنشون" گرفته بشه. (مثل سنگسار قطع دست و پای دزد و ...) و تبلیغ این بخشها منع (حذف) شه . منظور هم از اون جمله بیشتر اینه که "حتی اگر تمام بخش های...
more...
- d.agnostic
- تا زمانی که عقیده شما ، اره در ماتحت ملت نکرده است، کسی کاری به آن ندارد، اما دین شریف اسلام، باعث نابودی کشور و زندگی مردم کشور ما شده است، چگونه توقع دارید سکوت کنیم و حرفی علیه آن نزنیم؟!/ زمانی که اسلام ، من غیر مسلمان را نجس می داند، شما کجا بودی که اعتراض کنی و بگویید بی احترامی نکنید !اسلام به عقیده من که هیچ، به خود من توهین کرده است !!/ طبق اعلامیه جهانی حقوق بشر، حق آزادی بیان محفوظ شده است، من نوعی حق دارم درباره دین دیگران اظهار نظر کنم، مگر کسی اسلحه دست گرفته که باید بی دین شوید یا نشوید؟
- گمنامیان-Gomnamian
ضمنا، مقایسه رژیم جمهوری اسلامی و منتقدین دین، قیاس مع الفارق است، جمهوری اسلامی به زور و خشونت متوسل می شود، مگر منتقدین دین تا کنون جز حرف و اندیشه و سخن از در دیگری وارد شده اند؟
- گمنامیان-Gomnamian
بحث اعمال خشونت نیست، و البته ما ابزارش رو نداشتیم. ولی ابزار آنچه داشتیم رو به کار بردیم "بعضا". مثل "تفتیش عقاید" و "تحقیر" به همون شکل که حکومت هم می کنه و گفتم. مثلا فرد مسلمونه، می خواد یه کاری بکنه می گه "به امید خدا این کار رو..."، اسم خدا از دهنش درنیومده ملت می ریزند می گند "ریدیم تو خدات و...". گوش وای می سند طرف یه نماز بخونه یا اسم خدا از دهنش در بیاد که تحقیر و تمسخرش کنند.
- d.agnostic
ضمن این که این معناش این نیست که ما هم همه این کار رو کردیم و محکومیم یا عین حکومتیم. تذکریه که حواسمون به رفتار خودمون هم باشه.
- d.agnostic
شما اینکه خدای طرف را تحقیر می کنند، با رفتار حکومت قیاس میکنی؟! حکومت مثلا بهایی ها را و یا مرتدین را می کشد، حالا شما قیاس می کنی با اینکه فلان شخص، گفته خدای تو فلان!! عجب / ضمنا، تمسخر یک عقیده، جزوی از آزادی بیان است و در اعلامیه جهانی حقوق بشر این حق برای همه انسان ها محفوظ گشته است/ چطور مسلمین بقیه را نجس می دانند و به خود شخص توهین می کنند، اشکال ندارد اما اگر کسی عقیده آنها را به سخره بگیرد، اشکال دارد؟
- گمنامیان-Gomnamian
آقا مسائلی که می گی زیاد به هم ربط ندارند. ممکنه یه رفتار ما هم مثل حکومت باشه، معنیش این نیست که ما "در تمام رفتار ها" عین حکومتیم! در مورد آزادی بیان هم، این که شما راه بیافتی دنبال یکی و به خاطر عقیده شخصیش مسخره اش کنی هم جزو آزادی بیانه، ولی چندان عقلانی نیست و در هیچ جامعه ای هم اخلاقا پسندیده نیست. قانونا مشکلی نداره، ولی عقلانی و اخلاقی نیست.
- d.agnostic
ايده خيلي خوبيه، به شرطي كه مومنين هم بنا بر تكليف شرعي خودشون سعي نكنند من بي دين رُ به راه راست هدايت كنند.
- آتئیست
مومنین همه شون یک جور نیستند که آتئیست جان. حالا یه عده شون هم (مثل جمهوری اسلامی) تفتیش عقاید و امربه معروف نهی از منکر (فوضولی) می کنند. ما اگر این کار اونها روغلط می دونیم، بهتره خودمون نکنیم. و به جاش با کار این عده مقابله کنیم.
- d.agnostic
در حافظه تاریخ / میر حسین / قرار نبود اگر کسی با ما هم رأی نیست انسان بدی شمرده شود، همه هموطنان ما هستند، منهای یک عده قمه کش و آدمکش! http://omidfardadk.wordpress.com/2011...
مستبدان در دایره تنگی که برای خود فراهم کرده اند، آنقدر گرد خویش می چرخند که از شنیدن همهمه سقوط کاخ خودکامگی و خودرایی باز می مانند و زمانی بیدار می شوند که بسیار دیر است برای بازگشت به آغوش مردم.
- امید فردا
دلم گرفت! مردم بدی هستیم، کسانی را که به احترام رای ما پاپس نکشیدند و به اعتراض خود به دیکتاتور ادامه دادند را تنها گذاشتیم! :(
- آلــفرد
چیزی که ما میتوانیم از این ماجرا بیاموزیم آن است که خود دچار افراط نشویم. دیر یا زود مخالفان مردم صحنه را ترک میکنند.
