Sign in or Join FriendFeed
FriendFeed is the easiest way to share online. Learn more »
MAS
MAS
وه چه بی‌رنگ و بی‌نشان که منم/ کی ببینم مرا چنان که منم/ گفتی اسرار در میان آور/ کو میان اندر این میان که منم/
کی شود این روان من ساکن/ این چنین ساکن روان که منم/ بحر من غرقه گشت هم در خویش/ بوالعجب بحر بی‌کران که منم/ این جهان و آن جهان مرا مطلب/ کاین دو گم شد در آن جهان که منم/ فارغ از سودم و زیان چو عدم/ طرفه بی‌سود و بی‌زیان که منم/ گفتم ای جان تو عین مایی گفت/ عین چه بود در این عیان که منم/ گفتم آنی بگفت‌های خموش/ در زبان نامده‌ست آن که منم/ گفتم اندر زبان چو درنامد/ اینت گویای بی‌زبان که منم/ می شدم در فنا چو مه بی‌پا/ اینت بی‌پای پادوان که منم/ بانگ آمد چه می دوی بنگر/ در چنین ظاهر نهان که منم/ شمس تبریز را چو دیدم من/ نادره بحر و گنج و کان که منم/ - MAS
این منتهای دیوانگیه - MAS
پووریا جان اینم میشه پویید و پالایید ببینیم چی دستگیرمون میشه ها - MAS
واي نمي دوني مسعود/ نمي دوني اين مولانا با من چي كارا كرده! ديووونه ي زنجيري - Moghamer
روانی این چنین ساکن روان که منم کلا این شعر گیج میکنه منو اسمایلی اعتراف - MAS
پووریا جان بی خیال تو هم نکته بینی میکنی ها :دی - MAS
حالا ميام پيشت و واست غزليات شمس مي خونم بفهمي با من چي كا كرده - Moghamer
ممنون. خيلي خوبه:) - وارش