Sign in or Join FriendFeed
FriendFeed is the easiest way to share online. Learn more »
آرام
اینجا کسی هست که حوزه علمیه درس خونده باشه؟ اگر هست، میشه لطفا به من یه مقداری در مورد " اقتصاد اسلامی " کمک کنید. مثلا برای شروع اینکه چه سرفصل هایی از اقتصاد رو توی حوزه تدریس میکنند و با استفاده از چه منابعی ؟ بطور کلی علاقه مندم که در مورد آموزش اقتصاد در سیستم حوزوی بدانم
IMAGE634320856618548788.jpg
ممنون میشم از کمک هاتون - آرام
خیلی هم خوب ، میشه بگی که چیا خوندی؟ - آرام
اذیت کنم آرام؟ :) - محافظه‌كار
راحت باش، کانزی جان. به گوشم // رامتین پروژه داشتی که رفتی؟ یا رفته بودی جاسوسی؟ - آرام
آرام جان، حالا که هستی و هستم بیا دوتایی بریزیم سر این رامتین، هنوز مشقش رو تموم نکرده - محافظه‌كار
رامتین، خجالت نمیکشی؟ !! قباحت داره، فقط این کارا از یکی که 3 ماه حوزه رفته بر میاد ها!! - آرام
برو اول مشقاتو بنویس، بعدش بیا بگو که توی حوزه چی بهت یاد دادند، یا اینکه سیستم آموزشی اش چطور است - آرام
بسه بابا کشتیش، آرام باید مدیریت رو بدم به تو :) - محافظه‌كار
پس چجوری بود یعنی؟ بعنوان مستمع آزاد میرفتی؟ - آرام
همین کارا رو میکنید که الکی به ایرانی ها میگن اگر علم در حوزه هم باشد مردانی از خانواده رامتین اینا باید برن اونجا - آرام
ولی از شوخی گذشته، سیتم آموزش در حوزه علمیه برایم سوال شده که چطوری هست، و مخصوصا در زمینه اقتصاد که برای خودش علم مستقلی هست و از دین نشات نمیگیره - آرام
نه بابا این رفت اما از بس ترجمه نکرد عذرش رو خواستن :دی - محافظه‌كار
رامتین تو هنوز زنده ای با این همه حرف !! من اگر جای تو بودم یا تا 1 ساعت دیگه شیش تا مقاله میزاشتم تو ویکی یا اینکه سیم اینترنت رو از پریز میکشیدم بیرون و میرفتم واسه خودم سوت میزدم :دی - آرام
از همه هم بیشتر چونه زد سر روز ها، حواستون بود؟ - محافظه‌كار
من الان مرام گیر شدم، نوکرتم داداش، چه کاری از دست من بر میاد؟ میخوای حالا که افتادی روی زمین، من هم بیام و پشتت رو ماساژ بدم :) - آرام
یعنی مال خودم رو ترجمه نکنم ؟ من الان دقیقا 1 ساعت دیگه وقت دارم ، که توش باید نهار هم بخورم حتی. مال تو رو بنویسم یا مال خودم رو ؟ #دوراهی_سرنوشت - آرام
:)) کامنتها - محافظه‌كار
دروس حوزوي را مي خواي يا اقتصاد اسلامي را ؟ حوزوي را نميدونم ولي اقتصاد اسلامي بهترين مرجعش در ايران ... دكتر توتونچيان هست. يك كتاب مبسوط هم منتشر كرده . در سطح بين المللي هم كار ميكنه. تعداد معدودي استاد تمام در رشته اقتصادهست كه كتاب چاپ كردن و از خودشون حرفي داشتن در ايران از قديم به جز اين جديديا . اين يكي از اون افراده خودش تحصيلكرده امريكاست و همه اصول اقتصاد غربي را كاملن ميشناسه ولي بعدن روي اقتصاد اسلامي به طور تخصصي كار كرده مدام هم ميره عربستان و مالزي و جاهاي ديگه تدريس ميكنه http://www.toutounchian.com/ - Judi Abot
ویدا جان منظورم اقتصاد اسلامی هست. مممنون برای لینک؛ پروفسور توتونچیان رو کمابیش میشناسم، تا اونجایی که میدونم ، مطرح ترین چهره اقتصاد اسلامی ایران هستند ایشون. من وبسایت ایشون رو ندیده بودم قبلا، ولی ظاهرا تز دکتری ایشون هم در حوزه اسلامی بوده، اونم قبل از انقلاب. خیلی جالب هست. دارم توی وبسایت شون چرخ میزنم. مرسی بازم - آرام
كتاب فارسيش با متن كامل پي دي اف هست 40 مگا بايت خواستي دانلود كن ولي نسخه انگليسيش گويا رو سايت آمازونه :) خواهش ميكنم .http://www.toutounchian.com/books... - Judi Abot
کجا هست برا دانلود؟ - آرام
:)) - Judi Abot
برای معرفی و توضیح انتقادی این نظریات کارهای بهداد و نومانی را دنبال کن. کتاب بالا چند فصل اولش مرتبطه - سازمان ملی سنجش
