Sign in or Join FriendFeed
FriendFeed is the easiest way to share online. Learn more »
زنان و مردان پاک و شریفی داریم برای اداره‌ی آینده‌ی ایران، کارمان به آقازاده‌های داخلی و عروسک‌فرنگی‌های دست‌ساز خوش‌نشین نمی‌افتد .. مقدمه‌ی پیام اسانلو را که برای روز کارگر فرستاده بخوانید، او در کنار زیدآیادی، نسرین ستوده، بهاره هدایت و ... یکی از آن‌هاست!
images.jpgنه.jpg
images.jpgذل.jpg
images.jpgذلا.jpg
- «با دلی خونین به استقبال اول "ماه می‌" میروم، نمی‌خواستم حرف بزنم و یا بنویسم، شاید از روی ترس، شاید به خاطر اشتیاقی که خانواده‌ام برای دیدن و بودن با من دارند و البته تاوان حرف زدن در زندان سنگین است، همانطور که وقتی به شرایط بد و غیر انسانی و نداری زندانیان در سال گذشته اعتراض کرده و با مسئولین زندان و دادستانی گفتگو کردم، یک سال زندان به حکم قبلی‌ام در کمال بی‌رحمی اضافه شد. آخر من هم آدم هستم با تمام نقطه ضعف‌های انسانی، آزاد شدن و با خانواده بودن را دوست دارم، مثل همه انسان‌های با شعور و با احساس. همسر، فرزندان، مادرم و باقی افراد خانواده و فامیل می‌خواهند که هر طوری هست کاری کنم که در عین حفظ شرافتم هر چه سریعتر آزاد شوم تا به جراحی قلب بپردازم تا حادثه ای جدید برایم در زندان نیافرینند و یا دوباره به میزان حبسم اضافه نکنند، خصوصا حالا که از باقی حکمم (از هر دو حکم) فقط چیزی حدود یک سال و نیم باقی مانده است و در عین حال از بیماری قلبی و دیسک کمر و مشکلات بینایی ناشی از جراحی چشمانم به هنگام دستگیری و بعد از ضرب و شتم‌هایی که شدم، حساسیت پوستی و ریوی که دارم در رنجم. من هم همین... more... - هدایت
-«طی چند سالی که در زندان‌ها و بند‌های مختلف گذرانده‌ام چه فساد و تباهی، رنج و خشونت و جنایتی که دیده و شنیده‌ام، دامنه رنج کشیدنم و دانایی‌ام در درک ژرفای مهلک سیستمی ناهمگون بر گستره جان آدمیان گسترشی شگفت یافت، آنقدر که سکوت و سکون در برابر آن، ظلم به حقوق بشر است. دردی عمیق و جانکاه در جانم می‌افکنند که هم چون آتش مرا هر لحظه می‌سوزاند و خاکستر می‌کند و دوباره می‌سوزاند و خاکس‌تر... more... - هدایت
هدایت جان. پیامش را که می خوندم نمی دونستم عرق شرم رو چه جوری پاک کنم. // زندگی شخصی این افراد تباه شده است. درآمدشان به کل قطع شده، خانواده شان تحت فشار سنگین اقتصادی از یک طرف، تهدید ها و تحقیرها هم یک طرف. شکنجه های زندان، ندیدن خانواده، تهدید و تحقیرهای زندان یک طرف، رنجی که بچه و همسر و پدر و مادراین عزیزان می کشند هم یک طرف. (در پرانتز : یاد آرش صادقی افتادم)// علیرغم این همه... more... - آکریم
آکریم هیچ نگو .. هیچ نگو! - هدایت
اینها فراتر از یک قهرمانند - فوژان
لینک اصلی داری؟ - فوژان
چه طبع بلندی داره....زنده باشه - ❀بــهار
ممنون - فوژان
ممنونم سحرگرامی! - هدایت
درود بر زیدآبادی درود بر اسانلو درود بر بهاره... سلام بر آزادی... پیش به سوی جمع کردن این بساط شیادی ولایت فقیه - (مادرزمین) MotherEarth
- « .. با دیده خونبار و دلی دردمند شده از آمال و آرزوهایی که بر باد رفته است و طوفان خشم جایگزین آن شده است. دلم می‌خواست این روز اول ماه می‌(۱۱ اردی بهشت) به روز خشم هم میهنان و همکارانم تبدیل شود، به روز خشم همه مزد بگیران ایران!» - هدایت
اسانلو که شیر مرده - کلیـستن
.. - سیاوش
بعله...؛ - booteh
جالب - خزان
تاوان حرف زدن در زندان سنگین است،.......ولی باز سکوت نمی کنند .ای کاش می توانستیم کاری بکنیم یا حداقل باری از روی دوش خانواده هایشان برداریم - ثریا
امین دلم برای همه چیز تنگ شده، برای همه چیز... بند بند وجودم از این دلتنگی درد می کند. خسته ام از این همه آرزوهای کوچک که خفه ام می کند.حسرت...حسرت... می دانی چیست؟ می دانم که می دانی... اما نمی دانی چه حالیست که توی این قفس لعنتی مانده باشی و در عرض یکسال سه نفر را از پیش چشمت تا زیر خاک بدرقه کرده باشی!! که دو نفرشان و بخصوص این آخریشان فرشته صفتهایی بودند مثال زدنی... نمی دانی چه حالیست...کاش ندانی هم... دلم آغوش آرام تو را می خواهد...تا ابد‏ http://fairfamilylaw.org/spip... - آکریم
۲۵ بهمن مبداء تاریخ جمهوری؛ و رهبران آینده‌ی جنبش! https://balatarin.com/permlin... http://3rahejomhoori.wordpress.com/2012...
Untitledty.jpg
شاید پندار خامی بیش‌تر نباشد، اما من در شام‌گاه روز ۲۵ بهمن سال گذشته، برای نخستین‌بار در درازنای عمری که در جمهوری اسلامی از کف داده بودم، احساس آزادی کردم. در چهارراه مصدق، بیخ گوش تئاترشهر، و روی جان‌پناه‌های سنگی‌اش که پناه‌گاهی شده بود برای در امان ماندن از زخم و بند گزمه‌های رنگ‌پریده‌ی حکومت، آزادی در چشم‌های ناباور از سیل جمعیت نیز خودش را نشان می‌داد. هیچ‌کس باور نمی‌کرد، نه حضور دیگران را، که حضور خودش را نیز باور نداشت. هیچ‌کس حتا نمی‌دانست که چه‌گونه و با چه نیرنگی از کمند لایه‌های حفاظتی و امنیتی گریخته، و ناگاه خود را درمیان سیل خروشان چهارراه مصدق یافته‌ است. - هدایت
عجب نام‌هایی انتخاب کردی. اگر فرصت دهد و پا پیش گذارند دیگر چگونه جای تردید باقی بماند! / بسیار عالی بود هدایت‌جان، لذت بردم مخصوصن از تصویر آن روز، آن سیصد و شصت و پنج روز ِ پیش - سیاوش
ممنون سیاوش، این‌ نام‌ها انگشت‌شماری از غول‌هایی‌ست که پشت قباله‌ی جنبش خوابیده‌اند. سرمایه‌ی تجربیات سیاسی و اجتماعی هر یک، به ویژه با شناختی که از تحولات درونی جامعه‌ی ما دارند، ٱینده‌ی جمهوری را تضمین می‌کند. - هدایت
.. - سیاوش
من سرعت‌م به شدت محدود است. مهردخت جان سپاس‌گزار برای لینک. - هدایت
خواهش می‌کنم دوست عزیز :) - مهردخت
ممنون هدایت عزیز. در نبود تشکیلات و سازماندهی٬ حتی نام‌های این دلیران نمونه هم برای تشکیل هسته‌‌های اولیه‌ی شاخه نبات جنبش آزادیخواهی کفایت می‌کند. - پــرواز
سپاس پرواز گرامی .. شاخه‌نبات، چه تعبیر جالبی، نام معشوقه‌ی حافظ هم بوده. - هدایت
چهل میلیون دلار: ارثیه‌ی شاه سابق برای ثریا، ملکه‌ی مطلقه‌ و محبوب سابق، از کیسه‌ی خلیفه!
imagescd.jpg
یک‌ماه پس از مرگ شاه، وکیل سوییسی شاه سابق با ثریا تماس گرفت و به او اطلاع داد که طبق وصیت‌نامه‌ی رسمی شاه که در اختیار اوست، ماهانه سیصد‌هزار فرانک مادام‌العمر به او پرداخت خواهد شد و علاوه بر آن شاه ارثیه‌ی قابل توجهی نیز برای او در نظر گرفته است، که پس از انجام تشریفات قانونی و مهلتی که خود شاه تعیین کرده است به وی پرداخت خواهد شد. وکیل سوییسی شاه سرانجام مبلغ چهل میلیون دلار در نظر گرفته شده را به حساب او واریز کرد. - هدایت
از همون شصت و دو میلیون دلار پرداخت شد؟ - pirzad javani
بیچاره شاه آخر عمری به گدایی افتاده حتما - pirzad javani
ثریا عشق شاه بود. اونجوری که رضا پهلوی گفت، شاه ۶۲ میلیون دلار برای بقیه خانواده زمانی‌ که مرد (نه وقتی‌ که از ایران خارج شده بود) گذاشته بود. اگه این درست باشه، عجیب هست که برای ۵ تا بچه و همسرش ۶۲ میلیون گذشته و بعد ۴۰ میلیون دلار داده به زن قبلیش به اضافه ۳۰۰،۰۰۰ فرانک در سال. - سيما كيا Sima kia
موضوع داره جالب میشه - pirzad javani
بله سیماجان، علاقه‌‌ی شاه به ثریا وارتباط‌اش با اوهرگز قطع نشد و شاه همواره از طریق اسدالله علم و اردشیر زاهدی به او کمک های هنگفت می‌کرد. از خاطرات علم : «دوشنبه 22 دی 1354 ، ملکه‌ی سابق ثریا نامه‌ای نوشته و درخواست کرده است آپارتمانی برایش در پاریس بخریم. شاه موافقت کرد و به من دستور داد که ترتیبات لازم را بدهم.» - هدایت
از خاطرات علم : «دوشنبه 30 آبان 1355 ، گزارش دادم که ثریا ملکه‌ی سابق وضع مالی وخیمی دارد و تقاضای ماهانه‌ای بالغ بر شش هفت‌هزار دلار کرده است. شاه گفت با آن همه پولش چه کرده است؟ همین چندی پیش بود که یک و نیم میلیون دلار برای او فرستادید. آن پدر مفت‌خورش هرچه دارد از او می‌گیرد و فرصت‌های اورا برای خوش‌گذرانی نابود می‌کند» - هدایت
مبلغ 300هزار فرانک سالانه (یا ماهانه ؟؟؟ که به نظر خیلی دور از واقعیت هست)، یعنی اینکه در 33 سال گذشته حدود 10 میلیون فرانک به ایشون مستمری پرداخت شده است!! علاوه بر 40 میلیون دلار!! ارقام خیلی با هم نمیخوانند. - آرام
هرچند که به نظر من حتی اگر 62 میلیون دلار را دارائی شخص محمد رضا پهلوی در نظر بگیریم، - یعنی آنچه که رضا پهلوی گفته عین حقیقت باشد - به هیچ عنوان به این معنی نیست که کل دارائی خارج شده از ایران توسط شاه همین باشد. چون اصولا در چنین مواقعی اولا که همه ثروت به اسم یک نفر خارج نمیشود (یعنی میتواند مستقیما به اسم فرزندان شاه، فرح دیبا، و سایر فامیل درجه یک و همچنین معتمدان خارج شده باشد) و... more... - آرام
آرام، مخارج سرسام آور تمام مدت آوارگی ایشان در باهاماس و دیگر جاها، دستمزد تیم همراه، رشوه هایی که پرداخت شد برای سیکیوریتی را باید به مبلغ شصت و دو میلیون اضافه کرد، دارم روش کار میکنم و لی نمیدونستم که به ثریا اینقدر پول داده شده، تشکر ویژه از جناب هدایت و سیما - pirzad javani
آرام جان، رضا پهلوی نگفت ۶۲ میلیون دلار مبلغی بوده که شاه از ایران خارج کرد. گفت اینو بعد از مرگش براشون گذاشت. در ضمن، ۳۰۰،۰۰۰ فرانک سالیانه هست نه ماهیانه. خود شاه در مصاحبه با دیوید فراست ۱$ میلیارد رو انکار نکرده بود. دوید فراست یک مصاحبه با شاه داشت قبل از مردنش و اونجا شاه گفت یک چیزی مثل ۳۵ میلیاردی که میگن نبوده و خیلی‌ از اون کمتر بوده. درست یادم نیست، ولی‌ وقتی‌ که دیوید فراست... more... - سيما كيا Sima kia
پیرزاد جان، من کاری نکردم، این تحقیقات رو هدایت عزیز انجام داده. - سيما كيا Sima kia
پیرزاد عزیز، فکر میکنم که کل هزینه های زندگی ایشون و خانواده و اطرافیانشون هرچند نفر هم که بوده باشند، در مدتی که از ایران خارج شده بودند تا زمان فوتشون و همچنین، هزینه های کفن و دفن، رقمی در ابعاد 10-20 میلیون دلار باشه، یعنی با نسبت هزینه های 30 سال پیش، فکر نمیکنم که رقمی بیش از این قابل هزینه بوده باشه، ولی حساب رشوه ها و سایر هزینه های دیگه رو نمیشه به راحتی تخمین زد، مگر اینکه سندی وجود داشته باشه. - آرام
سیما جان، فکر میکنم که رقم یک میلیارد دلار که شما اشاره کردید معقول تر باشه برای کل ثروتی که از ایران خارج شده باشه، هرچند که ردیابی اون هم کار ساده ای نیست - آرام
آرام، از شصت و دومیلیون ادعایی یک سنت بالاتر باشه میشه دروغ گویی به مردم - pirzad javani
آرام جان، مصاحبه دیوید فراست توی ٔنت هست و میتونی‌ ببینی‌ چی‌ میگه. من پارسال دیدمش و این چیز‌های هست که یادم میاد از اون مصاحبه. - سيما كيا Sima kia
اسم دیوید فراست را باید سرچ کرد؟ - pirzad javani
پیرزاد، مطمئن باش که آنچیزی که رضا پهلوی گفت راست است، محال است که دروغ باشد، ولی نه اینکه همه حقیقت باشد، اون چیزی که رضا پهلوی گفت دقیقا مبلغ ارث قابل تقسیم به خانواده پهلوی از محمد رضا پهلوی بود، نه همه دارائی خانواده اش - آرام
مرسی سیما برای لینک - آرام
اینا تیکه تیکه هستن، ولی‌ یک جایی من همه مصاحبه رو دیدم، نمیدونم کجاست. مصاحبه جالبی‌ هست. - سيما كيا Sima kia
مرسی پیداش میکنم این هم سر نخ خوبی بود - pirzad javani
خواهش می‌کنم آرام جان. از نظر تاریخی‌ هم مهم هست که این دیده بشه. بعد هزینه اینها در یک سال خیلی‌ زیاد بود، چون همش از این کشور به اون کشور، از این ایالت به اون ایالت میرفتن. - سيما كيا Sima kia
آرام، من مصاحبه را بدلیل دنبال کردن اخبار منطقه متاسفانه ندیدم، فقط فید یکی از بچه ها را دیدم که نقل قول کرده بود از ایشان که قثط شصت و دو میلیون خارج شده بود، مرسی از تذکر، مثل اینکه باید برم و پارازیت را ببینم - pirzad javani
آرام جان، نکته مهم این بود که گفت در موقعه مردنش، نه وقتی‌ که از ایران بیرون اومد. در ضمن، بانک‌های سوئیس، باهاماز، لینکنشتاین، لوکسامبورگ رو که میدونی‌ چطور کار می‌کنن، هیچ وقت اطلاعات به هیچ کی‌ نمیدن. سوئیس برای اولین بار راجع به مبارک یک مقدار قانون خودشون رو شکستن. بعد باید تحقیق کرد که آمریکا حساب‌های بانکی‌ شاه رو فریز کرد یا نه؟ - سيما كيا Sima kia
بله مسلما زیاد بوده، اونم در استایل سلطنتی زندگی کردن، ولی فراموش نکنیم که هزینه های 1980 با هزینه های 2010 قابل قیاس نیست. اگر به لیست هزینه های جشن های 2500 ساله نگاه کنیم، مراسمی که در آن ابعاد مافوق تصور برگزار شد، هزینه های زندگی و مخارج در آن زمان بهتر قابل لمس است - آرام
من هم کاملا با این حرف شما موافقم. شاید روزی تاریخ این اجازه را بدهد که گروه های مستقل حسابرسی دارائی های این خاندان را بررسی کنند، شاید - آرام
پیرزاد، علاوه بر دیدن پارازیت، قسمت "مصاحبه کامل پارازیت" رو هم ببین، حتما، چون در حقیقت ادامه مصاحبه هست نه کامل شده اون، اون هم حدود 20 دقیقه است. درضمن، روز قبل از برنامه پارازیت، رضا پهلوی یک مصاحبه دیگه هم با صدای آمریکا داشته که اون هم خیلی جالب است، مصاحبه با برنامه "افق". - آرام
مرسی به هر دوی شما - pirzad javani
من نمیدونم که تحلیل گران آمریکایی ، که قاعدتا باید کار خودشون رو خوب بلد باشند، بر چه مبنایی به این جمع بندی رسیده اند که دولت آمریکا روی "رضا پهلوی" سرمایه گذاری کند!! برایم خیلی عجیب است - آرام
به نظرم اون یکی که فوت کرد قابلیت هاش به مراتب بالا تر بود - pirzad javani
به نظرم رضا پهلوی در قامت "ریاست جمهور" شانس بیشتری داره تا "شاه" برای انتخاب شدن در صندوق رای، که ظاهرا هم خودش خیلی به اون اعتقاد دارد، چیزی که بشدت بر اون تاکید دارد. - آرام