- امید فردا
آن چیزی که امروز باید نگران آن باشیم مصالح کشور است، زیرا کشور جز صاحبان اصلیاش کسی را ندارد که در این باره ابراز نگرانی کند.
- امید فردا
ساختن فردا را باید از امروز آغاز کنیم. باید برای فردا چنان مهیا باشیم که اگر همین فردا از راه رسید یکه نخوریم. باید هریک از ما مردم نه فقط نقش پیشوایی که مسئولیت آن را نیز بر عهده خود احساس کنیم.
- امید فردا
!!حالا بعد ۲ سال دوباره برای چی ریختن تو دفتر این بابا؟
- Pun1shm3nt
آن چنانکه میدانی، کسی که نقطه ی آغاز هرچه پرواز است
- امید فردا
نمیشه+ داد هرچی رو اون+ کلیک کردیم ثبت نشد که نشد فکر کنم بالا چت زده دوباره
- ariya7
الان دیدم که هیچ لینکی رای نداره و قفل شده
- امید فردا
یکی که ارتباط داره به جناب بالا بالا بالاتر بگه بجای گفتگو های زپرتی بالاویزیون به داد مشکلات فنی سایت برسه
- ariya7
هرگز از مرگ نهراسیدهام ... اگرچه دستانش از ابتذال شکنندهتر بود.... هراسِ من ــ باری ــ همه از مردن در سرزمینیست ... که مزدِ گورکن ... از بهای آزادی آدمی .... افزون باشد.
- امید فردا
آه اگر آزادی سرودی میخواند ... کوچک ... همچون گلوگاهِ پرنده ای، ... هیچ کجا دیواری فروریخته بر جای نمیماند
- امید فردا
مرگ بر دیکتاتور پاینده باد ایران زندانی سیاسی آزاد باید گردد درود بر موسوی و کروبی دروغگو دروغگو - وعده سفره نفتت کو پول نفت چی شده ؟ خرج بسیجی شده الله اکبر
- Kristoffer Anderias
بیزارم از بی تفاوت ها. من نیز چون فریدریش هبل گمان میکنم زیستن به معنای پارتیزان بودن است. انسانهای دست تنها و بیگانه با شهر ،نمی توانند وجود داشته باشند. آن که زنده است به راستی نمی تواند شهروند باشد و موضع گیری نکند. بی تفاوتی کاهلی است. انگلوارگی است، بیجربزگی است. زندگی نیست، و از این روست که من از بی تفاوتها بیزارم.
آنچه رخ میدهد از این روی نیست که برخی میخواهند روی بدهد، بلکه بدین خاطر است که تودهی انسانها با میل خویش کناره گیری میکند و رخصت فعالیت و کور شدن گرههایی را میدهد که بعدها تنها شمشیر خواهد توانست آنها را از هم بدرد. اجازهی اشاعهی قوانینی را میدهد که تنها طغیان خواهد توانست آنها را باطل کند و میگذارد انسانهایی بر قدرت سوار شوند که بعدها تنها شورش خواهد توانست آنها را سرنگون کند.
- ☼خُرّمدین
به شدت موافقم ... عمیقا لایک / بی تفـاوتی کـاهلـی است
- NIA
بله بسیار شیواست نیا عزیز، ضمنن از ترجمه بسیار روان نباید غافل شد.
- سیاوش
آنچه رخ میدهد از این روی نیست که برخی میخواهند روی بدهد، بلکه بدین خاطر است که تودهی انسانها با میل خویش کناره گیری میکند و رخصت فعالیت و کور شدن گرههایی را میدهد که بعدها تنها شمشیر خواهد توانست آنها را از هم بدرد. اجازهی اشاعهی قوانینی را میدهد که تنها طغیان خواهد توانست آنها را باطل کند و میگذارد انسانهایی بر قدرت سوار شوند که بعدها تنها شورش خواهد توانست آنها را سرنگون کند.
- سیاوش
نویدان متاسفانه در جامعه انجام برهی کنشهای مدنی یا در قامت معترض بودن برآمدن همراه با لودگی قشری بیفرهنگ میشود. بر آنان خردهای نباید گرفت. سطح تفکرشان در همین اندازه است. اما نباید از «جوگیر»ها نیز چشم پوشید. آنان که گاهی کار را به رادیکالیسم میکشانند.
- سیاوش
متاسفانه، کم نیستند از این دست مطالب خوب که در بالاترین نادیده میمانند.
- سیاوش
درست. البته من در این زمینه تخصصی ندارم (همانطور که در هیچ زمینهای تخصصی ندارم) اما برخی لغات در زبان عامه دچار تغییر معنا میشوند. شاید همانند همین بیتفاوت. البته برگردان مهدی فتوحی از نظر من عالی است و به قول شما اگر مینوشت «بیزارم از بیاعتنایان» بهتر بود :)
- سیاوش
پس با این حساب باید از هایدگر پرسید. او هم که فعلن به غیبت صغرا رفته. راستی از اینکه آمدی اینجا خوشحالم. به واسطه کامنت میرمهدی شناختمت که همان شیرسنگی بالاترینی. هر چند آنجا از دربهدری خبری نبود.
