احمقان سرور شدستند و ز بیم......... عاقلان سرها كشیده در گلیم
- ساغر
دراینکه آدم باید بعضی وقتا جلوی بعضیا، تن به خواستههای خر درونش بده و نصایح عقل رو نادیده بگیره......... هیچ شکی نیست،
اما مشکل اینجاست, که بعدش هیچ تضمینی وجود نداره,,, اونی که براش تن به خریّت دادی تو رو دوباره به شکل آدم به یاد بیاره
بلبل گفتی ! چون طبق قانون اول خریت پنداری وقتی شما همچین فکری رو درمورد خودتون میکنید طرف مقابل هم داره دقیقا همچین فکری رو درمورد خودش میکنه و اصولا افکار افراد یک جامعه بصورت وایرلس با هم ارتباط تنگانگ دارن و خودشون رو بطور مرتب با هم سنکرونیزه میکنن
- الکتروجوجه
در پاکستان بیشتر از 100% در انتخابات شرکت کردند !! .... یعنی حتی عرضه تقلب کردن در آرا را هم ندارن
حالا تو خوابشون نمیدیدن رو میتونم بفهمم.......ولی اون چیزی رو که تو ماه و لای قرآن دیدن، رو چجوری توجیه میکنن؟
- کاورآقا
حق دارید کاور آقا ......ازطرف دیگرملتی که توانست این قضیه را که یک چوپان بی سواد یک شبه هم خواندن وهم نوشتن یاد می گیرد و شق القمر میکند وعالم دهر می شود و هفت اسمان را طی می کند و......قبول کند و بهش ایمان بیاورد . تقریبا سخت ترین قسمت راه را پشت سر گذاشته . داستان های دیگر را خیلی راحت می تواند قبول می کند
- ساغر
خوش بینی بیش از حد هم به اندازه بدبینی مضر است و از همه بدتر رها کردن کارها در هنگامی که نباید رهایش کنی!
- علیرضام
دارم امیدی
در آسمانت،دیده ام ابر سپیدی
................................آوازی بسیار زیبا و دلنشین بر روی یکی از پشت لام های ایران - http://www.youtube.com/watch...
ای اسب سرکش/ دستی به یالت/ می نشیند تک سواری/ تک سوار بی قراری کاوه ای در کار یاری/ عاشقی چشم انتظاری/ صحرا ندیدی تک سوار آرزو را/ در آسمان و بر زمین مانند او را/ این قاصد پر قصه بی گفتگو را / ابر سپید سرکش امید ما را/ دارم امیدی
- ساغر
بهائی ها چون تو مراسم شون با صوت نيايش ميکنن اکثرا صداهای خوبی دارن و به تکنيک های آواز آشنان..از معروفترينشون عهديه و عقيلی رو ميشه مثال زد
- ژان کريستف
آی گل سرخ و سفیدم کی می آیی****... بنفشه برگ بیدم کی می آیی****
تو گفتی گل درآید من می آیم****
وای گل عالم تموم شد کی می آیی*****
وای جان مریم
.....وای نازنین مریم
جان مریم چشماتو وا کن، منو صدا کن شد هوا سپید، در اومد خورشید وقت اون رسید که بریم به صحرا وای نازنین مریم جان مریم چشماتو وا کن، منو صدا کن بشیم روونه، بریم از خونه، شونه به شونه، به یاد اون روزها وای نازنین مریم باز دوباره صبح شد، من هنوز بیدارم کاش می خوابیدم، تو رو خواب می دیدم خوشه ی غم، توی دلم، زده جوونه، دونه به دونه دل نمی دونه چه کنه با این غم وای نازنین مریم بیا رسید وقت درو، مال منی از پیشم نرو بیا سر کارمون بریم، درو کنیم گندما رو بیا بیا نازنین مریم، نازنین مریم آی مریم مریم، آی نازنین مریم باز دوباره صبح شد، من هنوز بیدارم کاش می خوابیدم، تو رو خواب می دیدم خوشه ی غم، توی دلم، زده جوونه، دونه به دونه دل نمی دونه چه کنه با این غم وای نازنین مریم
- ساغر
یاد یک بنده خدایی افتادم اوایل که گوگل این گزینه شماره تلفن رو گذاشته بود صفحه درخواست شماره زمان لاگ این بالا میومد. این طرف هول شده بود رفته بود تو بالاترین نوشته بود من راجع به امریکا و اسراییل چیز نوشتم اینا رو اکانت جیمیلم کنترل گذاشتن می خوان شماره تلفنم رو گیر بیارن اذیتم کنن :دی
