محمد قاضي بن كاشف الدين در دفتر خودكه به نام تحفه عباسيه ناميده و در سال 1062 قمري(1030 خورشيدي) نوشته شده و در کتابخانه خطی آستانه ميباشد ، در مسئله سيوم چنين آورده است : « و چون سطح آب و زمين بمنزله يك كره واحداند بحسب حس كه مركز آن مركز عالمست پس ظرف آب در هر مكان كه بوده باشد چون آب با طبيعت اصليه خود محلي باشد اقتضا ميكند كه سطح ظاهر او مستدير حقيقي و قطعهء از كره حقيقيه باشد كه مركز او مركز عالم باشد و برين اصل جمهور محققين اين فرع لطيف غريب گرفته اندكه هر ظرفي در سر منار ابرا كمتر ميگيرد از آنچه در قعر چاه بگيرد بيانش انكه چون سطح محدب اب در هر موضعي قطعه ايست از سطح كره كه مركز او مركز عالم است پس هر چند ظرف بمركز عالم نزديكتر (باشد) است چون قعر چاه سطح محدب آب بر سطح كره صغيره است در نصف قطرش اصغر است و هر چند از مركز عالم دور تر باشد چون راس مناره سطح محدب او از كره عضيمه است و نصف قطرش اعظمست و هر چند كره كوچكتر است و نصف قطرش اصغر است حديه آن كره اعضمست از كره عظيمه كه نصف قطرش اعظم است باين معني كه چون قطعهء از كره عظيمه و صغيره بر يك وتر و يك سطح قاعده فرض كنيم و قطعه...
more...
- ســــتــوده
نوشته بالا اگر چه كمي دشوار است اما نوشته گرانبهايي ميباشد . درين نوشته رويه ي آب در تشت ، كروي گرفته شده است [ تشت بزرگي را پندار كنيد ] و مركز كمان رويه ي آب را ، به مركز عالم يا مركز زمين كشانده است و آنرا در كشش كره عالم دانسته است . [ مانند رويه درياها ] . و چون پهناي تشت در سر منار و ته چاه يكي مي باشد كمان دايره هاي رويه آب درون آن دو جايگاه با هم گوناگون مي گردد . چون شعاعِ كمان...
more...
- ســــتــوده
چقدر از اين سرود بدم میآيد. سرودی که ... سرودی که تمام سازندگان آن اعم از شاعر و نوازنده و اجراکننده و آهنگسازش تا ابد به نفرين وجدانشان مبتلا خواهند بود. من نمیدانم چرا اين ذهنيتهای شهری نشده و اهلی نشده و آدم نشده اينهمه اصرار دارند که القابی چون "ماه تابان" و "مهر خاوران" و "آريامهر" و "مهرورز" و "خورشيد رخشان" به خودشان بدهند؟ همان روزها که میخواستند سرود ايران را عوض کنند و آن را به مسابقه گذاشتند، فکر کنم حسن رياحی به عنوان آهنگساز توانست مدال نخست را به گردنش بيندازد و يکی از شاعران درباری، (يادم نيست کی بود) يکی از همين شاعران مراسمی که هروقت نيمه شعبان يا بيست و دو بهمن باشد صدايشان میزنند که هی! بياييد برويد پشت تريبون، شعر بخوانيد و چلوکباب بخوريد و سکه ی بهار آزادی بگيريد، شايد مقام رهبری يک لبخند هم به شما زد. آهنگساز و شاعر و تهيهکننده و سفارشدهنده و خورنده و برنده و... چقدر نکبتی!
- ســــتــوده
حالم از سرود و تمبر و يادگارهای اين دوران به هم میخورد؛ همهاش نکبتی و نحس و حقير.
