به دستمال عادت کن راه دیگری هم نداری.اسمایلی یک غرب زده
- kaka
خب رفتم پیش اوستای لوله کش یه چیزایی یادم داد ، یه سه راهی لوله لازمه ، آچار و شیلنگ و سر شیلنگ البته با فرض اینکه لوله متصل به شیلنگ سیفون از دیوار بیرون باشه...اسمایلی معرفی سیستم شیلنگ به اروپا :))
- Raheleh
from IM
azizam :* بهت گفتم. استفاده از این ظرفای آب میوه گیری دستی. و یاد گرفتن استفاده بهینه از آب. سخت نیست
- 1martike
سوفی جون همه نمیدونن که سیا 12 بیدار میشه که ف بعد این فید را مینویسه برای جلب توجه و مظلوم نمایی و اینا :)))) منتها بهار زودتر از من افشاگری کرد :))))) سیا خوبی بابا؟ :دی
- فائزه
فائزه :)) من که خودم گفتم :)) بیا دایرکت کارت دارم :دی
- Siavash
با ماشین رفتین؟ راهش خوبه ؟ جاده ش خوبه؟ رفتین طالقان از اینجا؟
- Mahyaa مهیا
ما يك گروه بوديم با اوتوبوس رفتيم. راهش بد نيست البته يه خورده پيچ وا پيچ داره ولي زياد نيست. يعني در حد پيچ جاده هاي شمال نيست.بعد يه خورده دورتر از خود طالقانه. جاده هاشون يه جايي از هم جدا ميشه. ما از تهران كه خارج شديم فكر كنم حدود 2 ساعت تو راه بوديم. با اينكه جمعه رفته بوديم خيلي خلوت و خوب بود.
- saeedeh
هوا چطوری بود؟ تا شب موندین؟؟ میشه جایی اتراق کرد یه چن ساعتی؟
- Mahyaa مهیا
ما حدود 10 روز پيش رفتيم. هوا خيلي عالي بود.نه آفتابي بود نه سرد. بعد از ظهر برگشتيم. شب هم تهران بوديم ولي چند ساعت اتراق كرديم. به نظرم شب سرد بشه. البته حسن جون پر خونه ويلايي بود شايد هم كرايه بدن البته ما نپرسيديم دقيق نميدونم. اگه بتونم الان چند تا عكس ازش ميزارم
- saeedeh
اينو روي يك ديوار نزديك ميدون ولي عصر ايستگاه خطي هاي جنت آباد نوشته بود گويا يكي از راننده هاي همين خط هم سروده ش
- saeedeh
احوال سربازی را تصور کنید که در رنج فقدان امید، با یک کلید، ساعتها طول کشیده تا این بیت را روی دیوار اتاقک دژبانی حک کند: شمع سوزان توام اینگونه خاموشم مکن.. گرچه دور افتاده ام لیکن فراموشم مکن / من یاد این افتادم
- ardiba
ـ{اوا} ..{ایششش} .. {خدا مرگم بده} خب نیستی آخه قاطی ما پیمان جوووووون، لاک هم که نمیزنی به دستات یه کم جاذبهى لایک گرفتن داشته باشی، (انتظارایی داریا!)ـ بیا اصلاً سهمیهى لایک امروز من مال تو
- ardiba
پیمان : چه ربطی داشت به روابط عمومیت این الان؟ / علیرضا :))))))))))))))))))))
- تنهاترین انجل
آره علیرضا جون / اخه من جدیدا لاک نمیزنم، به رژ لبم حساسیت دارم واسه همین توییتم نمیاد / پوست دستمم خراب میشه زیاد با موس کار کنم واسه همین لایکمم نمیاد : دی
- peiman
کلا فکر کنم چون سایه تون سنگین و ایناست :دی اسمایلی کامنت خودت :))
- تنهاترین انجل
من کلا 48 کیلو ام بعد چجوری سایم سنگینه؟ / این حرفا رو نزن که از فردا همین دو سه تا لایکم نمیگیرما :دی
- peiman
آخ گفتی! اینهمه صبح تا شب-شب تا صبح گشنگی بکشى هی بگی رژیم دارم، اینو نخوری اونو نخوری.. آخرش هم اینطوری... کیه که قدر بدونه خواهر؟.. مرده شور این پسرای بی بخار ایرونی رو ببرن که خیر امواتشون یه لایکم پای فیدای مانیکور-پدیکور شدهى ما نمیدن، حالا هی بشین چشماتو سفید کن ببین این فید لامصب لایکاش به ده تا میرسه یا نه، حسرت بدل موندیم، گیسامون تو این "فرفر" سفید شد.. آخرشم معروف نشدیم.. ای بخشکی شانس
- ardiba
پیمان گفتی که کلاً 48 کیلویی، با صحبتهای زهرا هم از شرمندگی چند کیلویی کم کردی. خب حالا من میترسم هر چی بگم آب بشی و شوخی-شوخی از صفحهی گیتی محو بشی:دی. بنابراین فقط به این بسنده کنم که من همیشه ارادتمند شما و مطالب خوبت هستم. لاک کیلویی چنده؟ (این رو البته آقای دیبا جواب بده، چون اینطور که پیداست واردتره :-D).
- Bita
بیتا جان واقعیتش 84 کیلو ام :دی / اونم جو لایک گیری بود اسمایلی دخترای 48 کیلویی
- peiman
من خوشبختانه کمتر چنین افرادی را دیدهام، اما همون یکی دو موردی که بوده، بعداً متوجه شدم به خاطر اختلاف اساسی با همسرشون بود که مزدوج بودنشان را مخفی میکردند.
- Bita
بی رو در واسی بگم ، قلعه بابک کلیبر چشم نوازترین جایی است که تو تمام ایران دیدم. فقط ارگ بم قبل از زلزله یه جورایی باهاش برابری می کرد
- IvIohammacI
یه جورایی شوکت گذشته رو با تمام زیباییهاش به زمان حال تحمیل می کنه
- IvIohammacI
محمد یه چیزی بگم بخند من تا اون پایین پله هاش رفتم و تا نیمه ی پله ها هم رفتم بعد وسطش میخواستم برگردم پشیمون شدم و یه دسته ترک کوهنورد اومدن گفتن راهی نمونده برو بدو برو حیفه و اینا و من هم رفتم و دهنم سرویس شد اما می ارزید واقعا
- MAS
تو باز کارت راحت بود. من اول اون مسیر طولانی پشتی رو رفتم، برگشتنه از این مسیری که آخرش پله ها رو داره برگشتم :)) من که عجیب فضاش منو گرفت : اون گلهای کوچولوی فیروزه ای "فراموشم نکن" هم که جلوه خاصی به سینه فراخ کوههای اطرافش داده بود
- IvIohammacI
گلهای کوچولوی فیروزه ای "فراموشم نکن" رونوشت به پرستو
- Assal
فکر ککنم من فصلی رفتم که فراموشم نکن نداشت اما عوضش دشت هایی چه فراخ کوهایی چه بلند داشت ، یه تپه بود که دقیقـــــا مثل والپیپیر معروف اکس پی بود
- MAS
خبر خبر :)) با ویکی حرف زدم گفت به همتون خییییییییییییییییییییییییییلی سلام رسوندو گفت که به بچه ها بگم که داره مثه اسب میدوه و خیلی معذرت خواست که نگرانتون کرده و گفتش که حسابی مواظبه خودشه که حتمن توی عروسی خواهرش شرکت کنه و اینا / گفتم براش کلی دعا کردید خیلی ذوق زده شد و کلی تشکر کرد و اینا