"یقینا ما (جماعت نسوان) جزء آن گروه هایی هستیم که بعد انقلاب اسلامی پررو شده ایم... . من، بابت تمام این پررویی ها، عذرخواهی میکنم... ما را ببخشید... ." متنِ عصبانی جالبییه، شرح دغدغههای گروهی از دختران و زنان جوان که شاید زیاد نباشن اما قابل نادیده گرفتن هم نیستن و البته شایستهی توجه تحلیلی از نظر من، شخصا
- arvin
"پارادوكس برايم حل شده، اين سوالم پاسخ داده شده كه چرا با همهي اهميتي كه اخلاقمندي برايم داشته و همهي جذابيتي كه حساسيت و توانايي قضاوت ايجاد ميكرده رابطهي با بعضي افراد اخلاقمند انقدر آزارنده بوده، جوابش همينقدر ساده است: لوسي و كمظرفيتي. جذاب است كه كسي بفهمد چيزي مناسب نيست آن هم چيزي كه اكثر آدمها عدم تناسبش را نميفهمند اما اين حساسيت و قضاوت فقط وقتي مطلوب (بيضرر) است كه با ويژگياي مثل بزرگواري همراه شده باشد. " حوصله کنید متن را بخوانید، ایدهی بسیار درخشانی است
- arvin
ته حرف متن و به اصطلاح راهبرد پیشنهادی: سکوت هشیارانه و انتظار فیالواقع دوستان روشون نمیشه وگرنه اصل حرفشون اینه که عجالتا دست به سینه و تماشاچیوار بشینیم کنار ببینیم تهاش چی میشه؛ اینم البته حال امروزشونه، آخرش گفتن حالا بیشتر فکر میکنیم ببینیم دیگه چی کار میشه کرد غیر از سکوت فلان، بنده قول میدم تا چند ماه دیگه دوستان رسما اعلام حمایت میکنن از جناب احمدینژاد به بهانهی تضعیف قدرت مطلقه و فلان و بهمان؛ یعنی ته کنایهی طنزآمیز - تراژیک گرچه چندان غیرقابل پیشبینی هم نبوده و نیست هی به تناوب از این طرف و اون طرف بام آویزان شدنهای رادیکالیسمِ تخیلی و بیهدف. چنانکه بنده شخصا چند ماه پیش از این، در متنی نشون دادم که چرا شباهت ساختاری جایگاه سبزهای رادیکال با جناب احمدینژاد در میدان سیاست در ایران، اونها رو ناخواسته و نادانسته به بازی به نفع همین رقیبسازشناپذیر وادار میکنه. من خیلی وقت پیش این بازی طنزآمیز - تراژیک سبزها به نفع احمدینژاد علیرغم پرداخت هزینههای آنچنانی رو یادآوری کردم و حالا جالبه که اندک اندک این بازی ناخواسته و نادانسته داره وارد فاز ارادی و...
- arvin
این متن خبره: "نماينده صندوق جمعيت سازمان مللمتحد در ايران با مثبت دانستن عملكرد ايران در حوزه كاهش مرگومير مادران گفت: «در ايران، مرگومير مادران در 18 سال، 80درصد كاهش يافته اما با اين حال روزي يك زن به خاطر عوارض ناشي از بارداري ميميرد.» «هولكي اوز» افزود: ايران پس از سريلانكا و روماني سومين كشور موفق در زمينه كاهش مرگومير مادران است، براساس آمارها ايران در مقايسه با ساير كشورهاي با درآمد متوسط، در دستيابي به چهار هدف برنامه هزاره توسعه، يعني آموزش ابتدايي همگاني، كاهش ميزان مرگومير كودكان، بهبود بهداشت مادران و مبارزه با گسترش بيماري ايدز و ساير بيماريها به پيشرفتهاي قابل ملاحظهاي دست يافته است.» وي افزود: «ايران از750 مرگومير در سال 1990 به 30 مورد مرگومير مادران در سال 2008 رسيده و اين عدد، قابل توجه است و اميدواريم تا سال 2015 مرگومير مادران كاملا كنترل شود.» نماينده مقيم برنامه توسعه سازمان مللمتحد در ايران نيز در اين نشست گفت: «اولويتهاي سازمان ملل براي پنج سال آينده در ايران بر محورهاي كاهش فقر، سلامت، مديريت پايدار محيطزيست، كاهش مديريت بلايا و كنترل و...
