The Bazaar of Tabriz is one of the oldest and largest bazaars in the Middle East and is the largest covered bazar in the world, Located in the center of the city of Tabriz, Iran, this spectacular structure consists of several sub-bazaars, such as the Amir Bazaar (for gold and jewelry), the Mozzafarieh (a carpet bazaar), a shoe bazaar, and many more for a variety of other goods. Although numerous new shops and malls have been established in modern times, the Bazaar of Tabriz remains the economic heart of the city and northwestern Iran. Like other bazaars in the Middle East, there are several mosques constructed behind the bazaar, the most notable of which is the Jome' Mosque. Thus, the Bazaar of Tabriz is also used for special Shi'ite ceremonies, such as the Day of Ashura.
- Shahed
بازار تبریز از بزرگترین بازارهای سرپوشیده جهان و یکی از شاهکارهای معماری ایرانی است. این بازار در سال ۱۱۹۳ هجری قمری بر اثر زلزله با خاک یکسان شد، اما طولی نکشید که به همت مردم شهر بازسازی شد. بازار تبریز هم اکنون به طول یک کیلومتر بزرگترین مجموعه به هم پیوسته و مسقف دنیاست و در سال ۱۳۵۴ در فهرست آثار ملی ثبت شدهاست. طاقها و گنبدهای مقرنس بلند آن، سازههای آجری به هم پیوسته، آرایش...
more...
- Shahed
امسال رفتم خووب گشتمش .. البته خیلی هم عکس گرفتم اما حیف قبل ریختنشون رو کامپیوتر دوربین گم شد :(
- حامد
پريسا برازنده پس از تاليف چند كتاب ويژهي كودكان و نوجوانان، سه گانه «تپه گوز» از كتاب «ده ده قورقود» را ترجمه و بازآفريني كرد. - http://isna.ir/ISNA...
"«ده ده» به معناي پدر و پدربزرگ است که بيشتر به ريش سفيدان گفته ميشد. «قورقود» را به آتش مقدّس، کلام مبارک معني کرده اند. البته گروهي نيز آن را از ريشه قورخوت در زبان ترکي به معناي بترسان آوردهاند. چون او راهنما و اندرزگو بود. مردم به حرفهاي او گوش ميدادند و هر مشکلي داشتند، از او راهنمائي ميخواستند. ده ده قورقود در مراسم نام گذاري، عروسي و عزا با ساز خود (قوپوز) شرکت مي کرد و با موسيقي، داستان ها، پندها و دعاها را مي سرود."
- حامد
from Bookmarklet
خان ننه ، هایاندا قالدین/ بئله باشیوا دولانیم/ نئجه من سنی ایتیردیم !/ دا سنین تایین تاپیلماز....سن اؤلن گون ، عمه گلدی/منی گه تدی آیری کنده/من اوشاق ، نه آنلایایدیم ؟ باشیمی قاتیب اوشاقلار/نئچه گون من اوردا قالدیم....http://www.youtube.com/watch...
قاییدیب گلنده ، باخدیم/ یئریوی ییغیشدیریبلار/ نه اؤزون ، و نه یئرین وار/ « هانی خان ننه م ؟ » سوروشدوم/ دئدیلر کی : خان ننه نی/ آپاریبلا کربلایه/ کی شفاسین اوردان آلسین/ سفری اوزون سفردی/ بیرایکی ایل چکر گلینجه.......نئجه آغلارام یانیخلی/ نئچه گون ائله چیغیردیم/ کی سه سیم ، سینم توتولدو......او ، من اولماسام یانیندا/ اؤزی هئچ یئره گئده نمه ز/ بو سفر نولوبدو ، من سیز/ اؤزو تک قویوب گئدیبدیر ؟...... هامیدان آجیق ائده ر کن/ هامییا آجیقلی باخدیم/ سونرا باشلادیم کی : منده/ گئدیره م اونون دالینجا...... دئدیلر : سنین کی تئزدیر/ امامین مزاری اوسته/ اوشاغی آپارماق اولماز/ سن اوخی ، قرآنی تئز چی/ سن اونی چیخینجا بلکی/ گله خان ننه سفردن.....
