Sign in or Join FriendFeed
FriendFeed is the easiest way to share online. Learn more »
مشاعره

مشاعره

مشاعره با فرفریا .. دوستان کامنتا به 40رسید میریم سر خط!
استاد امیر سجاد
بلاغت غم من انتشار خواهد یافت ... اگر که متن سکوت مرا کتاب کنید
Desktop-Design-01.jpg
شعاع درد مرا ضرب در عذاب کنید/ مگر مساحت رنج مرا حساب کنید / محیط تنگ دلم را شکسته رسم کنید /خطوط منحنی خنده را خراب کنید / طنین نام مرا موریانه خواهد خورد /مرا به نام دگر غیر از این خطاب کنید / دگر به منطق منسوخ مرگ می‌خندم/ مگر به شیوه‌ی دیگر مرا مجاب کنید / در انجماد سکون، پیش از آنکه سنگ شوم/ مرا به هرم نفس‌های عشق آب کنید / مگر سماجت پولادی سکوت مرا/ درون کوره‌ی فریاد خود مذاب کنید / بلاغت غم من انتشار خواهد یافت/ اگر که متن سکوت مرا کتاب کنید - استاد امیر سجاد
ضیاءالدین
خب:) ما هم بازی:دی {مرا عهدی است با جانان که تا جان در بدن دارم/هواداران کویش را چو جان خویشتن دارممممممممممم}
میازار موری که دانه‌کش است / که جان دارد و جان و شیرین خوش است - مبـــارز
تا توانی دلی به دست آور / دل شکستن هنر نمی باشد - بشری
دلا تا کی در این دنیا فریب این و آن بینی/ یکی زین چاه ظلمانی برون شو تا جهان بینیییییی (کتاب ادبیات سوم دبیرستان:دی) - ضیاءالدین
ای که با رلف و رخ یار گذاری شب و روز / فرصتت باد که خوش صبحی و شامی داری (این قبوله دیگه؟) - بشری
نه خب باید "ی" باشه دیگه؟ ها؟ - ضیاءالدین
یوسف گمگشده باز آید به کنعان غم مخور / کلبه احزان شودی روزی گلستان غم مخور - مبـــارز
روز تویی روزه تویی حاصل دریوزه تویی / آب تویی کوزه تویی آب ده این بار مرا - بشری
ای که با رلف و رخ یار گذاری شب و روز / فرصتت باد که خوش صبحی و شامی داری (این قبوله دیگه؟) - کاکتوس :دی تقلب - ضیاءالدین
یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا / یار تویی غار تویی خواجه نگهدار مرا (فعلا مغزم قفله رو این شعر!) - بشری
از خط چشم و سایه و ماتیک تو نبود / از چادر نماز گلی ، عاشقت شده است - مبـــارز
تا تو نگاه می کنی کار من آه کردن است / ای به فدای چشم تو (؟) این چه نگاه کردن است (نمیدونم درسته این تیکه ش یا نه) - بشری
تنهایم و تنهایی ام از یاد تو لبریز / نام تو مگر چیست که این گونه بلاخیز ؟! - مبـــارز
درسته - مبـــارز
زشته جمع کنید این بساط لهو لعب رو :دی - دختر حوا
زاهدان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند / چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند - بشری
دو دلم اول خط اسم خدا بنویسم / یا که رندی کنم و نام تو را بنویسم - مبـــارز
من از چشم تو خواندم روز آغاز/که با این عشق کار دل تمام است - ضیاءالدین
تکه های دل من چفت به یکدیگر نیست / من که گفتم به شما... جکع مکسر سخت است - مبـــارز
ترسم که اشک در غم ما پرده در شود / وین راز سر به مهر به عالم سمر شود - بشری
(دستم رفت رو اینتر!) - بشری
دستی به جام باده و دستی به زلف یار / پس من چگونه پیراهن کهنم را عوض کنم ؟! - مبـــارز
من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی / عهد نابستن به از آن که ببندی و نپایی - بشری
یک دم بیا و پا بر سر و چشم ما گذار / آخر مگر ز فرش اتاق تو کمتریم ؟! - مبـــارز
