دوستان سلام بنده رو پذیرا باشید! اینجانب برای اولین بار اقدام به ساخت یک ویدئو کلیپ برای گروه کیوسک کردم! این کلیپ برای مسابقه انتخاب شده و در رای گیریست! گویا دوستان مدام در حال بالا بردن رای هاشون به طرُق مختلف هستن :) بنده قصد تقلب ندارم! از شما دوستانِ فرفری تقاضای حمایت دارم :) کلیپ شماره 002 متعلق به بنده ی حقیر می باشد :))
اگه درست به این قسمت نگاه کنید میبینید که پرهام یه خالکوبی رو گردنش داره و هر دفعه که ما ازش پرسیدیم :پرهامب این چیه ؟ مارو پیچوند در واقع این همون لوگوی سیری که اون موقع هنوز اپل سیری رو نخریده بود... #پرهام_فییک
چی میگی تو؟ تو فقط نشون دادی که داری میخوری!!! باید قبول کنی که فیک هستی پرهام ... / بی بی مریم آره کرمونه البته پ نه پش هم میشه نه جاپونه :دی
- Diaze.Holmes
یکی از بهترین اتفاقاتی که صبح یه روز سرد زمستونی که داری میری سر کار می تونه برات بیافته اینه که یه دوست رو ببینی ... یه دوست واقعی ... یه چیزی مثه یه همنورد
من نبودم ها مونا دقت کن!!! گفت یه چیزی مثه یه همنورد :دی
- Omid da Vinci
آهان یعنی کسی رو ندیده .. ولی دوست داشته همنورداشو ببینه .. من قبلا گفتم ادبیاتم خوب نیست :دی
- mona
البته من یه روز گرم تابستونی داشتم از سر کار برمیگشتم سینا رو دیدم، خیلی خوب بود :)) با اینکه با شرایط فید کاملا برعکس بود ولی خیلی خوشحال شدم :) اسمایلی تایید فید
- Hasan Farahani
دیروز منیره منو دیده بود ... داشتم آب میریختم تو مخزن شیشه شور ماشین ... وسط بارندگی و گل و شل ... البته متاسفانه من ندیدمش ... بعداً بهم اس ام اس زد ... در همین حد هم حسش خیلی خوب بود :)
- عندلیبان
اون نیم الف کنار الف رو بیشتر فاصله بده. اون شکل زیر میم رو هم .... اون نیم دایره زیر ن رو بچرخون که گودیش بیشتر به سمت بالا باشه. اون گل ۴ پر سمت چپ رو هم بیار پایین تر .... در کل خیلی بهتر شد
- monire
آرش پارسیس@ مثلا واس این..اول فیلمشو دانلود کردم..بعد با کانونتور اون قسمت مشخصو از توش درآووردم..بعد با یه کانونتور دیگه فیلمو تبدیلش کردم به فایل گیف..حالا آپلودش هم توی یه سایت دیگه و وصل کردن به فرفر که اینجا نشونش بده خودش داستانیست مفصل :دی
- معــیـن
مایه شرمساریه یک دونه صندلی درست و حسابی ندران به مهموناشون بدن! بعدشم از این زنیکه مجریه تعجب می کنم به جای اینکه بره مهمونش رو از زمین بلند کنه به فکر رو آنتن بودنه! واقعا که آدم می مونه چی بگه؟
- Nemo
حتما داشته دری وری در رابطه با ساعات زاد و ولد و احادیث می گفته صندلی دیگه طاقت نیاورده :)
- Mosen / Slayer
وقتی هر ننه قمری رو ورمیدارن می کنن مجری همین میشه دیگه . من و تو که بیننده هستیم می خندیم این زنیکه مجریه یعنی باید حواسش به کارش باشه غیر حرفه ای بودن خودش رو می رسونه. واقعا دلم واسه مردمی که تو ایران باید این مزخرفات رو نگاه کنن و این آشغالها رو تحمل کنن می سوزه.