فکر میکنم این ویدیووی بود که سیما منظورش بود، کیفیت صداش هم خوبه، چند قسمت پشت سر هم هست کل برنامه اش http://www.youtube.com/watch... - آرام
ممنون آرام دست شما درد نکنه - pirzad javani
ارادت دارم - آرام
۶ میلیارد رو که میگفتن دیوید فراست هم مثل اینکه قبول نداشت، ولی‌ سر یک میلیارد دلار ممکن بود معامله کنه. چی‌ فکر می‌کنین؟ اگه ۶۲ تا بود، که راحت می‌اومد میگفت که همه بیخود دارن، من فقط اینقدر دارم. هیچ کس هم اینقدر بهش ایراد نمیگرفتن. - سيما كيا Sima kia
سیما جان، حتی اگر 1 میلیارد هم بود که اینقدر شرط و شروط نمیذاشت !! شاید هم بیشتر از یک میلیارد بوده؟! - آرام
آرام جان، هر چی‌ بوده از ۶۲ میلیون خیلی‌ بیشتر بوده. یعنی‌ این رو دیگه میشه از حرف‌های خودش فهمید. چی‌ فکر کردی راجع به مصاحبه؟ من فکر می‌کنم خوب هست که اینا دیده بشه. برای اینکه یک عده‌ میگن اصلا شکنجه در زمان شاه وجود نداشت یا کسی‌ کشته نمی‌شد. اینجا شاه خودش انکار نمیکنه، فقط میگه خبرش رو به من نمیدادن. - سيما كيا Sima kia
به نظر من این مصاحبه اینقدر ارزش تاریخی داره که باید براش زیرنویس فارسی درست کرد و به همه نشونش داد. شاه، نه به اون سفاکی که رژیم فعلی ایران میگه بوده، و نه به اون مهربانی و خوبی که سلطنت طلب ها میگن. اونهم یک شاه بوده درست مثل بقیه شاه های دنیا، یک کسی که فکر میکرده پدر ملتش هست، حرف اخر رو اون باید بزنه، و کشورش از همه چیز براش مهمتر بوده، چون اصولا وجود اون کشور ضامن و دلیل وجود اون... more... - آرام
قبول دارم حرفت رو آرام جان. تعجب می‌کنم که این دیده نشده. دیوید فراست یکی‌ از مصاحبه کننده‌های خوب انگلیسی‌ بود. الان لقب سیر هم بهش داده شده. دیوید فراست به خاطر مصاحبه‌ای که با نیکسون کرد، خیلی‌ معروف شد. پدر نیکسون رو در آورد. انتقاداتی ازش شد به خاطر مصاحبه با شاه که نرم بود خیلی‌ باهاش. من فکر می‌کنم دلیلش میتونه این باشه که می‌دونست شاه سرطان داره و به زودی میمیره و از روی انسانیت... more... - سيما كيا Sima kia
Woooo, she is so pretty. - پرنیا
Yes she is Parnia. She was half German and half bakhtiyari. I think she was related to shapoor bakhtiyar but I am not sure. She tried her luck in acting too and she fell in love with an actor who died in a car accident. I think that shah was quite upset over her acting career. I had read about it somewhere, but don't know where. It is said that the Shah never stopped loving her. As far as class system is concerned, she was in a much higher class than the Shah. - سيما كيا Sima kia
Thanks Simaa jaan. Ya I Goggled her and saw even more pictures of her. She is amazing but what a sad life. - پرنیا
You are welcome Parnia jan. She did have a sad life. I think there was a movie that she played in and there were more than a few kissing scenes or something like that and the Shah bought it so that it could not be shown. I am not sure about the story, but it was something like that. The money she received was not completely free. She had to do something in return I think. - سيما كيا Sima kia
She had to do what? e.g.? - پرنیا
ممنون از دوستان، بابت گفت وگوی مفیدشان! - هدایت
Parnia she had to behave. My uncle knew her and used to visit her and these are the things I had heard from him. - سيما كيا Sima kia
مرسی‌ هدایت جان برای این فید خوب. اون ویدئو‌های دیوید فراست رو هم اگه ببینین خیلی‌ خوب هست. اگه بشه یک فید جدا راجع به حرفهایی که در اون ویدئو زده شده، داد، هم خیلی‌ خوبه. شاید آرام بتونه ترجمه کنه. این مصاحبه آخرین مصاحبه شاه بود. - سيما كيا Sima kia
یکی از نکات برجسته گفتگوی شاه با دیوید فراست استفاده از معذوریت های نخ نما شده ای هست که طی سی سال بعد از اون مصاحبه به دفعات از سوی حامیان ولایت فقیه شنیدیم و اون اینکه شاه ادعا میکنه تمام جنایات و کشتارها و شکنجه هایی که ساواک تحت امرش انجام داده ربطی به او نداره و در واقع ایشان بی خبر از اتفاقات بوده، استدلالی که بارها در تلاش برای تطهیر خامنه ای و تکرار جمله "خامنه ای خودش بی خبره وگرنه آدم خوبیه" میشنویم - Hermit
حیفه این فید پر بار به این زودی از صفحه محو بشه - pirzad javani
پس مرتب شخم بزنیم. - سيما كيا Sima kia
و مورد دیگه اینکه شاه میگه: وقتی کسی دستگیر میشه طبیعی هست که بازجو در لحظات اول عصبانی بشه و بهش مشت بزنه یا صندلی را روی سرش بشکنه! این یعنی تایید شکنجه، کاری که جمهوری اسلامی هم از انجام دادنش ابا داره - Hermit
هرمیت، من واقعا تعجب کردم که شنیدم شاه این حرف رو با کمال خونسردی زد، یعنی‌ فکر نکرد چیز مهمی‌ بوده. - سيما كيا Sima kia
سپاس سیما‌جان وهم‌چنین ممنون برای اطلاعاتی که اضافه کردی. منتظر ترجمه‌ی دوستان می‌مانم./ آرام گرامی اشاره‌ای مبلغ سیصد‌هزار فرانک کرده بود توام با تردید نسبت به ماهانه بودن آن، که با مراجعه‌ی مجدد به ترجمه‌های مختلف گزارش و مصاحبه‌ی مجله‌ی پاری‌ماچ، ماهانه بودن مبلغ را درست دیدم. دوستان شاید بدانند که به اظهار علم، محمدرضاشاه برای پادشاهان مخلوع و برکنار شده، ماهانه‌های ده‌هزاردلاری تعیین کرده بود؛ بنابراین تعیین این مبلغ برای ملکه سابق و محبوب خودش، چندان عجیب به نظر نمی‌آید! - هدایت
محمدظاهر پادشاه سابق افغانستان، کنستانتین پادشاه یونان، پادشاه مخلوع آلبانی و حتا یکی دوتن از بازماندگان پادشاه ایتالیا، ازجمله کسانی بودند که به اظهار اسدالله علم، از محمدرضاشاه ماهانه‌های کلان دریافت می‌کردند! - هدایت
این فید خیلی مهمه. چگونه دیکتاتورها جان و روان و مال یه ملت را به حراج می گذارند! - (مادرزمین) MotherEarth
هدایت جان منبع این خبر ارثیه 40 میلیون دلاری رو لطف می کنی بنویسی . دارم یک مطلب تهیه می کنم. - Omid
ممنون سیمای عزیز از توجه‌ات به این مطلب. / امید عزیز، این مطلب در بیش‌تر کتاب‌هایی که در مورد ثریا نوشته‌ شده، آمده است. من در حال حاضر در سفرم و دست‌رسی کامل به کتاب‌ها ندارم، اما یکی از منابع مورد استناد زندگی‌نامه‌نویسان ثریا، آخرین مصاحبه‌ی وی با هانری ژان سروا (Henri- jean Servat) خبرنگار فرانسوی است که به شرح حال ثریا پرداخته و در مجله‌ی پاری‌ماچ بعد از مرگ ثریا در اکتبر 2001 به... more... - هدایت
چند روزی نبودم، تک‌تک بخوانم و شخم بزنم :) - سیاوش
سفرت بی گزند! - سیاوش
ممنون سیاوش عزیز، خوش‌حال‌ام که برگشتی! - هدایت
هدایت جان یه مساله جالب که تو این یک ماه میبینم لینکهای سلطنت طلبها در بالاترینه - Roozb3h بابای خشی
روزبه جان، از نظر من یکی از اهدافی که حکومت کودتا از حبس موسوی در نظر داشت، این بود که جنبش را به دامان مدعیان خارج از کشور بیندازد، و در میان آن‌ها رضاپهلوی را بر همه‌ی کسان دیگر ترجیح می‌دهد. براین مبنا به‌زعم حکومت، از جنبش، لاغرترین بخش آن به رهبری ناتوان‌ترین مدعی اپوزیسون باقی می‌ماند. از این‌رو تصور می کنم که حکومت نیز در کنار «رضاپهلوی طلبان» این‌روزها به شدت دست به‌کار است تا... more... - هدایت
هدایت عزیز دقیقا همینطوره. البته تنها حسنی که داره اینه که بحث سلطنت یکبار دیگه شخم میخوره و مطمئنا اگر الان این مساله مرور بشه بهتره. چون اونقدر فرصت هست که بشه این مساله رو از زوایای مختلف به بحث گذاشت . این دغدغه چند سال اخیر من بوده و به نظر من خطر بالقوه سلطنت بیشتر از خطر جمهوری اسلامیه. اگر جمهوری اسلامی به یکباره به پایان میرسید تنهاا گروهی که شانس اصلی تصاحب قدرت بود سلطنت طلبها بودن. - Roozb3h بابای خشی
مردم عوام هم اونقدر کم اطلاع هستن که تنها با چند روز تبلطغات تلویزیونی عاشق سلطنت میشدن. دلیل اصلی هم که سلطنت طلبهای اصلی به صورت آگاهانه به دنبال این بودن که هر چه سریعتر جمهوری اسلامی پایین بیاد همین مساله بود که در صورت سقوط سریع تنها گزینه محتمل بودن و میتونستن از موقعیت احتمالی نهایت بهره رو ببرن - Roozb3h بابای خشی
شبیه این بازیگرای هالیوودیه - ® Mehdi.Mixerیک سبزاللهی
روزبه‌جان، سلطنت‌طلب‌ها هیچ‌گاه شانسی برای انتخاب از سوی مردم نداشته‌اند، حتی هیچ‌گاه اقبالی از سوی اپوزیسون مستقر در خارج از کشور هم ندیده‌اند، اگر غیر از این بود و این‌ها می‌توانستند، «جانشین» تلقی شوند، غرب در دوسال گذشته، از جنبش مردم حمایت می‌کرد و به مشتی تعارفات رسانه‌ای اکتفا نمی‌کرد. شاید به نظر عجیب برسد، اما به نظر من، سلطنت‌طلب‌ها قربانی خانواده‌ی پهلوی شده‌اند، چرا که... more... - هدایت
ب‌ا‌ل‌ا - سیاوش
از «همه با هم» آقای خمینی، تا «اتحاد» در غیاب مردم! https://balatarin.com/permlin... http://3rahejomhoori.wordpress.com/2012...
hame ba ham.jpg
نخستین‌ بار که آقای خمینی عبارت «همه باهم» را به کار گرفت تا درهای بسته‌ی قلعه‌ی قدرت را به روی خود باز کند، هیچ‌کس گمان نمی‌برد که این روحانی مخالف شاه، کم‌تر از یک‌سال دیگر برتخت خلافت «ایران اسلامی» تکیه خواهد زد. از آن‌روز تا کنون (و به‌طور دقیق‌تر پس از به قدرت رسیدن آقای خمینی)، این عبارت در فرهنگ سیاسی مردم کوچه و بازار و طبقه‌ی متوسط سرکوب شده‌ی ایران، «مدخل» کنایی یکی از عبرت‌آموز‌ترین، اسف‌بارترین و خون‌بارترین بخش از تاریخ معاصر ایران قرار گرفته است. مردم از یک‌سو، روز به روز شاهد چیرگی بیش‌تر آقای خمینی و روحانیان اطراف‌ش بر منابع قدرت و ثروت بودند و از سوی دیگر، هر روزه عبارت خوش‌نقش و خوش‌آوای «همه با هم» را به خط جلی بر سینه‌ی دیوارهای کوتاه و بلند شهرها و روستاها‌ به چشم‌ می‌دیدند، به دل می‌جوشیدند و به زبان می‌خروشیدند، اما دیگر کاری از دست‌شان ساخته نبود. رسوایی این حیله‌ی سیاسی چنان بازتابی در جامعه داشت که تا سال‌های سال بسیاری از مردم، هر از گاهی با تقلید لحن و لهجه‌ی آقای خمینی و کاربرد عبارت «همه باهم»، در موقعیت‌های متناقض و معطوف به منافع شخصی و یا برای اشاره به حیله‌های دوستانه، به خوش‌زبانی و لطیفه‌سازی می‌پرداختند. - هدایت
هدایت جان ایرانی جماعت اصلا همه با هم و اتحاد و از این حرفا بهش نیومده. تو پارلمان یه کشور هم از فرشته تا دیو باید توش باشه که بتونه مردم ایران را نمایندگی کنه. چه بسا که تعاد دیوها بیشتر باشه. با این رذالت ایرانی جماعت. بنابراین نفس یک تشکل به معنای اتحاد و همه با هم نیست. - (مادرزمین) MotherEarth
ما 75 میلیون شاه هستیم و شاه هم باقی خواهیم ماند. فقط باید یه طویله ای باشه برای این که اگه رژیم سقوط کرد و هرج و مرج شد خود این آقایون به جون هم نیفتند و به هم شاخ زدن! - (مادرزمین) MotherEarth
هدایت عزیز متن زیبا و بسیار واقع بینانه است. همواره یکی مشکلات بزرگ ما ندیده گرفتن همین مسلم ترین واقعیات تاریخی است که هنوز دیر زمانی از آنها نگذشته است. جالب است که بسیاری از مدعیان عرصه سیاست همواره تلاش دارند تا " سرور" خود را بری از این رفتارها و عادات بدانند و او را متمایز از هر کس دیگری به خورد جامعه بدهند و همگان را نه به " با هم کار کردن" بلکه " با ما کار کردن" وادار سازند و به... more... - شیرزاد
ممنون شیرزاد جان، کی‌ه این «جمهوری‌خواه» گرامی، ندیدم تا حالا؟ - هدایت
ارادت رفیق. برای خودم هم شنیدن آن ادعا و این اصطلاح شگفت آور بود.این جمله در یک جلسه پالتاکی عنوان شد که من هم شنونده بودم. موضوع خود گفتگو هم شنیدنی بود. سعی می کنم صدای جلسه ضبط شده را که ظاهرا منتشر شده پیدا کنم و برایتان بفرستم. - شیرزاد
خودت را به زحمت نینداز شیرزاد جان، عجیب و غیر قابل باور نیست، تا ریشه‌کنی راه و رسم بندگی، هنوز راه درازی هست:) - هدایت
همینطوره هدایت جان، شنیدنش هم تاثر آور و دردناک بود. جالب آنکه همین شخص می گفت تنها آرزویم آن است که نخستین رای را من برای سرور به صندوق بیندازم! و در مقابل این سوال که صندوق از چه نوعی و چه حکومتی و به چه عنوانی؟ جواب داد فرقی نمی کند! :-) بهر حال اگر مطلب به دستم برسد تقدیم می کنم. - شیرزاد
ممنون. - هدایت
«ما در حال حاضر به یک وحدت و آشتی ملی احتیاج داریم که تا دیر نشده به عمر رژیم حاکم که مملکت ما را به یک فاجعه بزرگ نزدیک می کند خاتمه دهیم.» پرویز تابتی - رادیو فردا: http://www.voanews.com/persian... - آفتاب آمد دلیل آفتاب. - پــرواز
پرواز گرامی همین‌طورست که گفتی، بوی کباب بلند شده .. اما با این اوصاف، حیرتا از محمدرضاشاه، که ظاهرا طیف پیرامون‌ش برخلاف آن‌چه طرف‌داران‌ش می‌گویند، آدم‌های بدی نبوده‌اند:) از هم‌سرش بگیر که روشن‌فکر بوده، تا سردسته‌ی شکنجه‌گران‌ش که مصلح و اصلاح‌طلب‌ بوده ... :) - هدایت
اکنون در سنجش با روند یاد شده در جریان انقلاب ۵۷، می‌توان چند و چون «اتحاد»ی را که این‌روزها بر سر زبان‌ها افتاده، با فرض احتمال وقوع آن، بررسی کرد. تردیدی نیست که در شرایط حاضر وضع احزاب وسازمان‌ها از سال‌های منتهی به انقلاب به مراتب بدتر است. هیچ‌کدام ازاین سازمان‌های سیاسی به جز یکی دو مورد (آن‌هم بسیار محدود)، پشتوانه‌ی قابل توجهی در داخل کشور ندارند. بنابراین باید پرسید که از اتحاد... more... - هدایت
چه کسی کبریت را خواهد کشید؟ https://balatarin.com/permlin... http://3rahejomhoori.wordpress.com/2011...
