Sign in or Join FriendFeed
FriendFeed is the easiest way to share online. Learn more »
Masoud.
يعني اين ادبيات درسيا حال آدم و از هرچي ادبيات كلاسيك و نو به هم مي‌زنه! وقتي درس ادبيات مي‌خونم نسبت به ادبيات هيچ احساس خوبي ندارم
گذشته از داد و فغان دانشجویی (یا دانش آموزی؟) ... چیزی که گفتی یه نکته ای توش هست... توی ادبیات و علوم اجتماعی یه مفهومی داریم به اسم canon که از لغت کانون و قانون و مرکز در زبان عربی گرفته شده و به معنی اون دسته از آثار ادبی هست که توی هر فرهنگی معروف میشن و سال ها و قرن ها مورد حمایت هستند و جزء گنجینه ملی هر فرهنگ و کشوری هستند و عوام و طبقه متوسط و حتی نه چندان کتاب خون با هاشون آشنا میشن...مثلا شاهنامه و غزلیات حافظ و سعدی و اشعار شهریار و این ها جزعی از "کنن" های مملکت ما هستند ... - Selma
اما یه چیزی که همیشه توی رشته های علوم انسانی به عنوان یک بحث باز مطرح هست اینه که ...چی میشه که یک اثری و یک نویسنده ای کنن میشه و بعضی های دیگه که ممکنه آثارشون به همون خوبی باشه چندان مطرح نمیشن! ...این به گفته بعضی ها یک علتش حمایت دولت ها و قدرتمندان هر جامعه ای هست...یعنی اگر به نظر صاحبان قدرت یک جامعه اثری مناسب بیاد براش تبلیغ میشه، توی کتاب های درسی جا میگیره...مطرح میشه...چاپ میشه و انقدر پراکنده میشه که همه می خونن و میبیننش ...اما اگر اثری خوشایند صاحبان قدرت نباشه از مجامع رسمی کم کم دور میشه و همین که تبلیغ براش کم میشه شانس کنن شدن رو هم از دست میده و ناشناخته تر باقی میمونه...همین میشه که برای شهریار سریال ساخته میشه و پروین و تولستوی میرن توی کتاب درسی ولی فروغ و میرزاده عشقی و داستایوفسکی و غیره مغضوب میشن... - Selma
از طرف دیگه در جامعه ای که تمایل فردی دانشجو به دیدن اون روی سکه هست، فروغ در مجامع غیر رسمی محبوب تر از پروین میشه و درنتیجه همون ...کتاب درسی ای که پر از کنن های مورد تایید قدر قدرت هاست به نظر کسالت بار میاد :دی - Selma
واقعاً ممنون بابت اطلاعاتي كه دادين. ممنون - Masoud.
به مهران: شما آدم عجيبي هستين خوب :دي - Masoud.
البته گمونم مثل همیشه یک کمی زیاد حرف زدم ...:D ... - Selma
به جا بود ايندفعه :D - Masoud.
مرسی سلما جان. - فوهاد صا.