- Nemo
بامداد اواخر اردیبهشتماه سال گذشته مردم روستای «همتآباد» بم با صدای زنی روبرو شدند که بلند فریاد میزد «سوختم» و از مردم درخواست آب میکرد، هرچند همسایهها در لحظات اولیه تصور میکردند که این زن ۲۴ ساله دچار برقگرفتگی شده است اما هنگامی که صورت تخریب شده او و دختر دو و نیم سالهاش را دیدند متوجه شدند که این زن قربانی اسیدپاشی شوهر معتادش شده است.جراحی پلاستیک رعنا دختر ۴ ساله سمیه برای جدا کردن انگشتانش در یکی از بیمارستانهای تهران انجام شد.
- ساغر
ای ساقی آرامم کن دیوانه ام رامم کن....
من خسته ایامم ساقی تو آرامم کن//
گمگشته ای در خویشم ساقی تو پیدایم کن....
با ساغر شیدایی سرمست و شیدایم کن// - http://www.youtube.com/watch...
در سینه پنهان کردم فریاد آوازم را// محض خدا روزگار مشکن دگر سازم را// من مرغ خوش آواز این شهرم می دانم می دانی// کز رنج این خاموشی می گریم در خلوت پنهانی// از جان ما چه خواهی ای دست بیرحم زمونه// تا کی به تیر ناحق می گیری قلب ما نشونه// در سینه پنهان کردم فریاد آوازم را// محض خدا روزگار مشکن دگر سازم را// ای ساقی آرامم کن دیوانه ام رامم کن// من خسته ایامم ساقی تو آرامم کن// گمگشته ای در خویشم ساقی تو پیدایم کن// با ساغر شیدایی سرمست و شیدایم کن// سرمست و شیدایم کن//
- ساغر
بعد از انقلاب شکوهمند مردم به سه دسته تقسیم میشن................1_اشکانیان: آنان که در مراسم عزاداری شرکت میکنن و اشک میریزن 2_
سامانیان: آنان که میلیاردی بردن وبه سرو سامان رسیدن 3_
صفویان: آنان که مثل من وشما همیشه در صف هستیم وصدامون در نمیاد
مرسی افتاب جان // ممنون میرزای عزیز // ، چشم شیرینی هم می دم .....می گم اسپینوزا جان بزاریم تابستان بشه که همه را دعوت کنم و تو حیاط کباب درست کنیم چطوره ؟ :))
- ساغر
در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد کس جای در این خانه ویرانه ندارد/ دل را به کف هر که دهم باز پس آرد/ کس تاب نگهداری دیوانه ندارد/ در بزم جهان جز دل حسرت کش مانیست/ آن شمع که میسوزد و پروانه ندارد/ دل خانه عشقست خدا را به که گویم/ کارایشی از عشق کس این خانه ندارد/ گفتم مه من! از چه تو در دام نیفتی/ گفتا چه کنم دام شما دانه ندارد/ در انجمن عقل فروشان ننهم پای/ دیوانه سر صحبت فرزانه ندارد/
- ساغر
دیوانگی زین بیشتر ؟ زین بیشتر ، دیوانه جان / با ما ، سر دیوانگی داری اگر ، دیوانه جان ::: در اولین دیدار هم بوی جنون آمد ز تو / وقتی نشستی اندکی نزدیک تر دیوانه جان ::: چون می نشستی پیش من گفتم که اینک خویش من / ای آشنا در چشم من با یک نظر دیوانه جان ::: گفتیم تا پایان بریم این عشق را با یک سفر / عشقی که هم آغاز شد با یک سفر دیوانه جان ... (حسین منزوی)
- giga
آزمودم عقل دورانديش را/ بعد از اين ديوانه سازم خويش را/ هست ديوانه كه ديوانه نشد/ اين عسس را ديد و در خانه نشد/
- ساغر
تا چند کنی قصه ز اسکندر و دارا ... ده روزه ی عمر این همه افسانه ندارد
- Roozbeh ✌
با عرض معذرت از تمام دوستان عزیز که فید قبلی را لایک زده بودند .... حذفش کردم .......... قربان محبت همگی شما
مرسی شپرد جان چشم ما روشن //... قربانت تو نیا جان
- ساغر
دست و رو را بشست و مسح کشید.....