- سیاوش
ما به وطنی نو نیازمندیم. وطنی در زبان و زندگی. پرندههای کوچک وقتی لانه ی خود را در توفان و آذرخش از دست میدهند دست روی دست نمیگذارند. لانهای نو میسازند. مگر ما از پرنده کمتریم؟ - حسین شرنگ
- سیاوش
هیچ احمق نکبتی نگفته جمهوری اسلامی خواسته بره هاله سحابی رو بکشه، یا دیشب جلسه گرفتن و تصمیم گرفتن هاله سحابی رو امروز بکشن. بحث سر اینه که چرا باید یه کسایی باشن که با اعتماد به نفس تمام هر کاری بکنن و هیشکی نباشه که باهاشون برخورد قانونی بکنه. مسئله اینه که ما ندیدیم زهرا بنییعقوب که کشته شد، سر جنایتکارها چی اومد.
در ذهن من. نافی مجازات نیست این حرفم ولی فکر می کنم که این ها نمی خواستن بزنند و بهم بریزن. عقل می گه هیچ بخشی از نظام این رو نمی خواسته
- اکانت قدیمی خیزران
from FFHound(roid)!
من کجا گفتم هیچ بخشی از نظام خواسته؟ مسئله من اون آدمه. اون یه نفر. اون یه نفری که با خیال راحت زده.
- دودینگ
اونایی که شک دارن لطف کنند و "قصه" امام علی و زن یهودی رو دوباره مرور کنند؛ همون داستانی که در مورد خلخال پای زن یهودی و "واجب و مستحق" مرگ بودن امیر مومنان بود!! میگم "قصه" چون شماها به اندازه قصه شاه و پریا هم بهش اعتقاد ندارید
- آرام
بله اشاره به سیستم اشاره به مسئولیتی است که سیستم داره و منظور این نیست که مثلا حاکم شخصا با چاقو کسی رو کشته...مسلما مسئولیت این وقایع مستقیما متوجه سیستمه که مسئولیت پیشگیری و دادرسی و مجازات و.... داره ولی با بی توجهی آگاهانه به قاتلین بعدی هم ضمانت کافی میده و اصلا هدف همینه
- farzaam
from FFHound(roid)!
ماجرای علی و یهودی ها را گفتید یاد ماجرای اون هشتصد نفر افتادم
- رامتین-Ramtin
خیزران! به نتیجه رسیدن تو یا من مهم نیست. مهم اینه که این وسط کسی کشته شده و کسی هم پاسخگو نیست مثل همه ی این سالها.
- اشتراک420/مشترک نداریمب
رامتین جان، فکر میکنم الان دوستان همان داستان مد نظرشان باشد، گردن زدن همه کافران از دم
- آرام
پروانه اسکندری درس سیاست را از پدر، و شعر را در بازتاب دلتنگیهای مادر، درغیبت همان پدر، که پشت میلههای زندان رضاخانی به سر می برد آموخت. وی همزمان در دامان سیاست و فرهنگ بزرگ شد، مبارز شد، و درهمین میدان عاشق شد و به همسری مردی درآمد که او نیز عزمی جز مبارزه علیه استبداد نداشت
- مهردخت
چه ضربهای زده است پروانه فروهر به هر دو حاکمیت، با تثبیت روز دانشجو در ۱۶ آذر!
- هدایت
مجید توکلی نیز میوه همان بنیاد است. راستی چقدر این «آذرماه» پردرد است، صد رحمت به مرداد!
- سیاوش
از ميان قتلهای زنجيرهای، پيكر ساطوریشدهی اين بانوی كهنسال تلخترينشان بود و گواهی محكم بر وحشیگری مزدورانی كه لياقتشان پاكشدن از صفحهی روزگار با داروی نظافت است.
- هايدگر
سیاوش تو می تونی بالاترین را باز کنی؟ من یک هفته س نمی تونم
- سکولارArash
با سی-پراکسی بله با تور نه. چی استفاده میکنی آرش؟
- سیاوش
مهردختجان لینک مستقیم مطلب به وبلاگ را به تیتر اضافه کن تا دوستانی که با بالاترین مشکل دارند بتوانند مستقیمن از طریق وبلاگ مطلب را بخوانند.
- سیاوش
پروانه فروهر نمونهی یک زن سختکوش ومبارز ایرانی بود که به رغم زندگی پر فراز ونشیب خود و همسرش داریوش فروهر، از روزهای نوجوانی در دبیرستان، تا دم مرگ فجیع و نفرتانگیزش در ٱستانهی کهنسالی، دمی از مبارزه باز نایستاد. او نیز همچون بسیاری دیگر، از محبس شاه درآمد و به مسلخ ملا نشست.
- مهردخت
از آن مصاحبه دو چيز يادم مانده: غمی كه در چشمهای پرستو گاهی به نمی اشك مینشست و گاهی نه و دوم اين كه گفت من قاتل مادرم را میبخشم اما آمرش را نه!
