گل بگیرند این تنهایی رو / خونه تنها ، توی خیابون تنها ، تو شرکت تنها ، تو پیاده روی تنها ، تو فکر کردن تنها ، تو تاکسی تنها ، تو مترو تنها ، تو مطب تنها ، تو سینما تنها // خب یه دفعه بگو بمیر دیگه گلابی
همین الان سه تار کار رو باید بزنم و تحویل بدم. خیلی فوری. مرورگر رو میبندم ، با استفاده ازط معین 79 دامبولی ، میریم سراغ کار با فورس بالا :)))) قر بده و کار کن ، فک کن :))))))
یکی از عادت های ِ من اینه که یه عکاس رو تو فلیکر پیدا میکنم که از عکسهاش خوشم میاد. بعد میرم تو قسمت کامنتها ، روی دوستهاش کلیک میکنم و عکسهای اونها رو هم میبینم / بعد الان رفتم تو صفحه ی یه بنده خدایی ، هیچکس براش کامنت نگذاشته / احساس گیر افتادن تو یه جزیره رو دارم
اگر جایی باشم ، یه مسئولی در مورد دولت الکترونیک یا شهروند الکترونیک حرف بزنه ، چنان میگوزم که تا سه نسل بعد حاضرین در سالن از نعمت بینایی محروم بشن. سرعته داریم؟