قاصدک قاصدک هان چه خبر آوردی ؟... از کجا و از که خبر آوردی؟... خوش خبر باشی اما... گرد بام و در من... بی ثمر می گردی... انتظار خبری نیست مرا... نه زیاری ، نه ز دیار و دیاری ، باری... برو آنجا که ترا منتظرند.... برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس... قاصدک در دل من ، همه کورند و کرند... دست بردار از این در وطن خویش غریب... قاصدک تجربه های همه تلخ ،... با دلم می گویند ،... که دروغی تو دروغ... که فریبی تو فریب... قاصدک هان ، ولی آخر ایوای... راستی آیا رفتی با باد ؟... با توام ، آیا کجا رفتی آی ،... راستی آیا جایی خبری هست هنوز ؟... مانده خاکستر گرمی جایی ، در اجاقی ؟... طمع شعله نمی بندم... خردک شوری هست هنوز ؟... قاصدک... ابرهای همه عالم شب و روزدر دلم می گریند .
- ebi
اولین بارون حسابی کثیقش میکنه ، بعد هم دیگه بارون نمیاد تا حسابی کثیفی به تنه ماشین خشک بشه ، بعد وقتی دوباره بارون میآد دیگه اثری تو شستنش نداره ... وگرنه خودم نیتم تمیز بودن ماشینه :دی
- ebi
ایول یاسی ، یه جایزه طلبت :))) ... آره این مال دوسال پیشه که موجب مرحمت آقا دزده واقع شد .. از اون موقع تا الان هی میگم امروز میرم واسش میخرم ، هی میگم نه بذار فردا می خرم :دی
- ebi
رنج بر خود نه و آسودگی یاران خواه ... رنج هموار شود ، دوست چو آسوده شود / خانه ات آبادان ، مردمان را شادان ... درد کس را اگر آسوده کنی ، جان بیمار رهانی از مرگ ، خنده ای بر لب بیمار آری ; با چه اندازه ی زر سنجی آن؟
آخه خطرناکه بهنام ، یهو شهید میشیم ، بعد بسیجی ها جسدمون رو مصادره می کنن :دی
- ebi
بهنام جون با توجه به تجربه میگم همه تو شرایط تو به این نتیجه میرسن مثلا به من میگن اصلا ریش بهم نمیاد ولی خودم خیلی دوست دارم :دی و خیلی های دیگه
- ferii
آره مورسو ، فکر کنم این بهترین راه باشه ، ممنون آقا
- ebi
بهنام ، فری @ من خودم هم کلن با ریش خیلی حال می کنم ، ولی از دست گفته دوستان مجبورم بزنمش :(
- ebi
اخی مارکو ما باید ترو به عنوان سفیر صلح پیشنهاد کنیم :دی اگر هم خواستی میتونی مدافع حقوق زنان باشی :دی
- ferii
تو چقدر خیری :دی بدون هیچ چشم داشتی برای حقوق دیگران فعالیت میکنی :دی
- ferii
والا چه عرض کنم علی ، یه آن خواستم جو عشقولانه بگیرم ، مگه اینا گذاشتن ، اول گیر دادن به رنگش ، بعد چپ و راست بودنش ، اصلن من دیگه عشقولانه نمیشم :دی
- ebi
یه بار یه راز بقا نشون میداد یکی از اینا از یه درخت اومده بود پایین داشت میرفت از یه درخت دیگه بره بالا/ بعد از فاصله خیلی خیلی دور یه حیوون دردنده شروع کرد اومدن طرفش/ بعد این یه قدم بر می داشت/ با کندی قابل وصفی پشت سرش رو نگاه می کرد و یه قدم دیگه بر میداشت/ خدا بود
- Faulty Society
ممنون احسان جان ، همچنین مادر گرامی شما دوست خوبم
- ebi
سپاس فراوان مورسو جان ، امیدوارم همه ی مادرها سالم باشند و سایه آنها بر سر ما باشه و آن مادرانی هم که در قید حیات نیستن ، روحشان شاد و یادشان گرامی
- ebi