- اردی خان
به نیمروزی گرم در سال هزارو پانصد و چهارده ترسایی شاهزاده تهماسب میرزا به امارت هرات قدم به باغ سلطان حسین بایقرا گذاشت. چه دید و چه شنید شاهزاده ی خردسال به درستی نمی دانیم. آنقدر می دانیم که ده سالی از مرگ سلطان حسین بایقرا و میرعلیشیرنوایی وزیر خردمند و هنردوست آخرین شاه تیموری می گذشته است. شاید در شش - هفت سالی که ازبک ها بر شهر فرمان رانده بودند چندان هم ویرانی به بار نیامده بوده و شاهزاده ی جوان صفوی می توانسته است که بازمانده ی محفل هنرمندان و شاعران روزگار افسانه ای هرات را گرد هم آورد. خیلی زود جمعی تازه شکل می گیرد که شمع محفل آن کمال الدین بهزاد و هاتفی شاعر هستند. شاهزاده ی خرد سال در میان هنر و فرهنگ این بزرگان می بالد و بخت آن دارد که از بزرگترین نقاش همه دوران ها درس نگارگری بگیرد و آیین هنرمندی بیاموزد. و در کنار هنرآموزی با اندیشه ی باغ ایرانی و زمینه های اشراقی و فلسفی آن آشنا شود لحظه هایی از تفرج شاهانه در باغ را که اینک می داند برساخته ی اندیشه ای کهن است، راه به ساختمان زیبای آجری کاخ کج می کند تا تک مضراب های کاشی های فیروزه و لاجورد را بر تاقی های سرسرا و...
more...
- ســــتــوده
ترانه آبی // قیلوله ناگزیر / در طاق طاقی ِ حوضخانه، تا سالها بعد / آبی را / مفهومی از وطن دهد. // امیر زاده ای تنها / با تکرار ِ چشمهای بادام ِ تلخش / در هزار آئینه شش گوش ِ کاشی. / لالای نجوا وار ِ فـّواره ای خرد / که بروقفه خواب آلوده اطلسی ها / می گذشت // تا سالها بعد / آبی را / مفهومی ناآگاه از وطن دهد. // امیر زاده ای تنها / با تکرار چشمهای بادام تلخش / در هزار آئینه شش گوش کاشی. /...
more...
- ســــتــوده
کلاه فارسی، تحت نفوذ هنر یونانی زيرا برهنگی را نمایش میدهد. 485-425 پيش از ميلاد/ تماس ما بین ایران و یونان در این دوره در واقع توسط جنگ بوده، و در غرب با نوشته های هرودوت مورخ یونانی ، (حدود 485-425 پیش از میلاد) شناخته می شود / این مجسمه بخشی از گنجینه Oxus ، مهم ترین مجموعه از طلا و نقره است که از دوره هخامنشی باقی مانده اند. گنج ، احتمالا از یک معبد در سواحل رودخانه در تاجيکستان...
more...
- ســــتــوده
گنجینه جیحون در كران جیحون، در مسیر جاده بازرگانی در سرزمین قبادیان، نزدیك ملتقای رودهای كافرنهان و جیحون، پیدا شده است (آذرپی، ص 1143).بهنوشته حافظ ابرو (ج 2، ص 101)، در گذشته از جیحون تا فرات را بلاد فارس مینامیدند.معلوم نیست در چه زمانی مسیر جیحون از دریای خزر به دریای آرال تغییر یافته است و با اینكه امروزه، رود جیحون به دریای آرال میریزد،...
more...
- ســــتــوده
در منچستر باران گرفت و خانهنشين شدم. روح چامهسُرايان باستان در من دميده بود، شتاب داشتم. پاره كاغذي جُستم و به همسرم گفتم تا چاي شبانه را سامان دهي، آرامش خود را بازيافتهام. هنوز عطر چاي به تمامي در وُثاق سپنجي درنپيچيده بود كه اكثر ابيات اين چكامه را ــ نه همه، شتاب داشتم ـ فرو نوشتم.
