Love movies? - this is the place for film and movie talk: Looking forward to the big event movie? Just watched a classic on TV? Have a take on the new trailers? Let's hear it! Admin: Steve Isaacs
"At the Tribeca Film Festival a new sci-fi action film imagines one way we might finally achieve that goal — and some of the moral and ethical problems we might not see coming. It’s called The Machine, and you’re going to want to see it. The second feature from writer and director Caradog James, the film tells the story of Dr. Vincent McCarthy (Toby Stephens). It’s the near-future. A cold war with China has pushed the Western world into a continued economic depression, and building the first intelligent machines has become the new space race. McCarthy works for the United Kingdom’s Ministry of Defense, designing implants for brain-damaged soldiers. He’s a brilliant and driven man seemingly doing noble work — but there’s something darker there pushing him on. There’s also the matter of how well his research is going; there have been accidents along the way, and he’s treading in a particularly grey area of the moral spectrum."
- Bluesun 2600
from Bookmarklet
The Music Never Stopped!!! #semish Hatırladığı her şey 1969 ve öncesinden... Uyandığında tarih 1986yı göstermekte... Bölük pörçük anıları müziğin ritmiyle bir bir aklına gelmekte... Hazır mıyız sorusunda gizli bazı şeyler... İlaçları aldım diyor tatlı bir ses, çantayı da ben aldım diyor bir diğeri...
Müziğin ritmiyle en önemli kişi cevap veriyor beyin tümörü de bende!!! Bazı şarkılar bazı anıları çağrıştırır... Ve bazı şarkılar bazı anıları oluşturur... Siz siz olun müzikle aranıza engel koymayın. Bazen hüznünüzü anlatın müziğin ritmiyle ve bazen neşenize neşe katın çalan eğlenceli şarkılarla...
- Leithycat ♥ šokolāde
Semiş bu yazdıkların senin hayatın mı? "Hatırladığı her şey(muzikler) 1969 ve öncesinden..Uyandığında tarih 1986yı göstermekte... Bölük pörçük anıları müziğin ritmiyle bir bir aklına gelmekte... "
- Kamil
Tangshan dadizhen / Aftershock / Artçı Şok ... 7/10 izlemelisiniz.. Gerçek olaylara dayanan bol ödüllü bir Çin filmi… 27 Temmuz 1976′da Çin’in Tangshan bölgesinde tarihin en büyük depremlerinden biri meydana gelir..
"Roger Ebert loved movies. Except for those he hated. For a film with a daring director, a talented cast, a captivating plot or, ideally, all three, there could be no better advocate than Roger Ebert, who passionately celebrated and promoted excellence in film while deflating the awful, the derivative, or the merely mediocre with an observant eye, a sharp wit and a depth of knowledge that delighted his millions of readers and viewers. “No good film is too long,” he once wrote, a sentiment he felt strongly enough about to have engraved on pens. “No bad movie is short enough.”"
- Bluesun 2600
from Bookmarklet
What I appreciated about him was that he not only wasn't afraid to have a strong opinion, he also had the willingness to admit that his opinions could change over time and that his initial impressions of something might evolve. His view of GroundHog day was one example. He hated it at first but then came to regard it as a great movie.
- Kevin (aka ThreadKilla)
رُمـان «آهنگ برنادت - به انگلیسی: The Song of Bernadette» نوشتۀ فـرانـتس ورفـل با ترجمۀ سـیاوش مـیـرزابیگی و فـیـلــم «آهـنـگ بـرنـادت» بر اساس همین رُمـان به کارگردانی هـنـری کـیـنگ (نـسـخـۀ کـامـل)
http://www.youtube.com/watch...
صفحۀ فیلم «آوای برنادت» در ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد | http://fa.wikipedia.org/wiki... آوای برنادت یا آهنگ برنادت (به انگلیسی: The Song of Bernadette)، نام فیلمی است دربارهٔ زندگی برنادت سوبیرو، که در سال ۱۹۴۳ و به کارگردانی هنری کینگ ساخته شد. فیلمنامهٔ فیلم بر اساس روایتی که فرانتس ورفل از سرگذشت برنادت سوبیرو در رمان آوای برنادت داشته، نوشته شدهاست. این رمان در سال ۱۹۴۲ منتشر شد و یکی از پرفروشترین رمانهای آن زمان بود. | فیلم آوای برنادت، در سال ۱۹۴۳ برندهٔ ۴ جایزهٔ اسکار از جمله جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن برای جنیفر جونز، جایزه اسکار بهترین فیلمبرداری،جایزه اسکار بهترین موسیقی فیلم و جایزه اسکار بهترین دستاورد هنری شد. این فیلم همچنین برای ۸ جایزهٔ اسکار دیگر از جمله جایزهٔ اسکار بهترین فیلم، نامزد بود. | □ | آهنگ برنادت (THE SONG OF BERNADETTE) | محصول سال ۱۹۴۳ | امريكا - درام | سياه و سفيد - ۱۵۶ دقيقه | بازيگران عمده : جنيفر جونز ، چارلز بيكفورد ، وينسنت پرايس ، لى ج. كاب و گلاديس كوپر. | كارگردان : هنرى...
more...
