به احترام یک هزار و هفتصد و هفده گفتش بشاش توی رفاقت. گفتم اول صبحی شاشم کجا بود؟ گفت لااقل برین روی صداقت. گفتم کجای کاری عمو، شلوار من خیلی وقته که گهیه.
نه مرض مخالفت دارم نه علم لدنی. کل حرفهایی که زدم دو کلام بیشتر نیست:1) از روی مستندات قضاوت کنیم 2)هزینه و فایده باید با هم بخونه.| بالاخره نفهمیدم واقعیت رو آنگونه که هست دیدن، چه ضرری به ملتی میزنه که یه عمر داره چوب ریاکاری خودشان و رهبرانشان رو میخورند؟ نه به جنایت ماله کشیدم، نه هوادار جانی بودم. نه چپم نه راست. نه سلطنت طلب نه گدا صفت. نه اهل کاسبی با جان مردم نه متخصص تولید تئوری با رفقا در کافیشاپ یا زیر لحاف. ولی بازم زیر سوال بودم. طرف عضو ستاد بود، حقوق میگرفت، علناً هم اعلام میکرد ولی مستقل بود. فلانی کیلو کیلو حکم اعدام صادر کرده بود، تا 4 ماه پیش مقام معظم از زبانش نمیافتاد ولی قهرمان راه آزادی و مقاومت بود. نوش جانشان ولی وقتی معیار ما برای آزاده بودن افراد اینقدر تخمی و شکمی است، چرا دیگران رو هم با همان چشم نمیبینیم؟
- Darieh
آنقدر بچه نیستم که بابت حرف دیگران بهم بریزم و قهر کنم. فحش هم در بالاترین کم نخوردم. متقابلاً حرف تند و نیشدار هم به مخالفانم کم نزدم. عقیدهی من میتونه به مزخرفی عقیدهی مخالفم باشه و این رو کاملاً میپذیرم. از هرگونه مصلحت اندیشی و خودسانسوری بیزارم. حقیقت اگر تلخه واقعیت اگر تنده، با سکوت کردن و ماله کشیدن نه از تلخیش کم میشه و نه از تندیش. ولی همهی اینها رو در چارچوب ابراز عقیده...
more...
- Darieh
خیلی وقت پیش باید اینجا و وبلاگ رو ول میکردم و میرفتم پی زندگی ولی این بهانه باعث شد تا سریعتر قال قضیه رو بکنم. به طرز عجیبی از پایان بیمارگونه لذت میبرم:دی حوصلهی گریه و زاری و فاتحه فرستادن برای مرحومهی مغفوره ندارم. رابطه که به نزدیکی کثافت رسید باید پیش دستی کرد و خوابوندش تو کثافت. هر چی چکشیتر و کوتاهتر بهتر تا بعداً که چرخ گشت و گشت و روزها رو رد کرد، نه من چیزی از این...
more...
- Darieh
مهدی خلجی: این تفکیک میان خمینی / و اعمال خمینی و سپس مسئولیت اعمال خمینی را به گردن اطرافیان او انداختن و سعی در تطهیر ساختگی او کردن، بیشتر گواه ریاکاری به قصد ماندن در درون نظام و بازگشت به قدرت است. اصلاحطلبان بسیاری نیز این دام را برای خود تنیدند، به این امید که روزی دوباره در این نظام جایگاه سابق خود را بازیابند. ولی امروز، بهرهی آنان... - http://mehdikhalaji.com/archive...
بهرهی آنان زندان و اعتراف است. شما دستکم خطای آنان را تکرار نکنید. شما و اکثریت اصلاحطلبان از نقد آیت الله خمینی میپرهیزید، چون نقد خمینی نقد گذشتهی شماست. بسیاری کسان که امروزه نام اصلاحطلبی را بر پیشانی خود میکوبند، نه تنها از دههی نخست انقلاب سخنی به میان نمیآورند که آن را تقدیس میکنند. گویا در آن دهه، همه چیز بر وفق اصولی که امروزه اینان از آن دم میزنند، پیشرفته و تنها از دوران درگذشت آیت الله خمینی به بعد انحراف پیش آمده است. آقای ایزدی! دههی نخست انقلاب بسی تاریکتر از دو دههی اخیر است و شمار کسانی که به ناحق در دو دههی گذشته کشته و به زندان افکنده شدهاند، به مراتب کمتر از دههی نخست است. پذیرش این واقعیت هم چشم تیزبین نمیخواهد که بنیان تمام ستم و سنگدلی حکومت کنونی را شخص آیت الله خمینی با نظر و عمل خود بنانهاد.