- Nemo
من تو اتاقم بودم که یهو دیدم مامانم که داشت تلویزیون نگا میکرد زد زیر خنده:))
- عــــــمــــــاد
امپی قابل شوما ر نداره.. میسی تو این شرایط قرار نگرفتی که درکش کنی .. حسین عاره شپرد ها وولا مملکت اسلامیه نا سلامتی چی خیال کردی پ :دی
- معــیـن
من تو شرایطی قرار گرفتم که جفت پام رفت رو هوا و چند ثانیه روم نشد برگردم بالا، این اتفاق تو آمفی تئاتر دانشگامون افتاد :|
- میسی
میسی :))) من چند وخ پیش این پشتی صندلیم شکست از پشت رفتم گلاب به روتون عین چیز پخش شدم همون جوری که گفتی قومبول و پام رفت در فراز اسمان با پشت کله اومدم پایین ..اینم جسده مرحوم صندلیم http://m.friendfeed-media.com/ec60165...
- معــیـن
چادر سیاه میبینم یاد هر چی سیاهی و پلیدی است میفتم از دیدن افتادنشون لذت میبرم. حالم از دورویی بهم میخورد این دختره نه به اون آرایشش نه به اون چادر خاله اش
- Donya Gozar
یادش یه خیر پارسال همین موقع ها بچه ها دنبال خبر از نازنین بودن که بدنیا اومد؟ نیومد؟ تکلیف #شام چی میشه و ... :دی یه روزی هم خود نازنین میاد فیدای این روم را لایک میزنه :) تولدش مبارک
مخصوصن از حواسپرت، دی آگنوستیک عزیز که آنجا خطاب به یکدیگر چند کامنت رد و بدل کرده بودیم.
- سیاوش
آرام باش، پنجرهی جدیدی را که از صبح تا به حال چندبار بالا و پایین کردهای برای لحظاتی ببند. آنجا، دکمهی ضربدرِ قرمز، نشانهی هشدار!
- سیاوش
تصویرِ منتشره از گلشیفته فراهانی، نه به نیت تابوشکنی و مبارزه با هستهی سخت سنتهاییست که رژیم به آن تکیه کرده و نه به قصد تضعیف جنبشهایی که خود او نیز در این مدت یکی از همراهانش بوده. هماکنون او یا عضو کوچکی است از دنیای هالیوود، یا میخواهد با قبول الزامات آن راه خود را برای رسیدن به آن هموار کند. دنیای تبلیغات و غوغا، دنیای مدل و عکس و فیلم، شهرت و ثروت. او برای رسیدن به جایگاهی...
more...
- سیاوش
سیاوش جان این حرکتها یک اقدام هر اندازه شخصی هم که باشند و کومرسیل، بد هم نیستند به عنوان دل خنک کنک و حس گلوبالیزه شدن و تعلق به دنیای آزاد :)، برای ما بیشمار تابوزدگان شاید! هر چند هم که نیت شخص اعتراض نباشد.قسمت دوم سخنت که صد در صد درست و صد البته پذیرفتنی است
- sormeh
مطلب به جایی بود. انتخاب عکس هم که عالی است
- آکریم
برادر به روم ایرانیان فرفر لطفا فید ندید - این جماعت 7 تو منی فیدها را نابود میکنند
- رامتین-Ramtin
سیاوش جان، فکر کنم تو منظورت اینه که گلشیفه کاری برای آزادی ما نکرده و ما برای دفاع ازش در برابر هجمه روانی متحجران وظیفه ای نداریم، در حالیکه در برابر زندانیان سیاسی که نه فقط برای خودشون که بیشتر برای احقاق حقوق مدنی بقیه حرکتی کردند، بیگناه در زندان هستند و ما نسبت به اونها دین داریم. درست می گم؟
- حواس پرت
ایول سیاوش جان - ایده اسکناس نویسی جدید
- ☼خُرّمدین
از آن شیرزن هم یادی میکردی سیاوش جان: شیوا نظر آهاری
- آرش خان
خواستم، اما پشیمان شدم. مطلب به درازا میکشید. به یاد برداشتن حجاب نسرین ستوده هم بودم و حتا به یاد نپذیرفتن چادر، در زندان.
- سیاوش
حواسپرتجان، در کامنتهای فیدی که به اشتباه حذف شد هم گفتم. موضوع بر چیرهگی جریان کماهمیت بر جریان پراهمیت است. در مورد هجوم متحجرین نیز آن اندازه بدان گروه انتقاد وارد است که بر گروه مقابل (که در پی اسطورهسازی از گلشیفته هستند) وارد است.
- سیاوش
محض اطلاع و بی قضاوتی. | عباس معروفی: عدهای هم يک مخلوط سياسی هنری درست کردند که «گلشيفته را رها کنيد! پرستو و مرضيه زير ضرب عقدههای جنسی بازجوهای اوين ماندهاند!» http://balatarin.com/permlin...