يكي از دلايل ديگري كه گفته مي‌شه در اين مورد موثر هست تفاوت بين شيوه‌هاي قرائت متن هست. ان چيزي كه در مدارس و دانشگاهها تدريس ميشه يك شيوه قرائت كلاسيك يا بعبارت بهتر اسكولاستيك هست. اما در خارج از مكانهاي رسمي همچون مدارس و بعضا دانشگاهها ، نوع و شيوه خوانش متن سعي مي‌شه كه مدرن باشه. به عبارت بهتر همانگونه كه در داشنگاه سعي وافر ميشه كه هميشه قالبها جا انداخته بشن- نگاه كليشه‌اي و تكراري- در خارج از اين مكانهاي رسمي سعي وافر ميشه كه خوانش متن به روزتر باشه. شايد علت اين كه فروغ در بين دانشجويان و به ... - mhmazidi
عبارت بهتر و كاملتر در محيط‌هاي غير رسمي طرفدار بيشتري نسبت به پروين داره ، علاوه بر اين كه ديد فروغ به شعر و در كلامي بالاتر نسبت به متن و زبان ، ديدي مدرن‌تر از مثلا پروين هست به همان نسبت خوانشهايي كه تاكنون از پروين شده بيشتر سعي شده خوانشهايي كلاسيك باشه تا مدرن. - mhmazidi
به عبارت ديگه: هم خود متن بايد پتانسيل لازم براي خوانش‌هاي جديد رو در اختيار ما بگذاره و هم ما اموخته باشيم تا خوانشهاي جديد رو در مورد متن بكار بگيريم. گاه متن‌هايي مثل حافظ و مولوي انقدر انقدر انقدر قوي هستن كه انواع و اقسام خوانش‌ها رو در اختيار ما مي‌گذارن . گاه متن‌هايي هم هستن كه با اين كه در همين سالها تاليف شده‌اند اما انقدر متن بسته هست كه جايي براي خوانش هاي متعدد و متنوع باقي نمي‌گذاره. - mhmazidi
من هم شخصا تا زماني كه در مدرسه بودم و همچنين ديدگاه رسمي دانشگاه رو داشتم از متن‌هاي ادبي فارسي فراري بودم.اما وقتي براي اولين بار فهميدم كه متن مولوي با خوانش امروزي چقدر قوي هست به سمت اون كشيده شدم. جالب اينجاست كه مدتها قبل يكي از نويسندگان نسل جديد كشور ما - اگر اشتباه نكنم اقاي شهريار مندني پور بود- كه در جايي نوشت سالها طول كشيد تا اثر مخرب كتابهاي دبيرستان بر روی نگاه من به سعدي پاك بشه. بعدها در سنين بالاتر وقتي به سعدي مراجعه كردم در حيرت ماندم از اين همه مدرن بودن متن سعدي. - mhmazidi
انگار بيش از كوپنمون حرف زديم. بريم تا دوباره يك بنده خدايي توييت نكنه" يك قدم تا حذف كامل مزيدي از فرندفيد" :)) - mhmazidi
البته من این وسط جای اشخاصی چون شاملو، نادر نادرپور، عارف قزوینی، فرخی یزدی و خیام رو هم خالی می‌کنم، باشد که مورد عنایت دوستان قرار بگیرند. - فوهاد صا.
مسعود بشین ۲۰ باز از روی کامنتهای اینجا بنویس واسه مشق فردات - Lukadium
چه جالب، دکتر کرام‌ الدینی هم در آخرین پستش به همین موضوع پرداخته. پسرشون همین مشکل را با درس فارسی داشته (و مشخصا شعری از نیما) در نهایت وقتی همان شعر را با صدای شاملو می‌شنوه کلی جذبش می‌شه: http://tinyurl.com/4shhd9 - محمد
@mhmazidi دکتر تیکه ننداز! شما رو سر ما جا داری.اون موقع گرم بود بدنم .به دل نگیر پلیز - Lukadium
بر همه روشن است که مولوی الهام بخش پائیلو کولیو شده است و از بهارستان جامی بهره بسیاری برده است. حال چرا ما به اندازه این برزیلی نتوانسته ایم از مولوی و جامی لذت ببریم و دیگر کلاسیک ها. خود حکایتی است که متاسفانه خیلی عاقلانه ما را از آن باز داشته اند. ما چرا تن می دهیم نمی دانم یا می دانم و گفتش فایده ای ندارد. - ممد بندری
حتی من رو هم از جزء کنن‌های فرهنگ و هنر این مملکت خارج کردن، اسمایلی با این همه بیت در توییتر/فرهنگ ز حضور ما خورد فر/انداختنمان بیرون و لیکن/مجبور شدیم اینجا بدیم قر - فوهاد صا.
