دنیا را بد ساخته اند.کسی را که دوست داری تو را دست نمی دارد.کسی که تو را دوست دارد تو دوستش نمی داری.اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد ،به رسم و آیین هرگز به هم نمی رسند واین رنج است.زندگی یعنی این...
"علی شریعتی"
من آن پرنده را که می خواند در سر من / و مدام می گوید که دوست ام داری / و مدام می گوید که دوست ات دارم / من آن پرنده ی پُرگویِ پُرملال را / صبح فردا خواهم کشت ...
ژاک پره ور
If I stop fighting with my thoughts, I should accept them without thinking, this way I have to be a religious guy.
- Kajputin
but the the religion is not originally your OWN thoughts,you have to think about them.
- Mary
If you don't think, you start dying slowly. You are not a human anymore if you become a slave of your thoughts. If you do not change your vision, if you avoid to feel passion about thinking. This is my vision Mary.
- Kajputin
I am totally agree Kajputin and since my thoughts are usually different and most of the times in contradiction with the majority and religious teaching,to me may be not fighting with them, bring peace of mind :)
- Mary
مرگ یک واقعیت مفید و هوشمند زندگی است. هیچ کس دوست ندارد که بمیرد حتی آنهایی که میخواهند بمیرند و به بهشت وارد شوند. ولی با این وجود مرگ واقعیت مشترك در زندگی همهی ماست. شاید مرگ بهترین اختراع زندگی باشد چون مأمور ایجاد تغییر و تحول است. مرگ کهنهها را از میان بر میدارد و راه را برای تازهها باز میکند.
یادتان باشد که زمان شما محدود است، پس زمانتان را با زندگی کردن در زندگی دیگران هدر ندهید. هیچ وقت در دام غم و غصه نیافتید و هیچ وقت نگذارید که هیاهوی دیگران صدای درونی شما را خاموش کند. و از همه مهمتر این که شجاعت این را داشته باشید که از احساس قلبی تان و ایمانتان پیروی کنید.
- Mary
قبــــــــــــــــــــــــــــــل تـــــــــــــــو هم یه نفـــــــــــــــر باور داشته، شک داشته، خندیده، گریه کرده، تو فکر که بوده دستش رو توی دماغش کرده، درست عین تو، همیشه یه نفر قبلآ همه ی این کارا رو کرده. همیشه یه نفر یه درجه بیشتر از اون چه که در توان توست، صعود کرده، حتا خیلی بالاتر از تو. این نبایست روحیه ت رو تضعیف کنه. صعود کن، برو...
ما نتوانیم و عشق پنجه درانداختن ... قوت او میکند بر سر ما تاختن ... گر دهیم ره به خویش یا نگذاری به پیش ... هر دو به دستت درست کشتن و بنواختن ... گر تو به شمشیر و تیر حمله بیاری رواست ... چاره ما هیچ نیست جز سپر انداختن ... کشتی در آب را از دو برون حال نیست ... یا همه سود ای حکیم یا همه درباختن ... مذهب اگر عاشقیست سنت عشاق چیست ... دل که نظرگاه اوست از همه پرداختن ... پایه خورشید نیست پیش تو افروختن ... یا قد و بالای سرو پیش تو افراختن ... هر که چنین روی دید جامه چو سعدی درید ... موجب دیوانگیست آفت بشناختن ... یا بگدازم چو شمع یا بکشندم به صبح... چاره همین بیش نیست سوختن و ساختن ... ما سپر انداختیم با تو که در جنگ دوست ... زخم توان خورد و تیغ بر نتوان آختن
- MaMaL+
درخشش خیره کنندهات جوری بود که نتوانستم دورتر از خودت را ببينم. نگاه یکنواختم به تو مرا ياد يک مثل آلمانی میاندازد: «بهترينش خياطم است، هر موقع به ديدنش میروم اندازههام را میگيرد، آنهای ديگر هميشه اندازههای قديمیام را دارند.» شاید اگر کمی دورتر میایستادم نزدیک دیگران ميتوانستم جایی که بودی را هم ببینم، فاصلهات را بسنجم، و آنوقت فکر کنم...
زندگی فقط تو نيست، گذشته و حال و آینده هم هست. تو برای من بيشتر از زندگی و بزرگتر از آينده بودی، خاکی تر از گل پنیرک، آسمانیتر از خدا، کور شدم.
- مهردخت
آن که مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت
......در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت
......خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد
......تنهای بر در این خانهي تنها زد و رفت
خداوند ،کینه توز ،انتقام جو ،خشمناک و مجازات گر نیست ،بلکه سراسر نیکی و داد است. همچنین خداوند انسان رابرده وبنده ی خویش نمی داند ،بلکه باخردی که به انسان بخشیده ،جایگاه ارزشمند انسانیت ودانایی رابه او" پیشنهاد می کند".
"زرتشت"
سخنان سودمند را باید نشر کرد مانند افشاندن تخم گندم ،هر چند آب و هوا و زمین به رویاندن دانه ها یاری نکند ،باز در گوشه و کنار خرمن ،سنبل ها و خوشه های اندک سر دهد و خواهد رویید.
"لقمان"