- درنگ
با احترام، من به طور کلی با این منطق مشکل دارم که برجسته شدن و بازتاب پیدا کردن یک کنش به شکل گذرا و محدود را معیاری برای بی اعتنایی به سایر اتفاقات مهم اما مسبوق به سابقه بگیریم و بالاتر از آن حکمی بر این اساس دهیم. آن هم وقتی که از قضا در هر دو مورد، در اینجا کار گلشیفته که دست کم وجهی از آن (نه "همه" آن)هجو و فروریختن ارزشهای جعلی تزریقی حکومت اسلامی است و زندانی شدن آن دو شیر زن در...
more...
- وارش
در مورد بخش اول کامنت ات من تصور کنم این صرفن یه تکنیک ه برای جلب مخاطب به موضوعی که ممکن ه اصلن نشنیده. یا حواسش بهش نبوده. با چسبوندن خبر مظلومیت این دو نفر به جنجال گلشیفته عده ی بیشتری احتمالن متوجه ش شدند. شاید الزامن قصد نفی یا بی اهمیت جلوه دادن کار اون یا هیجان خبری مربوطه و فایده های احتمالی ش نبوده
- درنگ
درنگ جان؛ به گمانم درست متوجه منظورت نشدم. من کامنتم در انتقاد به زاویه نگاه این مطلب است که "گلشیفته را رها کنید! ...". منظورت این است که این منطق آشنا بر خلاف ظاهرش تلاش دارد تا با استفاده از ظرفیتهای ایجاد شده به خاطر یک اتفاق ثانویه،عده ی بیشتری را احتمالن متوجه اتفاق مهم اولیه، مثلن زندانی شدن آن دو خبرنگار شیر زن، کند؟ به گمانم با توجه به ایجاد سوء تفاهمهای احتمالی این روش، شاید...
more...
- وارش
درنگ جان ممنون از اینکه لینک مطلب عباس معروفی را اینجا گذاشتی. سرجمع نگاه معروفی، یک حمایت حرفهای از یک بازیگراست، در برابر حملههایی که به او شده. من دقیقا نمیدانم حمله کنندگان از چه طیفهایی تشکیل شدهاند، لابد از مسلمانهای افراطی تا بخشهایی از اصلاحطلبان وابسته به ساختار حکومت و نمایندگان و مدافعان محافظهکار سنت. این دفاع در جای خود کاریست درست. اما همین دفاع خودش دارای...
more...
- هدایت
من با داوری مبتنی بر «نیت خوانی» که در این نوشته بود، اصلاً موافق نیستم... سیاوش عزیز را به بازخوانی انتقادی آنچه نگاشته است دعوت می کنم...
- مصائب آنا
سپاس پلارعزیز، دوستِ قدیمی. حتمن و با کمال میل. ضمنن بازخوردِ مطلب موجبِ نوشتن دوباره است اما در فضایی آرامتر.
- سیاوش
سیاوش عزیز؛ نکته اول آنکه اگر منظور شما در این نوشته فضای مجازی باشد، در صورت نپرداختن به موضوعات روزمره ای نظیر اتفاق اخیر، توجهات به آن سمتی که مد نظر شماست، نخواهد رفت. اگر هم به موج ایجاد شده در مورد کار گلشیفته و پیامدهای محدود آن نظیر تک و توک نقدهای کارگشا در مورد شکستن تابوهای حکومت و فرهنگ ایرانی و هجو ارزشهای دروغین حکومت اسلامی در فضای مجازی پرداخته نشود، شاید چیزهایی نظیر...
more...
- وارش
وارشجان، من تازه از بیرون برگشتم. هنوز نظرات و حتا مطلبِ استاد معروفی را نخواندم. ببخش اگر در پاسخ کمی تعلل میکنم.
- سیاوش
نامهی معروفی را یکبار خواندم. آخر معروفی هم که تفکیک کرده ماجرا را. من خیال میکنم معروفی متن را نخوانده و تنها به تیتر توجه داشته. ما که اصلن چنین موضع گیری وجود نداشته که گناه زندانی شدن مرضیه و پرستو را به گردن گلشیفته انداخته باشیم یا که خواهان سدِ راه هنری گلشیفته باشیم. دریافتِ غلطی است متاسفانه...