- ســــتــوده
سال 1303 شمسي من در كلاس سوم مدرسة ابتدايي امريكايي بودم. كلاسهاي اين مدرسه در ساختمان قديمي ميرشكار ناصرالدين شاه برپا ميشد. اين ساختمان در اراضي باغ بزرگ «برج نوش» بود. يك سر اين باغ به خيابان علاءالدوله (فردوسي امروز) و سر ديگر آن به چهارراه عزيزخان ميرسيد. برج نوش چنانكه از نام آن پيداست ساختماني برج مانند بوده كه محل عيش و عشرت فتحعلي شاه بوده است كه بعداً آن را تكه و پاره كردهاند و نهادهاي مختلف را در آن جاي دادهاند. روزي از روزهاي اوايل سال تحصيلي 1303 گرم درس خواندن بوديم كه در كلاس باز شد و پسري استخواني و سفيدروي را داخل كردند و به آموزگار گفتند: «اين شاگرد اين كلاس است و بيخود در كلاس بالاتر رفته بود.» اين پسر كه بغض گلوي او را گرفته بود، پشت دستهاي خود را به روي چشمان چسبانيده بود و هايهاي گريه ميكرد
- ســــتــوده
بعد از جنگ چالدران و تسخیر موقت تبریز توسط ترکان عثمانی، تعداد زیادی از نسخه های خطی و شاهنامه ها و نگاره های موجود در کاخ هفت بهشت به دست عثمانی ها افتاد و اینان به هنر نگارگری علاقه مند شدند. در زمان شاه تهماسب یک نسخه ی بسیار نفیس شاهنامه – شاهنامه ی شاه تهماسبی معروف – توسط او به سلطان سلیم دوم پادشاه عثمانی هدیه شد.
در سال های پایانی عمرش زمانی که شاه تهماسب دچار بیماری زهد افراطی شده بود بسیاری از نقاشان و خوشنویسان دربار صفوی به اطراف پراکنده شدند و به این ترتیب دبستان های نگارگری مشهد در دربار ابراهیم میرزا، دبستان هندو ایرانی – معروف به مکتب مغول – دردربار اکبرشاه در آگرا و دهلی، دبستان زیبای دیگری در بخارا بنا شد و نیز تعداد زیادی از نگارگران به استانبول و دربار سلطان مراد سوم رفتند. یکی از مشهورترین این نگارگران ولیجان یا استاد زیتون بوده اند. که زیر نظر استاد عثمان با نقاشی کتاب های سورنامه و هنرنامه مکتب استانبول را پایه گذاری کرده اند http://siadel.blogspot.com/2007...
- ســــتــوده
این کاسه سفالین نشان دهنده صحنه شکار بهرام گور به همراهی آزاده بانوی چنگ نواز دربار (و به روایتی همسر) بهرام گور است. میگویند روزی در شكارگاه بهرام با تير دو شاخ آهوی نری را از سرش جدا میکند و در پی آهوی ماده دو تير مثل شاخ بر سرش مینشاند. دل آزاده بر آهو میسوزد و به بهرام میگوید كشتن آهوان آنسان كه تو میكشی رسم جوانمردان نيست. بهرام خشمگين میشود و او را از پشت شتر بر زمين می اندازد. كنيزك جسور زير پای حیوان جان میدهد... این اثر در موزه متروپولیتن نیویورک نگهداری میشود.