K043.jpg
December 7 - Comments disabled - Share
این همان وضعیتی‌ست که سعید امامی، پرونده‌ی قتل‌های سیاسی هدف‌مندش را بر مبنای آن پایه‌ریزی کرده بود. در نظر او سمت و سوی حاکمیت موجود، بروز چنین وضعیتی را اجتناب ناپذیر می‌گرداند. بنابراین چاره‌ی کار را در حذف همه‌ی کسانی می‌دید که به شکلی می‌توانستند در قامت یک بدیل و یا سرکرده، در عرصه‌های گوناگون سیاسی و اجتماعی و فرهنگی ظاهر شوند. بنابر نظریه‌ی امنیتی سعید امامی، در فقدان یک بدیل و هماهنگ‌کننده‌ی معتبر، نظام به سادگی قادر به عبور از بحران‌های ناشی از انباشت نارضایتی و انفجار خواسته‌ها خواهد شد. او موفق نشد که فهرست بلندبالای‌ش را به کارنامه‌ی خونین حکومت اسلامی بیفزاید، اما آن‌ قدر بود که چند چهره‌ی شاخص را برای همیشه از میدان سیاسی کشور خارج ساخت. گفته‌اند او فروهر را در قالب الکساندر دوبچک، و هوشنگ گلشیری را( اگر چه در قتل او ناکام ماند)، با واتسلاو هاول سنجیده بود. - هدایت
تربیت سیاسی واجتماعی او از جنس دیگری‌ست، او سال‌های گذشته را نیز بیش از آن‌که با اختاپوس‌های جامعه و مجمع روحانیان سپری کرده باشد؛ هم کلام مشکاتیان و شجریان بوده، سر در کتاب و و شعر و تاریخ و سیاست جدید. مانند بسیاری از ما. او سرجمع و برایند نیروهای سیاسی مخالف در کشور‌ست، و در عین حال چه بخواهیم، چه نخواهیم، قادر به ایجاد حرکت، و کشیدن کبریت در این فضای آماده‌ی تغییر، و روشن کردن مشعل مبارزات. باید با همه‌ی توان در رهایی او کوشید. چاره‌ای نیست! - مهردخت
مانند بسیاری از ما. او سرجمع و برایند نیروهای سیاسی مخالف در کشور‌ست، و در عین حال چه بخواهیم، چه نخواهیم، قادر به ایجاد حرکت، و کشیدن کبریت در این فضای آماده‌ی تغییر، و روشن کردن مشعل مبارزات. باید با همه‌ی توان در رهایی او کوشید. چاره‌ای نیست! - (مادرزمین) MotherEarth
هدایت جان دست روی دو موضوع داغ این روزها گذاشته ای . یکی کاریزمای ایدئولوژیک یا تاریخی و دیگر هم چشم های در انتظار آن سوی مرزها. - فرخ توازن
بله فرخ جان .. و راه عقلایی تجربه شده! - هدایت
: "هنوز هم قادر به هم‌آوری و هدایت بیش‌ترین نیروهای سیاسی داخل و خارج، و ناراضیان نا متشکل باشد، میرحسین موسوی است." هدایت گرامی اما در عمل مشکل اینه که موقعی آقای موسوی آزاد خواهد شد که توازن قوا به نفع مردم باشه. یعنی این که راهبرد و نقشه راه و برنامه و سازماندهی همین الان. - (مادرزمین) MotherEarth
بله موافقم، این آزادی منوط به همان است که گفتی، مادرزمین. - هدایت
البته یک نکته ای که ذهن منو مشغول کرده و نتونستم تو ذهنم براش چیزی تجسم کنه اینه: چرا آقای موسوی و آقای کروبی در فرصت هایی که براشون در دیدار با خانواده پیدا شده، اشاراتی برای بیرون نفرستادن؟ امکانش نبوده یا نخواستن؟ - (مادرزمین) MotherEarth
بله درشرایط موجود موسوی می تونه موثرترین فرد باشه. - همصدا
اشاره برای چی و به چه کسی مادر زمین؟ - هدایت
شاید اگر فروهر باقی می‌ماند و اسیر تیغ حاکم نمی‌شد می‌توانست رهبری حزبی را به عهده گیرد که فراگیر شود. اما در مورد گلشیری نه، پتانسیلی از این جهت در او نبود البته به دلیل انشقاق چند شاخه‌ای اهالی قلم. هر چند این مباحث به نوعی کنکاش در تاریخ و به دور از بحث اصلی است اما در مورد موسوی و همان بحث اصلی، من نیز موافقم که حمایت از موسوی در جهت آزادی یک کنش عمل‌گرا و مفید به فایده است. رهبری... more... - سیاوش
دلم به حال سرمایه هایی که خیلی هاشان از دست رفته اند و معدود مانده ها هم ممکن است از دست بروند می سوزد. مطلب عالی ای بود هدایت جان. امیدوارم که قدر فرصت های باقیمانده را بدانیم و این فصل سرد زودتر به پایان برسد. - آکریم
امروز موسوی تنها کسی‌ست که می‌تواند کبریت را کشیده و مشعل اعتراضات را روشن نماید. //// دیریست که ما منتظر روی تو هستیم ......دیریست که ما منتظر و خانه بدوشیم - امید فردا
ممنون‌م آکریم. سپاس. - هدایت
جان کلام این نوشته ، رویکرد استراتژیکی است که برای حمایت از موسوی ترسیم می کند ولی سوال اینجاست که چرا چنین نگاه استراتژیکی تا کنون جا نیفتاده است؟ درست در زمانی که باید چنین راهبردهایی تقویت شوند همه به فکر باز کردن پرونده های تاریخی می افتند و طنز ماجرا اینجاست که وقتی اشخاصی مانند رضا پهلوی پا پیش می گذارد، چنین بازخوانی هایی بسیار کم صورت می گیرد و اگر هم کسی پرونده ای می گشاید، صدها برچسب خواهد خورد. - فرخ توازن
مطلب عالی بود ++++++هرچند آزاد کردن موسوی و خارج شدن از این انفعال خیلی سخت به نظر میرسه مگه اینکه حاکمین فعلی خودشون متوجه بشن که کنار اومدن با موسوی هزینه ی کمتری براشون داره تا جنگ. یعنی به نوعی واگذاری نسبی و بدون خشونت قدرت به مخالفین رو به جنگی که همه ی دار و ندارشون رو میگیره ترجیح بدن. - سحــــر
بالا - کاکو
شخم در سی‌صدمین روز حصر - سیاوش
-- - kheng
محمد قائد به یک اشاره، داغ «وطن‌پرستان» را تازه کرد یا نکرد؟ : محمدرضاشاه با گرفتن «زیرمیزی» بحرین را تقدیم کرد!
images (4).jpg
downloadjkl.jpg
بخشی از کتاب منتشر نشده «داستان آیندکان» نوشته «محمد قائد» در باره‌ی محمدرضاشاه در فضای مجازی منتشر شده که بسیار خواندنی و مفید است. به ویژه برای کسانی که امکان چندانی برای مطالعه‌ی دقیق تاریخ آن دوره نداشته‌اند عبرت‌آموز است. این متن ۱۷ صفحه‌ای نکات فراوانی دارد که هرکدام به تنهایی می‌تواند بحث‌های پایان‌ناپذیری را آغاز کند، اما به نظر می‌رسد که اشاره به یکی از این موارد و پی‌گیری و گفت‌وگو درباره‌ی آن کافی‌ست تا ماهیت خانواده‌ی سلطنتی را به نمایش بگذارد. محمد قائد هر چند به سادگی و با خون سردی، اما دست‌ش را روی نقطه‌ی داغی گذاشته است که پیش از همه، آن‌ها که پرچم شیرو خورشید بالا می‌برند و وطن‌وطن می‌کنند باید با پی‌گیری موضوع، جنازه‌ی محمدرضاشاه را هم اگر شده به محاکمه بکشند و از خود اعاده‌ی حیثیت بکنند. در میان سیاست‌مداران و زمام‌داران، به ویژه در کشورهای پیرامونی، آلودگی مالی امر رایجی‌ست، اما هنگامی که پادشاه یک کشور مثلا مشروطه، قطعه‌‌ای از خاک کشورش را با اخذ «زیرمیزی» می‌فروشد و از ادعای مالکیت برآن دست می‌شوید، داستان ابعاد دیگری به خود می‌گیرد. قائد در کنار اشارات دیگرش به... more... - هدایت
http://www.mghaed.com/ay... من این رو پیدا کردم - apathetic
فايل پی‌دی‌اف‌ش را هم ديروز «ممد» گذاشته بود: http://friendfeed.com/abellz... - هايدگر
سپاس‌گزار دوستان، برای فایل مقاله‌ی قائد. - هدایت
عالی است . خیلی ممنون - db
يك حرف خوب هم همين ممد زده: «بعد از خواندن « درباره محمد رضا پهلوی » محمد قائد میفهمیم که شاه هم [يك‌مدل] احمدی‌نژاد بوده منتها ما، هم یادمون نمیاد هم شیک و بزک کرده بوده» - هايدگر
مارتین‌ جان این‌طور نیست، احمدی‌نژاد از روی دست او نوشته. - هدایت
منظورم تقدم و تاخرش نبود، اگر بخواهی به جوانان امروز كه آن دوران را نچشيدند بگويی شاه چگونه مردی بود كافی است با لحن بنگاه‌داران بگويی: «احمدی‌نژاد مدل پنجاه و دو»! - هايدگر
ببم این اشتباه ممد رضا یا قدرت نثر قائد و مغالطه کاریش نیس که مارو بوجد میاره و حس آگاهی بهمون میده . ما این حس و حال رو الان داریم چون میخایم ممدرضا پایین بمونه لول - قلمو
شما دوس داری ممدرضا بالا بمونه؟ هر جور راحتی. - هايدگر
شما از طرف من صوبت نکن ببم . من خودم زبون دارم. حرفم رو هم زدم . توضیح نداره لول - قلمو
هدایت جان، مرسی‌ برای این نوشته و منبع. اینجا به خوبی‌ تازه به دورون رسیده بودن شاه رو نشون میده. کسانی‌ که اجدادشون اسمی نداشتن سعی‌ می‌کنن با لقب‌های بزرگ اون کمبود رو جبران کنن و این رو در شاه به خوبی‌ میشه دید. ولی‌ جالب این هست که همونطور که احمدی‌نژاد می‌خواست دنیا رو مدیریت کنه، شاه هم می‌خواست دنیا رو مدیریت کنه. باز هم برمی‌گردیم به عقده‌های اشخاص و کمبود هایی که اونا در... more... - سيما كيا Sima kia
مملکت خودمان بوده، اختیارش رِ داشتیم. خوب بود هرات و آذربایجان و ده جای دیگر رِ میدادیم؟ همین که ما از قاجارها کمتر مملکت رِ به حراج گذاشتیم شما باید از ما سپاسگزار باشید - ♔محمدرضا پهلوی♔
سپاس‌گزاریم! - هدایت
ول کنید اسب مرا / راه توشه‌ی سفرم را و نمدزینم را / و مرا هرزه‌درا / که خیالی سرکش / به در خانه کشانده‌‌ست مرا
4f97d8d5076ca971f7af5505fdea7d9800dbef4e.jpg
9d12c04402a68f7248f572b4c5a9d1e020f366fa.jpg
August 13 - Comments disabled - Share
رَسم از خطه‌ی دوری، نه دلی شاد در آن / سرزمین‌هایی دور / جای آشوب‌گران / کارشان کشتن و کشتار که از هر طرف و گوشه‌ی آن / می‌نشانید بهارش گل با زخم جسدهای کسان / ولی اکنون به همان جای بیابان هلاک / بازگشت من می‌باید، با زیرکی من که به کار،/ خواب پُرهول و تکانی که ره آورد ِ من از این سفرم هست و هنوز / چشم بیدارم هر لحظه برآن می‌دوزد / هستی‌ام را همه در آتش برپا‌شده اش می‌سوزد. - هدایت
از برای من ویران ِ سفرگشته مجال ِ دمی استادن نیست / من‌ام از هرکه در این ساعت غارت زده‌تر / همه چیز از کف من رفته به در / دل ِ فولادم با من نیست / همه چیزم دل ِ من بود و کنون می‌بینم / دل ِ فولادم مانده در راه / وین زمان فکرم این‌‌ست که در خون برادرهایم – ناروا در خون پیچان ، بی‌گنه غلتان در خون – دل ِفولادم را زنگ کند دیگرگون - هدایت
.. از برای من ویران ِ سفرگشته مجال ِ دمی استادن نیست / من‌ام از هرکه در این ساعت غارت زده‌تر / همه چیز از کف من رفته به در - هدایت
به‌به، در ادامه «ادبیات اممید» عجب فیدی از گنجینه به در آمد. - سیاوش
سیاوش جان این شعر در سال ۳۲ و بعد از کودتا سروده شده است! - هدایت
عجب اممیدی داشته نیما، کمتر شاعری در روزهای تازه گذشته از کودتا چنین سروده. کمتر دلسوزی در این روزها در فکر زنگِ دل فولادش بوده. - سیاوش
کمتر کسی میتونه اینطور از دل یک واقعه ی تلخ همچین شعری خلق کنه . به نظر من یه جور تعهد اجتماعی عمیق تو این شعر موج میزنه - سپیدی
من‌ام از هرکه در این ساعت غارت زده‌تر / همه چیز از کف من رفته به در - هدایت
غم این خفته چند خواب در چشم ترم می شکند - امید فردا
دل فولادم با من نيست / - سپیدی
همه چيزم دل من بود و كنون مي‌بينم / - سپیدی
.. - سیاوش
دل فولادم مانده در راه. - سپیدی
... - Arash
شخم دلتنگی! - سیاوش
همین بالایی - سپیدی
تگِ مخصوص رو رو کنم دوباره ؟ :دی - booteh
شخم نكاهيدن از ياد - سحــــر
سحرجان سپاس فراوان، من به طور معمول زیر شخم دوستان چیزی نمی‌نویسم تا فیدها‌ی‌م به لطف دوستان ببالند. اما این‌بار چاره نبود:) - هدایت
کم‌پیدا شدی هدایت جان. از صمیم قلب آرزو دارم هرجا هستی شاد و سلامت باشی - اندیشه
ممنون اندیشه‌ی عزیز. جای دوری نیستم، همین‌جا زیر سایه‌ی لطف دوستان، دوران ناسازی جسمی را دارم سپری می‌کنم. گاه موافق است، که می‌آیم، گاه ناموافق، که می‌مانم. - هدایت
هدايت جان سرزدن به صفحه ي شما كه براي من اوجب واجباته ، فيداتون تنوع مثبتي به فرفر ميده و براي همين دوستشون دارم. در ضمن تكرار آرزوي انديشه براتون :) - سحــــر
چرا هدایت جان؟ امیدوارم حال جسمیت بهبود پیدا کنه رفیق :) پس باید الان خوشحال باشم که اینجایی چون یعنی خوبی - اندیشه
میعاد در لجن‌زار انتخابات، و گریز موسوی از حصر اصلاح‌طلبان! http://balatarin.com/permlin...
217335_208973059127716_100000450704020_723392_2079859_n.jpg
October 12 - Comments disabled - Share
خبرهایی را که برخلاف انتظار، زودتر از آن‌چه شایسته و بایسته است از بازار خبر ناپدید می‌شوند، باید دوباره‌خوانی کرد؛ چرا که یا «غفلتی» در خوانش آن صورت گرفته، یا «عمدی» در به حاشیه بردن‌ش در کار کرده‌اند. این دسته از اخبار گاهی چونان «خروس بی محل»، باعث آشفته‌حالی اهالی خواب‌زده‌ی خوش‌خیال می‌گردد، و گاه به عطسه‌ی نابه‌هنگامی در سکوت شکارگاه مانند است، که رویای سورچرانی شکارچی نشانه رفته را در مرز شلیک نهایی، به تماشای حسرت‌بار سفره‌ی خالی بدل می‌کند. این اخبار نابهنگام و مزاحم، گاهی خیمه و خرگاه مقابل را به واکنش وا می‌دارد، گاهی اردوگاه رفیقان را به دست و پا می‌اندازد. اما هنگامه‌هایی نیز هست که خبر به مذاق هر دو سوی میدان تلخ و ناگوار است، و این در زمانی رخ می‌دهد که یکی، خود را از چهارچوب مناسبات و منافع به هم پیوسته‌ی مرئی ونامرئی، بیرون برده باشد. محتوای خبر ملاقات میرحسین موسوی با دختران‌ش از این گونه خبرها بود. دست چرکین سانسور اگر نبود و من نیزسردبیر یک روزنامه‌ بودم، عنوان اصلی صفحه‌ی اول را پیرامون این خبر، چنین انتخاب می‌کردم: «میرحسین موسوی از حصر گریخت!» - هدایت
هدایت جان مطلب بسیار قوی و تحلیل کاملاً منطقی بود! - امید فردا
مهم‌ترین جز خبر این بود: «با ادامه‌ی روند فعلی» :) (یا یه همچین چیزی) - myopinion
ممنون‌م امید عزیز. / میرمهدی فرقی در اصل قضیه ندارد، اما خب، تحسین‌ت می‌کنم:) - هدایت
مهم‌ترین جزء خبر این ملاقات آن بود که موسوی در یک پیام زیرکانه به دختران‌ش گفته بود: «امیدی به این انتخابات نیست.» و این همان قوقولی‌قوی نابه‌هنگامی بود که اگر نتوانستند خِرخِره‌ی خروس‌ بدیمن‌ش را پای حوض سنگی مسجد امام بدرند، اما خیلی زود با وصله‌پینه‌ کردن آن به اظهارات و شرط‌های گذشته‌ی موسوی، آن را به بایگانی سپردند. - هدایت
درست است اصلاح طلبانی همچون خاتمی هم می دانند که چنین شرایطی برای شرکت در انتخابات محقق نمی شود ولی همچنان در سخنان خود تاکید بر ایجاد شرایط دارند.ولی فرق موسوی با خاتمی در این است که موسوی با صراحت اعلام می کند که شرایط برای شرکت در انتخابات مهیا نمی‌شود و شرکت در آن را بی‌فایده می‌داند. - مهردخت
مهردخت جان این پاسخ میرمهدی بود؟:) - هدایت
این " اما ایشان هم‌چنان بر انتخاب خود، که اولویت منافع نظام بر مردم است، استوارند " چطور نتیجه گیری شده؟ فقط از تاکید بر شرایط انتخابات؟ چه اشکالی در این تاکید هست اگه بدون برآورده شدنش، در انتخابات شرکت نکنند؟ / و در ضمن لایک برای میرحسین موسوی - (maryam)
مریم عزیز فکر می‌کنم در مطلب، پاسخ‌ت نهفته باشد، اما اگراین هم نبود، خاتمی به عنوان نماینده‌ی معتبر اصلاح‌طلبان ساختاری، خود بارها براین امر تاکید کرده است. - هدایت
بی‌شک موسوی اگر قرار بر پاپس‌گذاشتن داشت، پس از همان نماز جمعه 29خرداد چنین می‌کرد. دیگر این‌قدر اسباب زحمت اصلاح‌طلبان بالاخص خاتمی نمی‌شد. اما در مورد انتخابات، اگر سخنرانی امروز خامنه‌ای را به واکاوی بنشینیم، خواهیم دید که از معدود سخنرانی‌هایی اوست که لغتی دیگر به جای «دشمن» نشسته و در نقش ترجیع بند کلامش ظاهر شده و آن لغت چیزی نیست جز «انتخابات». برای خ.ر انتخابات آینده تبدیل شده... more... - سیاوش
من هم امیدوارم که موسوی از این گدار، بی‌پروای فشارهای نخ‌نمای معطوف به امنیت ملی و باقی قضایا عبور کند. اما به هرحال در سیاست، عوامل متعددی در تصمیم‌ها دخالت دارند. - هدایت
نخست اینکه سپاس از هدایت برای اینکه دوباره دست به قلم شده. و دوم اینکه سیاوش جان امروز اتفاقا فکر می کردم که چند وقت است خامنه ای خیلی از واژه دشمن استفاده نمی کند. با اینکه اصلا سخنانش را دنبال نمی کنم ولی چنین حسی داشتم. پس درست است.. - فرخ توازن
فرخ جان ممنون، در ضمن خوش‌حال‌م که دوباره می‌بینمت! - هدایت
ممنون هدایت جان، بسیار شیوا و روان بود... - علیرضام
سپاس علی‌رضام عزیز، اردادت‌مند! - هدایت
لطف داری هدایت جان. در خصوص توافقهای نیم بند، بیانیه اخیر خاتمی و نوری و حمایت جبهه مشارکت از آن با این تحلیل می خواند، ولی واکنش های اخیر برادر خاتمی (محمدرضا خاتمی) به انتخابات اتی گویا از دست برنامه ریزان این توافق نیم بند خارج بوده است؟ - فرخ توازن
.. - سیاوش
اینی که احزاب سیاسی معامله گر هستند که در اون شکی نیست. ولی بدبختی این هست که اصلاح طلبان عزیز، نه تنها اهل تخفیف دادن هستند، که هیچ، بلکه چوب حراج زده اند بر همه چیز - آرام
خبرهایی را که برخلاف انتظار، زودتر از آن‌چه شایسته و بایسته است از بازار خبر ناپدید می‌شوند، باید دوباره‌خوانی کرد؛ چرا که یا «غفلتی» در خوانش آن صورت گرفته، یا «عمدی» در به حاشیه بردن‌ش در کار کرده‌اند... - مـیـرزا-MɪʀᴢA
.. - سیاوش
. - آرام
.. - سیاوش
خر ما از کُره‌گی دُم نداشت؛ خانم فرح پهلوی! ما را نادیده بگیرید. https://balatarin.com/permlin... http://3rahejomhoori.wordpress.com/2012...