ورد میخواند همچو ملانا //
بار الها که توبه کردم من.....
ندرم موش را بدندانا //
بهر این خون ناحق ای خلاق
....
من تصدق دهم دو من نانا//
بسیار تیزبینانه عبید زاکانی اوضاع دوران خودشو به تصویر کشیده ، که گربه قبل از مسلمانی روزی یه موش میگرفت الان پنج تا پنج تا میگیره عالیه عالی
- ؟- سعید همیشه سبز-
دقیقا یکی از قشنگترین بیتاش ... این زمان پنج پنج میگیرد // چون شده تائب و مسلمانا
- ساغر
من اونجا بودم اون گردگیرو میکردم تو حلق اون کلاه سبزه دیوث
- بهرام
من مطمئنم خود شما هم وقتی بچه اینوری داشته باشی و همه دکترا جوابش کنن این راه رو هم امتحان میکنی...زياد به مردم گير نديم..حالا اینکه ج ا از این کارا سو استفاده میکنه بحثش جداست
- ژان کريستف
زان کرستف گرامی یعنی من اجازه میدادم این چوب گردگیری کثیف پر میکروب بمالند به سر و صورت بچه ام ؟! شما مطمئنی من این کار رو می کردم ؟...... اگه قرار بود چوب گردگیری معالجه کنه مردم دیوانه اند یک عمر دود چراغ بخورن و دنبال علم بروند تا طبیب بشوند ...... می دونستی همین اخوند های محترم حتی در سن بالای 70 و 80 سالگی وقتی مریض می شوند تشریف میارن در بیمارستان خارج کشور تا معالجه بشوند ؟
- ساغر
من البتّه بهرام رو گفتم ولی جملم عام بود..... فقط کسی که بچه کوچيکش اونجور از طرف دکترها (جواب شده) میفهمه این پدر مادر چی میکشن...مطمئن باشين این پدر و مادر رفتن پيش تموم اون دود چراغ خورده ها و نتيجه نگرفتن..... ..وقتی کسی داره غرق میشه به خاشاک هم چنگ مینداز ه... نميشه بهش گفت بايد منطقی عمل کنی و فلسفه پوچ بودن خاشاک رو تو اون شرائط براش تشريح کنی.... به اونائ بپردازيم که از این...
more...