- ســــتــوده
صورت فلکی جاثی در کتاب صورالکواکب از عبدالرحمان صوفی منبع: عبدالرحمان بن عمرصوفی ،کتاب صورالکواکب ،چاپ عکسی از نسخه خطی کتابخانه بودلیان ،ش144،Marsh، فرانکفورت 1406/1986
به متونی که به زبان فارسی و به خط عبری نوشته شده است، فارسی – یهودی (Judeo-Persian) میگویند. متون فارسی – یهودی به لحاظ زبانشناسی یکدست نیست و با توجه به محل تألیف متون فارسی موجود، میتوان در آنها مشخصههای لهجهای را مشاهده کرد. همچنین فارسی - یهودی تنها محدود به کتابهای مذهبی نمیشود و آثار ادبی و غیرمذهبی را نیز در برمیگیرد. تا اواخر قرن نوزدهم میلادی، تصویر روشنی از ادبیات فارسی – یهودی وجود نداشت، تا این که الکان ناتان ادلر ضمن سفرهایش به آسیای مرکزی در دههی نود قرن نوزدهم میلادی، تعداد متنابهی دستنویس فارسی – یهودی را جمعآوری نمود و بعدها ویلهلم باخر بوداپستی این دستنویسها را در اختیار جهان علم قرار داد. در اوایل قرن بیستم، سیمون چاکام بخارایی تعدادی از متنهای فارسی - یهودی از جمله عهد عتیق و متنهای روایی را در اورشلیم چاپ کرد. گنجینهی دیگر متون فارسی – یهودی در همان دوران در قاهره کشف شد. کمکم محققان پی به این نکته بردند که ادبیات فارسی – یهودی غنیتر و متنوعتر از آن چیزی است که در آغاز تصور میشد.
- ســــتــوده
«ترديد» پس از گذشت هفده سال از ساخت « پرده آخر » دومین فیلم سینمایی واروژ کریم مسیحی در مقام کارگردان است. / خلاصه داستان: پدر سیاوش در یک حادثه مرده و عموی او ثروت خانواده را در دست گرفته است. سیاوش به دختر عمه خود مهتاب علاقه دارد. او که هنوز از خبر درگذشت پدرش حیران است، خبری عجیبتر میشنود؛ مادرش قصد دارد با عمویش ازدواج کند. سیاوش متوجه میشود مرگ پدر طبیعی نبوده و او را به قتل رساندهاند.
- ســــتــوده
پارسیهای قدیم میگفتند، چشمی که مینگرد نوری به آنچه مینگرد میدهد. یعنی آنچه نگاه می شود نورش را در نور آنکه نگاه می کند میریزد: دو نور از دو سو، هر دو در نیمه راه به هم میرسند (نوری از نگریده، نوری از نگران). دیدن و دیده شدن، هر دو در نور ِهم یک "دیدن دیگر" میآفرینند. این "دیدن دیگر" یک دیدن نامرئی است، یک دیدن ِندیدنی.تصادفی، تصادمی. ما باید این سومین را کشف کنیم، شکار کنیم، هم در ذهن هم در زبان. زرتشت این مبادلهٔ نور را، نور دو "دیده" را، انسانی میدانست : نوردیده(چشم) و نوردیده(مفعولِ دیدن). ...
- ســــتــوده
ولی جدی می گم جام با نقش بز یا شیر خیلی هست ولی با نقش صورت ندیده بودم. کلا در آثار شرقی حس می کنم حتی پیش از اسلام هم علاقه ی بسیار کمتری به ثبت نقش انسان داشتن. به همین خاطر هنر تندیس سازی در یونان بسیار پیشرفته تره.
- Raeeka
در محدوده ي تمدن هخامنشي بوده. منتهي نميدونم کجاش ساخته شده. ممکنه رگه هاي يوناني داشته باشه ...
- ســــتــوده
نه. راستش متنش رو نخوندم ولی تیپ کار اصلا شبیه یونانی نیست. جام با ورقه ی نازک طلا در یونان خیلی رسم نبوده تا اونجایی که من دیدم
- Raeeka
عجب زیباست! من رو یاد آثار مهرپرست ها میندازه
- آریـوبرزن
ای خداااااااااا ! این چی بود گذاشتی؟ چقدر زیباست !!! تمام انگاره های منو به هم زد. راییکا جان، کاری به طلا کاری ندارم ولی شکل کار کردن صورت، به شیوه یونانی شبیه نه ایرانی.
