از من سکس میخواهی اماآیا دوستم داری ؟
هنوز حتی دوستت دارم بر لبانت جاری نشده از لمس تن من سخن میگویی ؟
به هستیم سوگند ما دختران لمس که میشویم سه بخش میشویم در ذهن همه => فا ح شه . . .
با سکس جلو میایی ومیخواهی ماندگار شوم ؟
به تمام هستی ات سوگند بدون هم آغوشی با احساساتم چنان جذبت میکنم گویی هزار بار همخواب بودیم . . . فقط حس مرا درک کن .
گاهی به حکم «زن بودن» بار سنگین لحظه هایی را تحمل می کنیم که قانون این صبر، تنها در تعصبات فرهنگی ما، نقش بسته است . وگاه این تحمل کردن ها سال های زیادی از تقویم عمرمان را باطل می کند. و از آن سو فراموش شدن های
زودرس، در یاد کسی که سال های زیادی فکر می کردیم دوست مان داشته ......!
«من از این رابطه خستم»