- Darieh
اظهار ارادت ریاکارانهی شما و برخی اصلاحطلبان به آقای خمینی، حاصل سرباززدن از پذیرش مسئولیت اخلاقی دورهای است که شما و اصلاحطلبان صاحبمنصب بودید، نه محصول مهر بیشائبه به رهبر فقید جمهوری اسلامی. مسأله سیاسی نیست؛ بلکه اخلاقی است. بیشتر اصلاحطلبان – چه فعال سیاسی، چه مرجع تقلید یا عضو مجمع محققین و مدرسین – تنها روزی توانایی سنجش بیطرفانه و منصفانهی کارنامهی آیت الله خمینی را...
more...
- Darieh
در فرانسه زمینها تقسیم می شد، اما حقوق تقسیم نمی شد، از این رو اشراف نوپایی درست شدند که صاحب زمین ولی فاقد حقوق بودند. در جامعه فرانسه نیرویی بود که آن را به دو قطب مخالف می برد، نخست از بین رفتن امتیازات اشرافی و دوم باقی ماندن حقوق اشراف. از این رو نابرابری درحوزه واقعیتهای جامعه فرانسه ایجاد شده و گسترش یافت که باید جایی مکانیسمی برای جبران آن... - http://gofte-goo.com/info...
برای جبران آن ایجاد می شد که این امر در دنیای ادبیات عملی شد. وی در توضیح سخن خود گفت: در بیرون دنیای واقعی نوعی دموکراسی خیالی درعرصه ادبیات ایجاد شد. اهل ادب در لذتهای بزرگان شریک شدند، اما از حقوق آنها ناکام ماندند. برابری همچون شبحی بود که با هر بار نزدیک شدن، دورتر می شد دکتر طباطبایی به نقل از توکویل: توکویل مینویسد که وقتی قومی بخواهد با عزم جزم به برده تبدیل شود، نمی توان از آن ممانعت کرد. توکویل انقلاب فرانسه را در ادامه سلطنت مطلقه لویی 14 می داند. از آنجا که در فرانسه نهادها نبودند، از یک خودکامگی به نوع دیگر آن یعنی استبداد اکثریت انتقال پیدا کرد
- Darieh
درجستجوي فردي: «چه خدمتى از من ساختهست؟» فردى به مرد تعارف كرده بود برود تو و بنشيند: «چه كمكى از من برمىآيد؟» درست همان كارى كه خاص فردى بود – درك ديگران و اينكه چه مشكلى دارند، راحت كردن خيال پدرش، و داورى نكردن درباره او. پدر گفته بود كه قصد ندارد مزاحم سينيور تابرنا بشود و با كمرويى اضافه كرده بود كه مشكلى دارد.خينى از گوشه اتاق آن دو را... - http://www.bukhara-magazine.com/...
خينى از گوشه اتاق آن دو را تماشا مىكرد، اما چيز خاصى اتفاق نيفتاده بود. مثل دو تا آدم بالغ كه تا حالا همديگر را نديدهاند حرف مىزدند، مثل دو تا غريبه كه هيچ چيز آنها را به هم پيوند نمىدهد، بىهيچ اشاره به موارد مكررى كه پدر پسرش را در حال شستن قايقهاى ماهيگيرى، برق انداختن كف خانهها و شستن پنجرهها ديده بود و از كنار پسرش رد شده بود و تنها به تكان سرى بسنده كرده بود. خينى ادامه داد: «وقتى پدرش رفت به فردى گفتم بهاش مىگفتى برود به جهنم.» فردى گفته بود: «ابداً. كمكش مىكنم، همان طور كه به هر كس ديگر كه لازم باشد كمك مىكنم.»
- Darieh
...سرگيو بيتار از آدمى ياد مىكند كه انعامى طلب مىكرده تا جاى مخفى كردن جسد فِردى را نشانش بدهد. اسكار فكر مىكند اول فِردى را خاك كردهاند و بعد جسدش را درآوردهاند تا گموگور كنند و پيچون به اصرار مىگويد كه جسد برادرش را با ديناميت منفجر كردهاند و بايد در خرابههاى شمال گورستان دنبالش بگرديم. و بعد خينى كه با من از هول و هراس كندن و باز كندن ماسهها حرف مىزد و مىگفت تلخترين...
more...