- کیان پردیس
ايول! انگاره همون ذهنيته؟ که من به جاش اين عبارتو ميگم: تمام پسوردام ... :دي
- ســــتــوده
قبول دارم کیان جان در مورد نوع کار صورتش. دلیلی که اون حرف رو زدم این بود که خیلی از ظرفهای یونانی این نوع کار روی سفال است که بعدا روش نقاشی شده http://i35.tinypic.com/33a6uxs...
- Raeeka
راییکا جان، نوع مو در کارهای ایرانی، حلقه حلقه است تا جایی که من به یاد دارم ولی در کارهای یونانی، تره های تاب دار. نماد مار هم در بین نمادهای مذهبی یونانی، نقش برجسته ای داشت. و نشانی از جاودانگی بوده. ولی کار روی طلا و نقره توی ایران مرسوم بوده.
- کیان پردیس
اینو که فهمیدم که سردیس! بانو آتوساست :) منظورت اینه آتوسا خوشگل تر بوده از این؟ : دی
- کیان پردیس
منظورم اينه که دوتا کارا شبيهه يه جورايي/ به لحاظ رئال بودن و فرم صورت شايد
- ســــتــوده
ستوده جان، اگه اشتباه نکنم، داری ، سردیس! آتوسا رو با این نقش جام مقایسه می کنی :) ولی این آتوسا به کارهای ایرانی شبیه تره در صورتی که نقش جام، به نظر من کاملا یونانیه. به موهای آتوسا نگاه کن و فرم بینی رو با این مقایسه کن : http://www.metmuseum.org/toah...
- کیان پردیس
هر دوی اینها، اجزای مشابهی دارن. در صورتی که نقش جام بالا، به صورت واضح از اجزایی استفاده کرده که در تندیسهای یونانی استفاده شده. البته نظر من کاملا شخصیه
- کیان پردیس
بعيد نيست. نه اينکه الان بخوام بگم، شايد هخامنشي ذکر کردنش، به خاطر زمان ساخت اثر باشه و يافتنش در محدوده ي تمدن اون زمان هخامنشي که متصرفات يوناني رو هم شامل مي شده احيانن
- ســــتــوده
راستی یک سوال، این سردیس، اختراع خودته یا نه واقعا این کلمه موجوده : دی
- کیان پردیس
حافظ اَبرو؛ شهابالدین عبدالله بن الطف الله بن عبدالرشید خوافي تاریخنگار و جغرافیدان مشهور ایرانی در عصر تیموری (درگذشتهٔ ۸۳۳ ق) صاحب آثاری در تاریخ اسلام و ایران؛ بویژه مربوط به دوره تیمور و شاهرخ است. کتاب جغرافیای او که بویژه در فصول مربوط به ایران و فرارود آکنده از اطلاعات مهم تاریخی نیز هست، از مهمترین آثار او به شمار میرود. بخشی از اطلاعاتی که حافظ ابرو از خصوصیات جغرافیایی سرزمینهای اسلامی به دست داده چنانکه خود اشاره کرده، محصول مشاهدات خود اوست. چه، در سفرهای جنگی تیمور از فرارود (ماوراءالنهر) و ایران تا شام همه جا حضور داشته و از این جهت آگاهیهای بیهمتایی گردآورده که امروز برای بررسی جغرافیای طبیعی و انسانی شهرهای کهن سرزمینهای اسلامی بسیار مهم مینماید. این کتاب همچنین برای اطلاع از نام و نشان و مضمون بعضی آثاری که از منابع حافظ ابرو بوده و اینک در دست نیست، بسیار مهم مینماید.
- ســــتــوده
شهرت حافظ بيشتر در تاريخ نويسي اوست . تاريخ عمومي ايران را با کشورهائي که با آن پيوستگي دارد تا زمان مرگ خود گرد آورده است و متاسفانه از اين کتاب فقط دو نسخه يکي در تهران و ديگري در استانبول مي شناسيم .http://www.mibosearch.com/word... ...