- مسـღـافـرســـپـیدهدمـان
من اولین بار خیلی کوچیک بودم دیدم سرپیکو جان شاید! و خاطرات خیلی جالب و خنده داری هم دارم باهاش که بماند! ... توی ایران از یه دوره ای که گرایش به مسیحیت به خاطر فیلمهای قوی و خوبی می ساختند خیلی نمایششون در تلویزیون کم شد، یادم هست حرفهای زیادی هم درباره شون شد... | در ضمن آقا هر چی بلدی در مورد تنظیمات فرفر به من یاد بده من امروز تازه بلاک آنبلاک و چند تا چیز دیگه رو بلد شدم، اذیتم بعضی چیزها رو نمی دونم... هر چی می دونی بهم یاد بده لطفا ً ... ممنون
- مسـღـافـرســـپـیدهدمـان
آه، ببخشید که دایرکت را بیجواب گذاشتم، حقیقتش جوابی نداشتم برای سوالاتت
- سرپیکو
خواهش... فکر کردم چون در ادامه همون دایرکت قبلی ات یادداشت گذاشتم متوجه نشدی... ای بابا شماها یه عمر اینجایید حتما ً کلی چم و خم دستتون اومده... بازم دم پرسه گرم دایرکت می زد یه کار دیگه داشت بنده خدا، من بمبارونش می کردم؛ اینو چه کنم، اونو چه کنم...! کاش اون دایرکتش رو سیو می کردم کامل همه لینکهاشو نخوندم اونم که پاک کرد پرید همه چیز...
- مسـღـافـرســـپـیدهدمـان
خدا نکشد جودی! :))) آره... از این کتابها، از این فیلم ها... خوب حسابم رو که اونا شارژ می کنند دیگه... منم آزادم و بیشتر وقتم رو از این فیلم ها می بینم و از این کتابها می خونم!! ;)
- مسـღـافـرســـپـیدهدمـان
داستان فیلم (برگرفته از ویکیپدیا) | □ | http://fa.wikipedia.org/wiki... | زمان داستان فیلم در اوایل دسامبر ۱۹۴۱ و کمی پیش از حمله به پرل هاربر است. در پی آسیبهای جنگ به اروپا، شمار زیادی از مردم این قاره به دنبال مهاجرت به آمریکا و رسیدن به سرزمینی امنتر هستند. راه دریایی که از لیسبون پرتغال به...
more...
- مسـღـافـرســـپـیدهدمـان
دیالوگ های فراموش نشدنی : الزا (اینگرید برگمن - ایلزا لاند): ... بیا ببینم، آخرین باری که همدیگر رو دیدیم... | ریک (همفری بـوگـارت - ریک بلین): توی کافۀ «بل اورور» بود. | الزا: چقدر خوب، یادت می آید. اما مطمئنم روزی بود که آلمانها وارد پاریس شدن. | ریک: فراموش کردن اون روز آسان نیست. | الزا: نه | ریک: همه جزییاتش رو یادمه. آلمان ها خاکستری تنشون بود و تو لباس آبی پوشیده بودی. الزا: کاش اینقدر عاشقت نبودم. | ... اوه ... این صدای شلیک گلوله توپ بود یا تپش قلب من؟ (الزا به ریک)
- مسـღـافـرســـپـیدهدمـان
دیالوگ های فراموش نشدنی : «من بلد نیستم نقش آدمهای اصیل و شریف رو بازی کنم امّا فهمیدن اینکه توی این دنیای درهم و برهم، گرفتاری های سه تا انسان حقیر خیلی بی اهمیت ِ .. خیلی مشکل نیست!» |□ | سم (دالی ویلسون - سم): رییس نمی خوای بری بخوابی؟ | ریک (همفری بوگارت - ریک بلین): نه! | سم: خیال نداری در آینده نزدیک هم این کار رو بکنی؟ | ریک: نه! | سام: اصلا قصد خوابیدن داری؟ | ریک: نه! | □ |...
more...
- مسـღـافـرســـپـیدهدمـان
من بلد نیستم نقش آدمهای اصیل و شریف رو بازی کنم........
- سرپیکو