- Darieh
...چكيده فِردى اين بود: نمىخواست زندگى يا داستانش تمام شود، به آخر برسد. هميشه در حركت بود، هميشه به چيزى بهتر براى خود و ديگران اميد بسته بود. با اينهمه من خوش دارم او را اينجور به ياد بياورند، همه آن آدمها نامههايى دريافت مىكنند با نام او بر پشت پاكت، همه آن مردان و زنان، پير و جوان و كودك، مىنشينند تا خودشان نامههايى بنويسند با همان نشانى برگشت بر پشت پاكتش، فِردى تابرنا، فِردى ما، خيابانى در ايكيكه كه زندگى، خيلى ساده، در آن جريان دارد.
- Darieh
«تو دولتی هستی و میخواهی کانون را دولتی کنی!» و من داد میزدم: «تو دولتآبادی هستی.» فرياد کشید: «برای کلفت کردن صدایت بايد چهل هزار بسته سیگار بکشی.» فرياد کشیدم: «برای کلفت کردن صدایم رمان مینویسم.» کیفش را پرت کرد، عربده کشید، و عاقبت جلسه را بههم زد. مجابی او را به گوشهای برد، و مختاری مرا با خود از آنجا بیرون کشید. تمام راه در خیابان تخت... - http://maroufi.malakut.org/archive...
خیابان تخت طاووس سر بر شانهاش میگریستم، و او مرا آرام میکرد. و حالا این روشنفکر چپکی، دولت رفسنجانی را آباد میکند. برای او پوستر به دیوارها میچسباند. امیدوارم از بیحواسی پوستر آقا را به دیوار خانهی مختاری نچسباند! //روایت «آقا اجازه» از همایش اتحاد جمهوری خواهان بسیار خواندنی است. با بخش جوانان سبزش به مقدار قابل توجهی مخالفم ولی مطلب آنقدر زیبا نوشته شده که ارزش خواندن داشته باشد.http://aghaejaze.wordpress.com/2009... || به احترام یک هزار و هفتصد و هفت یک نظر رو پاک کردیم. راستی مرد حسابی 77 رو چرا داغون کردی؟
- Darieh
ژرمینال:فریاد «نون نون نون» دوباره بلند شد. نانی که میخواستند پشت همان در بود. درد گرسنگی دیوانهشان کرده بود. گویی اگر اندکی بیشتر گرسنه میماندند همان جا میمُردند. جمعیت چنان به در فشار میآورد که اتیین میترسید با هر ضربهی تبر کسی را مجروح کند... http://darieh.blogspot.com/2009...
من عاشق امیل زولا هستم ..تمام مجموعه ی روگن-ماکار رو خوندم...هرچند ژمینال معروف تر از همه است ..ولی من زمین رو بیشتر از همه دوست دارم...فکر کنم بیشتر از سه بار خوندمش..خوندن که چی بگم خوردمش..هربار دوروزه تمومش میکنم میذارم کنار
- rezaraz59
man tajikam , va daram yak taraneh va avaze bara jonba josh sabzeh shoma, va an ra beh hameh ham kalamanam hedia makonem. Arezo ma konam ke hama adamha ham bara in jonbojosh sabz maya konin , zenda basha mamlekate to. http://www.youtube.com/watch...
چند سال پیش هوشنگ گلمکانی یک سفرنامهی بسیار زیبایی از جشنوارهی فیلم تاجیکستان نوشته بود. به سیاست های زبانی شوروی اشاره کرده بود و از فارسی صحبت کردن و تلاش تاجیکها برای پیدا کردن واژهی فارسی بغضش گرفته بود. میگفت خیلی راحت هستن و به هر بهانهای شروع میکنن به رقصیدن و من خجالتی رو هم بزور بردن وسط.