@mhmazidi با این نکته که شیوه خوانش متن توی محیط های آکادمی كلاسيك و قالبی هست کاملا موافقم ...ولی به نظر من متن بسته وجود نداره...مسئله اینجاست که چون ما هر کدوممون یه موجود بینا متنی هستیم.(یعنی حاصل تمام تجربیات و دانسته های تمام عمرمون و شرایطمون) بر اساس همون تجربیات و اندوخته ها با بعضی از متون ارتباط برقرار می کنیم و عکس العمل نشون میدیم و بعضی از متون با اندوخته های ما نمی خونن و اون طوری که انتظار داریم مطابق چهارچوب دیدگاه ما نیستن ... به نظرم در اینجور مواقع اشکال از متن نیست از خوانش ما از متنه... مثالی که خودتون ذکر کردین شاهد این مسئله است ...وقتی تجربه و چهارچوب ذهنی انسان به عنوان موجود پویای بینامتنی عوض میشه ...متن برای دیگه بسته نیست!ه - Selma
@mhmazidi من پایان نامه ام رو دارم روی چهار ترجمه مختلف از مثنوی مولانا می نویسم...چهار خوانش متفاوت...و جالب اینجاست که این چهار خوانش در خیلی مواقع اصلا باب طبع ما فارسی زبان ها هم نیست اما ... اوایل خیلی تند روی میکردم...کفرم در میومد که به قول خودم کلمن بارکس چه تفسیر غلطی از مولانا کرده...ولی بعد هرچی بیشتر خوندم...بیشتر حس کردم که ترجمه های بارکس هم یه خوانش قابل قبول و متفاوت از مولانا هستن... من هم در یک جریانی تجربه کردم و خوانشم رو تغییر دادم...متن هنوز همون متنه...من عوض شدم - Selma
طفلک مسعود! ه - Selma
درسته، هر کس درک و خوانش متفاوتی از متون داره و برای همینه که شعرا و نویسندگان بزرگ خودشون رو تفسیر نمی‌کنند. یک مولاناشناس با یک آدم عادی مسلمآ دو تفسیر متفاوت از متون اون پیدا می‌کنن که ممکنه هر دو هم درست باشه. متن یکیه و دیدگاه‌ها متفاوت - فوهاد صا.
واو! يه كلاس ادبيات كامل بوده اينجا مث اينكه! :دي. كلي ذوق و شوق كردم آخه كلاس ادبيات رفتن اونم با كامي جون خيلي حال مي‌ده. بهترم آدم مي‌فهمه :دي. يك دكتراي افتخاري هم به سلما و مزيدي در آخر مراسم به قيد قرعه داده خواهد شد :دي. ولي جداي از شوخي چيزاي ياد گرفتم و ممنونم از اونايي كه باعثش شدن. - Masoud.
@selma همانطور كه اشاره كردي گروهي معتقدند كه اساسا هيچ متن بسته‌اي وجود نداره. تمام متن‌ها باز هستن و قابليت براي قرائت‌هاي مختلف دارن. اما گروهي ديگر هم هستن كه معتقدند بعضي از متن‌ها بدليل قدرت و غناي دروني توانايي خوانش متعدد به شما مي‌دهند اما بعضي از متن‌ها اين توانايي را در شما محدود مي‌كنند. براي نمونه مي‌توان به متن‌هاي شكسپير اشاره كرد. برطبق نظريه‌اي مي‌توان ادعا كرد كه نوشته‌هاي مثلا "محمد حسين مزيدي" همانند شكسپير داراي قرائت‌هاي بينهايت هستند. اما من شخصا معتقدم كه اين گزينه چندان درست نيست. - mhmazidi
متني كه من توليد مي‌كنم بدليل محدوديت ذاتي گفتماني كه ايجاد شده ، توانايي توليد خوانش‌هاي متعدد همانند متن شكسپير ندارد. همچنين در مورد كيفيت خوانش‌هاي ايجاد شده در هر كدام نيز نياز به مقايسه نيست.در كل من متن شكسپير را يك متن بسيار غني مي‌دانم كه قدرت شگرفي براي توليد بينهايت خوانش غني دارد.در صورتي كه متني كه مثلا من ايجاد مي‌كنم اگرچه ممكن است خوانش‌هاي بسيار بسيار زيادي داشته باشد اما كاملا مسلما است كه نمي‌تواند خوانشي در حد شكسپير چه از لحاظ كميت و چه از لحاظ كيفيت ايجاد كند. - mhmazidi