مرسی ویدا خانووم، // سازمان جان (!! ) مرسی و ممنون. یه سوالی که برای پیش آمد، این کتاب ها در نقد اقتصاد اسلامی هستاند یا برای آموزش اقتصاد اسلامی؟ - آرام
نقد و معرفی. قطعا برای آموزش نیستند - سازمان ملی سنجش
آهان؛ ممنون از توضیح. راستش رو بخواهید الان به دنبال مراجع آمورش اقتصاد هستم اول، بعد نقد ش :) - آرام
موفق باشی - سازمان ملی سنجش
ارادت - آرام
دوتا نگرش در حوزه هست: اولی این که چیزی به نام اقتصاد اسلامی وجود دارد که باید فرمولش را کشف کرد که می شود یک تئوری در کنار سایر تئوری ها مثل تئوری های کینزی و فریدمنی و حلقه فرانکفورت و اینها. یک نگرش دیگر هم وجود دارد که معتقد است یک تئوری اقتصاد اسلامی وجود ندارد. بلکه یک سری ضوابط کلی هست نظیر لزوم رعایت انصاف در معامله و حرمت ربا و اینها که نظریه نیستند، بلکه چند گزاره قاعده و مقرراتی هستند و بشریت در هر زمان مطابق با نیاز آن روز جامعه می تواند مدلی از افتصاد را توسعه دهد و به شرط رعایت این چند گزاره کلی، این اقتصادها همگی صحیح و اسلامی هستند. بهترین کتاب در این باره، شاید نوشته مرحوم محمباقر صدر به اسم «اقتصادنا» یعنی اقتصاد ما است. توجه شود که اقتصاد ما یعنی اقتصاد ما مسلمانان و وی از پسوند اسلامی برایش استفاده نکرده. فکر کنم به فارسی هم ترجمه شده و در دسترس باشد - هانیبال
ممنون هانیبال عزیز برای معرفی کتاب اقتصادنا؛ سعی میکنم که این کتاب رو پیدا کنم. فقط متوجه نشدم که آیا این کتاب بر اساس نگرش اول هست یا دوم. بهرحال؛ میشه لطفا در زمینه نگرش اول کتاب یا منبعی معرفی بفرمایید. // آیا افرادی که در زمره نگرش اول بحساب میایند، همه بر روی یک نظریه خاص توافق دارند یا خیر؟ - آرام
جزو نگرش دوم است. از نظریه اول خیلی خبر ندارم زیرا بهش معتقد نیستم. ولی عمده کتاب های موجود در بازار بر اساس نظر اول است و من خیلی پیگیرش نبوده ام. به همین خاطر نمی توانم منبعی بدهم - هانیبال
دکترعباس موسویان هم نوشته های خوبی داره. - محمدصالح
در نگرش سنتی هم مباحث ِ باب ربا، مکاسب محرمه، متاجر، خمس و زکات و انفال جزو مباحث محوری اقتصاد اسلامی است - محمدصالح
مرسی هانیبال عزیز، همین توضیحات هم خیلی خوب بود؛ سپاس // محمد صالح عزیز، در جریان هستید که شیوه تدریس این مباحث چگونه هست؟ منابع خاصی هم معرفی میشود؟ // ارادت فراوون دارم سید جان - آرام
من جای شما بودم کتاب «جهت گیری طبقاتی در اسلام» نوشتۀ دکتر شریعتی و «بررسی اجمالی مبانی اقتصاد اسلامی» آیت الله مطهری رو هم می‌خوندم... به علاوۀ «ربــا»ی شهید بهشتی... هیچ کدوم رو هم توی حوزه پیدا نمی‌کنی آرام جان، دومی که حتی به دستور آیت الله خمینی نسخه های موجود در بازارش هم جمع و خمیر شده! فقط پیشنهادی به عنوان بهترین کتابهایی بود که در این زمینه خوندم... ;) - مسـღـافـرســـپـیده‌دمـان
اينهايي كه دوستان ميگن عبارتند از كليه قوانين و مقررات و احكام شرعي و حقوقي و فقهي كه در اسلام براي اداره يك حكومت اسلامي وضع شده و به اونها نياز هست به اين ميگن اقتصاد اسلامي- اينها اقتصاد را در حد نحوه تامين معاش و خريد و فروش و امور مربوط به بازار و اداره خانواده ميبينن//ولي اگر اقتصاد را به عنوان علمي قبول داشته باشيم كه بنيانگذارش آدام اسميت بوده به عنوان يك علم مستقل مثل علوم پايه در نظرش بگيريم كه براي خودش تمام مختصات علمي بودن را داره ..اونوقت قضيه فرق ميكنه و اين اقتصاد اسلامي كه دوستان ميگن را اصلن نميشه به عنوان چيزي در كنار اقتصاد ماركسيسنتي يا اقتصاد سرمايه داري مقايسه كرد يعني در حد و اندازه اونها نيست ..مگر اينكه كسي مثل توتونچيان اومده و در كتاب خودش چهارچوبهاي اقتصادي را با نظريه و فرمول و معادله تعريف كرده يعني به صورت علم اقتصاد ولي از نوع اسلامي بيان كرده ...مثلن منحني عرضه و تقاضا داره ..سيستم بانكي تعريف كرده بازار سرمايه بازار كار بازار نهاده ها و غيره داره. البته همون اقتصاد اسلامي علمي هم خودش حرف و حديث زياد داره ولي خب ... - Judi Abot