- هايدگر
مارتین جان توماس گیفر، سینماگر آلمانی برای ساختن فیلمی به نام مرگ در تهران که در مورد این واقعه ی تلخ ساخته شده دلیل ساختن این فیلم را وجود پرستو می داند و میگه:«پرستو فروهر، زن عجیبی است که نه در پی انتقام که تنها برای یافتن عدالت، داستان قتل پدر و مادرش را پیگیری میکند» واقعا که پرورش یافته چنین خانواده ای جز این هم نمی شود فرزندانی که به دنبال اجرای عدالت هستند نه انتقام جویی شخصی.
- مهردخت
لایک دستی هم. ستارگانی در آسمان وطن که جاودانه الهام بخش آزادی اند
- (مادرزمین) MotherEarth
مهردخت گرامی صبح یاداشت شما را لایک کردم - الان وقت شد بخوانم - خوبی نوشته های شما این است که چشم بسته هم میشود لایک کرد -بندرت چنین کاری را انجام میدهم - موفق باشید
- ☼خُرّمدین
خدیجه دختر ۱۳ سالهی باهوش و مهربان که با پدر انس و الفتی ویژه داشت، روزی که در کنار ساختمان زندان شهربانی دیدار پدر را انتظار میکشید، ناگهان او را طنابپیچ و دست و پا بسته، اسیر دست ماموران خاکی پوش رضاشاه کبیر میبیند، که کشانکشان به سوی سرنوشتی میبرندش، که پیش از او بر سر بسیاری دیگر نیز آمده بود، و خبرش در شهر سایهای از خوف و خطر دستگاه رضاخانی را گسترده بود. خدیجه بر سر و روی خود میزند و باحالتی زار و رنگ پریده و هوش و حواس از دست داده به خانه برمیگردد، دیدار وضع رقتبار پدر و شوک روانی حاصل از این دیدار هیچگاه خدیجه را رها نساخت. دخترک، برای تمام عمر از دست رفت. او دیگر هرگز از بستر بیماری برنخاست!
- مهردخت
باید این رشته را از جایی چنان قطع کرد، که دیگر امکان تداوم نداشته باشد، از مشروطیت به این سو، یا ملا سد راه آزادیمان شده، یا شاه. از این دایرهی شوم باید گریخت. من با اینکه با تاریخ معاصرمان بیگانه نیستم، چندان از وضعیت خدیجه مصدق آگاهی نداشتم، سپاس از نویسنده برای طرح آن، و رشتهی ظریفی که در زیر پوست این تاریخ دردناک دیده است.
- هدایت
نرگس محمدی در نامهای به دادستان تهران احوال دو فرزند خردسال خود،کیانا و علی را در لحظات جدا شدن از پدر و مادر چنان به تصویر کشید که چشمان بهتزده و بیتاب، و اضطرابِ آرام ناشدنی خدیجه، مانند یک هشدار تاریخی به یادمان آمد.
- مهردخت
عجب تصویر دردناکی از خدیجه ساختهای. برای ما امروزیها، قیاس حال خدیجه و فرزندان نرگس محمدی و نسرین ستوده بسیار موثر افتاد. تصویر مادر در بند، پدر طنابپیچ شده، فرزند کتکخورده... من نیز از سرنوشت و آنچه بر خدیجه گذشته باخبر نبودم. تنها چندی پیش از طریق یکی از دوستان فرندفید مطلب کوتاهی خواندم که با وجود آن اتفاقات دوران کودکی و جوانی، ماجرای آن رنجور و آن روزگار سیاه، برایم روشن شد.
- سیاوش
این را از متن کتاب «ماموریت برای وطنم»، منسوب به محمدرضا شاه پهلوی بخوانیم، بد نیست: «پدرم مصدق را به اتهام همکاری با یک دولت خارجی (!!) و توطئه بر علیه ایران توقیف کرده بود .. مصدق بع نقطهی دورافتاده و بد آب و هوایی تبعید شد و چون پیر و علیل بود، به احتمال قوی از این تبعید سلامت باز نمیگشت. ولی من از او شفاعت کردم .. گاهی که فکر می کنم در صحت اقدام آن روز خود و شفاعت از وی مردد میشوم.»
- هدایت
گاهی که فکر می کنم در صحت اقدام آن روز خود و شفاعت از وی مردد میشوم...
- سیاوش
گاهی که فکر می کنم در صحت اقدام آن روز خود و شفاعت از وی مردد میشوم.............
- امید فردا
هدایتجان، اکنون نیز خ.ر یا همان عوامل حکومتی در اندک ترحمی که به خرج میدهند و اجازه یک ملاقات کوچک کابینی به زندانیان و فرزندانشان میدهند در این تصمیم خود تردید دارند!
- سیاوش
هدایت جان مگر مصدق در سال ۱۳۱۹ از سوی رضاشاه بازداشت نشد، پس چرا محمد رضا شاه نوشته که پیر وفرتوت بوده، مصدق مگه چند سالش بود اون زمان؟
- مهردخت
مهردخت، این کتاب ماموریت برای وطنم، بازتاب رنجی است که محمدرضاشاه از اعتبار و شخصیت مصدق، در مقایسه با خود میبرد. به همین دلیل کتاب سراسر جعلیاتیست که مصدق نیز به برخی آنها پاسخ درخوری داده است. اما به نکته خوبی اشاره کردی، ایشان و مصنف تسخیری کتاب چنان بیتاب بزرگ نمودن خود، از راه کوچکنمایی مصدق بودهاند، که سر از پا نشناخته، یادشان رفته که مصدق در سال نگارش کتاب، یعنی بعد از...
more...
