ويدیو با تصوير زنی که ناگهان تو پياده رو از حال ميره شروع ميشه. و گوينده اين سؤال رو مطرح ميکنه که اگه شما در اين شرايط قرار بگيرید کمک ميکنيد يا نه؟ بعد يه صحنه مستند مي بينيم که زنی در سالن انتظار بيمارستان از هوش ميره و 45 دقيقه طول ميکشه تا کسی بهش توجه کنه! در نهايت هم دیر میشه و مي ميره. حالا تيم برنامه يک زن (بازيگر) رو تو ساعت شلوغی به يکی از خيابونهای نيويورک ميفرسته و زن يک دفعه از هوش ميره. مردم بلافاصله کمک ميکنن. زمان متوسط کمک ۶ ثانيه است. ولی عجله نکنید ... حالا به جای زن خوش پوش، يک مرد (بازیگر) با ظاهر بيخانمانها رو ميفرستن، و جالبه که ديگه کسی تمايلی به کمک نداره! خيلی ها رد ميشن و توجهی نميکنن. زنی در جواب مجری برنامه ميگه: اين يک بشره و کمک ميخواد. بهش ميگه: پس چرا نايستادی؟! زن جواب ميده: آخه من چه کار ميتونستم بکنم!؟ بالاخره چند نفر شماره ۹۱۱ رو ميگيرن که خبر بدن. متوسط زمان کمک ۳ دقيقه است!
- Sara Raha
دوستم حدود 4 ساعت روي زمين افتاده بود، توي كوچه ي بن بستي كه به خونه شون مي رسيد و كسي به دادش نرسيده بود، به همين سادگي يك دختر 18 ساله فوق العاده كه دانشجوي ترم اول پزشكي بود، قلبش از كار ايستاد و فوت كرد.
- نيلگون
هنوز هم بعد از اين همه سال، چهرهي ويلان را از ياد نميبرم. در واقع، در طول سي سال گذشته، هميشه روز اول ماه که حقوق بازنشستگي را دريافت ميکنم، به ياد ويلان ميافتم ... ويلان پتي اف، کارمند دبيرخانهي اداره بود. از مال دنيا، جز حقوق اندک کارمندي هيچ عايدي ديگري نداشت. ويلان، اول ماه که حقوق ميگرفت و جيبش پر میشد، شروع ميکرد به حرف زدن ... روز اول ماه و هنگاميکه که از بانک به اداره بر ميگشت، بهراحتي ميشد برآمدگي جيب سمت چپش را تشخيص داد که تمام حقوقش را در آن چپانده بود. ويلان از روزي که حقوق ميگرفت تا روز پانزدهم ماه که پولش ته ميکشيد، نيمي از ماه سيگار برگ ميکشيد، نيمي از ماه مست بود و سرخوش. من يازده سال با ويلان همکار بودم. بعدها شنيدم، او سي سال آزگار به همين نحو گذران روزگار کرده است. روز آخر که من از اداره منتقل ميشدم، ويلان روي سکوي جلوي دبيرخانه نشسته بود و سيگار برگ ميکشيد. به سراغش رفتم تا از او خداحافظي کنم.
- Sara Raha
” یکی از دوستان ما که مرد نکته سنجی است، یک تعبیر بسیار لطیف داشت که اسمش را گذاشته بود “منطق ماشین دودی”. می گفتیم منطق ماشین دودی چیست ؟ می گفت: من یک درسی را از قدیم آموخته ام و جامعه را روی منطق ماشین دودی می شناسم . وقتی بچه بودم ، منزلمان در حضرت عبدالعظیم بود و آن وقت ها قطار راه آهن به صورت امروز نبود و فقط همین قطار تهران – شاه عبدالعظیم بود. من می دیدم که وقتی قطار در ایستگاه ایستاده بود، بچه ها دورش جمع می شوند و آن را تماشا می کنند و به زبان حال می گویند: ببین چه موجود عجیبی است !! معلوم بود یک احترام و عظمتی برای آن قائل هستند. تا قطار ایستاده بود، با یک نظر تعظیم و تکریم و احترام و اعجاب به او نگاه می کردند تا کم کم ساعت حرکت قطار می رسید و قطار راه می افتاد. همین که راه می افتاد، بچه ها سنگ برمی داشتند و قطار را مورد حمله قرار می دادند. من تعجب می کردم که اگر به این قطار باید سنگ زد ، چرا وقتی که ایستاده یک ریگ کوچک هم به آن نمی زنند و اگر باید برایش اعجاب قائل بود ، اعجاب بیشتر در وقتی است که حرکت می کند.
- Sara Raha
محور اصلی کتاب در باره این سئوال است که چرا و چگونه است که جنبشهای کشورهایی مثل افریقای جنوبی، فیلیپین، نپال و تایلند در رسیدن به دمکراسی و آنچه که میخواستند موفق شدند ولی جنبشهای کشورهایی مثل برمه و چین وحشیانه و بیرحمانه سرکوب گشتند بدون اینکه رژیم حاکم بر کشور اندکی هم تلطیف پیدا کند. شاک نکته کلیدی در موفقیت جنبشها را در مدنی بودن آنها در...
سی-بی-سی کانادا امروز خیلی اخبار تظاهرات تهران رو بیشتر از همیشه پوشش داده از جمله مصاحبه با سعید خبرنگار گاردین در تهران. از جمله حرف های جالب این بود که این جنبش رهبر ندارد ولی خودبخود منظم شده و مردم استراتژی های خاص خود رو پیدا کرده اند و به همان نسبت هم نترس تر و محکم تر شده اند که دیگر نمیشود این مردم را سرکوب کرد.
گفتم زور اینترنت کم چیزی نیست؟! دیگه این دوره زمونه نمیشه آدم کشت و قسر در رفت. در تمام دنیا چهره احمدی نژاد با نگاه معصوم ندا در لحظه مرگ همراه شده و سیاستمدارها هر چقدر هم که بی رحم باشند بالاخره مجبورند تا حدی افکار عمومی رو رعایت کنن.
دیروز مشاورینش رو امریکا راه ندادند, امروز لیبی و افریقا راش ندادن و فردا احتمالا روسیه هم راش نمیدن. پس فردا هم هوگو چاوز از ترس کودتا در مملکت خودش راش نمیده!
- Sara Raha
زندان گونتاناموی بوش رو اینترنت برملا کرد. این احمدی اخبار نگاه نمی کنه؟
- Sara Raha
هر 6 شبكه رسانه ملي معتقدن ايران امن و امانه و خيلي خوشحاليم كه رئيس حمهور به اين محبوبي داريم
- نيلگون