Arash

Arash

چون پير شدى ز كودكى دست بدار، بازى و ظرافت به جوانان بگذار، طرب نوجوان ز پير مجوى، كه دگر نايد آب رفته به جوى
لالائی به زبان آذری
mom.jpg
لالایی ها، در فضایی خلق شده اند که اندوه به جان نشسته ازشرایط سخت زندگی، طاقت را بر مادران تمام کرده بود. زنانی که در همیشه ی تاریخ زندگی مشترکشان، با بردباری هر چه تمام تر، ستم و تبعیض را اعتنایی نمی کردند و به واسطه ی باوری سنتی، سکوت را آینه دارراه خود کرده بودند. اما بیشتر اوقات گفتن لالایی از جانب مادربرای کودکی که بی خوابی می کرد یا بیمار بود، بهانه ای می شد تا به هنگام تکان دادن گهواره، خود را به میهمانی اشک ریزان ببرد و در خلوت و تنهایی با دلبندش که گاه او را بر پشتش می بست و گاه به سینه اش می فشرد، لحظاتی را به یاد عزیزانی که از آن ها دور افتاده و یا غمی بزرگ او را در خود گرفته بود، گریه ساز کند. در اکثر لالایی ها، روی سخن با کودکی است که در حال آرمیدن است و مادر ابتدا به او امید می دهد و در تلاش است با موسیقیِ کلام دلنشین خود که ریشه در غمی پنهان دارد، شکوِه از زمانه ی خویش را بیان کند و در بسیاری، خبر از آمدن پدری را می دهد که به جبر و یا دیر زمانی ست برای تامین هزینه ی زندگی آنان را ترک گفته و اینک چشم به راه آمدنش هستند.* اما این نگاه، متناسب با فرهنگ اقوام گوناگون در... more... - Arash
Beautiful! - mina_sydney from iPhone
این لالایی برای فرند فید یک خواب ابدی داشت - Suzan
بانو مرضیه، شیرین دهنم
220px-.jpg
زهی از رخ تو پیدا همه آیت خدایی٬ز جمالت آشکارا همه فر کبریایی٬ نسپردمی دل آسان به تو روز آشنایی٬ خبریم بودی آن روز اگر از شب جدایی٬ نبود به بزمت ای شه ره این گدا همین بس ٬که به کوچه‌ی تو گاهی بودم ره گدایی همه جا به بی‌وفایی مثلند خوب رویان٬ تو میان خوبرویان مثلی به بی‌وفایی تو درون پرده خلقی به تو مبتلا ندانم٬ به چه حیله می‌بری دل تو که رخ نمی‌نمایی شد از آشناییش جان ز تن و کنون که بینم٬ دل آشنا ندارد خبری ز آشنایی گرهی اگر چه هرگز نگشوده‌ام طمع بین ٬ که ز زلف یار دارم هوس گره‌گشایی همه آرزوی هاتف تویی از دو عالم و بس ٬ همه کام او برآید اگر از درش درآیی - Arash
سلام و عرض ادب به سرور عزیز٬ آلبالوی گرامی. - Arash
به به - amin
تصنیف زیبای بیات اصفهان//مرا که با تو شادم با صدای بانو سیمین غانم آهنگ: استاد همایون خرم ترانه سرا: جناب محمد علی شیرازی گوینده: بانو روشنک
simin.jpg
--خوشتر از دوران عشق ایام نیست- --بامداد عاشقان را شام نیست --مطربان رفتند و صوفی در سماع --عشق را آغاز هست انجام نیست - Arash
سر آمد زمستون (زمستان) - بانو شقایق کمالی
kamali.jpg