نقطه ضعف همه اين كتابهاي دكتر شريعتي و مطهري و امام خميني و شهيد صدر و غيره اينه كه اينها اصلا بنيان جديدي در علم اقتصاد نگذاشتن يعني به نوعي اومدن از بايد ها و نبايد ها صحبت كردند و جهان بيني و ايدئولوژي و اصول و قوانين خودشون را گفتند ولي اقتصاد جديدي ايجاد نكردند ..اقتصاد امروزه اقتصاد تهاتري نيست خودت بهتر ميدوني نظريه ها و تئوري ها و سياستهاي پولي و مالي مثل چرخ دنده هايي در هم تنيده هستند يك سيستم اقتصادي ايجاد كردند ...براي همين معمولن اقتصاد اسلامي حرف جديد نداره ..يعني اين دوستان نيومدند بگن منحني تقاضاي يك فرد مسلمان چه شكليه پس اندازش چيه توليدش چطوريه ..منحني تقاضاي پولش چطوري..و بگير برو بالاتر ..امثال توتونچيان سعي كردند اينكارو بكنند ولي باز هم چيز بهتر و جديدتري از ادام اسميت كينز و فريدمن بيان نميتونند بكنن چون نظريه ها و تئوريهاي اونها بر پايه يك انسان عقلاييه بر پايه واقعيتها ..حتي ماركس اون مرد بزرگ هم كه اومد با نظريات خودش دنيا رو تكون داد بازم در مقابل علم اقتصاد كه متعلق به جامعه سرمايه داري كم آورد . حالا نميدونم آقايون با ارائه يك سري قوانين و بايد ها و نبايد ها چرا فكر ميكنن اقتصاد اسلامي را دارن پياده ميكنند ..اقتصاد اسلامي دقيقا چيزي شبيه اينه كه بگيم اقتصاد چيني ..اقتصاد ژاپني ...اقتصاد عرب... يعني علم نيست فقط يك مكتبه چيزي كه اين آقايون و در اين كتابهاشون گفتند - Judi Abot
من از چندتن از صاحبنظران این عرصه شنیدم که علامه صدر از بقیه در این زمینه جلوتر بوده و نگاهش دقیقتر و آثارش کاملتر بوده. پیشنهاد می کنم کتاب "بانک بدون ربا" نوشته ایشون رو که به فارسی ترجمه شده مطالعه کنید. به من که دید خوبی داد - رضا
اصلا بانك بدون ربا اشتباهه ..بانك يعني موسسه اي كه خلق پول ميكنه (مهمترين وظيفه) / بر اساس اقتصاد اسلامي همه بانكهاي ايران موسسات ربوي هستند و هيچ شكي در اون نيست .هر چي هم گفته ميشه كلاه شرعي اي بيش نيست. - Judi Abot
جودی جان، این که متفکران مسلمان بنیان جدیدی در اقتصاد عملی یا نظری نگذاشتند کاملاً عمدی بوده است. اسلام از منظر اینها، یک تئوری در کنار تئوری های دیگر نبوده است، بلکه فراتر از تئوری و در حقیقت پارادایم است. کار این افراد تبیین این پارادایم بوده و نظریه پردازی ذیل این پارادایم نه وظیفه و نه تخصص آنهاست. این کار آکادمی است که ذیل یک پارادایم تئوری پردازی کند. شما به راحتی می توانی یک پارادایم را اسلامی یا غربی یا... بدانی، اما همان طور که گفتی، نظرات و تئوری ها آن هم در عرصه ای که بخش عمده آن را واقعیات عینی تشکیل می دهد، اسلامی یا غربی یا چینی بردار نیست. مثلاً ذیل اصل حرمت ربا، شما می توانی انواع سیستم های اقتصادی سوسیالیستی یا سرمایه داری را طراحی کنی که فاقد بهره بانکی باشند. در مقابل اقتصاد غربی مدافع رباست و به همین قرینه می توانی سیستم سوسیالیزم یا سرمایه داری ربا-محور طراحی کنی - هانیبال
ببخشید که یه مقداری نبودم // از مسافر عزیز تشکر میکنم که کتابهای پایه ی فکری رو معرفی کردند - البته خوندن این کتابها فکر کنم یه مقداری هم سنگین باشه از نظر درک کردنش // ویدا خانووم، من دقیقا دنبال همین هستم که ببینم که آنچه در ایران ، اقتصاد اسلامی میخوانند، چه است؟ آیا اقتصاد متعارف است محدود شده به قوانین شریعت، یا اینکه اقتصادی است برخواسته و ریشه دار در شریعت. // آقا رضای عزیز، مرسی برای معرفی کتاب " بانک بدون ربا "، امیدوارم که بتونم یک نسخه از این کتاب رو پیداکنم - آرام
