وی، حال نداشت. دوسدختر نداشت. پول نداشت. لیسانس نداشت. معافیت داشت(ولی یک چشم نداشت). دو روز پیش، در سرمای خیابان قدم میزد و گوش هایش یخ زده بود. کلاه ذیل را یازده هزار تومن ابتیاع کرد. وی، دو روز است که خوشحال است
بگذریم از کلاهت میگفتی - راستی وقتی سرت میکنی حس خاکساری و سادگی و بهت میده ؟ این کلاه ها این خوبی و دارن کلاه بافتنی ضعف بشر و با یاد میارن و غم خوبی هم توش هست پدر بزرگم همیشه کلاه داره پدر بزرگم کاگر شب کار بود ۲۷ سال
- ممد
نه ممد. میذارمش سرم حس میکنم همه ی دخترا دوستم دارن. اون کلاه خاکساریم گم شده. یه کلاه سبز بود که حاج خانوم یه نقطه ی سفید تهشش دوخته بود که با کلاه خاکساری حسین قاطی نشه. ولی گم شد. دیگه خاکساری تموم شد
- Majid
والا من دیدم دارم میرم تو یه شهر دیگه زندگی کنم و اونجا هیشکی نیست باهاش اختلاط کنم گفتم برگردم فرفر. ولی خب انگار اشتباه کردم. حالام که برگشتم خیلی حرفم نمیاد. یه جوریه اینجا. بیاین همه با هم بریم اصن
- Majid
مجید فرصت تنهایی از دست نده مثل من خر نشو منم باید از نت ببرم روزی البته سر بزنگاه ها کمش کردم که بگا نرم و نرفتم
- ممد
اخه ممد تو که ندیدی خونه م رو. چار پنج روز پیش رفتم توش تمیزش کنم، اصن یه دقیقه که جارو رو میذاشتم کنار انگار تنهاییش داشت میخوردم. خیلی زیاد بود. ترسیدم خیلی به گا برم. اخه یه کم دیگه جون و جیریق اونقدر تنهایی رو ندارم
- Majid
بی ادب ، اچ ام ماهه ، آقاست از نوع یه پارچه
- Marjan
پشت این یکی نوشته : رازی که بر غیر نگفتیم و نگوئیم / با دوست بگوییم که او محرم راز است / ده هشتاد و نه / کافه ستاره . روش هم نوشته: حتمن اوضاع بر وفق مراد است و جای هیچگونه نگرانی نیست و اظطراب وجود ندارد و ..
کلاهم هنوز سرمه. تو داستان های پدر و پسر یه قسمتش بود شب کریسمس پدر به پسر یه دوچرخه کادو داد. پسر هم به پدر یه پیپ و کروات. شب پسره با چرخش رفت توی تخت خابید. پدره هم هی میرفت تو آیینه به کروات و پیپش نگاه میکرد. وقتی قسمت آخرش رفتن توی ماه خیلی دلم گرفت
اره. من همه ش فکر میکردم اینا مامان ندارن چی میخورن. هیمشه هم که یه گدایی چیزی میومد تو داستانشون یا اینکه یکی مسخره شون میکرد. من همه ش میگفتم این دوتا چقدر تنهان
- Majid
نصف روز دارم فکر میکنم که چطوری دشک خوشخاب رو بذارم پشت وانت که باد نزنه زیرش پرت شه تو جاده. بقیه ش رو هم دارم فانتزی میکنم که تیو اشپزخونه م وایساده م از رو ماهیتابه داره بخار میزنه بالا من با ملاقه بالا سرش
من دارم با خود عن کردن مبارزه میکنم فکر میکردم که مثلا نظر ندم یا احساسم و بیان نکنم که خفن به نظر برسم بعد دیدم تشویق و نظر و توجه ام میتونه یکی و خیلی تشویق کنه و استعدادش شکوفا تر بشه و در اینده مهم بشه و پولدار بشه و مشکلاتش و حل کنه و برای مادرش و همسرش و دوستش هدیه بخره و همه رو خوشحال کنه
- ممد
اگه پرسپولیس ببازه دوباره پاک میکنیا :) بد قدم
- Feri Helper
آدم در انزوا دچار انفعال طنزی میشه دوست من :| یه دو دقیقه فرصت بدین خب. جاکشا/ آرزو تو بس که آدم خوبی بودی همونموقع که اکانتمو پاک کردم و ساختمش منو ساب کردی
- Majid
چه با شعورم.ولی تو تازه منو ساب کردی.نتیجه چی میشه؟
- آرزو
نتیجه این میشه که من اکانتمو ساختم و رفتم :|
- Majid
نتیجه گیری هم بلت نیسی.شوکول بیاد شب با هم زر مفت بزنیم.مث اون قدیما
- آرزو