Untitled - 6.jpg
یکی دو روز پیش ازاین سرکار خانم فرح پهلوی در جریان دیدار از یک نمایش‌گاه نقاشی در کانتری کلوب پاریس، با عنوان «شه‌بانو»ی ایران در گفت‌وگویی با رادیو زمانه، با تاکید فراوان به مردم خوب ایران سفارش کردند که چهارچشمی مراقب تابلوهای نقاشی انبار شده در زیرزمین موزه‌ی هنرهای معاصر باشند. ایشان که از سوی گزارش‌گر رادیو، «پایه‌گذار هنرمدرن در ایران» خوانده شده‌اند، به ظاهر نگرانی خود را از این جهت به زبان آورده‌اند، که برنامه‌ی خرید این تابلو‌ها زیر نظر خودشان تدوین و صورت گرفته است. این خبر ساده در برخورد نخست از این گوش می‌آید واز آن گوش می‌رود، اما چند بار که آن‌را زیر و رو کنی و خوب به اصل خبر و گوشه و کنارش نگاه کنی، و چند کتاب و تعدادی از مجلدات روزنامه‌های سال‌های گذشته را دَم دست داشته باشی و بیرون بکشی، ناگاه گریبان‌ت می‌گیرد؛ و پرسش‌ است که از پی پرسش هجوم می‌آورد. اما نخست باید پرسید بسیار خوب، قبول. اما لطفا بفرمایید چگونه؟! - هدایت
حالا کی به نویسنده های سه راه جمهوری اجازه داده که از طرف ملت حرف بزنن؟ - vanik
ممنون...در کل با متن موافقم هدایت عزیز، ولی با دو تبصره: نخست اینکه سهمی بسیار برای آگاهی عمومی قائل شده اید و آگاهی نخبه گرایانه را با آگاهی عامه یکی گرفته اید... / یکی هم اینکه نگاه ساخت گرایانه تان اجازه نداده فردیت متمایز فرح دیبا در ساخت قدرت سیاسی عصر پهلوی را با تفضیل بیشتری ارزیابی کنید... - مصائب آنا
به نظر من تیترشو عوض کن بزار خر ما از کرگی تخم نداشت - vanik
سپاس مصائب گرامی، در مورد اول چیزی ندارم بگویم، اما با تبصره‌ی دوم شما موافق‌م، به همین دلیل اشاره‌ی کوچکی هم در مطلب داشته‌ام، اما به نظرم این مطلب گنجایش پرداختن به وجه مورد اشاره‌ی شما را نداشته. با این‌حال اگر بضاعت‌م اجازه دهد، در بررسی آثار خریداری‌ شده و ماجراهای آن به نقل از یکی از نقاشان معاصر، تلاش می‌کنم که به این موضوع نیز بپردازم. از قضا مصائب گرامی، این خانم دیبا اگر عطای... more... - هدایت
به هر حال هدایت جان اگر کمی توازن میان ساختار و عاملیت (بقول دوستان جامعه شناس) رعایت می شد بهتر بود... وقتی یکی از این دو در متن سنگینی می کند، حتی اگر نیت نویسنده این نیز نباشد سوتفاهم برمی انگیزد... البته من با شناخت از شما می تواند در ذهن خودم بازتوازنی ایجاد کنم... درباره ی فرح هم باید بگویم که انسان عقل اندیش محترمی است که شیفتگی اش به هنر تظاهرگری نیست... به راستی علاقه مند است و... more... - مصائب آنا
هدایت جان خیلی خوب میشه اگر اون ماجراهایی رو که بهش اشاره کردین در مورد دلالی و این جور چیزها بیشتر توضیح بدین ... من همیشه از شهبانو خوشم میومده دوست دارم در موردش اگر چیزی هست بدونم و روشن بشم - گلریز
کامنت هایم را همزمان در بالاترین هم می گذارم که بهانه ای باشد برای ادامه یافتن بحث در آنجا... - مصائب آنا
سپاس‌گزارم مصائب عزیز. - هدایت
مصائب جان، با آن‌که با اساس نظر شما موافقم، اما توجه داشته باشید که به هرحال گاهی این روش (که البته دانش من در این زمینه به حد کفایت نیست) منجر به دشواری داوری می‌شود. موضوعی که به نظرم در مورد هویدا پیش آمده. برداشت‌م اط نظر شما درست بوده؟ - هدایت
ما با یکدیگر همدردیم هدایت جان... منتهی مساله ی روش شناسانه است... من برای اینکه در داوری خود را در برابر بن بست نبینم و ناگزیر از حذف بخشی از روایت شوم، می کوشم از منظری به مساله بپردازم که حدالامکان مرا در بن بست یا دشواری های لاینحل قرار ندهد که اگر در چنین شرایطی قرار بگیرم، انتخاب کردن و گزینش کردن و ناگزیر حذف بخشی از صورت مساله دردناک خواهد بود... امثال فرح و هویدا و رضا قطبی و... more... - مصائب آنا
هدایت جان این خانم معصومه سیحون همان صاحب گالری سیحون است؟ - مهردخت
بله مهردخت عزیز. مشهورترین و موفق‌ترین گالری تهران بود. خیابان وزرا و این خانم سیحون هم زن بسیار جالبی بوده است. همان‌که به نقل از او درباره‌ی شیوه‌‌های خرید این تابلو‌ها مطالب زیادی پراکنده شده است. من این‌جا پاسخ گلریز را هم داده باشم که به چشم، جداگانه آن‌چه در این مورد مطرح و مستند است، فید خواهم کرد. - هدایت
متاسف شدم از خوندن این متن. چه قدر حمله بی دلیل به فرح پهلوی. چه قدر انجصار طلبی. چه قدر تلاش بی دلیل برای ساکت کردن دگر اندیشان مخالف حکومت. هیچ "جمهوریتی" در این سایت سه راه جمهوری ندیدم. - d.agnostic
انجصار؟ مطلب را درست خوانده‌ای دوست من؟ - هدایت
بله عزیز. انحصار طلبی اونجاست که به فرح می گید "حق نداره" مردم ایران رو دوباره "ملت" بنامه! (طبق کدام قانون؟! خدا داند!) اونجاست که "تهدید"ش می کنید که "اگر باز هم حرف بزند، اسناد دیگری بر علیهش رو خواهید کرد!". دوستان جمهوری خواه، کاش ما برای انجام یک حرکت مثبت متحد می شدیم، نه برای خفه کردن دگراندیشان سیاسی. کاش این اسم رو برای سایتتون نمی ذاشتید. متاسفانه چیزی جز حمله به سایر مخالفان حکومت در این سایت ندیدم. دریغ از یک برنامه، راهکار یا هدف سازنده... - d.agnostic
بدبخت ها در دنیای واقعی کسی شما رو تخم خودش هم حساب نمیکنه گمشید بابا - ʙɨʝɑɳ
پر رو تر و دو رو تر از این مردک فاشیست آکنوستیک ندیدم. خودش از چماق به دستهای مجازیه و با نهایت وقاحت بقیه را از انحصار طلبی نهی میکنه. برای خفه کردن صدای مخالف از افشای اطلاعات شخصی حمایت میکنه و اینجا ژست لیبرال میگیره. دورویی و وقاحت تا این حد ندیده بودم - Hermit
آکوستیک کیه هرمیت؟ :)) - d.agnostic
اول برو اسممو یاد بگیر بعد بیا اطلاعات دقیق رو افشاگری کن - d.agnostic
دوستان گرامی، کامنت‌های متضمن توهین پاک می‌شود، لطفا رعایت کنید. - هدایت
شما به شدت از آلترناتیو شدن رضا پهلوی میترسید:))) - ʙɨʝɑɳ
اگر مطلبی رِ مینویسید ملاحظه طرفداران همایونی ما رِ هم بکنید که سر خودشان رِ به طاق نکوبند - ♔محمدرضا پهلوی♔
من دو سه بار متن را خوندم و واقعن متوجه نشدم چرا باید نسبت به هشدار فرح نسبت به پاسداری از فلان تابلو و فلان آثار هنری انتقاد کنیم. شخصن مسائل فرهنگی برای من از مسائل سیاسی مهمتره و نسبت به قدمهای مثبتی که فرح در زمان قدرت برای فرهنگ و هنر برداشت احترام قائلم، ولی نمیفهمم چرا الان ایشون باید مسول فرهنگ ایران باشه و بنیاد فرهنگی تاسیس کنه و اگر نکرد بهش انتقاد کنیم؟ یا اینکه چرا ایشون... more... - Hermit
.. - سیاوش from fftogo
داستایفسکی، آنا؛ و رُمان‌ی که با عشق زندگی شد. : http://3rahejomhoori.wordpress.com/art-lit... https://balatarin.com/permlin...
downloadgh.jpg
December 6 - Comments disabled - Share
آنا پس از شرح نخستین روز آشنایی خود با داستایفسکی و چگونگی آغاز به کار و بهانه‌جویی‌های او وبرخوردهای تندش در هنگام اشتباهات، اندک اندک فرصت می‌یابد تا به کنج‌کاوی در اطراف فئودور بپردازد. :«کارها این‌طور شروع می‌شد وادامه می‌یافت. حدود ۱۲ ساعت پیش فئودور می‌ماندم. در این مدت ما سه باری و هربار نیم ساعت و کمی بیش‌تر دیکته می‌کردیم و در فاصله‌ی آن چای می‌خوردیم و و حرف می‌زدیم. من با خوش‌حالی احساس می‌کردم فئودور دارد به طرز کار جدید عادت می‌کند. و هر بار آرام‌تر می‌شود. او اغلب می‌پرسید فکر می‌کنید تا سر موعد تمام کنیم؟ ضمن صحبت هر روز گوشه‌ی غم‌ناکی از زندگی‌ش را باز می‌کرد. از شنیدن حرف‌های او درباره‌ی دشواری‌هایی که به نظرم هرگز از آن نجات نمی‌یافت بی‌اختیار درد عجیبی در قلب‌م احساس می‌کردم» - هدایت
آنا می‌گوید، قیافه‌ی داستایفسکی چنان ناراحت بود و از چنان درد درونی حکایت می‌کرد، که من سرانجام دریافتم که این حرف‌ها که شنیدم، طرح یک رمان تازه نیست و ربطی به ادبیات ندارد. و اگر پاسخ روشنی ندهم، لطمه‌ی سنگینی به غرور و عزت نفس‌ش وارد خواهد شد. :«به صورت هیجان‌زده‌ی فئودور میخاییلویج، که آن‌قدر برای‌م عزیز بود، چشم دوختم و گفتم: پاسخ می‌دادم که، شما را دوست دارم، و همه‌ی عمر دوست خواهم... more... - هدایت
- - (maryam)
لینک بالاترین https://balatarin.com/permlin... - مهردخت
ممنون مهردخت و بابک جان بابت لینک بالاترین. - هدایت
در ادامه به قول نویسنده، آنیا دختری بود مظلوم، فهمیده، خوش‌قلب، شاد؛ بانزاکت و با تدبیر. آنا می‌پرسد قهرمان رمان‌تان زیبا هم هست؟ و پاسخ می‌گیرد که ملکه‌ی زیبایی نیست ولی خوش‌قیافه است. من از صورت‌ش خوش‌م می‌آید. آنا می‌گوید این را که شنیدم قلب‌م فشرد. :«نباید این حرف را پیش من می‌گفت. به او گفتم، ولی شما آنیا‌تان را خیلی بالا می‌برید، مگر او این‌طور است؟ - مهردخت
.. - سیاوش
«کدام‌یک از این گل‌ها می‌توانند در دامن خودشان یک پرنده‌ی غریب را پناه بدهند. من آشیانه ام را، قلب‌م را، روی دست‌ش می‌گذارم! کی می‌تواند ابرهای تیره را بشکافد، ظلمت‌ها را برطرف کند وناجورترین قلب‌ها را نجات بدهد؟ عالیه! تو! تو می‌توانی! می‌دانی کدام ابرها، کدام ظلمت‌ها؟»
images (3).jpg
images (2).jpg
November 11 - Comments disabled - Share
عالیه عزیزم! اغلب، بلکه بالعموم، با زن طوری معامله می‌کنند که نمی‌خواهند زن‌ها با آن‌ها آن‌طور معامله کنند. آن‌ها زن را مثل یک قالی می‌خرند. آن قالی را با کمال اقتدار وبی‌قیدی زیر پای‌شان می‌اندازند. پای‌مال می‌شود، و بالاخره بدون تعلق خاطر آن‌را به دیگران می‌فروشند! زن هم، همین‌طور. خلفا زن را می‌فروختند. مسلمان‌ها او را زیر حجاب حبس می‌کنند. قوانین حاضر برای سرکوبی و انقیاد او آراء مخصوص دیگر دارد. من نمی‌دانم چرا! ولی می‌دانم چرا نمی‌توانم قلبم را نگاه بدارم. خدا تمام نعایم زمین را قسمت کرد، به مردم پول، خودخواهی و بی‌رحمی را داد؛ به شاعر قلب را. و به آن قلب اقتدار مرموزی بخشید که در مقابل اقتدار وجاهت زن مقهور شود. - هدایت
بیا! بیا عزیزم! تا ابد مرا مقهور بدار. برای این‌که انتقام زن را از جنس مرد کشیده باشی، قلب مرا محبوس کن. اگر بتوانم این ستاره‌ی قشنگ را به چنگ بیاورم، سلسله‌ی پربرف البرز را به میل و سماجت خود از جا حرکت بدهم، اگر بتوانم جریان باد را از وسط ابرها ممانعت کنم؛ آن‌وقت می‌توانم به قلب‌م تسلط داشته، این سرنوشت را که طبیعت برای‌م تعیین کرده است تغییر بدهم. ولی قدرت انسان، به عکس خیالات‌ش،... more... - هدایت
کدام‌یک از این گل‌ها می‌توانند در دامن خودشان یک پرنده‌ی غریب را پناه بدهند. من آشیانه ام را، قلب‌م را، روی دست‌ش می‌گذارم! کی می‌تواند ابرهای تیره را بشکافد، ظلمت‌ها را برطرف کند وناجورترین قلب‌ها را نجات بدهد؟ عالیه! تو! تو می‌توانی! می‌دانی کدام ابرها، کدام ظلمت‌ها؟ شب‌های درازی بوده‌اند که شاعر برای گل موهومی که هنوز آن‌را نمی‌شناخت، خیال‌بافی می‌کرده است. ابرها موانعی بوده‌اند که... more... - هدایت
چقدر لطیف و زیباست - booteh
«کدام‌یک از این گل‌ها می‌توانند در دامن خودشان یک پرنده‌ی غریب را پناه بدهند. من آشیانه ام را، قلب‌م را، روی دست‌ش می‌گذارم!» عالی :) - مهردخت
عالیه عزیزم! اغلب، بلکه بالعموم، با زن طوری معامله می‌کنند که نمی‌خواهند زن‌ها با آن‌ها آن‌طور معامله کنند. آن‌ها زن را مثل یک قالی می‌خرند. آن قالی را با کمال اقتدار وبی‌قیدی زیر پای‌شان می‌اندازند. پای‌مال می‌شود، و بالاخره بدون تعلق خاطر آن‌را به دیگران می‌فروشند! - سیاوش
زن هم، همین‌طور. خلفا زن را می‌فروختند. مسلمان‌ها او را زیر حجاب حبس می‌کنند. قوانین حاضر برای سرکوبی و انقیاد او آراء مخصوص دیگر دارد. - علیرضام
یک عشق ساده و خالص و دلنشین. لایک زیاد - سحــــر
آخر از جور تو عالم را خبر خواهیم کرد / خلق را از طره‌ات آشفته‌تر خواهیم کرد / یا ز آه نیم‌شب، یا از دعا، یا از نگاه / هرچه باشد در دل سخت‌ت اثر خواهیم کرد
images2434.jpg
October 7 - Comments disabled - Share
آخر از جور تو عالم را خبر خواهیم کرد / خلق را از طره‌ات آشفته‌تر خواهیم کرد / اول از عشق جهان‌سوزت مدد خواهیم خواست / پس جهانی را ز شوق‌ت پر شرر خواهیم کرد / جان اگر باید به کویت نقد جان خواهیم باخت / سر اگر باید به راهت ترک سر خواهیم کرد / در غم عشق تو با این ناله‌های دردناک / اختر بی‌داد‌گر را دادگر خواهیم کرد / هر کسی کام دلی آورده در کوی‌ت به دست / ما هم آخر در غم‌ت خاکی به سر خواهیم کرد / تا جهانی در خور شرح غمت پیدا کنیم / خویش را زین عالم فانی به در خواهیم کرد / تا که ننشیند به دامان‌ت غبار از خاک ما / روی گیتی را ز آب دیده تر خواهیم کرد / یا ز آه نیم‌شب، یا از دعا، یا از نگاه / هرچه باشد در دل سخت‌ت اثر خواهیم کرد / لابه‌ها خواهیم کردن تا به ما رحم آوری / ور به بی‌رحمی زدی فکر دگر خواهیم کرد / چون بهار از جان شیرین دست بر خواهیم داشت / پس سر کوی‌ تو را پر شور و شر خواهیم کرد. - هدایت