هانیبال عزیز، جسارتا با این کامنت آخرتون یه مقداری مشکل دارم، نمیشه که فقط پارادایم رو معرفی کرد و بقیه را به سپرد به دیگران، اصولا اقتصاد اسلامی که چیز جدیدی نیست - این ها همه تلاشی است برای احیای ساختار اسلامی زمان پیامبر-خلفا که در چند قرن اخیر وقفه افتاده - سوال این است که دلیل عدم ورود متفکران اسلامی به بحث بنیان گذاری شاخه ای در علم اقتصاد چی هست؟ - آرام
آره پایه است ولی نثر دکتر شریعتی در این کتابش روان تر از همیشه است و هم مطهری و شریعتی هر دو به قیاس‌هایی با نظام سوسیالیستی و تفاوت ها و تشابهاتش اشاراتی دارند... البته درسته آرام جان در هر حال باید اندکی با مفاهیم و مکاتب اقتصادی آشنایی قبلی وجود داشته باشه... // با جودی عزیز هم در مورد ربوی بودن بانکها کاملا ً موافقم... من کسانی رو می‌شناسم که اینقدر متعهدند و چون راه دیگری هم برای سرمایه گذاری دارند هیچ وقت از بانک استفاده نمی‌کنند...// کتاب ربای شهید بهشتی خیلی ساده و صریح در این باره می‌گه بحث های مفصلی هم از لحاظ سیاسی زمان آقای مظاهری وزیر آقای خاتمی در این باره شد جای کتمان نیست که در این عرصۀ هم مث مدنیت و حکومت داری تجربه و کار عملی در این زمینه با طرز تفکر اسلامی وجود نداره... این تئوری ها در واقع می‌خواسته صورت سوم میان اقتصاد سوسیالیستی و کاپیتالیستی رو روشن کنه که در حد همون نظریه پردازی هم چندان جدی بهش پرداخته نشده و بسترش رو هم بسته بودند متأسفانه، چه رسد به اینکه بخوان در عرصۀ عمل آزمون خودشون رو پس بدهند و باز صیقل بخورند... بگذریم - مسـღـافـرســـپـیده‌دمـان
خوب مشکل اینجاست که این پارادایم هم هنوز به خوبی تبیین نشده چه رسد که از آن انتظار نتایج تئوریک هم داشته باشیم. منظورم این نبود باید در سطح پارادایم توقف کرد، بلکه وقتی هنوز پارادایم را درست و درمان مشخص نکرده ایم، نباید سراغ تئوری پردازی رفت. ضمناً شاید آن نگرش اول را بتوان مصداق تلاش برای احیای مناسبات اقتصادی زمان صدر اسلام دانست، اما نگرش دومی که عرض شد دقیقاً مخالف این عقیده است و مناسبات اقتصادی آن عصر را مربوط به آن عصر می داند که قابل تسری و تعمیم به زمان های دیگر نیست - هانیبال
مسافر جان، خوب اگر قرار باشد که جایی بر روی پاره خط کاپیتالیسم (مثلا آمریکایی) - سوسیالیسم (مثلا کمونیستی) قرار بگیریم، یعنی یک جایی در میانه اروپایی اش، خوب که مساله ای نیست، همان است که تئوری ها و مدلهای اقتصاد را برای محیط خودمان بومی کنیم. این حرف جدیدی نیست. اما اگر ادعا میکنیم که میتوانیم نقطه ای را خارج از این پاره خط معرفی کنیم، این نقطه کجاست؟ چه مشخصاتی دارد؟ - آرام
هانیبال عزیز، چرا پس از این همه مدت، هنوز تدوین نشده؟ مشکل در چیست؟ منتظر چه چیزی هستیم؟ تمامی دستورات اقتصادی که از قران قابل استخراج است که معلوم است، سیره پیغمبر هم که به همچنین. کدام قسمت این پازل هنوز کامل نیست؟ - آرام
گفتم آرام جان به همان نشان که کتاب مطهری به دستور مستقیم شخص اول مملکت حتی نسخه های ارسال شده اش به بازار جمع آوری و خمیر می‌شه و طبقۀ روحانی همیشه با بازار پیوند داشته و همیشه نیمه مالک هم بوده و تا حکومت فقیهان پا برجاست دستهایی در کار است تا نه در این زمینه اهل فن به تحقیق پژوهش در این باره بپردازند و نه دستورد پژوهشهایشان در عرصۀ عمل به مرحلۀ آزمون درآورند و صیقل زنند... پاسخ پرسشهای شما که مشابه پرسشهای من هم بود تا اندازه ای به ویژه در اون دو کتاب هست البته که اگر خودشان بودند لابد می‌گفتند همه آنچه گفته شد طرح های نخستین از تفکرات اولیه آنها بوده و هنوز باید ماجرا ادامه داشته باشه که متأسفانه منافع طبقۀ حاکم این اجازه رو نه در عرصۀ سیاستگذاری تحقیقی و پژوهشی و نه اجرایی نمی‌ده و نداده... // همینجا علاوه می‌کنم تا کامنت هانیبال عزیز پوشانده نشود، توضیح بسیار خوب و درستی است... - مسـღـافـرســـپـیده‌دمـان
