آره فکر کنم در دانشگاه مازندران فوق لیسانس می خواند ولی نوشتند دانشجو به معنی عام. من همکلاسش بودم. شما کافه؟
- کاکا
والا اون زمانی که ما ارشد میخوندیم این لیسانسش را میخوند دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران هر موقع هم که یه اتفاقی میوفتاد دو سه روزی بازداشت میشد ما اعتصاب میکردیم سمیه توحیدلو باید یادش باشه
- Cafe
خب من ورودی قبل از شما بودم :) اما من لیسانس رو دانشکده فنی خوندم و انجمن دانشگاه بودم. از سال 82 اومدم علوم اجتماعی
- smtohidlou
من هم 82 امدم. اگر یادتون باشه اون موقع دو سه روز بازداشت شد. یکی از بچه های دانشکده مدت زیادی بود که بازداشت شده بود که اعتصاب غذا کردن بچه ها بعد این هم چند روزی بازداشت شد ولی زود ازاد شد
- Cafe
نه کافه اشتباه می کنی مهدی سال 81 حد اقل 50 روز انفرادی بود و مجبور به اعتراف شد همراه گروهی از بچه های تحکیم
- کاکا
حق با کاکاست. یک گروهی بودن. با امین بزرگیان بازداشت شده بود :)
- smtohidlou
بله مهدی با دوست دیگرم میثم هم سلولی بودند . من با پدر مهدی رفتیم بسط نشستیم در مسجد دانشگاه تهران
- کاکا
من یه جریانی را یادمه که یکی از بچه ها بازداشت شده بود که بعد اعتصاب غذا شد همه سینیهای غذا را اوردن وسط حیاط بعد شیرزاد هم امد سخنرانی کرد همون موقعها بود که سعید عسکر به یکی از خوابگاه های علامه حمله کرده بود
- Cafe
یک تحسن بازداشت دکتر توسلی بود. یکی آغاجری.یکی اعتصاب غضای گنجی .یکی بهنام امینی
- کاکا