محمد تقی بهار «ملک‌‌شعرا» - هدایت
هر کسی کام دلی آورده در کوی‌ت به دست / ما هم آخر در غم‌ت خاکی به سر خواهیم کرد - سحــــر
ما هم آخر در غم‌ت خاکی به سر خواهیم کرد / تا جهانی در خور شرح غمت پیدا کنیم - همای
برخاست خروس صبح برخیز ای دوست /// خون دل انگور فکن در رگ و پوست ...... عشق من و تو قصۀ مشت است و درفش /// جور تو و دل ، صحبت سنگ است و سبوست - امید فردا
توی این عکس ظاهرا بیمار بوده؟ - (maryam)
بله درسته مریم، بهار در اواخر عمر به بیماری سل دچار شد. این عکس در یک آسایش‌گاه مسلولین در ژنو برداشته شده است. شعری هم از این روزها‌یش به جامانده‌است، که بسیار تلخ و جان‌کاه است. من این‌را ترجیح دادم. - هدایت
هدایت عزیز، سلامتی کامل به دست اومده دیگه؟ نگران احوالت شدیم در غیبتت. - هیچ
خوش برگشتی :) - الک‌ دخت
ممنون هیچ عزیز، امیدوارم. / الک گرامی از تو هم سپاس‌گزارم. هم‌چنین از دیدار متقابل دوستان شادمان! - هدایت
چه شده امشب همه جا حرف بهار است؟ راستش هنوز مانده‌ام در پاسخ آن شعری که از بهار آوردی چه بنویسم که این را دیدم :) - سیاوش
اون شعر بهار حکایت دیگری است. با این تفاوت‌ها دارد. - هدایت
آخر از جور تو عالم را خبر خواهیم کرد / خلق را از طره‌ات آشفته‌تر خواهیم کرد / یا ز آه نیم‌شب، یا از دعا، یا از نگاه / هرچه باشد در دل سخت‌ت اثر خواهیم کرد - مهردخت
به عزیزم عالیه: به من گفته ای بدون خبر بازگشت نکنم؟ ببین این ابرهای سفید را که از جلوی ماه رد می‌شوند از مغرب به مشرق خبر می‌برند، ولی صبر لازم است. درباره‌ی خودم نمی‌دانم، برای خبر آوردن لازم است تا آخر عمر صبر کنم؟
images (5).jpg
October 21 - Comments disabled - Share
هنوز تورا می‌بینم درمقابل در ایستاده‌ای. روبه بالا بنا به عادت نگاه می‌کنی. کی خبر مرا به تو می‌آورد؟ نسیم خنکی که موهایت را تکان می‌هد صدای من است. بارها از تو می‌گذرد و تو او را نخواهی شناخت! عالیه! یک قطره‌ی شفاف در این وقت سحر روی دست تو می‌افتد، گمان نکن باران است. طبیعت پر از کنایات است. وقتی که عاشق از معشوقه‌اش دور می‌شود، بعدها خیلی چیزها شبیه به آثار وجود او، از نظر می‌گذرند. قطره‌ی باران که در خاموشی شب خیلی محزون به زمین می‌آید شبیه به اشک آن عاشق است. چه‌قدر رقت‌انگیز است که گل به محض شکفتن، پژمرده شود! قلب در دست اطفال همین حال را دارد! مگر تو نمی‌خواهی مرا از خودت دور کنی؟ اگرجز این است، به من بگو، امشب بدون خبر می‌توانم بازگشت کنم، یا نه؟ - هدایت
طبیعت پـر از کنایـات است... - NIA
یک قطره‌ی شفاف در این وقت سحر روی دست تو می‌افتد، گمان نکن باران است. طبیعت پر از کنایات است. - سحــــر
« آدمهای مفلوکی هستند که در دنیای کوچک‌شان می لول‌اند و انگی به این و برچسبی به آن می‌زنند. و به این وسیله تاری دور دنیای‌شان می‌تنند و محیط را برای خود امن و آسوده می کنند.»
images78.jpg
August 30 - Comments disabled - Share
نه می‌خواستم، ونه با هیچ سمبه‌ و تمهید می‌توانستم این مالیخولیا، این بواسیر دردناک درون را در تو جا بیندازم. و راستی هم چه فایده ای داشت؟ آدمهای مفلوکی هستند که در دنیای کوچک‌شان می لولند و انگی به این و برچسبی به آن می‌زنند. و به این وسیله تاری دور دنیای‌شان می‌تنند و محیط را برای خود امن و آسوده می کنند. آن‌ها وسواس نه، کرمکی دارند که از آدم ابوالبشر گرفته تا حضرت جرجیس که من باشم، همه را جمعأ با دو سه چوب برانند یا به این و آن قالب کنند. توده‌ای، التقاطی، اسم مستعاری! عین کرمک دایی جان ما که همه را انگلیسی می‌دید! و تو ای جوان به هیچ سمبه و تمهید نمی‌توانی کرم این جماعت بخوابانی، مگر آن‌که در جا بزنی پس گردن‌شانو از خانه بیرون‌شان بیندازی؛ می‌دانی؟ - هدایت
این جست و خیز‌های مبتذل چیست می‌کنی؟ این دلقک‌بازی‌ها چه چیز است؟ چرا جمله‌های پلشت می‌نویسی و خودت را مسخره‌ی ظریفان می‌کنی؟ نکند دچار این وهم شده‌ای که با این زوزه‌های مضحک می‌توانی افکار عمومی درست کنی؟ یا در آن تیول دو روزه ای که از قضای بد غصب کرده ای، کسانی را خلاف ناموس ملی ما خلع کنی و کسانی را به ارضای نیازهای حقیر خود بر مصطبه‌ بنشانی؟ با کدام بضاعت ای قلابی؟ ای پوک! به راستی... more... - هدایت
اوه، اوه،...کی‌ داره به کی‌ میگه اینا رو ؟ - booteh
بوته‌جان اجازه بده تا چند روزی نام گوینده و شنونده پیش خودمان بماند:) - هدایت
خیلی‌ عصبانیه آخه - booteh
مرد آرام ونیک‌نفسی بود، باید دید با او چه‌کار کرده‌اند که چنین خروشی برداشته، حال ِ گاه و به گاه ما را دارد بوته جان! - هدایت
مارکوس از نثر تراشیده و پر خون‌اش خوش‌ات آمد؟ - هدایت
.. - سیاوش
. - Arash
اول و آخر همان لومپن سابق و الحال دلاک اشقیایی که لُنگ بسته ای و رگ می‌زنی. نه آقا! خبط فرموده‌اید! لااقل شما نامحرمان نباید این‌را بگویید. گیرم به لحن دایه‌های مهربان‌تر از مادر گفته باشید که همیشه بوی دنائت می‌دهد. شما ممکن است نهایتا در پستوی دکان‌تان خلوت کنید و مغزهای‌تان را روی هم بریزید، و رای اعتماد به این بدهید و مجلس ختم برای آن بگیرید و چه، اما یک قلم خلاص‌ات کنم: تو ای... more... - هدایت
منم پرسیدم جوابی‌ نگرفتم :)؛ - booteh
بله چشم بوته جان و مارکوس عزیز. ایشان را معرفی می‌کنم، اما مخاطب‌اش را نه! چرا؟ چون مخاطب‌بانش بی‌شمارند:)) برای شناخت خودش نیز، تا حق مطلب ادا شده باشد، از تصویر پس‌زمینه آغاز می‌کنم: چخوف! و ایشان نیز «اکبر رادی» نمایش‌نامه‌نویس برجسته‌ی ایران، که با چخوف مانندش کرده‌اند! - هدایت
هوممم.. چقدر عالی‌ گفتی‌ که مخاطبانش بی‌شمارند - booteh
به مناسبت .. و پاسخی درخور! - هدایت
من که بی‌خبرم مناسبت چیه ولی‌ به هر حال لایک مجدد - booteh
مگر آن‌که در جا بزنی پس گردن‌شانو از خانه بیرون‌شان بیندازی ... - (maryam)
مشروطه‌خواهی؛ تناقض بزرگ سپهر سیاسی ایران! https://www.balatarin.com/permlin... http://3rahejomhoori.wordpress.com/2011...
Mashrooteh.jpg
December 20 - Comments disabled - Share
یکی از حلقه‌های کوچک اما پرسروصدای بازار آشفته‌ و سترون سیاست ایران را کسانی تشکیل می‌دهند که اصرار فراوانی بر «جمهوری‌خواهی» خود دارند، اما اگر کمی سربه سرشان گذاشته شود، ترجیع‌بند مشهور سلطنت‌طلبان‌ را با نمایشی از بی‌میلی معطوف به ضرورت تکرار می‌کنند که «البته سلطنت مشروطه‌ای مانند سوئد هم گزینه‌ی بدی نیست.» اما نه این حلقه و آن نه گروه مشروطه‌خواهان، هرگز پاسخ قانع کننده‌ای به این پرسش بدیهی نداده‌اند که قرار است کدام قدرت را «مشروط» کرده و لجام‌گسیختگی‌ش را مهار کنند؟! اینان هرگز روشن نکرده‌اند که در حال حاضر در نسبت با کدام قدرت قرار دارند و در برابر کدام نیروی اجتماعی قد علم کرده‌اند تا اختیارات‌ش را مهار و «مشروط» کنند. آیا ایشان خود سلطنت‌طلب‌ند یا ضد سلطنت!؟ جالب آن‌که این گروه و آن حلقه‌ی مورد اشاره را برخلاف سلطنت‌طلبان که مبنای گرایش سیاسی‌شان به نظام پادشاهی بیش‌ از هرچیز وابستگی‌های روانی‌عاطفی واحساسی‌ست، کسانی تشکیل داده‌اند که از دانش سیاسی کافی و مناسبی برخوردارند، و بدون تردید به سیر تحولات تاریخی نهاد سلطنت و نظام پادشاهی در اروپا آگاهند. بنابراین بی‌توجهی ایشان به چنین مقوله‌ای و عدم ارائه‌ی پاسخ مستدل، خود موجب برانگیختن پرسش بزرگ‌تری می‌گردد. - هدایت
چه زود بهش حمله کردند! :)) - همصدا
همصدا جان، حمله به متنی که تنها یک پرسش نظری را مطرح کرده است، نشانه‌ی خوبی نیست. - هدایت
جالب اینه که اصلن لینک رو باز هم نکردن بخونند - مهردخت
نشان از محکومیت طرح پرسش حتا پیش از آگاهی نسبت محتوای پرسش! - سیاوش
يعنی به عبارت به‌تر هر كس امروز دم از مشروطه‌خواهی می‌زند در واقع و در مرحله‌ی نخست يك «سلطنت‌طلب» است كه می‌كوشد نهاد سلطنت را احيا كند و بعد با همكاری ابر و باد و ماه و خورشيد و فلك آن را محدود و مشروط كند، نه؟ - هايدگر
بله هایدگرجان، ظاهرا که این‌طور است! - هدایت
به هرحال مشروطه‌خواه تنها در برابر قدرت مستقر قابل تعریف است، نه قدرت مضمحل. - هدایت
سوال بدین حد سنگین و صقیل است که چنین سکوتی حکم‌فرما شده؟ معترضان بالاترینی نیز همچنان در سکوتند و تنها معترض :) - سیاوش
بسیار به هنگام، متین و مستدل. هدایت جان، عالی بود - سیروس الف
سپاس سیروس عزیز، از نظر لطفی که داری. - هدایت
البته فکر می‌کنم گفتمانی که طی دو یا سه سال اخیر با کارگردانی افرادی مانند اکبر گنجی در عرصه‌ی مباحثات ژورنالیستی رواج یافت مشکل ِ فقدان نهاد سلطنت را برای این "مشروطه خواهان" برطرف کرده باشد. گنجی با تعمیم چند تشبیه و استعاره در وصف خامنه‌ای (سلطان، سلطنت فقیه ...و غیره) به نهاد تاریخی سلطنت، این توهم را نزد بعضی از پهلوی‌دوستان دامن زده است که خامنه‌ای حقیقتاً شاه است و حالا لابد اینها می‌خواهند قدرتش را مشروط کنند ! - سیروس الف
يعنی پهلوی‌دوستان شعبه‌ی ديگری از اصلاح‌طلبان ولايت‌مدار هستند؟ - هايدگر
چرا من نمی‌تونم این لینک رو در بالاترین باز کنم - پیغام خطای 500 . شما هم همین مشکل رو دارید؟ - سیروس الف
واسه منم: 500 Internal Server Error - سیاوش
هایدگر جان، مقصودم مرتفع کردن آن فقدان بود که نویسنده اشاره کرده بود (رفعی صرفاً لفظی که حاصل یک سهل‌انگاری سطحی و ژورنالیستی بوده - و لاجرم فاقد هرگونه حقیقت و ماهیت تاریخی و طبقاتی). شخص و گروهی را به شخص و گروهی دیگر ربط نداده بودم یا لااقل از اساس چنین قصدی نداشتم. هر چند حالا که پرسیدی، از نظر من که هیچ تفاوتی میان قبیله‌های برشمرده نیست - سیروس الف
انگار بالاترین برگشت. - سیاوش
سیاوش جان، حالا که برگشت ما هم با شور حسینی برمی‌گردیم ببینیم چه خبر است :) - سیروس الف
تا کاری زینبی کنیم :) - سیاوش
فعلاً که حتی در حد و اندازه‌ی علی اصغر هم قادر به انجام عمل نیستیم (چون من همچنان در ورود به لینک مربوطه با 500 روبرو می‌شوم) - سیروس الف
:)) - سیاوش
دوستان بنده به علت دوری از محافل اینترنتی هنوز از بسیاری بدیهیات مطلع نیستم. به طور مثال من هنوز نمی‌دانم نویسنده‌ی وبلاگ سه راه جمهوری کدامیک از شماست - یا اصلاً در بین شما هست یا نه. لطفاً راهنمایی کنید. - سیروس الف
سیروس عزیز، وبلاگ سه‌راه یک وبلاگ گروهی‌ست که چند نویسنده‌ی ثابت دارد، و تعدادی از دوستان نیز به عنوان نویسنده‌ی میهمان، با ما هم‌کاری دارند. - هدایت
مرسی هدایت جان، حالا این مطلب از میهمان بوده یا یکی از دوستان نوشته؟ البته اگه فضولی نباشه - سیروس الف
سرانجام توفیق ِ تقدیم مثبت در بالاترین حاصل شد. لطفاً صلواتی از صمیم قلب ختم کنید تا دل دشمنان شاد شود :) - سیروس الف
ممنون از رای، بعد هم این مطلب را من مرتکب شده‌ام که از نویسندگان وبلاگ هستم:) - هدایت
بنده یک انرژی علیل و یک مثبت ناقصی داشتم که تقدیم گردم (به شیوه‌ی آقا) ! در ضمن از ارتکاب شما به این مطلب بسیار خرسند شدم و حظ فراوان بردم . استواری ِ استدلال و نوشتارت رشک برانگیز است - سیروس الف
هدایت عزیز خیلی منطقی و مستدل نوشته بودید - متاسفانه نتوانستم در بالاترین لاگین کنم -- بمحض اینکه امکان پذیر شود رایم راتقدیم میکنم - فکر کنم خود رضا پهلوی هم بیاد رای بده خیال همه راحت بشه - ☼خُرّمدین
سیروس عزیز سپاس‌گزارم / خرمدین جان تونیز لطف داری دوست عزیز، همین را به جای رای می‌گذاریم:) - هدایت
همه ی پاراگرافها خوب بودند ولی آخری فوق العاده بود. خیلی عالی این مسئله ی سلطنت و وحدت ملی رو به چالش کشیده بود. - سحــــر
سحرجان سپاس‌گزار، ممنون. - هدایت
++++++++ - سیروس الف
.. - سیاوش
سپاس فراوان از دوستانی که تلاش کردند تا این متن خوانده شود. - هدایت
دستتون درد نکنه. تو بالاترین خوندم عالی بود - Roozb3h بابای خشی
هدایت جان ممنون از لینک مفیدت. جدا از اینکه با نظرت موافق باشم یا نه در حال خوندن کامنتها هستم و خیلی مفید می دونم اونا را. انتخاب نوع حکومت هر کشور مبحث پیچیده ایه که خوندن این مطالب و نظرات می تونه خیلی مفید باشه برای تصمیم گیری مردم و آگاهیشون - سکولارArash
خواهش می‌کنم کمانگیری عزیز، به هرحال از نظر من ما از دوران حکومت‌های مشزوطه، به این معنی که قدرتی غیرقابل انتقال را به رسمیت بشناسیم، و سپس آن‌را محدود کنیم عبور کرده‌ایم. فرقی هم نمی‌کند، چه پادشاه، چه فقیه. - هدایت