دو سه کامنت آخر جودی آبوت وصف ساده و سرراست ماوقع است - سازمان ملی سنجش
ممنون سازمان ملي سنجش:) - Judi Abot
من اضافه کنم که بخش قابل توجهی از ابهام ناشی از بی اطلاعی این نظریه پردازان اقتصادی مسلمان است از چیستی و دامنه و شیوه علم. این دوستان درک درستی از علم ندارند و نمیفهمند تفاوت بین تعدادی گزاره های تجویزی اقتصادی برگرفته از آئین و مربوط به جوامع و زندگی غیر پیجیده قرنها پیش را با علم تجربی توصیف و پیش بینی کننده و تکرارپذیر. این تمایز مهمی که جودی آبوت توصیف کرده طی 30 و اندی سال گذشته در مسائل مختلف مرتب تکرار شده و خسارتهای زیادی به آدمهای مملکت زده. - سازمان ملی سنجش
عدم تدوین اش چند گیر اساسی داشته: نخست اینکه علم اقتصاد امروزی علمی است به واقع مدرن و تا قبل از مدرنیته و شکل گیری مناسبات جدید اقتصادی بروز نکرده- جهان اسلام هم تا سالها و حتی سده ها، از این مناسبات مدرن دور بوده و لذا حواشی آن یعنی علم بررسی داد و ستدهای مدرن(یعنی اقتصاد) هم وارد حوزه جهان اسلام نشده. هوز در بسیاری از نقاط جهان اسلام مبادلات مالی بر اساس برات است که قدمتی صدهاساله دارد. در زمان ورود مدرنیته هم جامعه سنتی خاورمیانه در چنان شوکی فرورفت که تا سالها جرات نظریه پردازی را از دست داد و حتی هنوز هم در نیامده. ضمناً بخش زیادی از علم اقتصاد به بازیگر مهمی به نام دولت برمی گردد و این نیازهای دولت است که سبب تحرک حوزه آکادمی و تفکر برای تئوری پردازی و تولید علم می شود. در زمانی که اکثریت دول مناطق مسلمان سکولار هستند که تئوری های غربی یا کمونیستی را کافی می دانند، مجالی برای اهل دین نبوده که در اقتصاد ورود کنند. تنها در معدود جوامعی که پیوندی میان مذهب و حکومت بوده، اندک کارهای فکری و نظری به چشم می خورد. ب هاینها اضافه کنید تنبلی و کاهلی جماعت را که این نیاز را احساس نکرده اند - هانیبال
ضمناً بخش زیادی از علم اقتصاد به بازیگر مهمی به نام دولت برمی گردد هانیبال-Persona Non Grata!!!! - Judi Abot
برنمیگردد؟ - هانیبال
هانيبال علم علم علم اقتصاد! توجه داريد به ماهيت يك علم! به عنوان مثال : شما اقتصاد خرد را ديدي؟ شامل تئوري رفتار مصرف كننده تئوري رفتار توليد كننده- بازارها///يا مثلن منحني عرضه يا تقاضا در ابتدايي ترين حالت؟ همين منحني تقاضا رودر نظرگير ..رابطه مقدار تقاضاي يك مصرف كننده با قيمت! يا مطلوبيت و منحني هاي بي تفاوتي! اينها آ تا ب علم اقتصاده همين اول بسم الله ..اقتصاد اسلامي براي آغاز چي داره؟ رفتار مصرفي يك فرد مصرف كننده را به طور خاص مشخص كرده؟ رفتار اوبا يك مسيحي متفاوته؟ كه اومده ميگه من اقتصاد اسلامي را ابداع كردم؟ تابع تقاضاي يك فرد مسلمان فرق ميكنه؟ بهينه پارتو براي يك مسلمان متفاوته؟ اينها مباحث ابتدايي هستند كه اقتصاد اسلامي بايد پاسخ بده اگر ميگه اقتصاد اسلامي هستم....در مراحل پيشرفته تر اقتصاد اسلامي بايد بره در بازار سهام و بازار پولي تئوري بده ميتونه؟ نه ..ولي پروفسور توتونچيان يككارهايي كرده دانشگاه مفيد قم هم يككارايي ميكنه! تومالزي و اندونزي و عربستان هم يككارايي ميكنند ولي به اندازه يك قطره درمقابل دريا تونستن اقتصاد اسلامي را در برابر اقتصاد فعلي تبيين كنند! اينهايي كه شما ميگي يك سبك مديريت اقتصاديه يا يك مكتب، شهيد صدر مكتب اقتصاد اسلامي داره ولي علم اقتصاد اسلامي را بهش نپرداخته! پس ربطي به تنبلي و كم كاري و دولتها و اينها نداره! :) - Judi Abot