من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید / قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید (این بیت چند تا کامنته از جلوی چشمم نمیره کنار، مجبور شدم استفاده کنم دیگه :دی) - بشری
در سوت و کور کوچه به دنبال سر پناه / از قاتلان اهل طریقت فراری ام - مبـــارز
مستم از جام تهی حیرانی؟ باده نوشیده شده پنهانی :) - ضیاءالدین
من نه آن رندم که ترک ساغر و مطرب(؟) کنم / محتسب داند که من این کارها کمتر کنم - بشری
میخندی و غم در پس چشمان تو پیداست / در شادترین حالت خود باز غمینی - مبـــارز
یاد باد آنکه ز ما وقت سفر یاد نکرد / به وداعی دل غمدیده ما شاد نکرد - بشری
دیوانه‌ی ، مستانه‌ی ، زنجیری اویم / کوبیده سرم را ز غم یار به دیوار - مبـــارز
"ر" به پایان رسیده در حافظه م انگار. - بشری
از روی حافظ می‌نوشتید ؟!!! - مبـــارز
روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست/واندر طلب چی چی بال و پر خویش بیاراست:دی - ضیاءالدین
حافظه نه حافظ!!! / آقای ضیاءالدین :))) - بشری
روزی گنهکارم ، روزی عبادت کار / طغیان گر عابد ؟! مجموعه اضداد - مبـــارز
واندر طلب طعمه پر و بال بیاراست - مبـــارز
بله بله:)))) - ضیاءالدین
دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند / گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند (؟) - بشری
دل داده ام بر باد ، دیوانه ام دلشاد / با دل بیا نزدیک ، گو هر چه بادا باد - مبـــارز
دردم از او هست و درمان نیز هم / دل فدای او شد و جان نیز هم - بشری
ما اسیر کوی لیلا گشته ایم / فکر آزادی و استقلال نیست - مبـــارز
تو کز محنت دیگران بی غمی / نشاید که نامت نهند آدمی - مبـــارز
(منم همین نوک زبونم بودا :دی) - بشری
مبارز خودت که دیگه نباس جواب خودتو بدی:دی - ضیاءالدین
حوصله ام سر رفت خب... - مبـــارز
:)))) خب بسه واسه امشب...نظرتون چیه دوستان؟:) - ضیاءالدین
"ت" و "ر" تموم شده، با اینا تموم میشه نکنید؟! - بشری
باشه... صبر کنید - مبـــارز
یک دفعه رفتم از پی شیطان و کل عمر / غرق‌آب گشته در عرق شرمساری ام - مبـــارز
خوب شد ؟ - مبـــارز
ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش / بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش - بشری
(ولی کلا شما قوی ترین، نابرابرانه ست! :دی) - بشری
شد کوچه به کوچه جست و جو ، عاشق تو / شد با غم و غصه رو به رو ، عاشق تو - مبـــارز
من که هیچی نیستم... اینا هم اکثرش چون برا خودمه یادمه وگرنه حافظه من داغونه. دیگه شما که تو جریانید :دی - مبـــارز
خب منم چون برای خودتونه میگم قبول نیست دیگه :دی / "و" هم ندارم ضمنا! - بشری
"ر" بگم؟! یدم اومد! - بشری
بگید - مبـــارز
راز خلقت همه پنهان شده در عین علی ست / کهکشان ها نخی از وصله نعلین علی ست - بشری
به به... - مبـــارز
منم ت ندارم... - مبـــارز
به جز از علی نباشد به جهان گره گشایی / طلب مدد از او کن چو رسد غم و بلایی (یه تیر چند نشون!) - بشری
ت دارم من:دی توسنی کردم ندانستم همی/کز کشیدن تنگ تر گردد کمند :) باتشکر - ضیاءالدین
بالاخره ی بدم یا د ؟! - مبـــارز
به بیت آقای ضیاء توجه کنید که باز هم حضور داشته باشن! - بشری
در دل جدال دائمی مرگ و زندگی است / هر تیک تاک ساعت چشم انتظاریم - مبـــارز
:) والا دیدم کار "ت" زمین مونده گفتم بگم:دی - ضیاءالدین
میم هم ندارید ؟ - مبـــارز
من مَلَک بودم و فردوس برین جایم بود / آدم آورد در این دیر خراب‌آبادم - مبـــارز