«دو پادشاه از این خانواده به سلطنت رسیدند، که هم آمدن‌شان، و هم رفتن‌شان به دست بیگانگان صورت گرفت» ؟؟ پس انقلاب چی بود هدایت جان. - آرش خان
هدایت جان نوشته ای: هر دو فارغ از هر نقش مثبت و یا منفی، بنیان مشروطیت را در این کشور از ریشه به در آوردند. باید پرسید جنبش مشروطه چه بود، بعد به این نتیجه رسید. خودت آنجور که من فهمیدم، شاید به غلط، مشروطه را اول فقط در نسبتش با پادشاهی می‌سنجی. اگر این باشد پس پهلوی ها مشروطه را از ریشه نکندند. اما اگر جنبش مشروطه را به انقلاب مشروطه خلاصه نکنی و آن را بعنوان نوگری و نوسازندگی در نظر بگیری، داوری در مورد جنبه های مثبت و منفی سلسله پهلوی سیستماتیک‌تر می‌شود - آرش خان
آرش‌خان عزیز، در مورد پرسش نخستین‌، امیدوارم در مورد سال‌های ۱۳۰۵ و ۱۳۲۰‌ش که دو نصب و یک خلع، به دست‌یاری بیگانگان درآن صورت گرفته تردیدی نداشته ‌باشی، می‌ماند ۱۳۵۷، که انقلاب تنها واسطه‌اش بود و زمان‌ش را تعیین کرد./ اما در خصوص کامنت دوم: آرش‌خان چرا این‌قدر موضوع را پیچیده کنیم؟ مشروطه را من در همان معنای ساده‌ی خودش میفهمم که عبارت بود از محدود و مشروط کردن قدرت. و این را سنگ بنای... more... - هدایت
نه هندایت جان موضوع وقتی ساده است که از پیش جوابش را داشته باشیم. آن نوسازی که تو نوشته ای مشروطیت در همان تعریف تو سنگ بنایش را گذاشته، انجام نشد. مدرسه هم ساخته نشد چه برسد به دانشگاه. جریده قانون شعار زیرش این بوده: اتفاق ـ عدالت ـ ترقی. ترقی یکی از مولفه‌های سه گانه جنبش مشروطه بوده است. جنبش مشروطه و نه انقلاب مشروطه. حال اگر بگویی ترقی پیش از رضاشاه بوده که فکر نمیکنم بگویی، باید... more... - آرش خان
نکته آخر در مورد نصب و خلع به دست بیگانگان. در کودتای 1299 انگلیس‌ها نقش داشته اند. اما سید ضیا که مستقیم با آنها در ارتباط بود و رئیس کابینه سیاه شد چفدر سر کار ماند؟ خود سردار سپه کسی بود که سیدضیا را ناکار کرد. بعد کارهای سردار سپه و بعد رضاشاه راببین آیا در جهت خواست‌های انگلیس بوده؟ اینجور خوانش تاریخی که همه جا نوکر می‌بیند به سخت جانی همان توهم توطئه است. در ساال 1304 هم که مسئله... more... - آرش خان
اما آن آزمندی رضاشاه و خودکامگی اش لکه های سیاه کارنامه اش هستند - آرش خان
آرش خان تقدم و تأخر پاسخ‌ها را به هم زدی:) این بخش اخیر که دیگه نیازی به جواب‌گویی ندارد؛ لابد شما تصمیم گرفته‌ای که این‌طور به قضیه نگاه کنی، چون در غیر این‌صورت این‌همه منبع و مدرک و رساله را نادیده نمی‌گرفتی تا کنار زدن سیدضیاء، یعنی یک رقیب و شریک توام سیاسی را دلیل بر آن نشان دهی که این سید بود که عامل انگلیسی کودتا بود، نه رضاخان. اما تا همین‌جا که پذیرفته‌ای کودتای سوم اسفند کار... more... - هدایت
«ما چه بسیار چیز‌های خوب را می‌توانیم ستایش کنیم. شما ستاره های نمناک را در صبح زُلال دیده‌اید؟ در خلوت یک شبانه‌ی نجیب قدم زده‌اید؟ کبله‌آقای ما را می‌شناسید؟ دو چشم با حیای دوردست، یک شام، یک شام دل‌چسب، یک میز و یک دوست در بوی باران .. »
images.jpg g.jpg
December 19, 2010 - Comments disabled - Share
-«یا چخوف را در آن برگ‌ریزان اکتبر «یالتا» مجسم کنید، که به نرده های بالکن تکیه داده است و به باغ، به سپیدارها، به یک پیاله شیر مادیان، وشاید به یک مرگ، مرگ آهسته در مه، می اندیشد .. وقتی ما درحضور این همه حجب و غم، این همه نجابت و زیبایی بی‌شرمانه لاف می‌زنیم، آن‌هم با لحنی از تکبر و بلاهت فطری، البته آدم‌های مدمغی هستیم که یا می‌خواهیم به هر قیمتی کانون توجهات باشیم و یا مالیخولیای آلوده به نخوت خود را به این لاف‌ها اندکی تشفی ببخشیم. و این هر دو حال عین فساد، پلشتی، و شرارت نفس است.» - هدایت
به دومین سال‌مرگ اکبر رادی نزدیک شده‌ایم. نمایش‌نامه نویسی که بیضایی در مورد نثرش گفته «زبان فارسی چیزی کم داشت اگر رادی به این زبان نمی‌نوشت» در این چند شب بریده هایی از نوشته‌هایش را این‌جا می‌گذارم تا با هم بخوانیم. - هدایت
منتظر ادامه اش هستم :) - سیاوش
.. و بعد از همه‌ی این‌ها، می‌دانید؟ الساعه خاطرم هوای یک شب بارانی ِ وطن را کرده است.شبی که بوی برگ‌های معطر و علف خیس بیاید، و دانه‌های باران درست روی نوک سیگار و پشت گردن آدم بچکد، و تو حسته با قراضه‌ات به قهوه‌خانه‌ی «پسیخان» رسیده باشی ویک ترش در آن استکان‌های ترکی، و پشت‌بندش یک قلیان نی‌پیچ نمره‌ی یک، که تنباکویش به قاعده در چای دبش خیسیده باشد. و موقعی که قهوه‌خانه خلوت است و... more... - هدایت
ممنون، خیلی لطف کردی...فوق العاده زیبا بود - سیاوش
تا به حال چنین فضایی را که رادی توصیف کرده، تجربه کرده‌ای سیاوش! - هدایت
نه، اما آنقدر زیبا توصیف شده بود که حُرم چای را روی صورتم حس کردم، آنقدر زیبا که دستم را دراز کردم تا بخارهای شیشه پنجره قهوه خانه را پاک کنم و بیرون را ببینم که زمستان چه بر سرش آورده. متاسفانه تا به حال هیچ یک از آثار روانشاد رادی را نخوانده ام اما حتمن خواهم خواند. در شیوه تجسم همیشه عباس معروفی را می ستایم اما باید در برابر توان اکبر رادی سر تعظیم فرود آورد. - سیاوش
.. - هدایت
چقدر خوب توصیف کرده . آدم احساس میکنه داره خودش تجربه اش میکنه . - سپیدی
سپیدی یک بار دیگر بخوان! - هدایت
خوندم / من از اکبر رادی تاحالا نخونده بودم . مرسی هدابت - سپیدی
لایک مضاعف - اندیشه
این هم برای سپیده و اندیشه و سیاوش، توصیف رشت در سال‌ ۱۳۲۰، در ادامه‌ی واگویه‌های اکبر رادی: « .. اما باغ سبزه‌میدان برای ما لطف دیگری داشت .. از باغ سبزه میدان تا ساعت بلدیه خیابان شاه بود. آن روزها در نگاه سودایی من این خیابان چه‌قدر طولانی و آن باغ چه با شکوه و بزرگ می‌نمود! آن باغ پرخاطره شب‌های تابستان تبدیل به گاردن پارتی می شد که در ضلع غربی آن موزیک می‌نواختند، و زنان و کودکان... more... - هدایت
مرسی هدایت .. یه چیزی هم بگم که شاید ربطی به کامنت آخر نداشته باشه.اینکه رشت یکی از شهرهای مورد علاقه من هست و این حسن تصادف ( انتخاب این قسمت) برام جالب بود - سپیدی
مخصوصن رشت بارانی و اون نم خنک - سپیدی
رادی↑ سپاس - giga
.. - سپیدی
سپیدی دل‌ات هوای باران و شهر بارانی کرده؟ .. و «یک شام، یک شام دل‌چسب، یک میز و یک دوست در بوی باران .. »؟ - هدایت
خیلی - سپیدی
نمایش‌نامه‌ی «ملودی شهر بارانی» اکبر رادی را دیدی، یا کتاب‌اش را خوانده‌ای؟ - هدایت
کتابش رو تازه گرفتم . در واقع بعد از این فید اما هنوز نخوندم - سپیدی
البته برگزیده‌های این فید از آن کتاب نیست، از مقدمه‌ای است که بر یک مصاحبه‌ی طولانی نوشته، که در کتابی به نام «بشنو از نی» چاپ شده است. - هدایت
. این کتاب رو نداشت . باید برم انقلاب از این شهر کتاب ها نمیشه کتاب پیدا کرد . مرسی . کلن من اکبر رادی رو قبل از این فید اصلن نمیشناختم . در کمال شرمندگی البته - سپیدی
برای باران - سپیدی
جات خالیه آقا - سپیدی
... - سپیدی
عجالتن بیاید بالا تا... - سیاوش
- «آقا، دلم عجیب هوای خوبان ولایتم را کرده‌است. همه‌ی آن‌هایی که تا امروز نجیبانه در راه بوده‌اند. همه‌ی آن‌هایی که از نارنجستان، از میان درختان بادرنگ و از کوچه‌های مه‌آلود می‌آیند، همه‌ی مهربانان، آن‌هایی که با دست روزگار مرا زدند و مقصر نبودند، آن هایی که عاشقانه به سوی من می‌آمدند و در مه ناپدید می‌شدند. مشدی! یاران من کجایند؟ مشدی! ولایت بی یار چه معنی دارد؟» - هدایت
اي شط پر شوكت هر چه زيبايی پاك / اي شط زيبای پر شوكت من / اي رفته تا دوردستان / آنجا بگو تا كدامين ستاره‌ست / روشن‌ترين همنشين شب غربت تو؟ / ای همنشين قديم شب غربت من.
165351_124270067639265_100001688166894_153663_6688460_a.jpg
October 30 - Comments disabled - Share
اي تكيه‌گاه و پناه زيباترين لحظه‌هاي پرعصمت و پر شكوه تنهايي و خلوت من / اي شط شيرين پرشوكت من / اي با تو من گشته بسيار، دركوچه‌هاي بزرگ نجابت، ظاهر نه بن‌بست ِعابر فريبنده‌ی استجابت / در كوچه‌هاي سرور و غم راستينی كه‌مان بود / در كوچه باغ گل ساكت نازهایت/ در كوچه باغ گل سرخ شرمم / در كوچه‌های نوازش/ در كوچه‌های چه شب‌های بسيار / تا ساحل سيمگون سحرگاه رفتن / در كوچه‌هاي مه‌آلود بس گفت و گو ها / بي هيچ از لذت خواب گفتن / در كوچه‌های نجيب غزل‌ها كه چشم تو می‌خواند / گه‌گاه اگر از سخن باز می‌ماند / افسون پاك من‌ش پيش می‌راند / اي شط پر شوكت هر چه زيبايی پاك / اي شط زيبای پر شوكت من / اي رفته تا دوردستان / آنجا بگو تا كدامين ستاره‌ست / روشن‌ترين همنشين شب غربت تو؟ / اي همنشين قديم شب غربت من / اي تكيه گاه و پناه / غمگين‌ترين لحظه‌های كنون بی‌نگاهت تهی مانده از نور / در كوچه باغ گل تيره و تلخ اندوه / در كوچه‌های چه شب‌ها كه اكنون همه كور / آنجا بگو تا كدامين ستاره‌ست / كه شب فروز تو خورشيد پاره‌ست؟ - هدایت
اي شط زيبای پر شوكت من / اي رفته تا دوردستان / آنجا بگو تا كدامين ستاره‌ست / روشن‌ترين همنشين شب غربت تو؟ / - (مادرزمین) MotherEarth
در كوچه‌های نجيب غزل‌ها كه چشم تو می‌خواند / گه‌گاه اگر از سخن باز می‌ماند / افسون پاك من‌ش پيش می‌راند - (مادرزمین) MotherEarth
هدایت ورژن کوتاه عاشقانه ش: آن نگاه/ آن شرم یگانه/ بی قراری دستان من/ طعم لبان تو/ در رویایی بی زمان/ در رویایی بی مکان!// ابدیت نرمی گل واژه ها/ که از چشمانت جان می گیرد/ بر لبانت جاری می شود/ و به من جان می دهد!// ای قامت بلند معنا/ بال هایم به معجزتی بگشای/ تا به آسمان هزار خورشید تو پرواز کنم/ و در یگانگی شرمِ نگاهت/ غرق شوم/ آنگاه که خدایان/ جامه از تنت بر می گیرند/تا در آتشِ نرمی های تو خورشید شوم! :) - (مادرزمین) MotherEarth
ای هم‌نشین قدیم شب غربت من! - هدایت
انتخابات اسفند‌ماه؛ پایان تاریخی «جمهوری اسلامی»! http://balatarin.com/permlin... http://3rahejomhoori.wordpress.com/2012...
ent01.jpg
January 8 - Comments disabled - Share
انتخابات آینده‌ی مجلس شورای اسلامی را باید تشییع جنازه‌ی باشکوه و تاریخی حکومتی قلمداد کرد که با واسطه‌ی پسوند اسلامی‌ش، رشته‌ای برگردن گروه‌های اجتماعی وسیاسی گوناگونی انداخت که بسیاری از آن‌ها هیچ نسبتی با ماهیت اصلی‌ش نداشتند، و این طیف گسترده و عظیم، به قیادت همان رشته‌ی تابیده در جادوی دین، چشم بر دوری و نزدیکی خود با اندیشه‌ی مرکزی پنهان در زیر قبای پوسیده‌ و ناگرفته‌ی مدعیان فره‌مند و نورسیده‌ی حاکمیت بستند، و گرده را چنان خم کردند که مانند پلکانی راه دست‌یابی به همه‌ی منابع قدرت را برای ایشان آسان نمودند. - هدایت
پاراگراف دوم مرا به یاد این بیت شعر انداخت: از دولت نعلین مخور غم ز خرابی / کفش دم ِ پایی است، بدان پشت ندارد :) - سیاوش
تو هم می‌ميری زر نزنی و به عقيده‌ی ديگران احترام بذاری؟ - هايدگر
به دوستانی که فرصت زیادی ندارند و به خواندن عنوان مطلب اکتفا می‌کنند، سفارش می‌کنم از روش «عمودخوانی» استفاده کنند. وقت زیادی نمی‌برد. - هدایت
آفرين... فعلن اين فيد رو خوب شخم بزن كه جدن حرف‌زدنت و سوژه‌كردنت رقت‌باره! - هايدگر
هدايت جان در بند يكی به پايان، در اين جمله‌ی «بدنه‌ی روستایی جای‌گزین‌ش نشان داد که از توانایی و ظرفیت کافی برای اداره‌ی امور نیست.» به گمانم يك واژه‌ی «برخوردار» جاافتاده است،‌نه؟ - هايدگر
بله درست است هایدگرجان. ممنون. - هدایت
انقلاب که چنان غافلانه و ناگهانی به بار نشست و گرد وغبار خانه‌تکانی‌ش فرونشست، در میانه‌ی میدان یک طرف، روحانیانی بودند که همه‌ی دار و ندار و بضاعت علمی‌ و تجربی‌‌شان را اگر روی هم می‌گذاشتند، در جریان تقسیم کار اجتماعی، جز یک کلاس درس معقولات و منقولات، و یک حجره‌ی قرائت صیغه ازدواج و طلاق، و در نهایت تصدی‌گری اجرای برخی مراسم از جمله تدفین اموات، از آن بیرون کشیده نمی‌شد. و البته... more... - هدایت
اما آلودگی به قدرت از یکسو، و از سوی دیگر امید به امکان اصلاح، در بستر ملاحظات دینی و در مواردی نیز بیم جان و غم نان سبب شد تا به مدت سی سال، هم‌چنان‌ پرده‌دار حریم ناشریف‌ترین حکومت تاریخ ایران باشند - ++++ وای از روزی که این پرده برافتد - رامتین-Ramtin
.. - سیاوش
لطفا فید های انتخاباتی تان را به این گروه هم بفرستید : http://friendfeed.com/tahrim90 - آنقوت-Anghot
ممنون از دوستان حمایت کننده! - هدایت
.. - سیاوش
مراسله‌ی وزیر خارجه‌ی انگلیس به وزیر مختارش در تهران، پیرامون قتل امیرکبیر: «آیا شایسته‌ی فخر تاج انگلیس، ولایق حقوق مملکت آدمی‌منش انگلستان است که وزیر مختار انگلیس مقیم مملکتی باشد که در آن‌جا مشاهده کند که ارتکاب اموری را که آن‌قدر مصادم انسانیت باشد»!!