من تناقضی بین حرف خودم و شما نمی بینم. مکتب شهید صدر هم اصلاً داعیه ورود به اقتصاد خرد و کلان را ندارد. صرفاً پارادایمی را مطرح می کند که در داخل آن پارادایم می شود تئوری پردازی کرد. شما می گویی خوب چرا در این پارادایم تئوری پردازی نشده، جواب دادم زیرا نیازش احساس نشده. ضمناً اقتصاد را نمی توان علم 100% به سیاق پوزیتیویستی دانست. ما با انبوهی از «نظریه ها» طرفیم تا فاکت هایی از سنخ قوانین علوم دقیقه - هانیبال
نميگم چرا تئوري پردازي نشده !چراكه شده ! تلاشهاي توتونچي خودش يك نمونه! ولي چه دستاوردي در برداشته؟ اگرشهيد صدرهم داعيه ورود به خرد وكلان را نداره نميتونه داعيه ورود به اقتصاد (Economics)را داشته باشه گرچه ميتونه در مورد اقتصاد( Economy) پارادايم بده.اقتصاد اسلامي مبحثي در اقتصاد نرماتيودر برابر پازيتيوي هست كه بالا ذكر فرموديد. بيشتر نظراتش ارزشيه و منبعث از احكام ونگرش اسلامي! - Judi Abot
در بهترين حالت، ماركس عالم اسلام ، جناب دكترتوتونچيان هست با نظرياتي كه مطرح كرده دركتابش ميتونيد مطالعه كنيد:) - Judi Abot
فرصت نشد تمام کامنت ها را بخوانم ولی اگر سوالی در مورد قرآن شناسی داشتید، بنده با کمال میل جواب می دهم - دکتر حسین حاج فرج دبّاغ
مرسی از همه دوستان برای بحث مفصلی که کردید؛ // مسافر عزیز، پس واجب شد که حتما این کتابها را پیدا کنم و بخوانم . // سازمان مطبوعه :) من هم موافقم که ورود به علم اقتصاد در اسلام - خصوصا نسخه ایرانی اش - الزاما با متدها و روشهای متداول آکادمیک همسان نبوده. این باعث میشود که خواندن و فهمیدن آنها به مراتب سخت تر باشد، اما این آیا بد هست؟ فکر نمیکنم که حتما به معنای بد بودن و بدون کاربرد بودن و بی فایده بودن باشد. همین که دستاورد داشته باشد خوب است؛ اما همانطوری که شما هم اشاره کردید، این گیج بودن ها و عدم آشنایی با پایه ها، باعث شده آنچه که شده را - آرام
هانیبال عزیز، تا حدودی موافقم با دلایلی که فرمودید. عدم تقاضا از سوی جامعه شاید دلیلی باشد برای عدم تولید در حوزه. اما آیا به راستی در همه زمینه ها همینقدر کم کار بوده اند؟ اگر به مراکز اصلی تفکر اسلامی - در سطح کلان جهان اسلام - نگاه کنیم، کارهای زیادی انجام شده، در همه زمینه ها، حتی بحث های فراوانی شده در پایه ها و مباحث مربوط به اقتصاد. اما نه به صورت پیشرو. مثالی میزنم: اولین بانک اسلامی دنیا در اوایل دهه 60 میلادی در مصر تاسیس شده، بر مبنای مدلهای صندوق های پس انداز آلمانی، یعنی بدون دریافت یا پرداخت بهره. نقش علما اسلامی در اینجا مشابه نقش پرتقال فروش هست در اون مثال کذایی. این داستان تا به امروزه و در خصوص اوراق قرضه و معاملات آتی و .. هم صدق میکند. در کل ، متاسفانه مراکز علمی اسلامی به دنبال بازار میدوند و نه برعکس، هیچ نقش هدایت کننده ای - حداقل تا اونجایی که من دیده ام - ندارند. - آرام
ویدا خانووم عزیز، من جسارتا با این فرمایش شما موافق نیستم که قرار هست که اقتصاد اسلامی بیاید " چرخ را اختراع کند "، اصولا اگر چنین ادعایی کند باید شک کرد. دقیقا همانطوری که فرمودید، چه تفاوتی بین منحنی مصرف یا تقاضا یا سایر پارامترهای " خرد " اقتصادی بین مسلمانان و غیرمسلمانان هست که باید انتظار داشت که تعاریف و روابط را جایگزین کرد؟ تا اونجایی که من درک کرده ام، همانطوری که از ابتدای پیدایش اسلام هم همین روال بوده، اسلام یکسری از روشهای مرسوم همان زمان را تایید کرده، یک سری را اصلاح کرده، و یک سری را رد کرده. اگر به امروزه هم بخواهیم نگاه کنیم، تقریبا همین منطق وجود خواهد داشت. شاید یکسری از مدلهای اقتصادی نیازمند بازنگری باشند، اما نه الزاما همه آنها. - آرام
درضمن ویدا خانووم، بعید بدانم که دکتر توتونچیان در حد و اندازه ای باشند که در عالم اقتصاد اسلامی بتوان چنین جایگاهی برایشان متصور شد. حتی اگر بر سردر وبسایتشان نوشته باشند که superior economist !! البته که ایشان فرد شناخته شده ای هستند، در این شکی نیست - آرام
