مهرداد جان تو که اهل ِ کاوشي، چه شرحي داري بر کار ِ نخست؟ :دي
- درنگ
ممکنه چپ و راست ِ ما دو تا يکي نباشه :دي (به دليل فارسي يا انگليس کردن فرفرمون) همون آقايي که پشتش رو ميبينيم
- درنگ
نظر ِ من اينه که يک ايراني رو تصوير کرده، که زير پوست ِ شلاق خورده اش، تو خلوت و خيالش اينقدر زيبا مي انديشه و خلق ميکنه. داره شايد يه هنرمند ِ زخم خورده رو از تاريخ براي ما تصوير مي کنه. مشابه ِ همون نقاشان ِ دربار ... تصوير گران ِ اين همه نظم و زيبايي زير فشار
- درنگ
و ديگه اينکه ، کاراکتر ِ مورد بحث، هنرش مثل جونشه ! تکه هايي از تنش ه که داره شرحه شرحه ميشه از ظلم ...
- درنگ
تعبير ِ ديگري هم ميشه کرد، داره نشون ميده و فرياد ميکشه که هاي يارو که داري ميزني! زير ِ پوستش، عقبه اش رو نگاه کن! اين شاهکاري که تو لختش کردي ببين چقدر حرف و زيبايي داره
- درنگ
"گاه می اندیشم / کاش جان مرا می دیدی / می گذشتی از جسم / که به چشمان تو عادت دارد"
- درنگ
آره همينه . دل ِ آدم رو ريش ميکنه در حالي که زيبايي زيرش رو ميبيني که آرومت ميکنه ... / گرچه ممکنه با يه معيارهايي اين کار سوپر هشت يا شعاري طبقه بندي بشه، چون پيغامش صريح ه، ولي من خيلي موندم توش
- درنگ
آره! اين تعبير درسته. من جور ديگري ديدم اينو. برش ِ کاغذ شبيه ه به خنجر و زير ِ قرمزش رو نسبت دادم به ريخته شدن ِ خونش ... حالا سر ِ قدرت يا هرچي
- درنگ
واقعا مقایسه این دو تا تابلو قشنگ است. کیان خیلی خوب گفت که اون دو تا با هم مکمل هستند. پوست ظاهری آدم معمولی زمخت است و زخم خورده ولی زیرش فرهنگ خوابیده و دقیقا برعکس همین برای مرد قدرت که پوسته ظاهری اش زیباست و از درون تهی..
- عبدلعلی