- Shahed
خان ننه ، کجا ماندی/ الهی دور سرت بگردم/ افسوس که ترا گم کردم/ نظیر تو پیدا نمیشود...... وقتی تو مردی ، عمه آمد/ مرا به دهی دیگر آورد/ من ِبچه ، از کجا می فهمیدم ؟/ بچه ها سرم را گرم کردند/ چند روزی آنجا ماندم......وقتی برگشتم ، دیدم/ رختخوابت را جمع کرده اند/ نه خودت ، نه رختخوابت ، سرجایشان نیستند/ پرسیدم : خان ننه ام کو ؟/ جواب دادند : خان ننه را/ به کربلا برده اند/ تا شفایش را از...
more...
- Shahed
قرارداد لاتاری....قردادی که میان ایران و انگلستان در سال 1267 هجری شمسی (1889 میلادی) توسط دولت قاجار بسته شد.
میرزا ملکم خان در سفر سوم ناصرالدین شاه به فرنگ با پرداخت مبلغی به عنوان رشوه به شخص شاه توانست رضایت او و امین السلطان را برای امضای امتیازنامه تاسیس قمارخانه درایران یا اصصلاحاً قرارداد لاتاری جلب کند.
این قرارداد مابین دولت قاجار و یک تبعه فرانسوی به نام « یوزی دو کار دوئل » که منشی سفارت ایران در لندن بود امضا گردید. دو کار دوئل در حقیقت عامل کار میرزا ملکم خان بود، ملکم ظاهراً از این جهت قرارداد را به نام او اخذ کرد که اگر بعدها مخالفتی پیش آمد طرف دولت ایران، ایرانی نباشد تا به آسانی بتوانند قرارداد را لغو کنند، و ملکم پس از اخذ قرارداد با زد و بندهایی که در بازار لندن داشت توانست امتیاز لاتاری را به سند یکای انگلیس و آسیا با اخذ پیش قسطی به مبلغ بیست هزار لیره بفروشد. اما مدتی از امضای قرارداد نگذشته بود که این قرارداد با مخالفت روحانیون و روشنفکران و مخالفان در ایران روبرو شد و ناصرالدین شاه و امین السلطان هم به دلیل فشار بسیار زیادی که بر آنها وارد شده بود وهم به علت مخالفت آنها با شخص میرزا ملکم خان امتیاز را به بهانه مخالفت آن با شرع به جهت اینکه لاتاری وبازی رولت نوعی قمار بوده و قمار هم از نظر شرع وهم در دید جامعه اسلامی حرام میباشد لغو کردند. وقتی حکم لغو امتیاز لاتاری به دست میرزا ملکم خان رسید آن را پنهان نمود و به کمک عوامل خود امتیاز لغو شده را با دست به دست کردن در...
more...
- Shahed
آداب و رسوم شیرازی- عقايدی در مورد زنان باردار:::اگر زن حامله هر روز يک دانه سيب سرخ دعا خوانده بخورد، فرزندش زيبا می شود. زن باردار هرگز نبايد توت سياه و انجير بخورد. اگر توت سياه خورد بچه ای که خواهد آورد دچار غش خواهد شد و به علاوه طاسه خواهد رفت يعنی رنگش کبود می شود و به سختی نفس می کشد. انجيرموجب سقط جنين است ....
اگر زن حامله اويشن بخورد بچه اش سقط می شود، زن باردار نبايد تنها به جايي برود زيرا آل او را می زند. برای اين که زن حامله احساس تنهايی نکند بايد دعای ام البنون را به گردنش انداخت خوردن آش کارده موجب سقط جنين می شود. اگر زن حامله تا چهل روز بعد از موضوع حمل فوت شود. بهشتی است. مار هرگز زن حامله را نمی گزد. غذاهای پيش از زايمان : همين که زنی آرمه کرد بايد غذاهای مخصوص به او داد ازجمله آنان آش ماست ( پختنی ها) آش غوره، کوفته سبزی، حلوای کاسه . آش آرمه پزان : زمانی که دوره آرمه داری زن حامله بگذرد بسياری از بستگان نزديک او و شوهرش مانند خواهر و مادر يک وعده غذای کامل شامل مرغ سرخ کرده، چلو خورشت، کوفته سبزی، حلوای کاسه، آش و فرنی به نام آش آرمه پزان تهيه کرده و برای ناهار يا شام آن زن و شوهر جوان می فرستند و اين سنت احترامی است به زن حامله و شوهرش . http://eshiraz.ir/main...
