من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد همه اندیشه ام اندیشه ی فرداست وجودم از تمنای تو سرشار است زمان در بستر شب خواب و بیدار است هوا آرام شب خاموش راه آسمانها باز خیالم چون کبوترهای وحشی می کند پرواز رود آنجا که می بافند کولی های جادو گیسوی شب را همان جاها که شبها در رواق کهکشان ها عود میسوزند همین فردای افزون ریز رویائی همین فردا که راه خواب من بسته است همین فردا که ما را روز دیدار است همین فردا که ما را روز آغوش و نوازشهاست به هر سو چشم من رو می کند فرداست من آنجا چشم در راه توام ناگاه تو را از دور می بینم که می آیی به هر سو چشم من رو می کند فرداست تو را از دور می بینم که می آیی تو را از دور می بینم که می خندی تو را از دور می بینم که میخندی و می آیی تو را در بازوان خویش خواهم دید سرشک اشتیاقم شبنم گلبرگ رخسار تو خواهد شد تبسم های شیرین تو را با بوسه خواهم چید وگر بختم کند یاری در آغوش تو ای افسوس ... افسوس ... افسوس ...
- کایزر
جوبا : داری با روح پسر و همسرت صحبت میکنی
ماکسیموس : بله
جوبا : به پسرت چی میگی ؟
ماکسیموس : میگم وقتی داره اسب سواری میکنه پاشنشو بالا نگه داره
جوبا : به همسرت چی میگی ؟
ماکسیموس : به تو مربوط نیست ...
هاردی: میخوام ازدواج كنم
لورل: با كی ؟
هاردی: معلومه دیگه, با یه زن. .... مگه تو كسی رو دیدی كه با یه مرد ازدواج كنه ؟
لورل: آره
هاردی : كی ؟
لورل: خواهرم
ميدوني، روزي كه من اون كار رو كردم ...
دو تا تيغ با خودم بردم تو وان حموم
ميدوني چرا؟
چون ميدونستم كه ، به محض اينكه ازم خون بره ضعيف ميشم ...
و نميخواستم تيغ از دستم بيافته و كارم نيمه تموم بمونه
ميتوني تصورش رو بكني؟
ميتوني تصور كني اينقدر از زندگيت متنفر باشي كه ...
بخواهي با خودت يه تيغ يدكي برداري ؟
Kagit evler içinde Ates yakmak gibi isinmak için Sana gelmek böyle iste Parçalanmak milyon kere. O igne sessizligi Bir terzi agzindaki Sensiz olmak böyle iste Niye böyle, niye? Ah olmuyor Ne yapsam olamiyor Hep buzlu yollarin Yürünmüyor, yürünmüyor Ve sen en yanlis kadin Sende kalmak bile bile Yüzünü çizmek gibi su üstüne Adini anmak gizlice. Kagit evler içinde Yanmis her sey düsler bile Peki sen en yanlis kadin Nasil en çok sen acittin? Ah olmuyor Ne yapsam olamiyor Hep buzlu yollarin Dönülmüyor, dönülmüyor
- کایزر
به نظر من نباید از آشتی احمدی نژاد و مصلحی تعجب کرد چون فک میکنم احمدی نژاد این بساط قهر و راه انداخت که هزینهٔ دخالتهای بعدی رو بالا ببره و یجوری خامنه ای رو بترسونه.وگرنه خودشم میدونست مصلحی میمونه
کایزر جان به نظر من حرف شما درسته ولی با این کار که اجتناب ناپذیر هم بود، پرده ها دریده شد و از این به بعد هر کسی به راحتی و در هر زمینه ای به احمدی نژاد حمله می کنه
- سکولارArash
سپاه گفته این استراتژی چالش مدام است و تحمل نخواهند کرد
- الکامپ
اردی خان من تنها شناختم از کردها یه خاطره خیلی خیلی بد از مهاباد بود ولی الان معتقدم اونجا هم مثل همه جا خوب و بد داره که خوباش خیلی بیشترن
- کایزر
همیشه نظرم در باره کردها این بود که آزاده هستند والبته اینجا این نظر راسخ تر شده
- آتشزاد
من که نمیدونم خود کردای عزیز باید جواب بدن :))
- کایزر
کاملا درست اتشزاد واقعا ادمای خوب و رو راستی هستند
- کایزر
مرسی کایزر عزیز، آقا لطف داری... وقتی که تنها رسانه های رژیم طی بیست وسی سال گذشته منبع خبرسانی در مورد کردها بودن و کردها هم از اول انقلاب مخالفان اصلی رژیم، طبیعیه که هموطنانمان صاحب همان نگاهی نسبت به کردها باشند که رسانه های رژیم به مغزشان تزریق کرده
- چیــــا