با اينحال همه حرفهاي من بر اين فرض اوليه استوار است كه خواننده به دنبال اين باشد كه در حد توانش خوانشي وفادار به متن داشته باشد. اگر خواننده بخواهد با متن همچون يك ماده خام اوليه برخورد كند وفي المثل سطوح هندسي متن را همانند تابلوهاي پيكاسو درهم بشكند- كه در نقادان ادبي سنتي بدان خيانت در متن مي‌گويند-در ان صورت هر متني- تاكيد مي‌كنم كه هر متني ؛ بينهايت خوانش خواهد داشت: فارغ از كيفيت خوانشها و ميزان وفاداري نسبي به ذات متن. - mhmazidi
ببخشيد باز وراجي فراوان كردم.الانه كه اون يكي دوست ديگه بياد و بگه:" اه مزيدي گند زده به فرندفيد. بايدبراي بلاك كردنش با تيم فرندفيد صحبتي بشه" :)) - mhmazidi
این درسته که هیچکدوم از ما ها علاقه چندانی به خوانش کلاسیک متن نداریم ولی اینو هم نمی شه انکار کرد که اگر می خواهید به یه خوانش متفاوت(نمی گم مدرن چون دقیقاً متوجه نشدم که منظور سلما و حسین واقعاً یک خوانش با معیار های مدرنیسم بود یا صرفاً منظور یک خوانش جدید بوده)از هر متنی برسید باید اول همون خوانش کلاسیک رو داشته باشید تا یه درک نسبی از متن داشته باشید و این خوانش کلاسیک که به نظرم می آد همون خوانش نقادانه یک متن هست هم مسلماً فرد تا فرد تفاوت پیدا می کنه که بر می گرده به همون حرف سلما در مورد داشتن ... - Shandiz
تجربیات متفاوت و اینکه هر کدوم از ما یه تعریف خاص خودمون از لغات داریم ولی به حر حال این تفاوت ها در خوانش اولیه جزئی هستند و همشون با یه کم بالا و پایین می رسن به همون منظوری که نویسنده از متن داشته.در حالی که یه خوانش جدید ممکن هست اصلاً ربطی به منظور اولیه نویسنده نداشته باشه یا اینکه واضح تر بگیم خوانشی که معانی نهان در یک متن و تضاد هاشو مشخص می کنه.مسلماً نمی شه انکار کرد که اون خوانش متفاوت و جدید به مراتب جذابیت بیشتری از خوانش اولیه داره ولی اصل حرف من اینه که به نظر شما قبل از اینکه یه متن ... - Shandiz
فهمیده بشه ممکن هست که خواننده به اون خوانش دومی هم برسه, حسین در مورد پیکاسو و کیو بیسم گفته, مثال جالی بود, اگر به نقاشی های اولیش نگاه کنید کارها به شدت کلاسیک هستن و خودش می گه من وقتی 8 سالم بود مثل رافائل نقاشی می کردم و حالا که 60 سالم شده می تونم مثل پیکاسو نقاشی کنم.و این که در مورد سیستم آموزشی می گید که خیانت می کنه به ما به خاطر ارایه یه خوانش کلاسیک من شخصاً چندان موافق نیستم چون هر جوری که بخواهید بررسی کنید اوون خوانش کلاسیک در ابتدا نیازه ولی شاید اگر مثلاً ترم اول شعری از سعدی را ... - Shandiz
با بچه ها کار می کنن ] ترم دوم همون شعر رو با یه خوانش متفاوت کار کنن فوق العاده می شد که البته با سیستم بسته کشور ما باز هم مطابقت نمی کرد. - Shandiz