- Shahed
گویش شیرازی ...آقو با a کوتاه به معنی پدر و آقو باaa کشيده به معنای آخوند يا يک سيد است...... برای مثال اغلب کلماتی که در فارسی رسمی به مصوت بلند ( a = ا ) ختم می شوند در گويش شيرازی به مصوت کوتاه( o= ـُ ) ختم می شوند مانند با : بو، بالا : بالو، بابا : بابو، حالا : حالو، کاکا: کاکو ..........http://www.eshiraz.ir/main...
هر چند اسکلت الفبايی زبان فارسی در نوشتار و آهنگ اصلی واژه ها در گفتار طی قرن ها کم و بيش پا بر جا مانده، اما ساختار فرعی و اژه ها و جمله ها تحت شرايط اقتصادی و اجتماعی تحولات زيادی را گذرانده است . کلماتی که در فرهنگ مادی مردم زمينه استفاده نداشته مهجور و از رده خارج شده، کلماتی با قبول بعضی تغييرها به جا مانده و کلماتی بيگانه بی هيچ تغيير و شکل خارجی خوددر زبان فارسی کاربرد پيدا کرده است. بی شک پيش از آن که يک زبان به عنوان زبان رسمی در کشوری رايج شود، لهجه های محلی از ارزشی يکسان برخوردارند اما همين که زبانی استاندارد در سرزمينی به وجود آمد، از آن پس ديگر گويش های محلی ارزش های کاربردی و اجتماعی خود را در سطح وسيع کشور از دست می دهند. با وجودی که گويش شيرازی پيوسته رنگ زبان رسمی مملکت رابه خود می گيرد. هنوز هم اين لهجه با لهجه رسمی تفاوت هايی دارد و هنوز هم پاره ای واژه ها ، اصطلاحات و ترکيب هايی در اين لهجه به گوش می رسد که برای غير شيرازی بيگانه است. بسياری از واژه هايي که در گويش شيرازی کاربرد دارند، دقيقاً با همان تلفظ و معنی معمول در شيراز در فرهنگ های معتبر ضبط شده است و...
more...
- Shahed
ذهن نقاد هر چيزي را به راحتي نميپذيرد و يا رد نميكند، بلكه ابتدا در مورد آن موضوع سؤال و استدلال ميكند، سپس ميپذيرد يا رد ميكند. دانستن تفكر نقادانه به ما كمك ميكند تا هنگام تصميمگيري، مسئله را از جوانب مختلف خوب بررسي كنيم، زيرا تفكر نقادانه بر پايه پرسيدن، كسب اطلاعات و استدلال قرار دارد و از تعصب به دور است.
- بخشوده ‹•¿•›™
تمرينهايي براي رشد تفكر نقادانه: تمرين 1 در پايان هر جملهاي كه ميخوانيد علامت سؤال بگذاريد و پاسخ دهيد. تمرين 2 دو جمله متفاوت مطرح كنيد و از گروه بخواهيد دلايلي را براي حمايت هر دو آنها بنويسند. تمرين 3 دو جمله متفاوت مطرح كنيد و از گروه بخواهيد نكات مثبت و منفي آن را بنويسند، پس از بررسي، با هم مقايسه كنيد.
- بخشوده ‹•¿•›™
من به این کلام اعتقاد عجیبی دارم، وضعیت بغرنجی که امروز تجربه میکنیم، بعضاً بخاطر عدم تعهد و مسئولیتی است که در مقاطع زمانی گوناگون از کنار آنها بدون حس تعهد و مسئولیت سنگینی که بر دوش ما سنگینی می کند، بسادگی عبور می کنیم.گرانیگاه شروع فعالیت در عرصه فرهنگ، پایان روندی است که برآیند آن تفرق آراء است.ما به یک هارمونی حداقلی نیاز داریم.چیزی که جامعه روشنفکری ایرانی را گرد هم جمع آورد و آنها را تشویق به تحرک، پویائی و در یک کلام تولید فکر و اندیشه بومی و کاربردی در مسیر توسعه پایدار و بی بازگشت نماید.
