چقدر از اين سرود بدم میآيد. سرودی که ... سرودی که تمام سازندگان آن اعم از شاعر و نوازنده و اجراکننده و آهنگسازش تا ابد به نفرين وجدانشان مبتلا خواهند بود. من نمیدانم چرا اين ذهنيتهای شهری نشده و اهلی نشده و آدم نشده اينهمه اصرار دارند که القابی چون "ماه تابان" و "مهر خاوران" و "آريامهر" و "مهرورز" و "خورشيد رخشان" به خودشان بدهند؟ همان روزها که میخواستند سرود ايران را عوض کنند و آن را به مسابقه گذاشتند، فکر کنم حسن رياحی به عنوان آهنگساز توانست مدال نخست را به گردنش بيندازد و يکی از شاعران درباری، (يادم نيست کی بود) يکی از همين شاعران مراسمی که هروقت نيمه شعبان يا بيست و دو بهمن باشد صدايشان میزنند که هی! بياييد برويد پشت تريبون، شعر بخوانيد و چلوکباب بخوريد و سکه ی بهار آزادی بگيريد، شايد مقام رهبری يک لبخند هم به شما زد. آهنگساز و شاعر و تهيهکننده و سفارشدهنده و خورنده و برنده و... چقدر نکبتی!
- ســــتــوده
حالم از سرود و تمبر و يادگارهای اين دوران به هم میخورد؛ همهاش نکبتی و نحس و حقير.
- اردی خان