imagesbgh.jpg
imagesbhj.jpg
January 11 - Comments disabled - Share
مراسلات مورخه‌ی ۲۱ و ۲۷ ربیع‌الاول شما در خصوص قتل مرحوم امیرنظام واصل شد. مامورید که به دولت ایران اظهار کنید که دولت انگیس تفاصیل این امر شنیع و وحشی‌منشانه را با کمال اکراه و تغیر طبع شنیدند. و آن مکروهات شدیدتر شد از این‌که در همان وقت که امیر نظام را بدینگونه جنایت به قتل رساندند، وثیقه‌های مؤکده به دست‌خط اعلی‌حضرت شاه که به هیچ‌وجه به شخص اواذیت نرسانند، در دست داشت. دولت انگلیس تفصیل نمی‌دهد در باب شناعتی که بر اعلی‌حضرت شاه وارد می‌آید در نظر جمیع دول آدمی‌منش، درباره‌ی خیانت و ظلمی که بر امیر وارد آمد. ولی بر خود فرض می‌شمارد که بگویند: اگر اعلی‌حضرت شاه چنین تصور می‌کنند که از صدور این گناه عظیم، خیراندیشی‌هایی که دولت انگلیس تا به حال نسبت به دولت ایران داشتند، کاسته نخواهد شد، درباره‌ی خیالات دولت انگلیس خبط کلی کرده‌اند. علاوه بر این به دولت ایران اعلامی صریح خواهید داد که هرگاه پس از این قتل بی‌رحمانه‌ی مرحوم امیر، گناهان دیگر از این قبیل صدور یابد بر دولت انگلیس لازم خواهد شد که به دقت بپرسند که آیا شایسته‌ی فخر تاج انگلیس، ولایق حقوق مملکت آدمی‌منش انگلستان است که... more... - هدایت
چقدر جاه و جلال شاهنشاه ایران بالا بوده!! - آرام
.. - سیاوش
لایک ویژه به مترجم این متن. هر سطر رو باید چند بار می‌خوندم تا متوجه مفهومش بشم:) - سحــــر
آینده‌ی ایران و هندوانه‌‌های نبریده! آیا باز هم اشتباه گذشته را تکرار خواهیم کرد؟ https://balatarin.com/permlin... http://3rahejomhoori.wordpress.com/2012...
Jonbesh Sabz.jpg
January 28 - Comments disabled - Share
شاه که رفت به استثنای چند گروه اجتماعی کوچک، همه خوش‌حال و هیجان‌زده بودند. این هم‌بستگی و هم‌کلامی ملی در تاریخ معاصر کشورهای جهان دوم و سوم، اگر نگوییم بی‌همتا، اما در گونه‌ی خود کم‌نظیر بود. نفرت از محمدرضاشاه مبنای اتحاد و هم‌بستگی در ملت شده بود؛ این شادمانی همگانی حتا در اردوگاه طرف‌داران بختیار هم خود را نشان می‌داد، تا جایی‌که افتخار اخراج شاه را در ردیف نخست کارنامه‌ی بختیار ثبت کرده و با آب و تاب از آن دفاع می‌کردند. از آن‌سو آیت‌اله خمینی هم خوش‌حال بود. او به‌رغم آن‌که هنگام بازگشت و در آسمان ایران، در پاسخ به یک پرسش پیش پاافتاده خود را نسبت به موقعیت تازه‌اش بی‌تفاوت نشان داده بود، در پوست خود نمی‌گنجید. اما سرخوشی خود را نیز هم‌چون خیالات پخته شده‌ی دیگرش پنهان می‌‌داشت. او سوار بر موج نفرت و خشم عمومی از شاه و خاندان پهلوی، به آرزوهای دور دست و جاه‌طلبانه‌ی خود نزدیک می‌شد. شاید هیچ‌کس به اندازه‌ی خود آیت‌اله خمینی به این امر واقف نبود که در هر موقعیتی غیر از آن، حتا برای ایجاد اتحاد میان گرایش‌‌ها و مرکزیت‌های گوناگون مذهبی، با مشکلات پرشماری روبه رو می‌شد، چه رسد به... more... - هدایت
و ای کاش اضافه می‌کردی، اکنون که رهبران سبز به زندان افتاده‌اند چه بسیارند آنان که رگ گردن‌شان به بهانه‌ی دستیابی به آزادی ورم کرده و پرچمِ مبارزه برافراشته‌اند! - سیاوش
هندوانه‌‌های نبریده سیاوش؟ - هدایت
بله، البته هندوانه‌های نارس و نبریده! - سیاوش
به گمان من تک تک هندوانه ها نارس و نابریده هستند. قرار نیست کسی بره سراغ یک هندوانه. همه این هندوانه ها باید همین الان و هم آینده با هم کار کنند. مگر این که به مرض خود فرشته پنداری مبتلا باشیم. به جای حسودی و وحشت از حاکم شدن دیگران به سازماندهی همفکران خود بپردازیم و در گام اول به آن ها بیاموزیم که ایران ملک مشاع همه ایرانیان است و ما آخرین فرزانگان روی زمین نیستیم. 1) پذیرش اختلافات... more... - (مادرزمین) MotherEarth
با چنین چشم‌اندازی، چه باید کرد تا بار دیگر «هندوانه‌ی نبریده»ی دیگری به خانه نبریم؟ چگونه شد که جامعه‌ی سی‌ سال پیش، وعده‌های آیت‌اله خمینی را «دربست» پذیرفت؟ چرا افکار عمومی جامعه متوجه پیشنیه‌ی او و تبار تاریخی‌ش نبود؟ از روی‌دادهای سال‌های ۵۵ تا ۵۸ چه درس‌هایی می‌توان آموخت؟ - هدایت
++ - booteh
کامنت من در بالاترین دیروز در همین مورد بود: - db
.. - سیاوش from fftogo
هدایت جان به نظر من با فرض اینکه انقلاب اشتباه نبوده بزرگترین خطا ی هندونه سربسته ای مثل خمینی نبود بلکه اپوزیسیونی بود که فکر میکرد یک فرد مذهبی اونهم در حد مرجع دروغ نمیگه و ادم خوبیه. شخصا مطمئنم که این دیگر در مرد هیچکس تکرار نخواهد شد اما خطای دومی که الان نا خوداگاه اتفاق افتاده که ااین اشتباه تاریخی بعد از تغییر احتمالا سبب به تعویق افتادن تغییر در ابتدا خواهد شد - خزان
.. - سیاوش from fftogo
ا"گذشته از دو سازمان سیاسی‌نظامی محدود، که بیش‌تر اعضا و هواداران‌شان نیز زندانی بودند و اگر هم نمی‌بودند، با تئوری‌های فرسوده‌ی جنگ‌های چریکی‌شان و تعداد انگشت‌شمار اعضای مسلح و تجهیزات بسیار ابتدایی‌شان، حتا قادر به تاراندن مرغابی‌های مهاجر در آبگیر‌های شمال کشور نیز نبودند" هدایت جان فکر میکنم این گروه های چریکی رازیاد دستکم گرفتی - البته قصد دفاع از مسلکشان را ندارم - اما زیاد دستکم... more... - ☼خُرّمدین
خرم‌دین عزیز، اشاره‌ی مطلب در این مورد، به سال‌های منتهی با انقلاب است، نه بعد از آن. گروه‌های چریکی پیش از انقلاب اگر نیرو‌ها و تجهیزات و تسلیحاتی را که در یکی دوسه سال نخست انقلاب جذب کردند، می‌داشتند که رژیم شاه را پیش از انقلاب اسلامی ساقط کرده بودند. در سال‌های پیش از انقلاب، هردو سازمان مهم سیاسی‌نظامی، ضربه‌های سختی خورده و بیش‌تر اعضایشان در زندان به سر می‌بردند. آن‌ نیرویی که تو مثال زدی، در زمان شاه، اصلا قابل جذب نبود. - هدایت
هدایت گرامی خیلی ممنون از توضیحات - در سالهای منتهی به انقلاب - خمینی هم طرفدار نداشت و برعکس خمینی(که شناخته شده نبود) فدائی ها در دانشگاه ها پایگاه وسیعی داشتند - همه چیز بعد از بروز انقلاب در همان چند ماه آخر رقم خورد - اتفاقا من هم منظورم همین بود که آن چند هزار نفری که در دهه 60 اعدام شدند "قبل از انقلاب" فدائی یا مجاهد شده بودند و زمینه فکریش وجود داشته وگرنه بعیده کسی بعد از... more... - ☼خُرّمدین
..... - سحــــر
هدایت جان هم مقاله بسیار جالب بود و هم بحث زیر لینک. دستتان درست. - فرمد ـــ fremd
«صبح کاذب»، شعری است از «ناصر زراعتی» مستند‌ساز، که در مهرماه ۱۳۵۸ سروده‌ است: «صبح سیاه، اکنون، غروب می‌کند.»!؟
imagesy6.jpg
October 8 - Comments disabled - Share
اسبی سپید / در افق سرخ، شیهه زد. / بر قاب ِ سرخ ِ پنجره، صبحی دمیده است. / بر قاب کهنه و فرسوده، خون ِ جوان و جوشان، خشکیده است. / صبح دروغ، بر شیشه‌های پنجره ماسیده است. / بر آسمان، فوج کبوتران سوگوار – نوحه‌خوان – پرواز می کنند. / تابوت ِ ابر – سنگین – بر بال‌های خسته و خون‌آلود، تاب می‌خورد. / - «چشمان مهربانت را با دست‌مال سیاهی بستند.» / شن‌-‌باد، در افق تیره، اسب ِ سپید زخم‌خورده را، یال پریشان می‌کند. / «صبح سیاه، اکنون، غروب می‌کند.» - هدایت
اینجا آسمان ابریست ، آنجا را نمیدانم… - امید فردا
صبح سیاه اکنون غروب میکند ....اگر انقلاب 57 صبح سپید بود چقدر امروز حال میکردیم - حیف شد - ☼خُرّمدین
.. - سیاوش
هزار آفتاب خندان در خرام توست / هزار ستاره‌ی گریان / در تمنایِ من!
images6y7.jpg
November 26 - Comments disabled - Share
آن که می‌گوید دوست‌ت می‌دارم / خنیاگر غم‌گینی‌ست / که آوازش را از دست داده است / ای کاش عشق را، زبان ِ سخن بود / هزار کاکلی شاد، در چشمان توست / هزار قناری خاموش در گلوی ِ من. / عشق را، ای کاش زبان ِ سخن بود. / آن که می‌گوید دوست‌ت می‌دارم / دل ِ اندُه‌گین ِ شبی‌ست / که مهتاب‌ش را می‌جوید. / ای کاش عشق را، زبان سخن بود. / هزار آفتاب خندان در خرام توست / هزار ستاره‌ی گریان / در تمنایِ من. / عشق را، ای کاش زبان سخن بود. - هدایت
خدایش بیامرزاد ... خنیاگری بود، بس سترگ - آرام
. - آرام
هزار کاکلی شاد، در چشمان توست / هزار قناری خاموش در گلوی ِ من. - مهردخت
مرسی درنگ عزیز و همصدای دوست داشتنی - آرام
.. - سیاوش
هزار کاکلی شاد، در چشمان توست / هزار قناری خاموش در گلوی ِ من. - مهردخت - سپیدی
عشق را، ای کاش زبان سخن بود - سحــــر
احمد شاملو : «درآمیختن»!
images۰۹۸.jpg
November 17 - Comments disabled - Share
مجال، بی‌رحمانه اندک بود و/ واقعه .. سخت .. نامنتظر. / از بهار، حظ ِ تماشایی نچشیدیم، / که قفس، باغ را پژمرده می‌کند. / از آفتاب و نفس / چنان بریده خواهم شد / که لب از بوسه‌ی ناسیراب. / برهنه، بگو برهنه به خاک‌م کنند / سراپا برهنه / بدان گونه که عشق را نماز می‌بریم، / که بی شایبه‌ی حجابی / با خاک، عاشقانه، درآمیختن می‌خواهم. - هدایت
بدان گونه که عشق را نماز می‌بریم ... فوق العاده گفته - Roozb3h بابای خشی
که لب از بوسه‌ی ناسیراب! روزبه فوق العاده تر :) - (مادرزمین) MotherEarth
.. - هدایت
من هربار این شعر رو میخونم طپش قلب میگیرم یه جوری احساسات خفته رو به یادم میاره - سپیدی
سپیدی چرا؟ - هدایت
نمیدونم هدایت .کلماتش جملاتش و آهنگش مثل دستیه که قلبم رو فشار میده - سپیدی
^^ - سپیدی
.. - سیاوش
یاد دوست خودم افتادم که رو سنگ قبرش این شعر نوشته شده. - هیچ
... - سپیدی
تفالی به نامه‌های محمد مصدق، به نیت گشایش مشکل جنبش سبز! http://balatarin.com/permlin... http://3rahejomhoori.wordpress.com/2011...
729.jpg
October 23 - Comments disabled - Share
سرجمع نظریات مصدق پیرامون دو بند مورد اشاره این است که جبهه باید پشتوانه‌ی اجتماعی داشته باشد؛ بنابراین باید از احزاب و جمعیت‌ها و اصناف تشکیل شود، نه شخصیت‌های منفرد. از این گذشته باید مسوولیت انتخاب نمایندگان احزاب و جمعیت‌ها را به خود سازمان‌ها واگذاشت، و شورای موسسان هیچ دخالتی در انتخاب اعضاء نداشته باشد. به این ترتیب ضمن گشترش پشتوانه‌ی اجتماعی جبهه، به دلیل مسوولیتی که اعضای شورا در برابر احزاب و جمعیت‌های متبوع خود دارند، راه بر مذاکرات پنهانی منفردین با اصحاب قدرت بسته خواهد ماند. از نظر مصدق اگرچه در مورد سازمان‌های سیاسی نیز امکان توافق خارج از چهارچوب جبهه وجود دارد، اما به هرحال سازمان‌های سیاسی ناچارند تا پروای اعضا و هواداران خود را داشته باشند؛ و در هرصورت نیز نتایج اقدامات‌شان پنهان نخواهد ماند. مصدق معتقد بود که ضرورت تشکیل جبهه‌ی سیاسی ضروریاتی دارد که از آن جمله است، «اعمال مناسبات دموکراتیک بر اساس پشتوانه‌های اجتماعی واقعی.» - هدایت
- «در آن پیام (به کنگره‌ی جبهه‌ی دوم) عرض نمودم که درب‌های جبهه را باید به روی احزاب و اجتماعات و دسته‌جات باز گذاشت .. مقصود این‌جانب از آن پیام این بود که جبهه تشکیل بشود از احزاب و جمعیت‌ها و دسته‌جاتی که حاضر بودند در راه آزادی همه چیز خود را فدا کنند. که در این گروه دانش‌جویان فوق آن‌ها بودند چون‌که تحصیل‌کرده بودند و در سیاست آلوده نشده بودند. این احزاب و دسته‌جات این‌ها با این‌که... more... - هدایت
همان‌طور که بالاتر اشاره شد، تلاش‌های مصدق اگرچه به تدوین اساس‌نامه‌ی جبهه‌ی سوم انجامید، اما به نوش‌داروی بعد از مرگ سهراب مانند شد. بنابراین فرصت آن فراهم نگردید تا بر سر یکی از گره‌گاه‌های مهم تشکیل این صورت از جبهه‌های سیاسی توافقی صورت بگیرد، تا آشکار شود که چنین چهارچوبی در عمل، آن‌هم در بستر سیاسی‌اجتماعی ایران تا کجا می‌توانست به پیش رود. این گره‌گاه، همانا نسبت حضور احزاب... more... - هدایت
.. - سیاوش
هدایت، آدرس وبلاگ درست نیست ظاهرا - (maryam)
مریم جان من الان چک کردم مشکلی نداشت - مهردخت
ممنون مهردخت جان. پس برای من مشکل داره - (maryam)
حتمن مشکل از فیلتر شکن هاست یه لینک سیاوش تو قسمت نظرات تو بالاترین گذاشته ببین اونم کار نمی کنه؟ - مهردخت
ادرس لینک برای من هم کار نکرد مهردخت گرامی - ☼خُرّمدین
نه. من اصلا چنین پستی توی وبلاگ نمیبینم. شاید مثلا برای نمایش عمومی فعال نشده و فقط کاربران عضو میتونن ببیننش - (maryam)
بعید نیست... الان چک می‌کنم. - سیاوش
حالا چطور؟ - سیاوش
مورد من حل شد سیاوش جان - ☼خُرّمدین
مصدق گروههای دانشجویی را در صدر قرار می ده برای رونق بیشتر جبهه و در نهایت می گه مورد وثوق جبهه قرار نگرفتند. خب حالا در جنبش سبز در عمل همینجوری هست و جنبش دانشجویی حرف اول را می زنه ولی در این فضای بسته چه طور می شه بهتر استفاده کرد - سکولارArash
اگر قرار بر تشکیل هر جبهه یا پارلمان و یا اتحادیه‌ای برای ادامه‌ی مبارزه باشد، طبیعی است بر این مبنا که مصدق می‌گوید، تشکل‌های دانشجویی نیز در آن دارای نماینده‌ی مستقل باشند. - هدایت
.. - سیاوش
این نوشته بسیار عالی بود، ممنون هدایت عزیز :) - علیرضام
مگر هدایت نوشته‌ی خوب هم دارد علیرضاجان؟ همه عالیست :)) - مـیـرزا-MɪʀᴢA
میرزا :)) کاملا موافقم :) - علیرضام
فکر کنم جنبش سبز دیگه مرده یه راه حل دیگه باید پیدا کرد - آنقوت-Anghot
آنقوت جان، گنجی هم پیش از 25 بهمن بر همین نظر بود!!! - سیاوش
شرمنده کردید دوستان عزیزم. میرزا و علیرضام عزیز. - هدایت
کمانگیری عزیز! نکته اساسی در نظریات مصدق، چندان به پیچیدگی یا امکان عمل ارتباطی ندارد. مهم این است که بینیم آیا تشکیل جبهه برمبنای احزاب وسازمان‌ها، نه منفردین، آن‌هم به انتخاب خود احزاب اصولی است یا نه؟ همین امروز بحث‌های زیادی در خارج از کشور بر سر تشکیل جبهه و پارلمان در تبعید مطرح است، فکر می‌کنی این امکان وجود ندارد که برای نمونه برخی اصناف مانند کانون وکلا، به طور مخفیانه... more... - هدایت
.. - سیاوش
نخستین بار که روحانیان، ایران را به کام جنگی نابرابر ونابخردانه با یک قدرت بزرگ کشاندند، آخرین جنگ‌ خان‌ومان‌سوز با روسیه تزاری بود، که به امضای عهدنامه‌ی ترکمان‌چای و تعیین رود ارس به عنوان مرز ایران و روس انجامید.