- بخشوده ‹•¿•›™
Fwd: تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود ..... سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود//// برو ای زاهد خودبین که ز چشم من و تو .... راز این پرده نهان است و نهان خواهد بود //// - http://www.youtube.com/watch... (از طریق http://friendfeed.com/haamed)
پیوند جایگزین: http://www.box.net/shared... ما درس سحر در ره میخانه نهادیم / محصول دعا در ره جانانه نهادیم :: در خرمن صد زاهد عاقل زند آتش / این داغ که ما بر دل دیوانه نهادیم :: سلطان ازل گنج غم عشق به ما داد / تا روی در این منزل ویرانه نهادیم :: در دل ندهم ره پس از این مهر بتان را / مهر لب او بر در این خانه نهادیم :: در خرقه از این بیش منافق نتوان بود / بنیاد از این شیوه رندانه نهادیم :: چون میرود این کشتی سرگشته که آخر / جان در سر آن گوهر یک دانه نهادیم :: المنه لله که چو ما بیدل و دین بود / آن را که لقب عاقل و فرزانه نهادیم :: قانع به خیالی ز تو بودیم چو حافظ / یا رب چه گداهمت و بیگانه نهادیم (حافظ)
- Tardid
میم نمی دونم چرا من نمی تونم بعضی از این فایلهای تو رو گوش بدم. مثل اینه که آهنگ رو گذاشته باشی رو دور تند. با یک سری فایلهای طرب هم همین مشکل رو داشتم. داستان چیه؟
- Raeeka
من هم دقیقا نمی دونم مشکل چیه. از بقیه خواهش می کنم اگر این مشکل را دارند بگن. حدس می زنم این اتفاق برای فایلهایی می افته که من برای کم کردن حجم، دستکاریشون کردهام. به هرحال این آهنگ فوق العاده را از دست نده. من آهنگ کامل را دو جا آپلود کرده ام و پیوند یکی را در نظر اول گذاشتم. اگر اون کار نکرد از اینجا می تونی فایل را بگیری. لطفا اگر باز هم درست نبود بهم بگو. http://www.megaupload.com/...
- Tardid
سپاس تردید جان. این فایلی که جدید گذاشتی و بارگذاری کردم درست ه.
- Raeeka
جالب بود فقط آخرش ناقص ماند که! میدانی که ترانه ناقص چه بلایی سر آدمیزاد میاره؟ الان باید همه جا رو زیر و رو کنم تا آخر این ترانه را گوش بدهم :)
- reality
آره. می فمم چی می گی. خیلی وحشتناکه :) از پیوند جایگزینی که گذاشته ام در نظر اول می تونی آهنگ کاملش را دانلود کنی که از این هم طولانی تره. اگر راضیت نکرد، امر کن برات کل آلبوم را آپلود می کنم.
- Tardid
یاد اولین روزهایی که این ترانه دراومد بخیر، جدالی بود بین ما یه خدابیامرزی که شجریان سیمرغ است و افتخاری پشه.می بینم که الان نشسته تو بهشت و نی و تارش و کنارش عجب صدایی داشت و ... هی هی، شهیدان خدایی.تو روح و شرف اونی که اولین دروغ تاریخ بشر رو گفت...هیچی تف!
- بخشوده ‹•¿•›™
قادر عبدالله زاده معروف به "قال مه ره" از نوازندگان چیره دشت شمشال کردستان در عین تنگدستی تمام عمرش را با گشاده رویی و با عزت نفس به سر برد و با سازش از دنیا رفت. هوشنگ کامکار با بیان این مطلب ضمن ابراز تاسف از درگذشت این هنرمندن بزرگ خطه کردستان به خبرنگار مهر گفت : قادر عبدالله زاده انسانی والا بود که با پایبندی به اعتقاداتش هیچگاه از مسیری که انتخاب کرده بود منحرف نشد. مدیر هنری گروه کامکارها در ادامه افزود: "قال مره" از بزرگان هنر موسیقی ایران بود که هرگز از سوی هیچ نهاد دولتی حمایت نشد در حالی که اگر او مورد حمایت قرار می گرفت و به ایران و جهان معرفی می شد از چهره ها و بزرگان موسیقی جهان همچون بسم الله خان ، ذاکر حسین و...هیچ کم نداشت.