- Darieh
خیلی دوست داشتم آرزو کنم یک سفر باهم بریم...بعد یاد اخلاقت افتادم پیش خودم گفتم حتمن تو راه دعوامون میشه
- rezaraz59
مهدی سامع بازشناسی قیام 1357:در تئوري سازمان مساله قیام مسلحانه و آمادگي براي آن را مطرح كرده بود و در نيمه دوم سال 1357 هم سازمان عملياتهای مسلحانه اي انجام داد. اما نگرش مسلط دید محدود بود به عملیات چريكي و نه عمليات در ابعاد توده اي. در حقيقت دید دقیقی نسبت به قیام وجود نداشت تا بتواند سازماندهی آن را از پیش آغاز کند. با این حال سازمان در قیام نقش برجسته و قابل توجهي داشت و برخی از اعضای آن از جمله رفيق قاسم سیادتی، عضوکمیته مرکزی سازمان در جریان آزادسازی مرکز رادیو به شهادت رسیدند... اين نگرش كه براي شرايط سركوب و خفقان لازم بود در آن شرایط انقلابي و با وجود جنبش توده اي نه فقط همخوانی نداشت، بلكه حتي بمثابه يك مانع عمل مي كرد. اين نگرش حتی بعد از سرنگونی رژیم شاه نیز تاثير خود را داشت. "در اولین مصاحبه تلویزیونی كه با سخنگوي سازمان در آن زمان(فرخ نگهدار) انجام شد ، وي پشت به دوربين صحبت مي كرد و این خود نشانگر استمرار روحیه مخفی کاری بود که با شرایط جدید تطبیق نداشت." http://akhbar.gooya.com/politic...
- Darieh
مهاجرانی:روز سیزدهم آبان ماه روز تبعید امام خمینی است. آشکارا می توان گفت که اندیشه و روش امام خمینی از عرصه مدیریت کشورکمرنگ و بلکه حذف شده است. مهمترین ویژگی امام تاکید او بر حقوق مردم بود. نزدیک ترین یار امام و همراه همیشه ایشان آیه الله توسلی در حضور اعضای مجمع تشخیص مصلحت، سخنان امام را- وصیت نامه امام را- با درد و داغ یادآوری کرد و مثل آرش...
مثل آرش جان خود را همراه کلمه ها آتش زد و از اندوه دق کرد. یاران دیگر امام بیش از همیشه تاریخ انقلاب تنها و از عرصه رانده شده اند.//روز سیزدهم آبان ماه بر خلاف نظر برخی از سبز نماها، روز نرمش در برابر آمریکا و یا حتی عذر خواهی از آمریکا نیست. ملت ایران هیچگاه با ملت آمریکا و وجه علمی و فنی و تمدنی و دینی آمریکا مشکلی نداشته است. مشکل حکومت آمریکا بوده و هست.http://mohajerani.maktuob.net/archive...
- Darieh
کامنت مهدی جامی در گوگل ریدر: آقای مهاجرانی بهتر است ادبیات انحصارطلبانه را کنار بگذارد - سبزنما یعنی چه؟ از کی ایشان به خود اجازه داده به تقسیم سبزها به واقعی و جعلی بپردازد؟ این یعنی ایشان سبز واقعی است و دیگران سبز غیرواقعی؟
- Darieh
به سمت پایین دویدم که از دو طرف آمدند. همه زن بودیم و همه را زدند. به چشمان مردی که با باتوم به بازو و کمرم می کوبید نگاه می کردم. رویش را بر می گرداند و دوباره می زد. ترحم بر انگیز بود وقتی متوجه شدند که از دو طرف دارند می زند و به همین علت است که نمی توانیم فرار کنیم خودشان راه دادند که برویم... احساس بدی...
پیش نویس بیانیهی شمارهی 2150 نتیجهی رهبر سیاسی ِ زندهیاد:ملت شریف سلام! حالتان خوب است؟ ممنون من هم بد نیستم. امروز از اولین بیانیهای که جد بزرگوارم صادر کرد حدود 200 سال میگذرد. بچه که بودم بابابزرگم میگفت این جنبش را باید تو به ثمر برسانی. بالاخره آن روز رسید و پدربزرگ استعفا داد و من شدم رهبر جنبش. قرار شده برای ارتباط بهتر با.. - http://darieh.blogspot.com/2009...
پیشنویس بیانیهت به جای اینکه لحنش خودمونی بشه، بیشتر شبیه خاطرات روزانه شده. :D
- دُن ورتیگونه
حق باشماست. آخه رهبر فوق هم مثل من تازهکاره. انشاالله بیانیهی بعدی رو حماسیتر مینویسم:دی
- Darieh
انشاالله توی صد ساله سوم این مشکلات تازهکاری درست میشه
- دُن ورتیگونه
خدا بزرگ است. از صحرای گرم عربستان گرفته تا سیبری یخبندان یا شاید هم کمی بزرگتر. هنگام ریختن به خوابگاه، هنگام شنیدن خبری غیرمنتظره یا قبل از فرو کردن سر در کاسهی توالت آدم به بزرگی خدا پی میبرد. در روایتی از جوخه ی اعدام پیونشه نقل کردهاند که هنگام تیرباران سربازان با یک بطر عرق از شدت فاجعه در ذهن خود میکاستهاند. در روایت شرقی-اسلامی عظمت و... - http://darieh.blogspot.com/2009...