کردها نه شاخ و دم دارند و نه عجیب غریبند و نه با بقیه ایرانیها فرق دارند... تنها و تنها به خاطر سرکوب بیشتر و خواستهایی که دارند بیشتر مباارزه کردن و این مبارزه هم اگرچه براشون گرون تموم شده اما از طرف دیگه رژیم از کلیت ماجرا به نحو بسیار بد و نامردانه ای استفاده کرده و انواع و اقسام تبلیغات منفی رو در مورد کردها رواج داده
- چیــــا
آن شرلی نمیدونم واللللا.. اصلا نمیدونستم که بلاچو کرد هم هست.. فکر نکنم این اسم کردی باشه
- چیــــا
کاملا حرفتو قبول دارم چیا جان در مورد ضد تبلیغ رژیم در مورد کردها و باهات موافقم
- کایزر
:) در مورد بلاچو هم اگه سوتی دادم بگید اسمشو بردارم
- کایزر
مثلا تجزیه طلبی... همین الان هم بسیاری همین باور القا شده از جانب رژیم رو دارن... الان اگه من کاربر کرد، همین نقشه ای که تو لینک کردی رو میذاشتم، بیست سی نفر بلاک میکردن و چهل پنجاه تایی هم اسکرین شات میگرفتن و باهاش جنجال راه مینداختن و این حرفها
- چیــــا
نمیدونم، احتمال داره بلاچو کرد باشه، ولی مطمئن نیستم، لیبرته، ژوان، آراس، یکی از فریباها، هیوا، میسکی، روژانا، استیره و خیلی های دیگه هستن، برو بچ کرد در فرفر
- چیــــا
درست میگی عزیز من خودمم اعتراف کردم تا قبل از این اسیر این تبلیغات شده بودم
- کایزر
البته سام عزیز فک کنم ایشون از گمکرده راهان و طرفداران رئال باشند که باوجود پنچ کلنگ اخری که بارسا در بازی اخر به قبر رئال زد هنوز به آغوش ملت برنگشتند ویوا بارسا
- کایزر
استخونهات صدای پوکی میدن ، آواز گرگها رو دور آتش دوست نداری استخونهات صدای پوکی میدن و همه گوشهاشون رو با ترس گرفتن من با صدای ستونهای تن تو، میرقصم ، میرقصم من با جفت لبهای خشک و سرد تو، داغ میشم ، میمیرم مزه دستات منو مجنون کرده، بیا بشین کنار من تا شب رو صبح کنیم کش و قوسهات منو وحشی کردن، مثل گرگ دور آتش پنجه تیز کردم من با صدای ستونهای تن تو، میرقصم ، میرقصم من با جفت لبهای خشک و سرد تو، داغ میشم ، میمیرم من با ترکهای زیر پوست تو، آب میشم میمیرم من تو پهنای چشمهای شاکی تو، غرق میشم میمیرم اخم تو ، روی من شلاق میشه توی من فریاد میشه، نمیتونم ساکت شم خنده هات ، مثل تیری تو هدف منو از پا میندازه، چه خوب آزارم میده شکارچی، توی دامت گیر کردم مثل طعمه اسیرم، دلم میخواد بمیرم شکارچی، توی دامم گیر کردی چه طعمه لذیذی، چه شکار شیرینی ...
- کایزر
زیباترین آهنگ مرضیه از نظر من چی بگم وقتی این دیوونه دل بونه می گیره تورو می خواد، تو رو می خواد، چی بگم؟! چی بگم وقتی این دیوونه دل بونه می گیره تورو می خواد، تو رو می خواد، چی بگم؟! چی بگم وقتی که سر می زنه بر دیوار سینه تورو می خواد، تو رو می خواد، چی بگم؟! چی بگم،وقتی که این خون شده از دست تو، هر شب تا سحر فکر تو و، ذکر تو، سودای تو داره تو رو می خواد، تو رو می خواد، چی بگم؟! صبح تا شب پشت گوشش، قصه جور و ستم و ظلم تو می گم قصه آخر نرسیده تو رو می خواد، تو رو می خواد، تو رو می خواد چی بگم؟! یک شب از بس سخن عشق تو گفت، بیرون آوردمش از سینه، گذاشتم زیر پام زیر پام زمزمه نام تو می کرد و بهم گفت: تو رو می خواد، تو رو می خواد، تو رو می خواد چی بگم؟! تو که این فتنه به پا کردی و این دیوونه دل رو اسیر درد و بلا می شه با من ، تو بگی با دل من، من چی بگم؟! یک شب از بس، سخن عشق تو گفت، بیرون آوردمش از سینه، گذاشتم زیر پام تو که این فتنه به پا کردی و این دیوونه دل رو اسیر درد و بلا میشه با من ، تو بگی با دل من، من چی بگم؟! میشه با من ، تو بگی با دل من، من چی بگم؟!
- کایزر
تاييد میشه، همون موقع كه با هم قهر بودن و ليلا حاتمی تراولچك داشت و پول خرد نداشت. آقا به همين مناسبت تعريف كنم از بازی ساره بيات در نقش نظافتكار منزل.
- هايدگر
دقیقا بازی بیات عالی بود تو دادگاه وقتی گفت من از تهمتش بیشتر از افتادن بچم ناراحت شدم عالی بود
- کایزر