کی؟ من؟ :دی ما را رها کنید در این رنج بی حساب/نمی دونم چی چی و عهد شباب:دی - ضیاءالدین
منم بازی !!؟ - بنیامین
به طواف کعبه رفتم ، به حرم رهم ندادند / که برون در چه کردی؟! که درون خانه آیی؟! - مبـــارز
بیا داداش - مبـــارز
پ چی شد ؟! - مبـــارز
ما رفتیم... شب خوش - مبـــارز
یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه کیست جان ما سوخت بپرسید که جانانه کیست - بنیامین
تا یار برفت صبر از من به رمید / وز هر مژه‌ام هزار خونابه چکید - مبـــارز
دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا - بنیامین
الا یا ایها الساقی ادرک اسا و ناولها / که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها - مبـــارز
ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما آب روی خوبی از چاه زنخدان شما - بنیامین
از بس که شکستم و ببستم توبه / فریاد همی کند ز دستم توبه - مبـــارز
همای اوج سعادت به دام ما افتد اگر تو را گذری بر مقام ما افتد - بنیامین
دریاب ثانیه ها را که به تاراج میرود / تابوت عمر ماست به دوش لحظه ها میرود - مبـــارز
دل میرود ز دستم صاحبدلان خدا را *** کاشکی دلو می‌بستم کاشکی دلو میبستم / منم بازی - جنابـ( ع )ـالی
ضیاءالدین
دوستان توجه داشته باشند که طبق سرلوح فید تعداد کامنت به 40 که برسه هوتوتو میشه:دی توجه کنید آقا...داره اذون هم میشه دیگه:))
باتشکر از توجه فراوان دوستان:)))) - ضیاءالدین
:)))))))))))))) ماموریتت فک کنم لو رفته - Ruhollah Mahdavi
آقا من میگم بس کنن...خودشون پایه ان خب:)))))) - ضیاءالدین
الان چون کنیم؟ - استاد امیر سجاد
نه آقا کاری نمیخواد کنی شما:دی بنده ارادت دارم استاد:))) - ضیاءالدین
نذاشتید من بحث تخصصی بابا کرم رو پیاده سازی کنم - استاد امیر سجاد
خانم میم
من یه سوالی برام پیش اومده ... اگه قراره یه فید باشه ملت زیرش مشاعره(!) کنن ، خب چه کاریه روم زدن ؟ :دی
دلیلش اینه که هر فرد فید خودش رو داره. ممکنه همۀ افراد علاقه مند به مشاعره دوست نداشته باشن فید اون فرد رو ببینن اما روم رو ساب می کنن و اونجا به مشاعره می پردازن. - dRHossein
نکته ی قابل تاملی بود واقعا ;)) - خانم میم
دعوا چیه؟ من مثلاً تو رو ساب ندارم. تو توی فید خودت یه مشاعره راه میندازی و پرایوتم هستی. خب من نمی بینم فیدت رو که شرکت کنم. از طرفی کلاً با فیدهات حال نمی کنم اما مشاعره دوست دارم خب مجبور میشم سابت کنم. اما روم باعث میشه این کارها ضروری نباشه. روشن شد؟ - dRHossein
استاد امیر سجاد
در نای خشک مرثیه خوان نا نمانده است / طفلی برای زینب کبری(س) نمانده است ... باید بجای حافظ و سعدی لهوف خواند / دیگر برای ما شب یلدا نمانده است - استاد امیر سجاد
استاد امیر سجاد
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم ... همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم
danbo2_photo.jpg
تو به من سنگ زدی، من نه رميدم، نه گسستم ... باز گفتم که: تو صيادی و من آهوی دشتم ... تا به دام تو درافتم، همه جا گشتم و گشتم - استاد امیر سجاد
يادم آمد که شبی باهم از آن کوچه گذشتيم ... پرگشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم ... ساعتی بر لب آن جوی نشستيم ... تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت ... من همه محو تماشای نگاهت - استاد امیر سجاد
Other ways to read this feed:Feed readerFacebook