نه من تهران هستم و یه دو ماهی میشه از وطنم دورم :))
- VAHID
این پسرا همیشه جلو در ما جمع میشن و شروع می کنن با هم شوخی کردن بعد چه حرف های بی ناموسی هم می زنن که آدم سرخ میشود / خدا دمت گرم ازت یه دعوا خواسته بودم رسوندی زود
من برم معتاد شم / این ها هم به من گفتن برادر - گفتم: میشه خواهش کنم دیگه اینجا جمع نشین / گفت : چشم برادر - بریم بچه ها /// چرا هر وقت ریش میزارم همه بهم میگن برادر :))
- VAHID
یه دوست دختر هم نداریم صبح به عشق اون از خواب پاشیم بعد بریم لب پنجره ببینیم وسط خیابون داره پسر همسایه رو می بوسه بعد در نهایت آرامش بریم بگیریم بخوابیم