- ژان کريستف
زان کریستف و همای عزیز حرف شما را متوجه می شم و شاید بزرگترین ایراد به کسانی ست که مردم را به عمد در جهل نگه می دارن ....... در این حالت نمی شه از پدر و مادر توقع داشت که کاملا منطقی رفتار کرد قبول دارم ..... ولی در حالات عادی با چند در در صد مردم می شه منطقی صحبت کرد و گفت نباید بدنبال خرافات رفت ؟
- ساغر
بايد گفت...ولی در این شرايطی که این پدر مادر دارن نبايد بهشون گير داد... بايد ريشه ای برخورد کرد...من خودم وقتی میبينم مادر بزرگم با تمام ا عتقاداتش داره راضی و راحت زندگی میکنه و وجدانش آرومه هيچوقت نميام آخر عمری بشينم بهش بفهمونم تمام این چيزائی که باهاش راحته خرافاته..میذارم زندگيش رو بکنه...ولی مثلا در مورد يک جو ون دانشجو ممکنه رويه ام فرق کنه
- ژان کريستف
ساغر چرا باید با مردم صحبت کرد بهشون گفت دنبال خرافه نروند مثلا بروند چی میشه؟ خوب سرگرمیه دیگه بگذار یک عده دانشمند بشوند یک عده هم کلاش و کلاهبردار یک عده هم بروند دنبال خرافه فکر کنم دنیا اینقده بزرگ باشه که برای هر جور آدمی یک جایی داشته باشه
- دنیا گذر
با شما موافقم کریستف ، برای خانمی مسنی که عمری با یک اعتقاد زندگی کرده شاید بهتره راحتش بگذاریم ، ولی نها یت باید با از بین بردن خرافات تمام تلاش را بکنیم تا نسل اینده دیگه با این مشکل مواجه نباشند
- ساغر
دنیای عزیز اگر مردم بجایی اینکه بدنیال علم و دانش و تلاش باشند به دنیال خرافات باشند مثـلا که با چوب گردگیری شفا پیدا کنند یا به جای سعی و کوشش نامه بنداز تو چاه مشکلشون حل بشه نتیجه اش می شه ایران .... دنیا اونقدر ها هم بزرگ نیست بدتر از اون عمر انسان هاست که محدوده
- ساغر
بهش میگن غبار متبرک، حتی بستههایی دارن که وقتی یک عده میرن به زیارت حضرت تولیت آستان قدس بهشون هدیه میدن که توش تسبیح و مهر و غبار متبرک از این خرت و پرتاست. در ضمن توجیه ژانکریستف رو قابل قبول نمیدونم
- دُن ورتیگونه
مگه چند وقت یک با ر گردگیری می کنند که این همه گرد و خاک دارن که نایلون نایلون می فروشن :))........ دن ورتیگونه عزیز من هم می شناسم کسانی رو که یک عمر سختی کشیدن مخصوصا خانم های زیادی را می شناسم که سال ها مورد ستم قرار گرفتن و تنها دلخوشی شون اینه که چون انسان خوبی بودن و نماز خوانند در اخرت با خوبان محشور می شوند حالا در اون سن و سال اگر ایمانشون را زیر سوال ببریم از هم می پاشن
- ساغر
به انرژی مثبت معتقدم هرچند اکثر روشهای قدیمی عمیقا با خرافات آلوده شده و به شدت با آن مخالفم
- ALi
یبار دیگه شرح عکسو بخونید/مالیدن گرد و غبار حرم امام رضا به بدن و سر و صورت کودکان سرطانی .. حتی اگر یکنفر تو اون بیمارستان نمیدونم چند تخته سلامتیشو بدست بیاره میگن امام رضا شفا داد این خرافاته اقا
- بهرام
اصلا هم اینطور نیست که وقتی آدمها امیدشون از همه جا قطع بشه دست به هر کاری میزنن
- دُن ورتیگونه
می گم نمی شه این " چوب گردگیری" مهجزه اسا را به جای مالیدن به سر وروی این طفلان معصوم به در دیوار بانک مرکزی بمالند اگه مشکل دلار و ارز حل شد من قول می ده کهدر جا ایمان بیاورم
- ساغر
اينجا كسي هست بدونه منشا گرد و غبارهايي كه به سر و كله اين بچه ها ماليدن چيه؟
- آتئیست
متاسفم برای مادرها و بچه های اینجوری ولی کلن به این چیزا(دکونها) اعتقاد ندارم
- mendes
به نظرم چرتترین کار ممکن توجیه این رفتارها (خرافات) به بهانه استیصال و دست از همهجا بریدگی و مرحم! (مرهم) و عکسالعمل طبیعی و ... هستش
- دُن ورتیگونه
ای دل! چو زمانه میکند غمناکت...........
ناگه برود ز تن روان پاکت!...........
بر سبزه نشین و خوش بزی روزی چند..........
زآن پیش که سبزه بردمد از خاکت///// ............... به بهانه ی روز بزرگداشت خیام - http://www.youtube.com/watch...