- هدایت
چه جالب ممنون هدایت جان از این جواب کامل و جامعی که دادید و در ضمن مصدق هم در جواب او که او را متهم به همکاری با دولت خارجی کرده بود پاسخ جالبی میده:« نمی دانم در فکر او چه می گذشت که مخالفین خود را به همکاری با خارجی ها مخصوصاً انگلیسی ها، متهم می کرد» جا دارد عرض کنم؛ کافر همه را به کیش خود پندارد. »
- مهردخت
در یکی از روایتهای خواهر ضیاء نبوی از دیدار با برادرش آمده که ضیاء عکس العمل مردم را در قبال نامههایش جویا شده است! مسوولیت ما در قبال این نامهها به راستی چیست؟…
- مهردخت
ماجرای آن روایت خواهر ضیاء نبوی خیلی دردناک بود، ضیاء چشمش به پیگیری ما بر راهکاری ارائه شده توسط اوست اما ما!
- سیاوش
در یکی از روایتهای خواهر ضیاء نبوی از دیدار با برادرش آمده که ضیاء عکس العمل مردم را در قبال نامههایش جویا شده است! مسوولیت ما در قبال این نامهها به راستی چیست؟… - مهردخت
- هدایت
همیشه اخبار سیاسیون زندانی را که دنبال می کنم وقتی به بچه های کوچکشان میرسم دیگر نمی توانم ادامه دهم. آخرین مورد آن همین محمد ابراهیمی بود که پدرش از غصه مرد و زن و فرزند و دو ساله اش هم از او جدا شده اند گویا.
- فرخ توازن
“وقتی بابک زندانی شد پسرش سه سال داشت و الان پنج سالش است و لحظاتی که نیاز داشت پدر بالای سرش باشد از حضور او به اجبار “محروم” بود و این کمبودها هیچوقت جبران نخواهد شد. اوایل که فکر می کرد پدرش او را رها کرده و رفته اما الان فکر می کند زندان بانک است و پدرش در آنجا کار می کند. خیلی شرایط سختی را تحمل می کند. وقتی برای ملاقات می رویم، کاهن می گوید “وقتی به کوچه اوین می رسم دل درد می...
more...
- مهردخت
واقعا عجیبه ! ولی من میتونم با ایرانسام بفرستم اما دوستام که ایرانسل دارن نمیتونن !!!!!!!!!
- erfan
همش زیر عرفان-ه، چون فقط اون میتونه اس ام اس بزنه و اس ام اس هاش هم تخریبیه و خبرهای گمراه کننده میده، اگه باور ندارین اسنادش هم موجوده اسمایلی احمدی نژاد
- TaaTaa
زنان و مردان پاک و شریفی داریم برای ادارهی آیندهی ایران، کارمان به آقازادههای داخلی و عروسکفرنگیهای دستساز خوشنشین نمیافتد .. مقدمهی پیام اسانلو را که برای روز کارگر فرستاده بخوانید، او در کنار زیدآیادی، نسرین ستوده، بهاره هدایت و ... یکی از آنهاست!
- «با دلی خونین به استقبال اول "ماه می" میروم، نمیخواستم حرف بزنم و یا بنویسم، شاید از روی ترس، شاید به خاطر اشتیاقی که خانوادهام برای دیدن و بودن با من دارند و البته تاوان حرف زدن در زندان سنگین است، همانطور که وقتی به شرایط بد و غیر انسانی و نداری زندانیان در سال گذشته اعتراض کرده و با مسئولین زندان و دادستانی گفتگو کردم، یک سال زندان به حکم قبلیام در کمال بیرحمی اضافه شد. آخر من هم آدم هستم با تمام نقطه ضعفهای انسانی، آزاد شدن و با خانواده بودن را دوست دارم، مثل همه انسانهای با شعور و با احساس. همسر، فرزندان، مادرم و باقی افراد خانواده و فامیل میخواهند که هر طوری هست کاری کنم که در عین حفظ شرافتم هر چه سریعتر آزاد شوم تا به جراحی قلب بپردازم تا حادثه ای جدید برایم در زندان نیافرینند و یا دوباره به میزان حبسم اضافه نکنند، خصوصا حالا که از باقی حکمم (از هر دو حکم) فقط چیزی حدود یک سال و نیم باقی مانده است و در عین حال از بیماری قلبی و دیسک کمر و مشکلات بینایی ناشی از جراحی چشمانم به هنگام دستگیری و بعد از ضرب و شتمهایی که شدم، حساسیت پوستی و ریوی که دارم در رنجم. من هم همین...
more...
- هدایت
-«طی چند سالی که در زندانها و بندهای مختلف گذراندهام چه فساد و تباهی، رنج و خشونت و جنایتی که دیده و شنیدهام، دامنه رنج کشیدنم و داناییام در درک ژرفای مهلک سیستمی ناهمگون بر گستره جان آدمیان گسترشی شگفت یافت، آنقدر که سکوت و سکون در برابر آن، ظلم به حقوق بشر است. دردی عمیق و جانکاه در جانم میافکنند که هم چون آتش مرا هر لحظه میسوزاند و خاکستر میکند و دوباره میسوزاند و خاکستر...
more...