- arvin
ارائهی یک تفسیر و تحلیل سیاسی از وضع موجود خود بخشی از یک استراتژی سیاسی برای حفظ یا تغییر آن است. اینه که هر وقت یه تحلیل از وضع سیاسی خوندین یعنی یه متنی که داشت میگفت نیرو(های) سیاسی کیان و هر کدوم چه منافع و خواستهایی دارن و با چه راهبردهایی این منافع و سیاستها رو پیگیری میکنن، هر وقت چنین متنی خوندین، تهاش از خودتون و نویسنده بپرسین خب که چی؟ برای اینکه گول تظاهر به واقعنمایی نویسنده رو نخورده باشین و حواستون جمع این بشه که این تحلیل سیاسی خاص خودش بخشی از کدوم استراتژی برای حفظ یا تغییر وضع موجوده، این سوال ساده رو بپرسین که فرض همهی اینا درست، بعدش چی؟ یعنی فرض که اوضاع اینجوری باشه که شما میگی حالا تکلیف ما چیه این وسط؟ حالا به نظرم میشه این سوال رو در مواجهه با متن حاضر هم طرح کرد که خب فرض که اوضاع اینجوری که نویسنده میگه و شخص اول مملکت به واقع این خیالاتی که ایشون میگه رو در سر داره، خب که چی؟ الان نتیجهی معطوف به عملِ حاصل از این حرفا چیه؟ همین فقط گفته محض اطلاع؟ حالا مثلا ما اطلاع پیدا نمی کردیم چی میشد؟ الان که مطلع شدیم قراره چی کار کنیم؟ بریم زیر...
- arvin
البته این متن به واقعیتهای بسیاری در سیاستهای شهرداری تهران بیتوجهه از جمله به تحولاتی مثل توسعهی بسیار سریع خطوط مترو و اتوبوسهای تندرو که یکی از موثرترین سیاستها در کاهش ترافیک و تا حدی آلودگی هوا بوده؛ شاید به این دلیل که استفاده از وسیله نقلیهی شخصی ترجیح اصلی نویسنده است و خب شهرداری هم به دلایل کاملا معقول و موجه انرژیاش رو گذاشته در توسعهی حمل و نقل عمومی نه آسانتر کردن استفاده از وسایل نقلیهی شخصی که عملا نتیجهی معکوس میده در کاهش ترافیک و آلودگی هوا؛ اینه که متن به نقش خود شهروندان و استفادهشون از وسایل نقلیه شخصی در افزایش ترافیک و آلودگی هوا بیتوجهه و به طرز متناقضنمایی در حالیکه خواستار توجه شهرداری به نقش شهروندان در ادارهی شهر میشه، نه فقط نقش شهروندان رو در تحقق همین الویت مورد ترجیحشون نادیده میگیره، بلکه بر مبنای همان رویکرد آمرانهی غیرشهروندمدار و اصلاح از بالا، مسئولیت اصلی کاهش ترافیک و آلودگی هوا رو از آنِ سازمانهایی مثل شهرداری میدونه. گو اینکه اساسا شهرداری چه سیاست و راهبردی برای کاهش ترافیک و آلودگی هوا میتونسته به کار بگیره و...
- arvin
این چندمین موردییه که آب و تابِ سوگیرانهی رسانهای نادانسته و ناخواسته یا به عبارتی خاله خرسه وار گره ماجرا رو کورتر میکنه؟ کسی حسابش رو داره؟
- arvin