خوش خرامان می روی ای جان جان بی من مرو** ای حیات دوستان در بوستان بی من مرو** ای فلک بی من مگرد و ای قمر بی من متاب** ای زمین بی من مروی و ای زمان بی من مرو** این جهان با تو خوش است و آن جهان با تو خوشست** این جهان بی من مباش و آن جهان بی من مرو** ای عیان بی من مدان و ای زبان بی من مخوان** ای نظر بی من مبین و ای روان بی من مرو ** شب ز نور ماه روی خویش را بیند سپید** من شبم تو ماه من بر آسمان بی من مرو ** خار ایمن گشت ز آتش در پناه لطف گل** تو گلی من خار تو در گلستان بی من مرو** در خم چوگانت می تازم چو چشمت با منست** همچنین در من نگر بی من مران بی من مرو** چون حریف شاه باشی ای طرب بی من منوش** چون به بام شه روی ای پاسبان بی من مرو** وای آنکس کو درین ره بی نشان تو رود** چون نشان من تویی ای بی نشان بی من مرو** وای آنکو اندری ره می روی بی دانشی** دانش راهم تویی ای راه دان بی من مرو** دیگرانت عشق می خوانند و من سلطان عشق** ای تو بالاتر ز وهم این و آن بی من مرو ***
- ساغر
خواهش می کنم ، برای من هم خیلی جالبه هم موضوعی که انتخاب می کنند هم کلماتی که برای توصیف بکار می برند .--- حالا من بگم درک نمی کنم می شه قبول کرد ولی خرمدین عزیزشما که خیلی قشنگ می نویسید
- ساغر
ساغر جان، اینجا کجاست؟ تقریبا میشه گفت من اصلا مرغ و خروس رنگی نمیبینم و خوشحال میشم میبینم هنوز یک عده از اینا رو مردم نگه میدارن.
- سيما كيا Sima kia
ساغر جان، مرسی، تخم مرغ هاش هم باید خوشمزه باشه. من اینجا میرم یکشنبه بازار و تخم مرغ طبیعی میخرم، ولی هنوز شروع نشده. مزه تخم مرغهای آمریکا با اروپا فرق میکنه. نمیدونم برای نوع علف هست یا چیز دیگه.
- سيما كيا Sima kia
خوب پس حتما صبح نیمرو درست می کنیم سیما// بهرام توی این دهی که ما زندگی می کنیم ازاین دستگا ه ها پیدا نمی شه خواستی بیایی قربون دستت یکی با خودت بیار
- ساغر
مرسی ساغر جان که به فید من راجع به بولی اینگ و لودگی سر زدی. الان واضح میتونم بگم که منظورم چی هست. یکی از دوستان گفت که یکی از بولیهای فر فر یک کامنت منو از این فید برداشته و فید داده و یک عده هم به اون ملحق شدن و به لودگی مشغول شدن. منظور از اون فید بولی اینگ دقیقا همین افراد هستند و اونهایی که دور اینها جمع میشن و دیگران رو مسخره میکنن. اگر کمی زحمت به خودشون میدادند...
more...
- سيما كيا Sima kia
سیما جان حسابی مشهوری ها ، فبد های ما رو کسی نمی خونه تو حتی کامنت ها هم دنبال می شه
- ساغر
بزن رفیق که با ناله ی سه تار بگریم .......
به سوز ساز تو چون ابر نو بهار بگریم ........
بزن رفیق که در روزگار، یار ندیدم .........