- هدایت
هدایت جان. پیامش را که می خوندم نمی دونستم عرق شرم رو چه جوری پاک کنم. // زندگی شخصی این افراد تباه شده است. درآمدشان به کل قطع شده، خانواده شان تحت فشار سنگین اقتصادی از یک طرف، تهدید ها و تحقیرها هم یک طرف. شکنجه های زندان، ندیدن خانواده، تهدید و تحقیرهای زندان یک طرف، رنجی که بچه و همسر و پدر و مادراین عزیزان می کشند هم یک طرف. (در پرانتز : یاد آرش صادقی افتادم)// علیرغم این همه...
more...
- آکریم
درود بر زیدآبادی درود بر اسانلو درود بر بهاره... سلام بر آزادی... پیش به سوی جمع کردن این بساط شیادی ولایت فقیه
- (مادرزمین) MotherEarth
- « .. با دیده خونبار و دلی دردمند شده از آمال و آرزوهایی که بر باد رفته است و طوفان خشم جایگزین آن شده است. دلم میخواست این روز اول ماه می(۱۱ اردی بهشت) به روز خشم هم میهنان و همکارانم تبدیل شود، به روز خشم همه مزد بگیران ایران!»
- هدایت
تاوان حرف زدن در زندان سنگین است،.......ولی باز سکوت نمی کنند .ای کاش می توانستیم کاری بکنیم یا حداقل باری از روی دوش خانواده هایشان برداریم
- ثریا
امین دلم برای همه چیز تنگ شده، برای همه چیز... بند بند وجودم از این دلتنگی درد می کند. خسته ام از این همه آرزوهای کوچک که خفه ام می کند.حسرت...حسرت... می دانی چیست؟ می دانم که می دانی... اما نمی دانی چه حالیست که توی این قفس لعنتی مانده باشی و در عرض یکسال سه نفر را از پیش چشمت تا زیر خاک بدرقه کرده باشی!! که دو نفرشان و بخصوص این آخریشان فرشته صفتهایی بودند مثال زدنی... نمی دانی چه حالیست...کاش ندانی هم... دلم آغوش آرام تو را می خواهد...تا ابد http://fairfamilylaw.org/spip...
- آکریم
«چاکر آستان ِ ملائکپاسبان، فدوی ِ خاص دولت ِ ابدمدت، حاجعلیخان پیشخدمت خاصه، فراشباشی ِ دربار سپهراقتدار، مامور است که به فین کاشان رفته میرزاتقی خان فراهانی (امیرکبیر) را راحت نماید. ودر انجام این ماموریت بینالاقران مفتخر و به مراحم خسروانی مستظهر بوده باشد» .. این دستخط سلطان صاحبقران، ناصرالدینشاه قاجار بود که در دهم ژانویهی 1852 صادر شد. ازقتل امیرکبیر به دست حاجعلیخان حاجبالدوله، در خلوت خوفناک باغ فین کاشان، جزاهالی دربخانهی همایونی و سفرای خارجی و خانوادهی امیر، تا مدتها خبری به گوش مردم کوچه و بازار نرسید. امیرکبیر وتمام آرزوهای بلندش برای تغییر و اصلاح، تا چند دهه بعد و در دوران مشروطیت به فراموشی سپرده شد.
- هدایت
یک قرن بعد از آن و در صبح روز 29 مرداد 1332 لوی هندرسن سفیر امریکا در گزارشی که از وقایع 27 و 28 مرداد به وزارت خارجهی امریکا فرستاد، از پیروزی سریع و آسان کودتا اظهار شگفتی کرد. مردمی که در روزهای سخت ماجرای ملی کردن صنعت نفت و در دوران نخستوزیری چهارروزهی قوام، به دفاع از مصدق قیام عمومی کرده بودند و کشتهها داده بودند، در جریان کودتا و بعد از آن تسلیم سیر رویدادها شدند و به کنج...
more...
- هدایت
سرانجام، در غیاب مردم و آرامش نسبی فضای عمومی، کودتاچیان مصدق را در دادگاه نظامی فرمایشی محاکمه کردند و او را به سهسال زندان و حبس مادام العمر در روستای احمدآباد محکوم کردند. مصدق و آرمانهای بلندش برای استقلال و آزادی ایران نیز، به خاطرهای احترامآمیز در پچپچههای مردم و مباحث روشنفکران بدل شد. قانون ملی کردن نفت از محتوا خالی شد و مجالس فرمایشی سنگ بنای «حزب واحدرستاخیز» شدند و...
more...
