مهم اینه که به تعداد برداشتها از هر چیزی (همین سه اصل اسلام و دین حتی) ؛ اسلام، خدا و عشق، خوبی، بدی، زیبایی... از اونا داریم...! شنیدی اینشتین میگه هر ساعتی زمان خودش رو نشون میده... هر دلی هم شبیه خودش عاشق میشه، هر کسی هم خدای خودشو خلق میکنه! و شبیه خودش میپرسته، زیبایی برای هر کس تعریف خودش رو داره و اسلام به مسلمانی هر مسلمانی با تعبیر و تفسیر مجعول و حقیقیاش قبض و بسط پیدا میکنه... هیچ حقیقت مطلقی در جهان نیست پدیده ها مکرر در مکرر با جهان پیرامونشون در حال تغییرند پس تعریف و دریافت آدمها هم از اونا پیوسته در حال تغییر و دگرگونی... به تعداد آدمهایی که مسلمانند یا حتی به اسلام فکر و تحقیق میکنند و بسته به بار علمیشون، اسلام هایی داریم عمیق و ژرف و مهربانانه یا دیکتاتور مأبانه و بی مایه مثل تعریف آدمها از مکاتب بشری... هر مسلمانی شبیه خودش و با تعریف و دریافت خودش مسلمانی میکنه و هر بیخدایی هم تنها شبیه خودش و باورش... تمام حقایق به دریافت و برداشتهای آدمها و در نتیجۀ اعمالشون معنا و صورت پیدا میکنند چنانکه ما «نماز» بی نماز گزار نداریم و همانطور که ما «عشق» خارج از وجود عشاق نداریم... عشق «حالت» معشوقی به عاشقیست و بر عکس و «نماز» اعمال نمازگزاریست، عبادت هر کسی هم شبیه معاشقه و همۀ تعابیر و تفاسیر و زندگیها و خدا و بی خداییاش منحصر به فرد و ویژۀخودش ِ و .. به این خوب فکر کنید آیا عشق وجود خارجی داره؟ و چون ما عاشق داریم و نه عشق یعنی عشق نیست... و بعد اینکه آیا همه مثل هم عاشقند؟ این یک جور نبودن یعنی نه اینکه آدمها با تعاریف مختلف از عشق هر کدام متفاوت از هم عاشقی میکنند... فکر کنید به همه اینها و جز اینها...! // با تعریف خودت آره، ولی میفهمی که گاهی این تعاریف تا چه اندازۀ گاهی ناقض هم هستند... به نشون اونچه به سر ملاصدرا برای نظرش دربارۀ جسم اخروی و دنیوی آوردند! (معاد) و... خوب من باید برم... تا بعد
- مسـღـافـرســـپـیدهدمـان
يعني اينكه براي مسلمان بودن لازم نبود به سه اصل "توحيد"، "نبوت" و "معاد" اعتقاد داشت؟
- آتئیست
حجاب... :))) نه رفقا! اون که حتی به عنوان فروع دین هم جزو واجبات نیست؛ مفصل درباره اش گفتن، سرچ کنید و بخونید... و همچنین انفال و «خمس» که به کلی اگر خوانده باشید از فروع الحاقی به دین است... اصل محوری «توحید» است و همانطور که آتئیست گفت به علاوۀ نبوت و معاد و البته علاوه بر دو اصل «امامت» و «عدل» سر جمع میشه پنج تا، که اهل تسنن در موردش با شیعیان اختلاف نظر دارند و به تحلیل بعضی با تعریف متفاوتی به امامت اعتقاد دارند... به همین دلیل آرتا درست درست میگه، سه اصلش مشترک ِ حتی بین اکثر از ادیان... شبیه ماجرای ملاصدرا که گفتم در مورد تعریف «معاد»، اسپینوزا هم با نظریۀ همه خدایی اش در باب اثبات «توحید» خدا تکفیر شده به دلیل تعریف متفاوتش...! و بسیارند از این دست... مسئله سر تعاریف و دریافتهای متفاوت ِ این روزها...
- مسـღـافـرســـپـیدهدمـان
توحيد، نبوت، معاد، عدل و امامت اصول مذهب شيعه بودن. اصول دين همون سه تا بود كه آرتا هم گفت: توحيد، نبوت و معاد. اينكه حجاب هم شده جزء اصول دين براش مدرك دارم.
- آتئیست
مطالعه و کارهای سخت سخت به قول تو به این درد میخوره که آدم پرت و پلاهای یک رسانۀ عمومی رو به جای حرف حساب و علمی نشخوار نمیکنه... برای اصول دین قرار گرفتن حجاب یا هر چیز دیگه ای باید اون اصل جزو اساس و زیر ساخت فلسفی ایدئولوژی مورد نظر باشه نه جزو آداب و خرده فرهنگها و فروع دین عزیز من... ;))) که حتی در این مورد جزء فروع هم به اون معنی به حساب نمیآد: «حجاب» اصطلاحی عرفی است - مهندس عبدالعلی بازرگان (مقاله): http://www.eholyquran.com/Quran... | □ | مهندس عبدالعلی بازرگان: حجاب یک امر بشری و تاریخی است و اصولا ً ربطی به دین و اسلام ندارد (ویدئو): http://www.youtube.com/watch... | □ | و درمورد خمس... مرحوم آيت الله برقعی: «خمس دراسلام نیست بلکه دزدی آخوندهاست» - ویدئو: http://www.youtube.com/watch...
- مسـღـافـرســـپـیدهدمـان