و باحال بودن حادثه را باید با تمام وجود حس کرد. پس چه بهتر که برای برگزاری هرچه باشکوهتر نمایش، مددی هم از خدای آسمان گرفته شود. 30 سال طول کشید تا عدهای دوباره به این نتیجهی قابل تحسین برسند که خدایی بوده که از قضا سایز قابل توجهی هم داشته است. 30 سال طول کشید و ما بالاخره نفهمیدم که قانون اساسی باید اصلاح شود یا خیر. 2500 سال گذشته و هنوز معلوم نیست که ما چه میخواهیم. کسی چه میداند، شاید 30 سال بعد و پس از کشف حیات در دیگر کرات منظومه ی شمسی، پس از فتح مریخ توسط ملت غرب، امتی در خاورمیانه پیدا شوند و پس از سالها خطا و آزمایش از نو بررسی کنند که بالاخره خدای بزرگ ما چقدری است؟
- Darieh
و دوباره زاینده رود زنده شد:همانطور که سال پیش زاینده رود ذره ذره کم شد و کم شد تا خشک مثل کویر شد، الان دارد قطره قطره پر آب می شود. باز زاینده رود زنده میشود و اصفهان دوباره اصفهان میشود. دلمردهگی ما و افسردهگی این شهر رویایی پایان میگیرد. و کشاورزانی که یک سال محصولشان به باد رفته و نیز زندگیشان، جانی تازه...
جانی تازه میگیرند...یک نظر، چشمم از زیر پل به آن طرف پل افتاد. چراغ ها در آب منعکس شده بودند! نه.... آب... بدو بدو خودم را زیر سی و سه پل رساندم؛ آن طرف پل پر از آب شده بود. مردم آن طرف پل، کنار رودخانه به احترام آب ایستاده بودند. به جمعیت، لحظه لحظه اضافه میشد. چشم مردم از شادمانی برق میزد. از شور و خوشحالی کم مانده بود بنشینم و زار زار گریه کنم! http://ssahraei.blogspot.com/2009...
- Darieh
ممنون داریه جان. فالکو خیلی نامردی مرد. تصادف مزخرف ترین نوع مرگ هست.
- اردی خان
هوشنگ اسدی- VOA یکشنبه 10/8/88: دقیقهی 52:40 موضعگیری کودتاچیان در برابر بچههایی که لانهی جاسوسی(اسدی چندین بار این واژه را بکار میبرد) را گرفتند .. چالنگی: لانهی جاسوسی واقعاً؟ اسدی: بله!! نه! نه خیر من اصطلاح رایج آنزمان را بکار بردم. چالنگی: نه شما آزاد هستید هرچی بگید.... چند دقیقه بعد: با دستگیر کردن امثال میردامادی میخواهند به آمریکا...
میخواهند به آمریکا سیگنال بفرستن که ببین ما کسانی که لانه ات را گرفتهاند انداختیم زندان... من صحنه را اینگونه میبینم فضا سازی زیرین برای سازش با آمریکا. در ادامه مهمان دیگر برنامه میگوید من مخالف این موضوع هستم که حکومت امثال عبدی و میردامادی را بخاطر رابطه با آمریکا به زندان انداخته است... چالنگی:بالاخره آنهم تعبیری است که امثال عبدی را بقول کسانی که آن ترمها را بکار میبرند، بدین خاطر گرفتهاند که [حاکمان] دست از مبارزه با آمریکا کشیدهاند... در پایان برنامه اسدی چند ثانیه وقت میخواهد و سپس میگوید:در سیاست نمیشه بصورت مطلق این یا آن را گفت،سیاست از این پیچیدهتر است و من سعی میکنم نسبیت همه ی عبور را ببینم. چالنگی با خنده: بهرحال این هم کلمات قصاری بود از آقای اسدی
- Darieh
حالش خوب بوده این اسدی، تحلیل از این متوهمانهتر هم میشه مگه؟ تا حالا به ذهن هیچکس هم همچین چیزی خطور نکرده. میردامادی رو گرفتن که «به آمریکا سیگنال بفرستن ببین ما کسانی که لانهات را گرفتهاند انداختیم زندان» !!!!! ماشالله به این قدرت تخیل
- دُن ورتیگونه
ورتی جان چهرهی اسدی در پایان برنامه دیدنی بود. اگه وقت کردی از دقیقهی 52 تحلیل این برادر تودهای سابق رو مشاهده کن.