دکتر حسین حاج فرج دبّاغ گرامی، ممنون از اعلام آمادگی تون. سپاس گذارم. موضوع بحث ما - سوال اولیه من - این است که اقتصاد اسلامی، خصوصا در فقه تشیع، چگونه تکوین و تکمیل میشود؟ چگونه آموزش داده میشود؟ - آرام
آرام گرامی. خیالت را راحت کنم. اقتصاد اسلامی وجود خارجی نداره. طبق قرآن هر پیامبری منجمله حضرت محمد برای راهنمایی و تربیت مردم قوم خودش آمده. قرآن نیومده برای آن قوم اقتصاد یا هر علم دیگه ای بیاره. اما اگر بخواهی به روح آموزه های آن درباره یه جامعه ایده آل نگاه کنی میشه گفت به نوعی سوسیالیزم داوطلبانه باور داره. یعنی مردم را سفارش کرده که به همدیگه برسند حتی طعام خودشون را با نزدیکان و فقرا تقسیم کنند. ولی زوری نیست. بقیه ش چرت و پرت ملاهاست! - نافرمانی مدنی
سوسیالیزم داوطلبانه!! بهترین تعبیری بود که تا کنون در مورد اقتصاد اسلامی شنیده ام. بسیار جالب بود.درست هست که خیلی حواشی به این مساله اضافه شده اند، اما، باید دید که زیربنای این همه حرف و حدیث به راستی چیست - آرام
جناب خانم مادرزمین، این چه حرفی است که شما می زنید؟ این همه کشورهای دنیا دارند اقتصاد اسلامی و بانکداری اسلامی را پیاده سازی می کنند! شما ظاهرا" هیچ اطلاعی از وسعت تعلیمات و دستورالعمل های اسلام برای بشریت ندارید. توصیه می کنم کمی مطالعه بفرمایید. سوسیالیزم یک نسخه کپی شده ناقص از دستوراتی است که در بدو اسلام اجرا می شده است. مثلا" حضرت علی (ع) با دست مبارک شان یهودیان خائن بنی قریظه را گردن می زنند و طبق دستورات الهی مال شان را بین امت مسلمان تقسیم می کنند. کارل مارکس و سایر سارقان فلسفه و لاجیک اسلامی روزی به جزای این سرقت ادبی خواهند رسید - دکتر حسین حاج فرج دبّاغ
آرام فرهیخته و گرام، شما می توانید از خمس و زکات که مستقیما" در قرآن دستور آن امده است شروع کنید و بد نیست سری هم به تفاوت میان ربا و سود بزنید که اساس فلسفه و لاجیک بانکداری اسلامی را تشکیل می دهد. لعنت خدا بر کارل مارکس و شاه و دکتر و همه اتئیست ها و سوسیالیست های غیر مسلمان که زندگی ما مسلمانان خارج نشین را تلخ کرده اند. باور کنید اینجا حتی یک لقمه مرغ هم نمی توانم بخورم از بس که مرغهای اینجا علف بدمزه می خورند و بوی بد می دهند - دکتر حسین حاج فرج دبّاغ
دکتر دباغ فکر کنم مزاح میکنند! - Judi Abot
آرام جان اون کارل مارکس جهان اسلام را که به صورت طنز گفته بودم:دی - Judi Abot
این تعریفی که از خودش کرده هم بیراه نیست اساتید اکثرن درجه استادیاری و دانشیاری دارن ...اونایی که استاد تمام باشن تعداد کمی هستند مثلن دکتر تفضلی استاد تمام بود . این توتونچی هم از خیلی سال پیش استاد تمام بوده . این کتابی که نوشته هم خیلی مهمه گرچه من خودم خیلی خوشم نمیاد. ولی تدوین یا ترجمه یا فلان نیست! نظریه داده یعنی یک ایده مطرح کرده برای همین گفتم کارل مارکس جهان اسلام :دی ولی اون کجاااااااااااااااااااااااا و این کجا - Judi Abot
دکتر دباغ فکر کنم مزاح میکنند! - Judi Abot :) من که چند بار خوندم تا متوجه شدم :)) - آرام
ویدا خانووم، البته که ایشون - طبق سی وی شون - در سال 1975 دکتری شون رو گرفتن، موضوع پایان نامه شون هم اسلامی بوده. نکته ای که هست اینه که اون زمان کسی از ایران پانمیشد بره آمریکا دکترا بگیره روی موضوعات اسلامی. خیلی جالب هست. این رو هم بگم که روی دلم نمونه، طرف میره نوبل اقتصاد میگیره، هیچ جایی نمیاد تو بوق بکنه، ولی توی ایران بسکه هرکسی که از راه رسیده به روش کردان یه مدرک ی برای خودش گرفته، اونایی که واقعا حرفی برای گفتن دارند باید سند و مدرکشون رو همراه خودشون راه ببرند. // اما به نظر من اینا دلیل نمیشه که این کار رو بکنه :( // یه چیز دیگه هم بگم، اشاره کردید که در ایران تعداد " استاد " در اقتصاد کم هست، به نظر من اینی که فردی بعد از 30 سال به درجه استادی میرسه نشون دهنده این هست که خیلی در کارش قوی نیست. چون معمولا خیلی جاهای دیگه دنیا، بعد از حدود 15 سال میشن پروفسور؛ اگر خیلی خوب باشند هم شاید زودتر. مهم این هست که این عزیزان در ایران کار آکادمیک ( تحقیق ) نمیکنند و فقط تدریس میکنند. خوب با معلمی کردن که ارتقا آکادمیک میسر نمیشود - آرام