بانو کمالی خواننده سوپرانو است. او در تهران به دنیا آمده و تحصیلات موسیقی خود را در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به پایان برده است. وی سپس در دو کشور آلمان و هلند به ادامه تحصیل در رشته های آواز و تعلیم و تربیت موسیقی پرداخت. - Arash
حافظا علم و ادب ورز که در مجلس شاه-- هر که را نیست ادب لایق صحبت نبود
یادش بخیر با مرکب و قلم درشت سر کلاس خط از روی تخته‌سیاه می‌نوشتیم: ادب آداب دارد... ز ارباب ادب دریاب آداب. یا: ادب مرد به ز دولت اوست، و با این کار دو چیز را همزمان فرا می‌گرفتیم: خط خوش و اخلاق نیکو. - Arash
داریوش رفیعی ، منتظرت بودم
raffei.jpg
پرسید کسی منزل آن مهر گسل/ گفتم : که دل من است او را منزل/ گفتا : که دلت کجاست ؟ گفتم : برِ او/ پرسید که او کجاست ؟ گفتم : در دل - Arash
سئودا الكبرزاده- آلمانى آتديم خارالا
sevda.jpg
سِودا علی اکبرزاده - سیب رو انداختم نمیدونم کجا :) - Dr.RoHo
@Dr.RoHo دوست گرامی٬ «خارالا» در زبان ترکی «ترکیه» به معنای كيسه يا گونی است. - Arash
ممنون از توضیح :) - Dr.RoHo
با اجازه از جناب آرش : آلمانی اتدیم خارالا گالدی سارالا سارالا داغلاردا دوندوم مارالا آتیرمه کوینک آتیرمه کوینک ساری گلین هارالی سان؟ اوزو گوچک سوزوگوچک هارا مارالی سان یارین باغیندا اوزوم عسگری دامین دالیندان حزین سس گلیر ساغ گل وارل گل سن بیزه مهمان اول گل گلین گدک بیزیم باغا - ☂لبـالــــ و♬
سپاسگزارم جناب آلبالو٬ بزرگواری فرمودید سرور گرامی - Arash
خواهش آرش عزیز . ایکاش ایکاش و ایکاش میشد این شعر زیبا را به فارسی همونطور که تو آذری مزه میده و دلچسب هست ترجمه اش کرد . که البته بعید میدونم امکانش باشه - ☂لبـالــــ و♬
البالوی گرامی٬ سرور عزیز فرمایش شما کاملا صحیح و پسندیده است. گویند قند شیرینی خود دارد و شکر نیز شیرینی خود. هرموسیقی در مقام و زبان خود دلچسبی و معنا و مفهوم خاص خود را دارد که با بازگرداندن آن به زبان دیگر هر چقدر هم گویا و متن باشد باز زیبای و حس سروده و ترانه را مه الود میکند. موسیقی و آواز که جای خود دارند٬ بنده هنوز هم بعد از سالها نتوانستم کلمات محبت امیز و احساس پدر بزرگی را به زبان فارسی به نوه هایم ابلاغ کنم چون آن احساس٬ زیبای و دلنشینی جملات آذری را به زبان فارسی نمیتوانم بیانگر باشم. - Arash
جناب آرش گرامی شما متن فارسی رو هم بسیار زیبا وشیوا مینویسید ومن همیشه از قدرت کلام شما بسیار لذت میبرم وبهره مند میشم بنظرم شما از قدرت نویسندگی وسرایندگی شعر هم باید برخوردار باشید اگر اینطور است از دلنوشته های خودتان بیشتر بگذارید ومارا مورد عنایت قرار دهیدچون من جداًاز قدرت بیان شما لذت میبرم .....بسیار ممنون وسپاسگزارم - Suzan
ترانه حمومی ... به یاد تهران قدیم و حمام‌های قدیم،آهنگ فراموش نشدنی‌ از استاد مرتضی‌ احمدی. روانش شاد و یادش گرامی‌.