- بخشوده ‹•¿•›™
نوایی نوایی نوایی نوایی/ همه با وفایند تو گل بی وفایی/ غمت در نهان خانه ی دل نشیند/ بنازی که لیلی به محمل نشیند/ بنازی که لیلی به محمل نشیند/ به دنبال محمل سبک پر قدم زن/ به دنبال محمل ای سبک پر قدم زن /مبادا غباری به محمل نشیند /مبادا غباری به محمل نشیند /نوایی نوایی نوایی نوایی /همه باوفایند تو گل بی وفایی /مرنجان دلم را /مرنجان دلم را /که این مرغ وحشی /ز بامی که برخاست مشکل نشیند /ز بامی که برخاست مشکل نشیند /بنازم به بزم بنازم به بزم /محبت که آنجا گدایی به شاهی مقابل نشیند /گدایی به شاهی مقابل نشیند /نوایی نوایی نوایی نوایی /همه باوفایند تو گل بی وفایی /به پا یت خلد خار آسان برارم /چه سازم به خاری که بر دل نشیند /به دنبال محمل چنان زار گریم /که از گریه ام ناقه در گل نشیند /خوشا کاروانی که شب راه طی کرد /دم صبح اول به منزل نشیند /الهی بر افتد الهی بر افتد /نشان جدایی جوانی بگذرد /تو قدرش ندانی /ای جوانی بگذرد تو قدرش ندانی /نوایی نوایی نوایی نوایی /همه باوفایند تو گل بی وفایی /نوایی نوایی نوایی نوایی /همه باوفایند تو گل بی وفایی
- Shahed
جمالالدین ابومحمد الیاس بن یوسف نظامی معروف به نظامی گنجوی (۵۳۷ - ۶۰۸ قمری) بزرگترین داستانسرای ایرانی منظومههای حماسی عاشقانه به زبان فارسی است که سبک داستان محاورهای را وارد ادبیات داستانی منظوم فارسی کرد. http://fa.wikipedia.org/wiki...
- Shahed
"و این منم/ زنی تنها/ در آستانه فصلی سرد/ در ابتدای درک هستی آلوده ی زمین/ و یأس ساده و غمناک اسمان/ و ناتوانی این دستهای سیمانی/ . زمان گذشت/ زمان گذشت و ساعت چهار بار نواخت/ ساعت چهار بار نواخت/ امروز روز اول دی ماه است/ من راز فصلها را میدانم/ و حرف لحظه ها را میفهمم/ نجات دهنده در گور خفته است/ و خاک ، خاک پذیرنده/ اشارتیست به آرامش/ زمان گذشت و ساعت چهار بار نواخت/ در کوچه باد میآمد/ در کوچه باد میآمد/ و من به جفت گیری گلها میاندیشم/ به غنچه هایی با ساقهای لاغر کم خون/ و این زمان خسته ی مسلول/ و مردی از کنار درختان خیس می گذرد/ مردی که رشته های آبی رگهایش/ مانند مارهای مرده از دو سوی گلو گاهش/ بالا خزیده اند و در شقیقه های منقلبش آن هجای خونین را/ تکرار می کنند/ -سلام/ - سلام/ و من به جفت گیری گل ها میاندیشم/ در آستانه فصلی سرد/ در محفل عزای آینه ها/ و اجتماع سوگوار تجربه های پریده رنگ/ و این غروب بارور شده از دانش سکوت/ چگونه می شود به آن کسی که میرود اینسان/ صبور ،/ سنگین ،/ سرگردان ./ فرمان ایست داد ./ چگونه می شود به مرد گفت که او زنده نیست ، او هیچوقت/ زنده نبوده است./ در...
more...