- ســــتــوده
صورت فلکي دو پيکر (جوزا)، نگاره اي از کتاب "صورالکواکب" نوشته ي صوفي، مجموعه ي ديويد
ابوالحسین عبدالرحمان بن عمر بن محمد بن سهل صوفی رازی، در سال 291 هجری مهی/ 283 هجری خورشیدی به دنیا آمد و در سال 376 هجری مهی/ 366 هجری خورشیدی در سن 83 سالگی از دنیا رفت. با اینکه واژه «رازی» در نام او، خاستگاه او را به «ری» منسوب میدارد، اما گویا در اصل از مردمان شهر «فسا» در استان فارس بوده است.http://www.ghiasabadi.com/soufi...
- ســــتــوده
صورت فلکی جوزا یا دو پیکر از صورت فلکی منطقة البروجی است که خورشید در تیر ماه در آن قرار دارد. بنابراین بهترین زمان برای دیدن این صورت فلکی ، فصل زمستان است. جوزا بین میلهای ۱۰+ و ۳۵+ و بعدهای h ۶ و m۱۰ h ۸ قرار گرفته است و مساحتی حدود 514 درجه مربع را در بر میگیرد. جوزا دارای ۱۳ ستاره پر نورتر از قدر ۴ است. α-جوزا (کاستور یا راس التوام المقدم) و β-جوزا (پلوکس یا رأس التوام الموخر)...
more...
- ســــتــوده
دوپیکر که با نام عربی جوزا هم نامیده میشود (نماد ) نام یکی از صورتهای فلکی و سومین برج از برجهای دوازدهگانه است و در شبهای زمستان قابل مشاهده است. بین صورتهای فلکی گاو از شرق، خرچنگ از غرب ، ارابهران و شلیاق (چنگ رومی) از شمال و سگ کوچک و تکشاخ از جنوب واقع شدهاست.http://fa.wikipedia.org/wiki...
- ســــتــوده
برابر افسانه ها " پولوكس " فنا ناپذير بود ، زيرا او پسر پدر خدايان ، يعني زئوس بود ؛ ولي كاستور بر عكس پدرش از نوع بشر بود و به همين دليل جزو فناپذيران به شمار مي آمد . هر دو برادر قهرمانان بزرگي بودند و هيچ گاه از يكديگر جدا نمي شدند . هنگامي كه كاستور در نبردي به قتل رسيد ، جدايي از برادر براي پولوكس تحمل ناپذير بود . به خصوص اين مساله كه كاستور مي بايد به قلمرو تاريك زيرزميني مردگان...
more...
- ســــتــوده
سلام. تو یه مدت دنبال نگاره های مانوی بودی. درسته؟
- Raeeka
ستوده جان کامنت عوض می کنی :دی (شکلک کرم ریختن
- Raeeka
می تونی صبر کنی یا نه الان می خوای؟ چون منم دارم برای مطلب بعدی وبلاگم روی نقاشی های مانوی کار می کنم
- کیان پردیس
راستش فردا می خواستم پست بذارم در مورد ردپای موسیقی در بازمانده های هنر ساسانی. یک جا دیدم یک نگاره ی مانوی که کسی داشت وسیله ای رو می نواخت گفتم اون رو هم بذارم. ولی چون اطلاعاتم زیاد نبود می خواستم ببینم دقیقا این مال همون دوره است و کجا پیدا شده. اگر چیزی رو مطمئن نباشم نمیذارم
- Raeeka
اومدم / غلط فاحش املايي عوض کردم. پاش هم واي ميسم :دي/ فکر کنم همون نگاره ي مانوي بلاگ يا پست بالاترين رو ببين دوباره راييکا / ايول به کيان هم. دو نفري حسابي ماني باز شدين!
- ســــتــوده
مخمل ، ابریشم و لایه نقره در اطراف بافت ابریشم /
هند یا ایران ؛ 1600 - يا ايران صفوي يا هند اکبرشاهي / مجموعه ي ديويد / احتمالن قطعه اي از چادر شاهي (!؟)