- سیاوش
معروفی کجا ادعا کرده که شما زندانی شدن مرضیه و پرستو را به گردن گلشیفته انداختید یا خواهان سد راه هنری او شدید؟
- مدرنیته
اینجا: «عدهای هم يک مخلوط سياسی هنری درست کردند که «گلشيفته را رها کنيد! پرستو و مرضيه زير ضرب عقدههای جنسی بازجوهای اوين ماندهاند!» تماشای هنر الزام مبارزه را کم نميکند. يا به عبارتی ديگر، مبارزه کردن و قربانی دادن لزوماً به تعطيلی هنر نميانجامد. » و اینجا: «به شما خرده گرفتند که «در زمانی که پرستو در زندان زير فشار بازجويی است...» وای بر ما! انگار گلشيفته باعث زندانی شدن پرستو يا مرضيه بوده است.»
- سیاوش
اتفاقا مشکل در متن است و نه در تیتر... من پیش فرض های شما را در تقلیل دادن عمل گلشیفته آن هم با روش «نیت خوانی» نفهمیدم... برای فهم کنش، نباید فقط در کنشگر یا اراده و نیت او متوقف ماند... باید به فضای مفهومی کنش توجه کرد... این چیزی بود که در متن شما غیبتش را احساس کردم...
- مصائب آنا
حالا فقط هنرمند میتونه لخت بشه؟ یا معروفی نیتخوانی (هنر) نکرده؟.
- myopinion
سیاوش جان، این حرف سطح اهمیت مسائل رو که مطرح کردی، من رو دقیقا به یاد کسانی می ندازه که اول انقلاب در واکنش به اجباری شدن حجاب برای زنان گفتن که در برابر هزار مشکل دیگه (که قطعا خیلی هاشون مثل زندانی بودن انسانهای شریف و بیگناه خیلی جدی بودند) این مسئله مهمی نیست و چرا مثلا به جای اعتراض به اعدامها به بی حجابی اعتراض می شه؟ الان می شه تیتر زد "حجاب را رها کنید! امیر انتظام در زندان است" در حالیکه تجربه نشون داد که بدون مبارزه با ذهنیت حجاب باور جامعه، زندانی شدن امیرانتظام هاادامه خواهد داشت
- حواس پرت
حواسپرت جان. در مثالی که آوردی سکوت کردن در برارب تحمیل حجاب به بهانه احیای حقی دیگر رو نمی شود با این موضوع مقایسه کرد. در تحمیل حجاب، حقی در حال ضایع شدن هست و در مثال گلشیفته اصولا حقی ضایع نشده و این مقاله کسی را دعوت نکرده که بر ضایع شدن حق دیگران سکوت کند که حقی دیگر را احیا کنند.
- آکریم
ضمن اینکه با کلیت بحث معروفی موافقم ، به نظرم در اشاره ها و مصداق هایی که آورده و از جمله اشاره ای که به این متن کرده کمی ارتباط برقرار کردنشان برایم سخت و غیرمنطقی هست. اتفاقا مقدمه مقاله برای پرهیز از این برداشت بود که به نظرم دیده نشده
- آکریم
آکریم، چرا فکر می کنید که حقی از گلشیفته ضایع نشده؟ حق اختیار بر بدن، حقی است که از تمام زنان ایرانی دریغ می شه، گلیشفته کسی است که جرات کرده (به هر دلیلی) این حق رو مطالبه بکنه، در مورد حجاب هم همینه، خیلی ها مثل شما که اعتقاد دارید اصولا حقی از گلشیفته ضایع نشده، اون موقع می گفتن که حجاب حقی از زنان ضایع نمی کنه. الان هم دقیقا برداشتم از این نوشته همین هست که در کامنت اولم گفتم، سیاوش...
more...
- حواس پرت
حواسپرت جان. گلشیفته از حق اختیار بر بدنش محروم هست؟ خوشبختانه تا حد زیادی این حق را بر بدن خودش دارد و این حق رو هم استفاده کرده . گلشیفته یک کار حرفه ای انجام داده و این رو باید در کانتکست هنری-حرفه ای خودش دید. اگر کسی دنبال این هست که از این کار او چیز دیگری در بیاورد مجاز هست ولی خیلی منطقی نیست. بر خلاف کار ماجده که یک کار اعتراضی بود و نمادهای اعتراض در آن واضح و مشخص بود،...
more...