- Shahed
from Bookmarklet
آمد اما در نگاهش آن نوازشها نبود / چشم خوابآلودهاش را مستی رویا نبود :: نقش عشق و آرزو از چهرهی دل شسته بود / عکس شیدایی در آن آیینهی سیما نبود :: لب همان لب بود اما بوسهاش گرمی نداشت / دل همان دل بود اما مست و بیپروا نبود :: در نگاه سرد او غوغای دل خاموش بود / برق چشمش را نشان از آتش سودا نبود :: دیدم آن چشم درخشان را ولی در این صدف / گوهر اشکی که من میخواستم پیدا نبود :: برلب لرزان من فریاد دل خاموش شد / آخر آن تنها امید جان من تنها نبود :: جز من و او دیگری هم بود اما ای دریغ / آگه از درد دلم زان عشق جانفرسا نبود :: ای نداده خوشهای زان خرمن زیباییام / تا نبودی در کنارم زندگی زیبا نبود :: ابوالحسن ورزی
- Tardid
نه، همه شب نالم چون نی .... چو کاروان رود، فغانم از زمین، بر آسمان رود ....، تو ذهنت مرورکن! چن تا ملودی به زیبایی عوض میکنه!
- ســــتــوده
فهمیدم :) می دونی چیه. فکر کنم تو این آهنگ را با آهنگی که بنان خونده اشتباه گرفته ای. برای همین من هم گیج شدم. چون همین شعر را بنان در دستگاه اصفهان خونده. اما این را یک خانمی (فکر می کنم در دستگاه اصفهان) خونده که متاسفانه من مطمئن نیستم کیه. چون توی آرشیوم پیداش کردمش و جست و جوهام هم نتیجه نداد. ولی من باهات موافقم. آهنگ کاروان بنان فوق العاده است.
- Tardid
گند زدم! نشنیده شروع کردم به سوت زدن کاروان به روایت خودم! بدون اینکه اینو بشنوم، شلمنده ...
- ســــتــوده
دانلودیدم، زیباست، اصفهانه قاعدتن این هم
- ســــتــوده
خرابم کردی به هر حال، کاروان میشنویم، باید به خودم فحش بدممممممممممممممممممممممممممممممممممم
- ســــتــوده
تو هم با این استاد و دکتر گفتنهات خوب من را دست می اندازی استاد امیر. مصدق خیلی عاشقانه است. تو این آب و هوا نمی طلبه. اما علی الحساب در راستای کامنت توهین آمیز من و کامت تهدیدآمیز آخر تو این شعر از مصدق را داشته باش :دی : سخن از مهر من و جور تو نیست // سخن از متلاشی شدن دوستی است // و عبث بودن پندار سرور آور مهر
- Tardid
قلعه رودخان یا قلعه حسام نام قلعهای تاریخی در ۲۰ کیلومتری جنوب غربی شهر فومن در استان گیلان است. برخی از کارشناسان، ساخت قلعه را در دوران ساسانیان دانستهاند. این قلعه با ۲٫۶ هکتار مساحت بر فراز ارتفاعات روستای رودخان قرار دارد. دیوار قلعه ۱۵۰۰ متر طول دارد و در آن ۶۵ برج و بارو قرار گرفته شدهاست. در دورهٔ سلجوقیان این قلعه تجدید بنا شده و از پایگاههای مبارزاتی اسماعیلیان بودهاست. بر روی سردر ورودی آن درج شدهاست که این قلعه در سال ۹۱۸ تا ۹۲۱ هجری قمری برای سلطان حسامالدین امیردباج بن امیر علاءالدین اسحق تجدید بنا شدهاست. این کتیبه در موزهٔ گنجینهٔ رشت نگهداری میشود. این قلعه در ارتفاعی بین ۶۶۵ تا ۷۱۵ متر از سطح دریا واقع شدهاست و در کنار آن رودخانهای با همین نام جاری است. پارک جنگلی منتهی به قلعه رودخان قلعه رودخان از نظر زمین شناسی در منطقه ای بنا شده است که تقسیم بندی زمین شناسی به مجموعه گشت شهرت دارد و طبق بررسیهای اشتوکلین شامل دو فاز دگرگونی است. اولی مربوط به پرکامبرین-پالئوزوئیک با شدت دگرگونی بالا است و دیگری به زمان مزوزوئیک و با شدت دگرگونی پایین مطلق است. با...
more...
