نام دختر آزاده بود که من 17 ساله با تصور اندام دخترانه اش، خود ارضایی می کردم در پی کسب لذتی که به شرم گناه آلوده بود. لذتی که سرابی از لذت هم آغوشی بود
این شرم بر من ماند. شرم از نداشتن جرات هم آغوشی. شرم از نگفتن و برای پنهان شدن از دست این شرم، صحنه های خیالی هم آغوشی شبانه خود را با دستی که از شدت فشار خسته می شد، قهرمانانه در جمع دوستانی که خود قهرمانان خود ارضایی بودند، به تفصیل باز می گفتم، تا به آنجا که خود نیز باور می کردم. هنوز هم سالها گذشته و من به شهوت در آغوش کشیدن تن آزادی، خود ارضایی می کنم. در تصاویر. در گفته ها و در جهان مجازی. امروز نیز مبارزی هستم که هر روز و هر روز در نبردی نابرابر، پیکار می کنم تا شاهد آزادی را در آغوش کشم. بی راه نیست اگر خود را از نسلی بدانم که عمرش به خود ارضایی گذشت. نسل جلقی ها
- کیان پردیس
همه ابعاد زندگي ما با تكيه بر خود و توانايي هاي فردي گذشته حداكثر حمايت خانواده از جامعه و دولت هيچ گاه حمايت و حقوقي دريافت نكرديم براي همينه كه اكثرا افراد تكرو بي اعتماد و هميشه شرمنده از آب دراومديم - كاري به اون دسته كه از اونور پشت بأم افتادن و دنيا رو بدهكار مي دونن ندارم
- Nemo
زیبا بود ولی به نظرم جلق هیچ بار معنایی بدی نداره که بخواهیم از آن شرمگین باشیم.
- شهریار(Nevermore)
نمو جان حرفت از منظری درسته. عدم حمایت روانی از نسل ما و خواسته های واقعا طبیعی اش، با عث به وجود آمدن یک خودسانسوری همیشگی در ضمیر ما شده که حتی وقتی هیچ قدرت قاهری هم نیست ما رو کنترل می کنه
- کیان پردیس
شهریار عزیز، شرمی که من گقتم نه از عمل فیزیکی خود ارضایی، که از راضی شدن به حداقل و نه گقتن به خود بود. شرم از سانسور خود و شرم از خود به دلیل بی شهامتی
- کیان پردیس
مو رو از ماست کشیدی کیان جان. دمت گرم!
- مـیـرزا-MɪʀᴢA