Sign in or Join FriendFeed
FriendFeed is the easiest way to share online. Learn more »
RT@Parastoooo مرسده چقدر مامان بابا داره تو فيس بوك :-"
يكي بنز نداره بنز مي خواد يكي هم بنز داره لامبورگيني مي خواد
تو مقدس و پاكي مثل قبر توپاك #2pac#
اگه ميگي به تخمم واسه اينه كه كونت نسوزه بدبخت
از مهنت و درد سهيل آروم نداره
بعد اينكه برادر سپاهي بي سواد سايبر رو با "سي" مينويسن نه با "اس"
سايبر آلرت بهم ايميل داده: "شما در حال فعاليت ضد امنيت ملي هستيد، در صورت ادامه با شما برخورد قانوني مي شود" معتبره حرفش؟
علامت تعجب در آخر توييت موجب توهين به مرام توييتر است
@parisaa تو چت شده چرا تلفن جواب نميدي؟
دو بسته سيگار خريدم يكيش تو تاكسي از جيبم افتاد جا موند، منم كه آدمي نيستم كه واسه دود پول بدم پس امروز همين يه بسته كه مونده كافيه
قافيه چو تنگ آيد شاعر به جفنگ آيد مضمون كامل آلبوم جديد نامجو
really? - fatima
اين بنده خدا قبلن از توي فضا شعر مي‌گفت، گاهي از مريخ، گاهي از عطارد، به دل مي‌نشست. از وقتي ترك كرده به جفنگ افتاده لابد. البته من گوش ندادم هنوز آلبومو - Truman
ريتوييت نماييد و به جاي مضمون در توييت قبل بنويسيد مضموم البته :دي
هر روز بارون مياد ولي هنوز اون پاييز مورد نظر من كه خيابونا پر از برگ بشه شروع نشده
نون و پنير و گردو
اعتراف مي كنم ديروز رفتم خونه خواهر دوستم كه بيوه ست و واسه ش نرم افزار آفيس نصب كردم و چند روز ديگه ميرم سخت افزار هم براش نصب كنم
دو روز پيش تو كارگاه بودم، پسر نگهبان واسم پرتقال چيد و داشت از خيابون رد ميسد رفت زير چرخ گازفورد مغزش تركيد :-l
تنها موفقيت است كه موفقيت مي آورد
يه كتاب داشتم مي خوندم درباره ان ال پي، به قسمت عشق كه رسيدم بستمش و تعطيل و ميرم خونه
شب كه اومدم تو حياط خم شدم بند كفشمو باز كنم فندك از جيبم افتاد، مامانم تو حياط بود فندكو داد دستم گفت بگيرش! درباره قدرت خدا :دي
و بالاخره جي پي ار اس وصل شد و اومده شدم
زنگ گوشي رو از اوري باديز فول - ايونس تغيير دادم به دنسينگ ليدي - ديما بيلان. بعد از يك سال حدودا
اه مامانم اسمس داد آخر جواب اسمسش خواستم بوس بفرستم واسه ش اشتباه چشمك زدم
خيلي بده كه بوي سيگار برادرزاده ت رو حس كني و بدوني سيگاريه ولي نتوني مدركي پيدا كني. بيلاخ به عمو
خوبي زني بود كه بوي سيگار مي داد و اشك هاي درشتش از پشت عينك با قرآن مي آميخت. ياد بچگي هاي خودم تو خونه اين عمه م مي افتم
يادش بخير جووني تو حياط خونه همين عمه م سيگار مي كشيدم و بعد با هم چاي ميخورديم، شوهرش بيست سال پيش مرد بچه هاشم مزدوج شدن خوب
همه پسراي توييترستان دنبال دوست دخترن، دخترا هم دنبال دوست پسر جديد
تو دفتر رفتم حموم رفتم سراغ يخچال آب تگري بخورم بطري مشروب رو بالا كشيدم. الانم پياده ميرم خونه چون الكي گوه گيجه شدم و شاش دارم زير بارون
Other ways to read this feed:Feed readerFacebook