- هدایت
موقعیت تاریخی در نظر است کافهی عزیز، هنوز هم مطلب ناتمام است. در مورد موسوی و نقد تو به او در جای دیگری من پاسخی برای تو نوشتهام، تازه اگر امیرکبیرهم از گور درآمده و مدعی صدارت میشد، کارش پیچیدهتر بود، چون او باید پاسخ قتل عام بابیها را میداد:)
- هدایت
کافه جان، در مورد موسوی، من پاسخ انتقاداتت را اینجا دادهام، فکر نمیکنم نیازی به تکرارآن باشد - http://ff.im/sxMu9
- هدایت
مرسی از اینکه ورقی از تاریخ را در جلوی رویمان قرار دادی واقعا تاریخ برایمان تکرار و تکرار میشود نه قصد مقایسه ای مابین امیرکبیر و مصدق و موسوی را باهم ندارم اما مشکلمان را میتوانم ببینم که در تمام طول تاریخ از انسانها چیزی را میسازیم که انگار هیچ انسانی نمیتوانسته و نباید که اشتباه کند و حتی اگر اتفاقی هم افتاده نمیتواند که جبران کند واقعا همیشه همینطور است
- fara_marz
سپاس فرامرز، بخش سوم که به موقعیت موسوی مربوط است، ناتمام ماند، اضافه میکنم.
- هدایت
ممنون از این فید زیبا. انقطاع تجربه بین نسلی اصلی ترین دلیل ای ست که حافظه ضعیف تاریخی را برای ایرانیان در پی داشته است. ونبود بستری رسانه ای برای بازخوانی و سرانجام، انباشت این تجربه ها، دلیل دیگری است بر طولانی شدن جنبش آزادی خواهی ایرانیان. فیدهای شما مرا خشنود می ساردکه هنوز هم هستند کسانی که قصد دارند با چنگ و دندان این رشته ها را به هم بپیوندانند و ذهن ایرانیان را از روزمرگی بپیلایند. دست مریزاد
- فرخ توازن
هدایت جان اگر دلیل ناکامی امیرکبیر و مصدق(شبیه) همین بوده که الان جنبش سبز گرفتار آن است - پس درهیچ زمانی مشکل از "مردم" نبوده است -مگر شکستن "طلسم" کار یا وظیفه مردم است؟
- ☼خُرّمدین
یعنی اگه تو انتخابات تقلب نشده بود باز هم الان خبری از جنگ بود؟
- Sina (شایگان)
آن پیروزی که انسان ها را همچون جوانه های یک مرزعه و یکی یکی و گروه و گروه بزرگ می کند و بی آن که هویت خود را از دست بدهند سبز می کند
- امید فردا
سبز بودن زیستن در کنار یکدیگر با درک تفاوت ها و اختلاف آراء و نظرات و سلایق یکدیگر است. اگر اقتدارگرایان و رسانه های شان می کوشند ترک های ایجاد شده در خانواده ها و جامعه را پررنگ کنند، ما باید بکوشیم با پذیرفتن این اختلاف ها نسخه ای برای زیستن مسالمت آمیز در کنار یکدیگر ارائه کنیم.
- (مادرزمین) MotherEarth
امروز هم باید تا آنجا که می توانیم با زنده نگاه داشتن فضای بحث و گفتگوی ملی، تحمل و مدارای یکدیگر را تمرین کنیم و نظرات و آراء همدیگر را بشنویم تا بر شکافهای تحمیل شده از سوی رسانه های رسمی غالب شویم.
- امید فردا
سبز بودن ما به این معنا نیست که می خواهیم همه را به رنگ خود در آوریم و یک رنگ کنیم، آن طور که انحصارطلبان و اقتدارگرایان برای همه رنگ و رای خویش را تجویز می کنند.
- امید فردا
اونقدر اینجا مدارا کم شده و خود بزرگ بینی زیاد!
- امید فردا
اونقدر اینجا مدارا کم شده و خود بزرگ بینی زیاد! - امید فردا+++
- بامداد
سبز بودن زیستن در کنار یکدیگر با درک تفاوت ها و اختلاف آراء و نظرات و سلایق یکدیگر است.
- امید فردا
اگر اقتدارگرایان و رسانه های شان می کوشند ترک های ایجاد شده در خانواده ها و جامعه را پررنگ کنند، ما باید بکوشیم با پذیرفتن این اختلاف ها نسخه ای برای زیستن مسالمت آمیز در کنار یکدیگر ارائه کنیم.
- امید فردا
اگه با این بهانه هم فضای بحت و تحمل و مدارای مخالف رو پیدا بکنین هم ما راضی هستیم!
- منفی سی
« بخش هائی از بیانیۀ حقوق بشر و حقوق شهروندی میرحسین موسوی » حقِ “حیات”، “آزادی”، “مالکیت”، “امنیت”، “حقِ پیجویی رشد و سعادت” و “حقِ ایستادگی در برابر ستم”، حقوق طبیعی و سلب ناشدنی افراداند.
- امید فردا
حقوق بشر در ایران مضمون تازهای نیست، اولین اعلامیۀ حقوق بشر را به کورش پادشاه نامدار ایرانی نسبت میدهند .
- امید فردا
حقوق اقوام را به رسمیت شناسم و بر اساس الگوی مدیریت غیر متمرکز، اقوام را در ادارۀ امور خود سهیم کنم.