بووووچد به لیتل که همه چی رو میخونه اصلن - آرام
کاملن درسته کسی که بعد از 30 سال هنوز دانشیاره یعنی که کار اکادمیک نکرده و فقط نهایتن چند تا کتاب ترجمه کرده :) - Judi Abot
In ablah aashghal ru block kardam - نافرمانی مدنی
مادرزمین عزیز، خودت رو ناراحت و عصبانی نکن لطفا - آرام
یه سر به نمایشگاه کتاب بزن در زمینه علوم حوزوی بسیار می یابی - بامداد
بامداد عزیز، من متاسفانه دسترسی به نمایشگاه کتاب ندارم - آرام
. - آرام
شهید صدر یک پارادایم اقتصادی تعریف کرده که استادان و پروفسورهای اقتصاد بیان ذیل آن پارادایم تحقیقات کنند - سازمان ملی سنجش
آدم یاد صحبتای دکتر عباسی میفته - سازمان ملی سنجش
چرا ؟ - آرام
خانم جودی ابوت من دقیقا" کجا مزاح کردم؟ یعنی فکر می کنید سوسیالیزم از نظر فلسفی و لاجیکی چیزی از اسلام کپی نکرده؟ یا فکر می کنید که در بدو اسلام ثروت را از افراد غنی نمی گرفتند و بین فقرا تقسیم نمی کردند؟ - دکتر حسین حاج فرج دبّاغ
البته دوباره که نگاه میکنم میتوانم بگویم که سوسیالیزم، نسخه غربی شده اسلام است؛ یه چیزی تو مایه های اسلام آمریکایی، ولی از نوع اروپایی اش. در مورد انتقال ثروت از اغنیا به فقرا در اسلام هم که گمان میکنم مربوط به " بدو " اسلام نیست، در حقیقت از زمانی شروع شده که اسلام به قدرت رسید.درست هست ؟ - آرام
آرام به نظرم پاسخ شما خیر است ..اسلام بیشتر با نسخه غربی سازگار است تا سوسیالیزم : سوسیالیزم دیالکتیکی دارد که اسلام فاقد اونه. در اسلام مالکیت خصوصی به رسمیت شناخنه شده چیزی که اساسا در سوسیالیزم وجود نداره. به جز مسئله مالکیت که یکی از فرق های اساسی اسلام و سوسیالیزم و البته تشابه با غرب هست، مسئله بعدی نظریه ارزش مبادله ریکاردو است که بر اساس اون مارکس نظریه ارزش اضافی خود را مطرح میکنه. موارد دیگه ای هم هستند که نشون میده اسلام با اصول نظریات مارکسیستی مطابقت نداره ولی بیشتر در راستای همون نظریات غربی است//برای همین هم هست میگیم حکومت فعلی ایران و ساختار اقتصادی و نظام بازار در ایران بر مبنای اقتصاد سرمایه داری هست کاملن - Judi Abot
ویدا جان، البته من اون کامنت رو در جواب فرمایش دکتر دباغ نوشتم. همون طوری که شما فرمودید، اصول اقتصادی اسلام بیشتر مبتنی بر بازار هست. البته که بصورت محدودیت دار. یعنی با رعایت یک سری نکات برای منفعت اجتماعی (اصول اجباری زکات، و توصیه به وقف و صدقه و انفال و ..) - آرام
دکتر دباغ از بچه های گروه خاصی هستن ...در کامنتهاش معلومه . نمیدونم کدومشونه اصلن کلا حرفاش بی معنی در اصل ولی داره با جملات جدی میگه ..برا همین میگم مزاح میکنه ...شما چرا جدی گرفتی :دی - Judi Abot
خوب بنده خدمت شون نرسیده بودم قبلا - آرام
منم نرسیده بودم تا حالا از کامنتها متوجه شدم:دی - Judi Abot
چه کسی گفته در سوسیالیزم مالکیت خصوصی نداریم؟ به نظر می رسد شما دارید در مورد کمونیزم صحبت می کنید نه سوسیالیزم. در ضمن حالا که کامنت های خودم را می خوانم متوجه می شوم که چرا سو تفاهم شده بود و فکر کردید که مزاح می کنم. بنده داشتم شام می خوردم که عیال برایم پخته بود و فراستریشن بنده از بوی بد مرغهای اینجا باعث شد که بحث را خلط کنم که همینجا از همگی عذر می خواهم. بالاخره کهولت سن است و ذهن آدم به هزار جا می رود - دکتر حسین حاج فرج دبّاغ
نوش جان باشه - آرام