- آکریم
راستی سیاوش، داستان حیای ایرانی در نامه معروفی چیه؟
- آکریم
حیای ایرانی آکریم جان مثل اینهمه حمید ایرانی، شهین ایرانی، بابک ایرانی، نسترن ایرانی، کوفت و زهرمار ایرانی.... است که در فیس بوک اسم خود را ایرانی گذاشته اند تا رد گم کنند. حیای ایرانی هم اسم مستعار است. :)
- آرش خان
آقا یه توضیح من بدهکارم به شما، عمده دلیل ِ چسبوندن ِ لینک ِ حرفای عباس ِ معروفی (با جواد ِ پیانیست اشتباه نشود-آکریم جان :دی) علاقه ی ویژه ی سیاوش بهش بود. تا مطلب رو دیدم و اشاره اش به همین تیتر، یاد ِ سیاوش افتادم و گفتم بد نیست ببینه. جدی قصد ِ قضاوت نداشتم
- درنگ
منظورم همان عباسشون بود :) پیش میاد از این سوتیهای لپی. تقصیر جواد است که در پس زمینه ذهن ما/من حضور قویتری دارد. مرسی به هر حال درنگ
- آکریم
حواسپرتِ عزیز، درسته که در مثل جای مناقشه نیست اما نه دیگه در این حد :) خوشبختانه در این میان حقی از گلشیفته ضایع نشده. این صحیح که برخی اسلامگرایان او را بابت استفادهی بهجا از حق خود، سرزنشش میکنند اما آن بحثِ دیگری است. دقیقن مطلب سعی در تفکیکِ ماجرا داشته. تفکیکِ رویکردِ هنری-تجاری از این رویکردِ سیاسی-اجتماعی که پیش آمده. حالا برخی دوستان با این تفکیک مخالفند، همانند پلارِ عزیز. که در ادامه توضیح خواهم داد.
- سیاوش
با آرشخان مخالفم. خیال میکنم معروفی خواسته بنویسد «احیای ایرانی» یا «احیای روح ِ ایرانی» به اشتباه «ا» جامانده و شده «حیای ایرانی» :)
- سیاوش
درنگجان، متوجهم دوست عزیز. خوب کردی آن نامه (و در واقع جوابیه) را اینجا آوردی. معروفی هم چنان در دلم جا باز کرده که به این راحتی خاطرم از او مکدر نمیشود اما به دور از اینکه نامهاش برخلاف نظر من باشد یا در مقابل یادداشت ِ من، متاسفانه پختهگی لازم را نداشت. خلاصه من حساب ِ عباس معروفی سمفونی مردگاننویس رو از این نامه جدا کردم :دی
- سیاوش
سیاوش جان رویم نمیشد بنویسم، نظر به علاقه ات به معروفی. ولی خیلی حواس جمعی ندارد در این دنیا. حساب رماننویس سمفونی مردگان را جدا کن. آنقدر چیزهای بی ربط و موضعگیریهای پرت از او خوانده و دیده ام که میگویم.
- آرش خان
آرشخان! جوانتر که بودم، نه ببخشید، بچهتر که بودم چنان دلبستگی به یکی از موسیقیدانان داشتم که وصفناشدنی است. میپرستیدمش. بعد که داخل شدم و از بیاخلاقیاش باخبر شدم چنان از همه چیز دلزده شدم که تا مدتها قید موسیقی را زدم. آن مسائل هرچه برای من نداشت، این فایده را داشت که حساب همهچیز را از هم سوا کنم. حالا در ارتباط با معروفی هم همینطور. البته نه آنکه معروفی بداخلاق یا بیاخلاق باشد، نه. اما حساب داستاننویسیاش از مابقی فعالیتهایش جداست.
- سیاوش
ولی باز بین خودمان سیاوش جان، چقدر دری وری نوشته!
- آرش خان
حالا ما که چیزی نمیگیم اما خب حتا برخی از همین دوستان خودمان اینجا و آنجا، به همین نامهی معروفی بر تایید انتقاد خودشان استناد میکنند. به قول خودت کو گوش شنوا.
- سیاوش
تو بدری و خورشید تو را بنده شدهست / تا بندهی تو شدهست تابنده شدهست / زان روی که از شعاع نور رخ تو / خورشید منیر و ماه تابنده شدهست
- آرمان مشکاتیان