- از اشعار ترکیتان بگویید. چقدر دنیاهایی که فارسیزبانها تجربه میکنند با دنیایی که ترکزبانها تجربه میکنند شباهت دارد؟ تجربه خودتان در شعر گفتن به هر دوی این زبانها چگونه بودهاست؟ ببینید شل سیلور استاین جایی میگوید: «اگر به کسی رسیدید دبدید لهجه دارد، بهش نخندید؛ معنیش اینه که او یک زبان، بیشتر از شما بلد است.» میخواهم با این گفته، چیز دیگری بگویم. اصلا نمیخواهم زوم کنم روی کلمه خندیدن. منظورم این است، وقتی که کسی یک زبان بیشتر میداند یعنی، یک نفر دیگر هم در او هست. انسانها به تعداد زبانهایی که بلد هستند نفر محسوب میشوند. یعنی اگر کسی دو زبان میداند دو نفر است. سه زبان، سه نفر. ببینید، فقط برای اینکه جواب سوال شما را بدهم مثال میزنم. شما الان اگر یک شعر به زبان انگلیسی بگویید خواهناخواه فرق میکنید. خیلی جالب است. اما من دو دنیای کاملا متفاوت نمیبینم. من توی شعرهای ترکی بهشدت خودم هستم، تو شعرهای فارسی هم به شدت خودم هستم. من افتخار نمیکنم از این «خودبودن». خودبودن به خودی خود، خوب نیست.
- AYDIN
- از اشعار ترکیتان بگویید. چقدر دنیاهایی که فارسیزبانها تجربه میکنند با دنیایی که ترکزبانها تجربه میکنند شباهت دارد؟ تجربه خودتان در شعر گفتن به هر دوی این زبانها چگونه بودهاست؟ ببینید شل سیلور استاین جایی میگوید: «اگر به کسی رسیدید دبدید لهجه دارد، بهش نخندید؛ معنیش اینه که او یک زبان، بیشتر از شما بلد است.» میخواهم با این گفته، چیز دیگری بگویم. اصلا نمیخواهم زوم کنم روی کلمه خندیدن. منظورم این است، وقتی که کسی یک زبان بیشتر میداند یعنی، یک نفر دیگر هم در او هست. انسانها به تعداد زبانهایی که بلد هستند نفر محسوب میشوند. یعنی اگر کسی دو زبان میداند دو نفر است. سه زبان، سه نفر. ببینید، فقط برای اینکه جواب سوال شما را بدهم مثال میزنم. شما الان اگر یک شعر به زبان انگلیسی بگویید خواهناخواه فرق میکنید. خیلی جالب است. اما من دو دنیای کاملا متفاوت نمیبینم. من توی شعرهای ترکی بهشدت خودم هستم، تو شعرهای فارسی هم به شدت خودم هستم. من افتخار نمیکنم از این «خودبودن». خودبودن به خودی خود، خوب نیست.
- AYDIN