جا داره یادی هم بکنیم از یک خاطره. تو جشن پرشین بلاگ ، من و ژنرال فرهاد چند دقیقه ای از سالن زدیم بیرون. یکی از بچه های علامه که تو بخش شعر یا طنز مقام آورده بود داشت اونطرف سیگار میکشید. اومد جلو و از فرفر پرسید که چیه و این همه شلوغی چرا. بعد که اسم فرفر رو آوردیم گفت همونی که جلال سمیعی توشه:)) گفتیم آره. خلاصه اونم گفت قرارهاشون رو کنار جلال...