Ahmadi.jpg
استاد زنده یاد غلام حسین بنان
banan.jpg
همه شب نالم چون نی که غمی دارم دل و جان بردی اما نشدی یارم با ما بودی بی ما رفتی چو بوی گل به کجا رفتی؟ - Arash
لایک...... - Rabbit
تنها بیا --- استاد عبدالواهب شهیدی
A.22.jpg
روزگاری من و دل ساکن کویی بودیم- ساکن کوی بت عربده‌جویی بودیم- عقل و دین باخته، دیوانه‌ی رویی بودیم- بسته‌ی سلسله‌ی سلسله مویی بودیم... - Arash
هعی! :| - همصدا
ســـن ياريمين قاصدي سـن /// قاصد يار
shahriar.jpg
تو قاصد يارم هستي ، بنشين ، گفته ام برايت چايي بياورند/ خيالش را فرستاده از بس كه آخ و واي گفته ام/ چه شبهايي كه نخوابيده ام و به تو لالايي گفته ام/ از زماني كه تو خوابيدي به چشمانم گفته ام كه ستاره ها را بشمارند ( خوابم نمي برد/ ) هر كس به تو ستاره بگويد من به تو ماه گفته ام/ بعد از تو زندگي اگر هم شيرين جلوه كند اما براي من تلخ بوده است/ از هر زيبايي ، گلي گرفته و براي تويِ زيبا تهفه اي فرستاده ام/ غروب خورشيد گونه تو را به مانند پنهان شدن ماه مي دانم/ الان تابستانم به مانند زمستان سرد است سابق زمستان برايم به مانند تابستان بود ( از بس ضعيف شده ام ) گاه عروسيت يادم مي افتد ، مثل ديوانه ها رقصيده ام/ باز در آخرش ماتم زده شده و گريه كنان هاي هاي گفته ام/ منِ سياه بختي كه عمرم را به آخرهايش رسانده ام آخ و واي گفته ام - Arash
ســـن ياريمين قاصدي سـن - Arash
++++++++++++++++++++ - masmasak
@Stewart Gilligan Griffin , خواهش میکنم ☺ - Arash
دوباره ++++++++++++ - masmasak
گریفین جان همین کارو میکنم ::) - masmasak
+ - Sima
| - masmasak
| - masmasak
+ - ساغر
اجرای ترانه ترکی آزربایجانی ساری گلین به دو زبان ترکی و انگلیسی با اجرای سامی یوسف خواننده آزربایجانی
sami yusuf.jpg
"شاعر بزرگ قرن ١٦ انگلیس جان دان می گوید : وقتی انسانی می میرد , من نقصان پیدا می کنم , چون من , بخشی از انسانیت هستم . باور کنید ترانه به غایت زیبا ی ساری گلین را , به ارمنی , به فارسی و به کوردی هم بخوانید همانقدر زیبا و دوست داشتنی است که به زبان تورکی . موسیقیدان نامدار ارمنی , زنده یاد آرام خاچاتوریان اگر زنده بود شاید با این حرف من موافقت می کرد که ما سه ملت باهم همسایه و برادر هستیم . خاچاتوریان بخش مهمی از زندگی خود را صرف جمع آوری موسیقی ها و ملودی های ملل ساکن منطقه قفقاز ( آذربایجان , ارمنستان و گرجستان ) کرد . - Arash
«من بیر اذربایجان اولادیام , بالارییم تورکجه دانشیماغی اورک دن چوخ سویلر , انجاخ بیر بویک عشق وطنیمه اورگیمده چیرپیر , انسالیق بیر لیق دیر و بیرلیق عاشقیق الماقینان یاشاماقدیر ! من فرزند اذربایجانم و فرزندانم اذری هستند با کلام و لهجه ی اذری که بدان افتخار میکنیم . تنها رمز حیات عشق است به خاک و فرهنگ و میهن برای یک بودن ان عشقی بزرگ برای حیات لازم است و هر ملتی با حفظ فلکلور خود زیبایی می بخشد به فرهنگ خود !» - Arash
Sami Yusuf - Sarı Gelin, teşekkürler :) - Koleksiyoner Ali
توپراقام من
shahgol.jpg
http://ekitap.kulturturizm.gov.tr/Eklenti... - 1963 / Rasul Rıza : MEN TORPAĞAM - Men torpağam, meni ateş yandırmaz; terkibimde kömürüm var, külüm var. Men baharam çemen-çemen çiçeyim var, gülüm var. Men küleyem, esmesem, kim biler men varanı. Men buludam, sehraları susuz görüb ağlaram. Men üreyem, döyünmesem ölerem. Men insanam, sade insan elinin yaratdığı... more... - Koleksiyoner Ali
Teşekkür ederim, selamlar :) - Koleksiyoner Ali
Arkadasım cok tesekkuer ederim. - Arash
مرغ دل -- با صدای گرم ایرج
Iraj.jpg
بوی جوی مولیان---آواز بیات اصفهان ''دستگاه همایون ''شعر: رودکی اثر: زنده یاد استاد روح الله خالقی ''آواز: بانو مرضیه ، استاد غلام حسین بنان
500.jpg
گلها٬ اثری از استاد علي تجويدي با صدای گرم بانو هايده --- آزاده
hey.jpg
اشکم ولی به پای عزیزان چکیده‌ام--- خارم ولی به سایهٔ گل آرمیده‌ام--- موی سپید را فلکم رایگان نداد--- این رشته را به نقد جوانی خریده‌ام - Arash
گلهای رنگارنگ شماره - ۴۹۴ با آوای دل انگیز زنده یاد بانو الهه.
