عشق ، خطاي فاحش فرد در تمايز يک آدم معمولي از بقيه ي آدم هاي معمولي است. (برنارد شاو)
یه سوال از اهل فن دارم.چند ماه پیش با یکی از همکارام دوست بودم.طی اتفاقاتی دوستی بهم خورد. به اصرار ایشون.یه مدت رابطمون کاملا سرد بود.در حد احوال پرسی .جدیدا هر چند وقتی لای حرفاش عزیزم و ... بکار میبره و از خاطرات مشترک تعریف می کنه که فلان جا چقد خوش گذشت و ... من سر از داستان در نمیارم .نمیخوامم که اقدامی بکنم که ضایع بشم .کسی میدونه منظورشو
ک روز آفتابي، خرگوشي خارج از لانه خود به جديت هرچه تمام در حال تايپ بود.. در همين حين، يک روباه او را ديد. روباه: خرگوش داري چيکار مي کني؟ خرگوش: دارم پايان نامه مي نويسم. روباه: جالبه، حالا موضوع پايان نامت چي هست؟ خرگوش: من در مورد اينکه يک خرگوش چطور مي تونه يک روباه رو بخوره، دارم مطلب مي نويسم. روباه: احمقانه است، هر کسي مي دونه که خرگوش ها،...
خرگوش ها، روباه نمي خورند. خرگوش: مطمئن باش که مي تونند، من مي تونم اين رو بهت ثابت کنم، دنبال من بيا. خرگوش و روباه با هم داخل لانه خرگوش شدند و بعد از مدتي خرگوش به تنهايي از لانه خارج شد و بشدت به نوشتن خود ادامه داد. در همين حال، گرگي از آنجا رد مي شد. گرگ: خرگوش اين چيه داري مي نويسي؟ خرگوش: من دارم روي پايان نامم که يک خرگوش چطور مي تونه يک گرگ رو بخوره، کار مي کنم. گرگ: تو که تصميم نداري اين مزخرفات رو چاپ کني؟
- faraz
بعد گرگ و خرگوش وارد لانه خرگوش شدند. خرگوش پس از مدتي به تنهايي برگشت و به کار خود ادامه داد. حال ببينيم در لانه خرگوش چه خبره. در لانه خرگوش، در يک گوشه موها و استخوان هاي روباه و در گوشه اي ديگر موها و استخوان هاي گرگ ريخته بود. در گوشه ديگر لانه، شير قوي هيکلي در حال تميز کردن دهان خود بود. نتيجه هيچ مهم نيست که موضوع پايان نامه چه باشد هيچ مهم نيست که شما اطلاعات بدرد بخوري در مورد پايان نامه تان داشته باشيد آن چيزي که مهم است اين است که استاد راهنماي شما کيست؟!!!!
- faraz
امروز یه کیسی داشتیم شوهر به زنه مشکوک بود.بعد در حین توضیح دادن ماجرا گفت ببخشید میشه من از خصوصیات شخصیم بگم؟ گفتیم بگو.گفت اشکال نداره؟ گفتیم نه .بعدش گفت من یه خورده آلتم کوچیکه واسه همین خانوم حال نمیکنه!!!! ما هم ترکیده بودیم از این خصوصیت شخصی!!!
تقدیم به همه بسیجی ها.................بسیج یعنی روی حمام را ندیدن / بسیج یعنی سر از مردم بریدن بسیج یعنی که جوراب را نشُستن / چپیه چرک و خاکی سر بستن بسیج یعنی شپش بر ریش داشتن / شعور اُشتران و میش داشتن بسیج یعنی تجاوز، چوب و آلت / همانا بوسه بر تخم ولایت بسیج یعنی سگ سید علی خان / دُمی جنباندن بهره لقمه ای نان بسیج یعنی خیانت بر همه خلق / بسیج...
بسیج یعنی عبادت بهره پاداش / بسیج یعنی مغز سایزِ یک عدد ماش بسیج یعنی ابوالفضل جای کورش / بسیج یعنی همه اعدام و پاپوش بسیج یعنی سگ اعراب بودن / بسیج یعنی ننه خراب بودن بسیج یعنی همه رای ها ربودن / شعار مرگ بر خلقت سرودن بسیج یعنی عرق، بوی تهوع / به خود شاشیدن از هر تجمع بسیج یعنی همه هار بودن / به آستین خودت مار بودن بسیج یعنی که ما تحتت دریدن / که فردا در سوراخ موشی خزیدن که فردا گر همه سبزان بجوشند / زمین را از بسیجی ها بشویند شعر از http://www.gordab.com/content...
- faraz
هدف از رزمایش تازه بسیج دستیابی به هماهنگی بین نیرو ها و امادگی در برابر تهاجمات دشمن اعلام گردید!