imagesui9.jpg
imagese3e.jpg
October 14 - Comments disabled - Share
نگرانی روس‌ها وانگلیس‌ها از گسترش حوزه‌ی نفوذ ناپلئون در اروپا سبب شد تا نخستین جنگ ایران و روس، پیش از دست‌یابی به هدف نهایی که رساندن مرزهای روسیه به رود ارس باشد، با عقد قرارداد گلستان در مرزهای قفقاز متوقف شود. حدود ده سال بعد از آن به تحریک انگلیس‌ها که بر سر تفسیم ایران و عثمانی با روس‌ها به توافقاتی رسیده بودند، علمای نجف فریاد واشریعتا سر داده و به نام تعدیاتی که به مسلمانان گنجه و قره‌باغ از سوی روس‌ها صورت می‌گرفت، از فتحعلی‌شاه و عباس‌میرزا خواهان اعلان جنگ علیه روس‌ها شدند. عباس‌میرزا نایب‌سلطنه حاضر نبود با روس‌ها جنگ کند. او خوب می‌دانست با وضعی که قشون ایران داشت، در میدان جنگ حریف روس‌ها نیست و حاضر به جنگ نشد. اما علما دست‌بردار نبودند. اعتماد‌سلطنه در تاریخ منتظم ناصری می‌نویسد: «علمای اعلام به وجوب جهاد فتوا دادند و آقا سید محمد مجتهد اصفهانی از عتبات عالیات به حضور خاقان صاحب‌قران آمده در این باب ابرام نمودند .. هم در این سال امپراطور الکساندر وفات کرده، امپراطور نیکلا که به جای او جلوس کرده بود، ایل‌چی به هم‌راه هدایا به حضور حضرت صاحب‌قران ارسال داشت. بعد از ورود... more... - هدایت
این جنگ دوسال طول کشید. در همه جا قشون ایران عقب نشست و روس‌ها تا تبریز جلو کشیدند. سپس با وساطت انگلیس‌ها قرارداد ترکمان‌چای برمبنای واگذاری اراضی و شهرهای شمال رود ارس به روسیه، و پرداخت مبلع ده‌کرورتومان خسارت برای تخلیه شهر تبریز منعقد شد. - هدایت
عجب دو انتخابی را امشب با ما به اشتراک گذاشتی... عالی بود، عالی - سیاوش
عالی بود - همای
:)- خدا اینبار را بخیر کنه - روحانیون را باید مثل بوته آتش بزنیم چهارشنبه سوری از روشون بپریم - ☼خُرّمدین
داریه عزیز ممنون برای معرفی این کتاب! - هدایت
.. - سیاوش
اینبار اما امامه داران قسمتی از محیط دایره جنگ افروزان هستند... - ءgreendove
خاموش می‌گذارم / هر لحظه‌ای چراغ. / می‌کاهم‌ش ز روغن / می‌سایم‌ش به تن / تا در رهم نگیرد جز او کسی سراغ.
untitledll.bmp
October 13 - Comments disabled - Share
در بسته‌ام. شب است. / با من، شب من، تاریک هم‌چو گور، / با آن‌که دور از اونه چنان‌م، / او از من است دور. / خاموش می‌گذارم من با شبی چنین، هر لحظه‌ای چراغ. / می‌کاهم‌ش ز روغن، / می‌سایم‌ش ز تن، / تا در رهم نگیرد جز او کسی سراغ. / نجوای محرمانه می‌آغازد / تاریک‌خانه‌ی من با من. / دارد به گوش حرف مرا، او/ دارم به گوش حرف ورا، من./ و هر جدار خاموش، / زین که‌او چه وقت می‌آید / دارد به ما نگران گوش. / وشب، عبوس وسرد، / بر ما به‌کار می‌نگرد./ یک دل‌فریب، با قدم‌ش لنگ، / در سایه‌ی گسسته جداری، / پنهان به راه می گذرد. / و من به هر نشانی باریک / آن‌گاه مانده با شب، آری / خو بسته‌ام به خانه‌ی تاریک. / چون آتشی به خرمن خاکستر سیاه. / خاموش می‌گذارم / هر لحظه‌ای چراغ. / می‌کاهم‌ش ز روغن / می‌سایم‌ش به تن / تا در رهم نگیرد جز او کسی سراغ. - هدایت
با آن‌که دور از اونه چنان‌م، / او از من است دور. - مهردخت
++ - booteh
+++ - سپیدی
گفتم‌ش: «شیرین ترین آواز چیست؟» / چشم غمگین‌ش به روی‌م خیره ماند، / قطره قطره اشک‌ش از مژگان چکید، / لرزه افتادش به گیسوی بلند، / زیر لب، غم‌ناک خواند: ناله‌ی زنجیرها بر دست من!»
imagesio9.jpg
October 14 - Comments disabled - Share
گفتم‌ش :«آن‌گه که از هم بگسلند ... » / خنده‌ی تلخی به لب آورد و گفت: «آرزویی دل‌کش است، اما دریغ! / بخت ِ شورم ره برین امید بست. / وآن طلایی زورق خورشید را / صخره‌های ساحل مغرب شکست! ... » / من به خود لرزیدم از دردی که تلخ / در دل من با دل او می‌گریست. / گفتم‌ش: «بنگر، درین دریای کور / چشم هر اختر چراغ زورقی است!» / سر به سوی آسمان برداشت، گفت: «چشم هر اختر چراغ زورقی است، / لیکن این شب نیز دریایی است ژرف. / ای دریغا شب‌روان! کز نیمه‌راه / می‌کشد افسون شب در خواب‌شان ... » گفتم‌ش: «فانوس ماه / می‌دهد از چشم بیداری نشان ... » گفت: «اما، در شبی این‌گونه گنگ / هیچ آوایی نمی‌آید به گوش ...» گفتم‌ش: «اما دل من می‌تپد./ گوش کن اینک صدای پای دوست!» - هدایت
گفتم‌ش: «اما دل من می‌تپد./ گوش کن اینک صدای پای دوست!» - هدایت
داریه عزیز، ممنون از بابت درج پاره‌ی پایانی شعر! - هدایت
.. - سپیدی
گفت: «اما، در شبی این‌گونه گنگ / هیچ آوایی نمی‌آید به گوش ...» گفتم‌ش: «اما دل من می‌تپد./ گوش کن اینک صدای پای دوست!» - سحــــر
عاشقانه‌ای از محمد زهری: «شرم بر من باد! ـ با این بی تو بودن ـ باز بودن / بی تو گفتن، بی تو خواندن، بی تو دیدن / درد بر دل باد – بی آن آرزو – دیگر تپیدن / از در و دیوار هم نفرین شنیدن.»
imagest6y.jpg
October 28 - Comments disabled - Share
شرم بر من باد! ـ با این بی تو بودن ـ باز بودن / بی تو گفتن، بی تو خواندن، بی تو دیدن / درد بر دل باد – بی آن آرزو – دیگر تپیدن / از در و دیوار هم نفرین شنیدن. / روزی از دروازه‌ی روز آمدم، بیدار / روز دیگر رفتم اندر پرده‌ی شب، خواب / کوچه‌ها و خانه‌های آشنا انگار / حرف گنگی بود با هذیان یک بیمار / هیچ‌کس باور نخواهد کرد – من خود نیز - / این فرو افتاده دیوار زمان فرسود / روزگاری برج و باروی دیاری بود / چشمه‌ی سرشار آن اندیشه‌ها – اکنون - / مانده چون؛ / دست ِخالی ِ به بی‌راهه نشسته ره‌نشینی / با هیاهو‌ها، خموشی، با نشانی‌ها، فراموشی / دل همه سنگ است و با گوش است سنگینی / تو که چشم آسمان هستی / جاودان هستی / من که خاک سرگران هستم / ناتوان هستم / در میان ما، جدایی، از میان تا آسمان است. / شرم بر من باد ... / درد بر دل باد، با این بی تو بودن ... - هدایت
و این خط غریب.... و این چشمان خسته.... و این دستهای منتظر.... عجب بیقراری میکنند.... - امید فردا
دل همه سنگ است و با گوش است سنگینی - Mary
تو که چشم آسمان هستی / جاودان هستی / من که خاک سرگران هستم / ناتوان هستم / در میان ما، جدایی، از میان تا آسمان است. - سحــــر
. - مالک
آلبرکامو: «فکر ما این است که باید عدالت را در امور اقتصادی حکم‌روا کرد و آزادی را در امور سیاسی. و چون در زمینه‌ی امور ابتدایی بحث می‌کنیم باید بگوییم که ما در فرانسه طرف‌دار اقتصاد جمعی هستیم و خواستار سیاستی آزادی‌خواهانه.»
images (6).jpg
October 28 - Comments disabled - Share
از ما می‌پرسند: «خلاصه شما چه می‌خواهید؟» سوال خوبی است زیرا صریح و سرراست است و باید بدان صریح و سر راست جواب گفت. طبیعتا این کار در یک یا دو مقاله ممکن نیست. اما باید گاه‌گاه بدان پرداخت و به روشن کردن‌ش کوشید. بارها گفته‌ایم که ما خواهان توافق آزادی و عدالت هستیم. گویا این امر چندان روشن نیست. منظور ما از عدالت آن وضع اجتماعی است که هرکس، در آغاز، دارای همه‌ی امکان‌ها باشد و نیز اقلیتی ممتاز، اکثریت مردم کشور را در وضعیتی ناشایست نگاه ندارد. منظور ما از آزادی، آن جو سیاسی است که در آن شخصیت انسانی، هم از حیث آن‌چه هست و هم از باب آن‌چه می‌گوید، مورد احترام قرار گیرد. - هدایت
این‌ها مسائلی است کاملا ابتدایی. اما اشکال در ایجاد تعادل میان این دو تعریف است. تجربه‌های جالب تاریخ این امر را به خوبی نشان داده است. تاریخ می‌گوید که میان پیروزی عدالت یا حاکمیت آزادی یکی را انتخاب باید کرد. فقط دموکراسی کشورهای اسکاندیناوی به توافق عدالت و آزادی نزدیک است. اما آزمون این کشورها به سبب گوشه‌گیری آن‌ها و در چهارچوب محدود اقدامات‌شان، کاملا قانع‌کننده نیست. فکر ما این... more... - هدایت
++ - booteh
به آنچه که ما را با برخی از انسان ها وابسته میکند نام عشق ندهیم. آلبرکامو - امید فردا
بسیار عالی - سیاوش
منظور ما از عدالت آن وضع اجتماعی است که هرکس، در آغاز، دارای همه‌ی امکان‌ها باشد و نیز اقلیتی ممتاز، اکثریت مردم کشور را در وضعیتی ناشایست نگاه ندارد. منظور ما از آزادی، آن جو سیاسی است که در آن شخصیت انسانی، هم از حیث آن‌چه هست و هم از باب آن‌چه می‌گوید، مورد احترام قرار گیرد.--خیالم از بابت تعریف عدالت و آزادی راحت شد از این به بعد همین ها را استفاده میکنم - ☼خُرّمدین
شخم‌ ِ یادآوری ِ وطنی :) - پــرواز
بسیار عالی - سیاوش - آرام
اسماعیل خویی به باقر پرهام: «بگذار بى‌پرده بگويم كه دليل اين چگونگى، به گمان من، اين است كه شاهزاده مى‌خواهد نه تنها رهبر سلطنت‌طلبان، بل، كه رهبر همگان باشد .. امروز فقط اتحاد!!» http://3rahejomhoori.wordpress.com/etehaad...
khoi-parham001.jpg
November 7 - Comments disabled - Share
معناى اين شعار، براى من، زنگ و آهنگ آشنايى دارد. بيست، بيست و پنچ شش‌ سال پيش‌ هم آن‌را مى‌شنيدم. البته با واژه‌هايى ديگر. خمينى هم مى گفت: امروز «همه با هم!» او نيز مى خواست نه تنها پيشواى بنيادگرايان اسلامى، بل، كه «امام» همگان باشد. اَزَش‌ مى‌پرسيدند: «حكومت اسلامى چگونه حكومتى است؟» مى‌گفت: «امروز وقت اين حرفها نيست. بگذاريد شاه برود، بعد …. » و دنباله‌ى سخن خود را در دل مى‌گفت: «بعد خواهيد ديد كه خواب چگونه حكومتى را مى بينم!» امروز نيز، من گمان مى‌كنم، شاهزاده بسيارى از سخنان خود را تنها با دل خويش‌ مى‌گويد و با همكاران و ياران نزديك خود. و تجربه‌ى خمينيسم بايد بر مردمان ما روشن كرده باشد كه آن‌كه با ما مى‌گويد: «امروز وقت اين حرفها نيست»، در دل خويش‌، و در حقيقت، مى‌گويد: “هيچ‌گاه وقت اين حرف‌ها نخواهد بود.» - هدایت
هر آن كه با ما مى گويد: “امروز وقت اين حرفها نيست”، در دل خويش‌، و در حقيقت، مى گويد: “هيچ گاه وقت اين حرفها نخواهد بود" +++ - دُن ورتیگونه
همین امروز وقت این حرفاست - دُن ورتیگونه
دمش گرم...کیف کردم! - مـیـرزا-MɪʀᴢA
بالاترین نمی‌فرستی‌اش هدایت جان؟ - مـیـرزا-MɪʀᴢA
مطلب کوتاهی است میرزاجان. دارم روی کل نامه‌اش کار می‌کنم. آماده شد؛ اونو می‌فرستم. این نوع مطالب را از این پس در بخش‌های فرعی وبلاگ «سه‌راه جمهوری» خواهیم داشت. - هدایت
- «شاهزاده‌ى ما، اما، از هم اكنون درباره‌ى همه چيز رهبرانه نظر مى‌دهد. مى‌شود آيا، و اصلا درست است آيا، كه يك رهبر، با رسيدن به قدرت، از همه‌ى نظريه‌هاى سياسى‌ى خويش‌ دست بردارد و، «زبان بريده، به كنجى» بنشيند و تنها «سلطنت»ش‌ را بكند و به كارِ «حكومت» كارى نداشته باشد؟ گمان نمى‌كنم: به ويژه كه آهنگِ گفتارِ شاهزاده، در«ميثاق» خويش‌ با مردم، از آهنگِ گفتارِ يك شهروندِ عادى و ناسياسى‌ى... more... - هدایت
پس منتظرم! - مـیـرزا-MɪʀᴢA
«هر آن كه با ما مى گويد: “امروز وقت اين حرفها نيست”، در دل خويش‌، و در حقيقت، مى گويد: “هيچ گاه وقت اين حرفها نخواهد بود" - هايدگر
« و بى‌درنگ بگويم كه درست به دليلِ همين «شرايط» است كه من يكى بازگشت سلطنت ـ تو بگو پادشاهى ـ به ايران را سرنوشتى شوم مى‌شناسم براى ميهن و مردمان خويش.‌ ميزان بى‌سوادى در جامعه‌ى ايرانى بدبختانه، هنوز بسيار بالا است. درصد بالايى از هم ميهنان ما زير خط فقر زندگانى مى‌كنند. تن دادن به زور و خودكامگى، در درازاى تاريخ، درونى ى بسيارانى از ما شده است. و، از همه با اهميت‌تر، مردمان ما هنوز... more... - هدایت
.. - سیاوش
... - سپیدی
آن‌كه با ما مى‌گويد: «امروز وقت اين حرفها نيست»، در دل خويش‌، و در حقيقت، مى‌گويد: “هيچ‌گاه وقت اين حرف‌ها نخواهد بود.» - علیرضام
.. - سیاوش
++ - booteh
بیش از 30 ساله داریم "نیت خوانی " میکنیم و نگران هستیم که طرف منظورش چیست - حالا این طرف هرکسی میتواند باشد - اگر رضا پهلوی بود که میخواهد "سلطنت مطلقه" راه بیاندازد - اگر سوسالیست بود حتما می خواهد به سبک استالین دیکتاتوری پرولتاریا برقرار کند(همه سوسیالیستها استالینی هستند:)- اگر میرحسین بود میخواهد ما را به دوران طلائی امام برگرداند - اگر کرد بود میخواهد مملکت را تجزیه کند و...برای... more... - ☼خُرّمدین
خوب نوشته. لایک به نویسنده و هدایت عزیز. - هیچ
لایک به اون روح لطیفت داریه جان. - هیچ
Other ways to read this feed:Feed readerFacebook