- Shahed
پرچم کره ی جنوبی که با نام تا گِگِکی در میان کره ای ها شناخته می شود، از علامت تائه گیگ در وسط و4 خط در اطرافش تشکیل شده است. رنگ قرمز نماد یانگ و رنگ آبی نمادی یین است که تداعی کننده ی 2 اصل گیتی در فلسفه باستان هستند. یین اصل زن، تاریک و منفی و یانگ نماد مرد به معنای روشنایی و مثبت بودن است
نماد 3 خطی بالا سمت راست به معنای آب، پایین سمت راست به معنای زمین، پایین سمت چب به معنای آتش و بالا سمت چپ به معنای بهشت است. گفتی است تمام کره ای ها هم اکنون نیز، به شیوه سنتی ازدواج می کنند. هر گروه کوچک رهبری دارد که آن را رهبر انتخاب می کند چه کسی با چه کسی ازدواج کند، ازدواج خارج از آن گروه امکان پذیر نمی باشد.
- Shahed
دوستان مطالب بسیاری دارم، اما واقعا دوست ندارم در این موقعیت بذارمشون. اصلا و ابدا. مسائل خیلی مهم تری از مسئله فرهنگ داریم ما الان. به همین خاطر اولویت کاری نیست کار فرهنگی
- Shahed
و یکی از حسن بصری پرسید که:
چگونه ای؟
گفت:
چگونه بود حال کسی که با قومی در دریا باشند، کشتی بشکند و هرکسی بر تخته ای بماند؟
گفتند:
صعب
گفت:
حال من چنان است. http://tarab.tardid.net/?p=703
"هيچ جاي دنيا تر و خشك را مثل ايران با هم نميسوزانند. پس از پنج سال در به دري و خون جگري هنوز چشمم از بالاي صفحهي كشتي به خاك پاك ايران نيفتاده بود كه آواز گيلكي كرجي بانهاي انزلي به گوشم رسيد كه «بالام جان، بالام جان» خوانان مثل مورچههايي كه دور ملخ مردهاي را بگيرند دور كشتي را گرفته و بلاي جان مسافرين شدند و ريش هر مسافري به چنگ چند پاروزن و كرجي بان و حمال افتاد. ولي ميان مسافرين كار من ديگر از همه زارتر بود چون سايرين عموما كاسبكارهاي لباده دراز و كلاه كوتاه باكو و رشت بودند كه به زور چماق و واحد يموت هم بند كيسهشان باز نميشود و جان به عزرائيل ميدهند و رنگ پولشان را كسي نميبيند. ولي من بخت برگشتهي مادر مرده مجال نشده بود كلاه لگني فرنگيم را كه از همان فرنگستان سرم مانده بود عوض كنم و ياروها ما را پسر حاجي و لقمهي چربي فرض كرده و «صاحب، صاحب» گويان دورمان كردند و هر تكه از اسبابهايمان مايهالنزاع ده راس حمال و پانزده نفر كرجي بان بيانصاف شد و جيغ و داد و فريادي بلند و قشقرهاي برپا گرديد كه آن سرش پيدا نبود. ما مات و متحير و انگشت به دهن سرگردان مانده بوديم كه به چه...
more...
- Shahed
from Bookmarklet
موزه آذربایجان در شهر تبریز و در جوار مسجد کبود واقع شدهاست و دارای سه طبقهاست. طبقه زیرین مجسمههای احد حسینی را در خود جای داده که زندگی انسان در عصر حاضر را به نمایش گذاشتهاست.طبقه اول مربوط به اشیاء قدیمی است که قدمت آنها به پیش از تاریخ تا زمان قاجار برمیگردد. طبقه دوم دارای اشیاء قدیمی و نیز دارای گنجینه سکه میباشد....