- امید فردا
با اقلیت سیاسی و با رقبا و مخالفان خود منصفانه رفتار کنم و حقوق آنها را برای رقابت و یا مخالفت محترم شمارم. هیچ فردی را شهروند دست دوم تلقی نکنم.
- امید فردا
حریم خصوصی افراد را محترم شمارم، آزادی بیان و اجتماعات را مورد حمایت قرار دهم، از طریق توسعه و تقویت جامعۀ مدنی و با برگزاری انتخابات رقابتی، آزاد و منصفانه و همچنین با حمایت از مطبوعات و رسانههای مستقل و با جلوگیری از سانسور، حق دسترسی آزاد به اطلاعات و حق مردم بر تعیین سرنوشت خویش و حق نظارت و مشارکت سیاسی را تضمین کنم.
- امید فردا
دیر یا زود مخالفان مردم صحنه را ترک میکنند. میرحسین: “همین که خواسته ای در جامعه متولد می شود دیگر هیچ کس قادر نیست از برآورده شدن آن ممانعت کند و دولت ها تنها می توانند بر مقادیری چون زمان و میزان و شکل تحقق آن تاثیر بگذارند.”
- امید فردا
این میر حسین اگر با جامعه سکولار موافقت کند خیلی بهتر است تا ولایت فقیه
- مهرگان
چیزی که ما میتوانیم از این ماجرا بیاموزیم آن است که خود دچار افراط نشویم. آن چیزی که امروز باید نگران آن باشیم مصالح کشور است، زیرا کشور جز صاحبان اصلیاش کسی را ندارد که در این باره ابراز نگرانی کند.
- امید فردا
میرحسین: با قامتی سرافراز، گرچه شلاق خورده، مجروح و حبس کشیده ایستاده ایم. با مطالباتی برای نیل به آزادی، عدالت اجتماعی و تحقق حاکمیت ملی و مطمئن از پیروزی به یاری حضرت حق، چرا که جز احقاق حق ملت چیزی نخواسته ایم
- امید فردا
میرحسین با اشاره به این پرسش مهم بسیاری از همراهان جنبش سبز که در این روزها که امکان بیان اعتراض ها به سبب سرکوب های شدید و برخوردهای امنیتی وجود ندارد، چه باید کرد؟ گفته است که پاسخ به این پرسش باید محصول عقل جمعی باشد و همه همراهان راه سبز امید باید راهکار ارائه کنند. وی با تاکید بر اینکه «آگاهی چشم اسفندیار خودکامگان است»، گسترش آگاهی در میان مردم را یکی از مهمترین راهکارها در شرایط موجود دانسته است.
- امید فردا
من نمي توانم بر سر حقوق و آراي پايمال شدة مردم معامله يا مصالحه كنم. اگر در اين نقطه ايستادگی نكنيم، ديگر تضمينی نداريم كه در آينده با حوادث تلخی نظير آنچه در انتخابات كنونی گذشت روبرو نباشيم.
- امید فردا
میرحسین به تقلب گسترده حکومت و حامیانش می پردازد و می نویسد: در ايامي كه گذشت شخصيتها و گروههايی به سراغ اينجانب آمدند و خواستار گذشت من از آنچه گذشت شدند. شايد توجه نميشد كه اينجانب از همان ابتدا از حق شخصی خود گذشته بودم، اما مسئلة انتخابات مسئلة شخصی من نبود و نيست.
- امید فردا
درست است! متقلبان و دروغگويان تنها به نيت تحميل منوياتشان در پشت نام قانون سنگر گرفتهاند. ليكن تلاشی كه ما وارد آن شدهايم يك مشاجره و تلافيجويي نيست. ما را عصبانيت يا جاهطلبی يا خودپسندی برنيانگيخته است، بلكه حركت ما اقدامی براي اصلاح و تامين بهروزی كشور است.
- امید فردا
شايد بگوييد كه با اين همه قيد و بند ديگر فرجهای برای بيان اعتراض باقی نمانده است. اين گمان خامی است كه مخالفان سطحی انديش و افراطي شما در سر دارند.
- امید فردا
کسی که به جنگ سیاهی میرود باید چراغی در دست و چراغی در دل داشته باشد و اجازه ندهد کدورت و غم و از آن بدتر سیاهی و کینه به دلش راه یابد. هدف ما جلوگیری از نهادینه شدن دروغ و شقاوت و تبدیل شدن آنها به ارزش است.
- امید فردا
آدمهایی که از فرط تکرار دروغ هیچ حقیقتی را در خود و دیگران تشخیص نمیدهند، آدمهایی که طبیعت انسانیشان استحاله شده و به جای زیبایی و خیر و حقیقت، مبلغ زشتی و شر و دروغ شدهاند، غالبا انسانهایی هستند که در تلههای توجیه گر «کسب قدرت یا حفظ قدرت» گرفتار آمدهاند و به تدریج استحاله شدهاند.
- امید فردا
جنبش سبز کلمه سبزی است که از دل پرمهر ملت ما جوشیده و ماحصل مطالبات بر زمین مانده یکصد سال اخیر ملت ایران با پایداری و استامت همراه هان جنبش تداوم یافته و سرانجام با ایستادگی و وفاق همه احاد مردم به پیروزی نائل میگردد.!
- امید فردا