ز یار شِکوه کنم یا ز روزگار بگریم؟ (مهدی سهیلی)
بزن که سوز غمی شعله میکشد به دل من/ بزن که همره ساز تو، زار زار بگریم/ به «مویه» ی تو بنازم، ز سیم «شور» بر آور/ مگر ز رنج اسیری در این «حصار» بگریم/ به پردههای دل من هزار اشک نهان بین/ ز نغمههای تو خواهم که آشکار بگریم/ خوشا دمی که به جان سوزی نوای سه تارت/ به خلوتی بخزم، در شبان تار بگریم/ بهار شد که به صحرا و کوه از غم غربت/ چو رود ناله بر آرم، چو آبشار بگریم/ به اشک خویش، رخ لاله را بشویم و در دل/ به یاد مردم «دلتنگِ داغدار» بگریم/ گهی به نغمه، چو مرغِ سحر به باغ بنالم/ گهی به زمزمه در پرده ی سه تار بگریم/ ز مکر خصم ننالم، کجاست ساز موافق؟ که با نوای مخالف، ز جور یار بگریم/ به یاد فرقت یاران و اشک سرخ بهاران/ هزار بار بزن، تا هزار بار بگریم
- ساغر
سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم/
رنگ رخساره خبر میدهد از حال نهانم/
گاه گویم که بنالم ز پریشانی حالم/
بازگویم که عیانست چه حاجت به بیانم/ - http://www.youtube.com/watch...
هیچم از دنیی و عقبی نبرد گوشه خاطر/ که به دیدار تو شغلست و فراغ از دو جهانم/ گر چنانست که روی من مسکین گدا را/ به در غیر ببینی ز در خویش برانم/ من در اندیشه آنم که روان بر تو فشانم/ نه در اندیشه که خود را ز کمندت برهانم/ گر تو شیرین زمانی نظری نیز به من کن/ که به دیوانگی از عشق تو فرهاد زمانم/ نه مرا طاقت غربت نه تو را خاطر قربت/ دل نهادم به صبوری که جز این چاره ندانم/ من همان روز بگفتم که طریق تو گرفتم/ که به جانان نرسم تا نرسد کار به جانم/ درم از دیده چکانست به یاد لب لعلت/ نگهی باز به من کن که بسی در بچکانم/ سخن از نیمه بریدم که نگه کردم و دیدم/ که به پایان رسدم عمر و به پایان نرسا/
- ساغر
from Bookmarklet
دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد........
به زیر آن درختی رو که او گلهای تر دارد//
در این بازار عطاران مرو هر سو چو بیکاران.......
به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد - http://www.youtube.com/watch...
ترازو گر نداری پس تو را زو رهزند هر کس// یکی قلبی بیاراید تو پنداری که زر دارد // تو را بر در نشاند او به طراری که میآید// تو منشین منتظر بر در که آن خانه دو در دارد// به هر دیگی که میجوشد میاور کاسه و منشین// که هر دیگی که میجوشد درون چیزی دگر دارد// نه هر کِلکی شکر دارد نه هر زیری زبر دارد// نه هر چشمی نظر دارد نه هر بحری گهر دارد// بنال ای بلبل دستان ازیرا ناله مستان// میان صخره و خارا اثر دارد اثر دارد// بنه سر گر نمیگنجی که اندر چشمه سوزن// اگر رشته نمیگنجد از آن باشد که سر دارد// چراغست این دل بیدار به زیر دامنش میدار// از این باد و هوا بگذر هوایش شور و شر دارد// چو تو از باد بگذشتی مقیم چشمهای گشتی// حریف همدمی گشتی که آبی بر جگر دارد// چو آبت بر جگر باشد درخت سبز را مانی// که میوه نو دهد دایم درون دل سفر دارد
- ساغر
:))..... بهش اعتماد کامل کنید اشتباه نمی کنه
- ساغر
چه عالی ، من دقیقا برعکس همیشه حسم در خدمت عقلم بوده ، خوب ضرر نکردم ولی تصمیم با حس لذت بخش تره
- ساغر
برعکس نوشتم :))، ازبس با عجله میام و حولم این طوری می شه !... درستش کردم :))
- ساغر
البته هیچ وقت برام پیش نیومده اختلاف عقیده عقل و حس اینقدر باشه که " قربانی شدن " را بکار ببرم .ولی خوب خرمدین جان همیشه تصمیمی که باحس گرفته می شه درست نیست ، شما اسثتثنا هستید :)
- ساغر
ادراک حس و اینکه اشتباه نشه و ....... احتیاج به تجربه و شناخت شخص از خودش داره که در سنین پایین بسیار سخته خرمدین جان
- ساغر