هیجان انگیزترین خاطرات دوران دبستان من در رفتن با دوستان از مدرسه و رفتن به موزه بود به صورت قاجاق و بدون بلیط! همیشه هم به عضق دیدن مجسمه ها..... با اینکه شبش از ترس خوابم نمی برد
- حامد
لینک ویدیو نیامده گویا... ویدیو رو هم ببینید در کامنت بالا
- حامد
من کل ایران رو سیر گشتم.همیشه به همه گفتم که احمقن که میرن شمال گردش در حالی که حوالی تبریز واقعا مناظر بی نظیری داره و امکانات مناسب.من تو ایران زندگی نمی کنم که بتونم با بچه هام آروم صحبت کنم.اهل موزه هم نبودم چون دلم می خواد راجع به یه چیزی اول بدونم بعد برم سراغش.
- بخشوده ‹•¿•›™
دیدم فیلم رو جالب بود.اینکه تو از این مجسمه ها میترسید هم جالب بود.چون من تو بیداری ازشون میترسیدم.هنوزم آدم ترسویی هستم.البته از جنازه و مجسمه نمی ترسم ولی از خیلی چیزهای دیگه میترسم.چیزهای زنده:)))
- بخشوده ‹•¿•›™
"موسيقي مقامي (موغامي) يادگار جلوههاي زيبايي از فرهنگ ديرينه مشرق زمين است ،كه از تحريف و دگرگوني اعصار مصون مانده . نغماتي در موسيقي”موغامي“ پيدا ميشود كه به عهد باستان برميگردد. مجتبي قيطاني ،محقق حوزهي موسيقي سنتي خراسان با بيان مطلب فوق گفت: در كتاب لغت موسيقي نوشته” افراسياب بيگ لي” كلمهي مقام كه به صورت موغام يا مغام هم نوشته ميشود، به عنوان مجموعهي صداها و پردههاي مختلف كه بر اساس يك كوك واحد و در محور آن ميگردند، تعريف شده و از آن به عنوان بالاترين مرحلهي خلاقيت در تركيب ساز و آواز ياد شده است. وي ادامه داد: آنچه مد نظر هنرمندان و مردم اين منطقه است ،”موغام“ ميباشد كه در باور مردم خرسان از شان و منزلت بالايي برخورداراست و به ديده تقدس به آن مينگرند و به مصداق هنر عامه، آفريننده مشخصي ندارد و تمام افراد جامعه در شكلگيري و نقل روايت آن سهم دارند. قيطاقي دربارهي تاريخ و قدمت موسيقي موغامي گفت: تاريخ موسيقي اين سرزمين به زمان كوچ آرياييها به ايران برميگردد و در پارهيي از نقاط برخي از نغمهها به صورت بكر و دست نخورده، حكايت از يك اصالت باستاني دارد و اگر براي...
more...
- Shahed
from Bookmarklet
"این کتاب حکایت نویسنده است که با مقدمه ای زیبا تصمیم می گیرد برای دومین بار عازم مکه شود. در این سفر حاج خانم نیز ایشان را همراهی می کند و باقی ماجرا... نوشته ها در نهایت سادگی و صداقت باطن نوشته شده اند. و این مرد باصفا ٬ آن چه را که در دل داشته نوشته. گذشته از بعضی اظهار نظرها و بیان عقایدی که در لابلای مطالب آورده اند مخصوصا بحث شیعه و سنی وجاهای دیگر واقعا نثری بسیار جذاب دارد این کتاب. و حس حاکم بر آن را اگر درک کنی واقعا از ته دل می خندی! البته خب با توجه شرایط آن موقع و جو حاکم بر دوره نگارش کتاب چیز غیر منطقی و بی ربطی در آن یافت نمی شود. به علاوه اگر شخصیت نویسنده را به عنوان شخصی بی طرف و صاف و صادق به متن اضافه کنیم. خاطره خوبی بود این کتاب. متنی پر از ضرب المثل ها و اصطلاح ها و داستان های کوتاه و خواندنی. حکایت سفر زنده یاد جعفر شهری به خانه خدا در فروردین ۱۳۵۴ شمسی !"
- Shahed
from Bookmarklet