- Darieh
متاسفانه سه ماهه به خاطر پارازیت هیچ کانال ماهوارهای رو نمیتونم ببینم.
- دُن ورتیگونه
وقتی پسر بجای درست کردن ابرو چشم پدر را کور میکند یا وقتیکه شاکی روزنامهی سلام، رئیس ستاد انتخابات (مجلس ششم) رفسنجانی در نارمک میشود.
در ماه ژوئيه ۲۰۰۰ رئيس کشور بيست و يک جرگه سالار (اوليگارگ) را به کرملين احضار کرد و بده بستاني را با اين شرط در برابر آنها نهاد (۴) که اگر نخواهند دولت به بررسي گذشته آنها بپردازد ناگزيرند ضمن پشتيباني از کوشش هاي دولت براي احيا و ترقي کشور، از گام نهادن به ميدان سياست نيز بپرهيزند. زير پاي کساني را که به اين فرمان گردن ننهادند به سرعت خالي کردند. حتي سه تن از آنها (يعني آقايان بوريس...
more...
- Darieh
بوسهی مرگ و بوسهی برادری: اریش هانکر با پشتیبانی برژنف به ریاست جمهوری آلمان شرقی میرسد. //هاکنر چند هفته پس از بوسهی میخائیل گورباچف، سقوط میکند. این بوسهی گورباچف به بوسهی مرگ معروف شد// تابلوی ذیل اثر هنرمند روسی دیمیتری روبل است که بر روی دیوار برلین کشیده شد. در ماه مارچ 2009 این دیوار تخریب شد.
هنگامی که رئیس جمهور وقت آمریکا، رونالد ریگان، در ژوئن سال ۱۹۸۷ در دیداری از آلمان غربی پای دیوار برلین خطاب به گورباچف فریاد زد: "آقای گورباچف، این دیوار را از جا برکن"، تقریباً ۴ دهه از تقسیم آلمان به دو تکهی شرقی و غربی میگذشت. خواستی که گر چه موجی از شور و اشتیاق در حاضران پدید آورد، اما امیدی به شنیده شدن آن نمیرفت. اگر چه در کشورهای اروپای شرقی و بیش از همه در اتحاد جماهیر...
more...
- Darieh
عشق پیری: شعر از عماد خراسانی - آواز از محمدرضا شجریان به لهجهی مشهدی
یازده رئیسجمهور آمریکا !!!!!!!!!!! کلی آدم رو تو گور کرده که این ملکه انگلستان،
- دُن ورتیگونه
محمد رضاشاه پهلوی - 4 بهمن 1341 وسط قم:هميشه يك عده نفهم و قشري كه مغز آنها تكان نخورده هميشه سنگ در راه ما ميانداختند. زيرا مغز آنان تكان نخورده و قابل تكان خوردن نبوده... ارتجاع سياه اصلاً نميفهمد و از هزار سال پيش تا كنون فكرش تكان نخورده... اما چه كساني با اين مسائل مخالفت ميكنند؟ ارتجاع سياه كسان نفهمي كه درك ندارند و بد نيت هستند
مخربين سرخ تصميمشان روشن است و اتفاقاً كينه من نسبت به آنها كمتر است او علناً ميگويد كه من ميخواهم مملكت را تحويل خارجي بدهم دروغ و تزوير در كارش نيست... منظور من از ارتجاع سياه است همينها بودند كه چند روز پيش در تهران جمعيت كوچك و مضحكي از مشتي بازاري احمق ريشو در بازار راه انداختند كه سر و صدا بكنند.. سر مشق اين عده بدبختها حكومت مصر است... عبدالناصري كه حداقل پانزده هزار زنداني سياسي دارد... خوب ملاحظه كنيد منطق آقايان چيست.... اينها صد برابر خائنتر از حزب توده هستند.
- Darieh
این سخنرانی خیلی معروفی هست عزیزجان(بخصوص آن جملهی شاه که میگوید: اینها(آخوندها) از کمونیستها هم بد ترند.) کاملترین متنی که ازش دیدم در این لینک بوده: http://tvr.iribtv.ir/index...
- Darieh