Elahe_-_14.jpg
اندوه تو شد وارد کاشانه ام امشب مهمان عزیز آمده در خانه ام امشب از من بگریزید که می خورده ام امروز با من منشینید که دیوانه ام امشب - Arash
به به . امروز عجب روز طلائی داره میشه . اون از فید آرش خان http://friendfeed.com/arashxa... این هم از فید عالی جناب آرش عزیز . - ☂لبـالــــ و♬
دوست عزیز شما سرور مایی. - Arash
سيمين غانم -- از تو تنها شدم
s.gh.jpg
- - Rabbit
می و میخانه مست و می کشان مست-- زمین مست و زمان مست آسمان مست-- نسیم از حلقه زلف تو بگذشت-- چمن شد مست و باغ مست و باغبان مست--
چرخ گردون-- علی اصغر شاهزیدی علی تجویدی - Arash
دستت درد نکنه آرش جان. - ashk irani
یکی از بهترین‌هاست، چقدر دوستش دارم. - RokhSaare
.
10r.jpeg
Village girls dance at a wedding festival in the Mazanderan province of nothern Iran, near the Russian border. - - Koleksiyoner Ali
Dear Koleksiyoner Ali, Thank you for your kind information I appreciate that. - Arash
عکس مربوطه به جشن عروسی در یکی از روستاهای گیلان - ariya7
اینجا مازندران نیست این لباسها مخصوص زنهای روستاهای طالش هست که جزء استان گیلا ن میشه - Suzan
شاهکاری از سیمین بهبهانی
sb.jpg
من از شب ها ی تاریک بدون ماه می ترسم نه از شیر و پلنگ، ازاین همه روباه می ترسم مرا از جنگ رو در روی درمیدان گریزی نیست ولی ازدوستان آب زیر کاه می ترسم من از صد دشمن دانای لا مذهب نمی ترسم ولی از زاهد بی عقل ناآگاه می ترسم پی گم گشته ام در چاه نادانی نمی گردم اصولأ من نمی دانم چرا از چاه می ترسم اگرچه راه دشوار است و مقصد ناپدید، اما نه از سختی ره، از سستی همراه می ترسم من از تهدیدهای ضمنی ظالم نمی ترسم من از نفرین یک مظلوم، از یک آه می ترسم من از عمامه و تسبیح و تاج و مسند شاهی اگر افتد به دست آدم خود خواه می ترسم مرا از داریوش و کوروش و این جمله باکی نیست من از قداره بندان مرید شاه می ترسم نمی ترسم ز درگاه خدای مهربان، اما ز برخی از طرفداران این درگاه می ترسم چو " کیوان " بر مدار خویش می گردم ولی گاهی از این سنگ شهاب و حاجی گمراه می ترسم - Arash
.... - hoop
جـــامـــی
jami.jpg
پدری با پسری گفت به قهر که تو آدم نشوی جان پدر حیف از آن عمر که ای بی سروپا در پی تربیتت کردم سر دل فرزند از این حرف شکست بی خبر از پدرش کرد سفر رنج بسیار کشید و پس از آن زندگى گشت به کامش چو شکر عاقبت شوکت والایی یافت حاکم شهر شد و صاحب زر چند روزی بگذشت و پس از آن امر فرمود به احضار پدر پدرش آمد از راه دراز نزد حاکم شد و بشناخت پسر پسر از غایت خودخواهی و کبر نظر افکند به سراپای پدر گفت گفتی که تو آدم نشوی تو کنون حشمت و جاهم بنگر پیر خندید و سرش داد تکان گفت این نکته وبرون شد ز در «من نگفتم که تو حاکم نشوی گفتم آدم نشوی جان پدر» - Arash
یک ترانه - هزار خاطره
500.jpg
زاهد سوی مسجد شد من جانب خمار---- من یار طلب کردم او جلوه گه یار---- - Arash
.
old.jpg
looool - Suzan
:)) یاد زالاس افتادم - Pun1shm3nt
بانو مرضیه و علی بهاری تصنیف موی سپید (دو صدایی)
image m.jpg
Other ways to read this feed:Feed readerFacebook