Sign in or Join FriendFeed
FriendFeed is the easiest way to share online. Learn more »
چو بگرفتی مراد خود رها کن دین و دنیا را ، متی ماتلق من تهوی دع الدنیا و اهملها
با اجازه خواجه حافظ شیرازی - vahidoo
من ترک عشق و شاهد و ساغر چه سان کنم ، می جوشد اندرونم و حاشا عیان کنم ، با اجازه خواجه حافظ شیرازی
آقا ما تازه پیدا کردیم شما رو.انتخاب اشعار عالیه - keivan.st
لطف دارید - vahidoo
شاد آمدم شاد آمدم از جمله آزاد آمدم
مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز
ور نه در مجلس رندان........... - اکبر
به شرط آنکه ز مجلس سخن به در نرود - vahidoo
new poem : میکده: خوشا آنان که چون آیینه پاکندخود از خاکند و صد افزون ز خاکنددر ایشان نقش آن مهرو توان.. http://blog.vahidoo.com/2009...
فوق العاده زيبا:) - Fati
ممنون - vahidoo
♫ آلبوم در بهار امید ، تصنیف نوازی سنتی ایرانی ، داود آزاد - جمشید محبی ♫
لینک داری برای گوش دادن؟ - Spidermard
following back
Subscribing Back ( sorry to all new subscribers , Jun13th - Jul 2nd )
تا یار که را خواهد و میلش به که باشد
و خود را هیچ مباش
بزن زخمه بدر هم تار و هم پود
رموز مستی و رندی ز من بشنو نه از حافظ
دیسکریپشن اینجاhttp://rend.parsiblog.com/ - پارازیتت
شیخ صنعان خرقه رهن خانه خمار داشت
ذاک دعوای و ها انت و تلک الایام - http://vahidoo.tumblr.com/post...
عنوان ، مصرعی است از غزل حافظ - vahidoo
ترجمه موزون مصرع از دکتر شفیعی کدکنی ، این من و دعوی من این تو و این هم ایام - vahidoo
:) اين معركه است ، معرررركه - Neda
گوشه چشمی بنما - http://vahidoo.tumblr.com/post...
که چون روز است شام ما دمی گر سوی ما آیی - Neda
دلبرا دیدم جمالت مرغ دل بی تاب شد - Neda
:) عالي بود - Neda
خود گنج نهان بود عیان شد بر ما
دیدم رخ مستانه او چشمم گفت ، تا روز وصال لحظه ای نتوان خفت
یک روز به شیدایی در زلف تو آویزم
روی جانان دید و مست از آن شراب ناب شد
دلبرا دیدم جمالت مرغ دل بی تاب شد
گفتم صنما لاله رخا دلدارا ، در خواب نمای چهره باری یارا ، گفتا که روی به خواب بی ما وانگه ، خواهی که دگر به خواب بینی ما را-ابوسعید ابوالخیر
حیوان خبر ندارد ز جهان آدمیت
Michael Jackson is dead
:( he was ( and is ) king of pop... I like michael; god bless him... - سِــمیرامیس
من نگویم که مرا با تو سر و کاری هست ، در و دیوار گواهند جز این کاری نیست
روی مه دیدن حلال و روی مهرویان حرام !؟
گفتم غم چه داری ، گفتا دوا ندانی
دمی با مدعی از عشق گفتم ، دریغا سعی باطل سعی باطل
دریغا - MODIR
Other ways to read this feed:Feed readerFacebook